header image
 
گفت و گو با ‏داريوش، خواننده ی شورشی‏ چاپ
آرش   
رفتن به
گفت و گو با ‏داريوش، خواننده ی شورشی‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5

پرویز قلیچ خانی: آقای داریوش اقبالی عزیز، با تشکر فراوان از شما برای ‏پذیرش این گفت و گو. همانطور که در مکالمه یِ تلفنی توضیح دادم، صدمین شماره ی آرش که در ‏شانزدهمین سال خود منتشر می شود، به مقولات تبعیدیانِ سیاسی و ‏مهاجرین ایرانی در خارج از کشور اختصاص دارد. یکی از این مقولات، ترانه ‏سرایی در تبعید است.‏
در تحریریه تصیصم گرفته شد که من، گفت و گویی داشته باشم با شما؛ چرا ‏که به نظر ما شما جزو معدود خوانندگانِ معترضی هستید که طی این چند ‏دههِ کار هنری خود، هم چنان این خصلت شورشگری را حفظ کرده و ‏همیشه مخالف ظلم و بی عدالتی حاکم بر جامعه بوده اید.‏
 

 

 

داریوش:‏
‏ من بسیار خوشحالم که امروز در کنار شما هستم. همین طور که به حرف ‏های شما گوش می دادم، منو بُردید به سال های دور. به استادیوم امجدیه، ‏چرا که من یکی از طرفدارانِ خود شما بودم. نه تنها روزهای نو جوانی که در ‏تیم کیان بازی می کردید، بلکه، بازی تیم ملی ایران با اسرائیل را در سال ‏‏1347، که گل پیروزی را از راه دور وارد دروازه ی اسرائیل گردید، فراموش ‏نمی کنم. ‏
من خوشحالم که پس از گذشت سال ها، امروز در پاریس نشسته ایم و نقبی ‏به خاطرات دور می زنیم و یادآور دورانی می شویم که من با اکثر بچه های ‏تیم دوست و رفیق بودم؛ چرا که خودم نیز از نوجوانی فوتبال بازی می کردم. ‏امیدوارم که این مرور خاطرات برای خوانندگان شما نیز جذاب و خواندنی ‏باشد.‏
قلیچ خانی: ضمن تشکر از این که مرا نیز خجالت دادید، اجازه می خوام به ‏سئوالات بپردازم.‏
بخش زیادی از مردم ایران، شما را به عنوان یک خواننده ی معترض می ‏شناسند؛ و به همین خاطر اکثر ترانه هایی که تا به حال اجرا کرده اید با این ‏مضمون بوده است و برای همین در دل مردم ایران-خصوصاٌ طرفداران ‏موسیقی پاپ- جایگاه خاصی پیدا کرده اید. می خواهم بپرسم چه عواملی در ‏زندگی شما باعث شده که شما با روحیه ای معترض به محیط موسیقی ایران ‏قدم بگذارید؟
داریوش:
‏ واقعیت اش این است که من تا سن 19 سالگی، بیشتر وقت ام در زمین ‏بازی می گذشت. درس می خواندم اما عشق موسیقی را با همه وجود حس ‏می کردم؛ ولی تصویر این که روزی خواننده معروفی بشوم، بسیار تصویر ‏دوری بود. و هیچ گاه هم برای این که خواننده ای بشوم شروع نکردم.‏
همه ی کارهای من اتفاقی بود. درست است که من از سن 9 سالگی روی ‏صحنه می رفتم ولی این که قصد داشته باشم خواننده بشوم نبوده است. ‏اولین جرقه و تجربه هم در برنامه دوستم هنرمند نامدار آقای حسن ‏خیاطباشی اتفاق افتاد.‏
تنها در سن 19 سالگی بود که با آشنا شدن با ایرج جنتی عطایی و شروع ‏اولین کار حرفه ایم با او، و درست در زمانی که من شانس همکاری با ‏آهنگساز برجسته آقای پرویز مقصدی را داشتم، بسیار به من کمک کرد که ‏وارد مرحله دیگری بشم. باید یادآوری کنم که آهنگ های مقصدی نقش ‏مهمی در شهرت بسیاری از خواننده ها داشت و من هم از این قاعده ‏مستثنی نبودم. البته این بر میگرده به دوره ی اول کار حرفه یی من.‏
اما در مورد "خواننده ی معترض" که شما اشاره کردید، باید بگویم: زمانی ‏که به دنیای خوانندگی حرفه ای وارد شدم با دنیای جدیدی آشنا شدم. ‏دنیای خوانندگی و ترانه سرایی، رادیو و تلویزیون، روزنامه و مجله؛ همه ی ‏این ها برای من تازگی داشت! قرار نبود که من این جا باشم! قرار بود که به ‏دانشگاه بروم و بچه ای درس خوان و خلبان بشوم؛ درسته که از بچه گی ‏میخواندم ولی، خوانندگی را حرفه نمی دانستم؛ اما این مرحله ی جدید باعث ‏شد که به صورت حرفه ای وارد دنیای خوانندگی بشوم؛ و در همان قدم های ‏اول مشت اول را خوردم. با سانسور اداره شورای شعر و موسیقی، با تبعیض و ‏زور رسمی آشنا شدم؛ پارتی بازی و قلدری و زورگویی مسئولین اداری و ‏ممیزی را دیدم؛ به راستی چگونه باید این عشق به خوانندگی را حفظ می ‏کردم؟ هنوز به خواندن سومین ترانه ی ایرج و بابک نرسیده بودم که باید ‏پرسش و پاسخ و بازجویی پس بدهم! و البته کمی دیرتر ترانه های ترانه ‏سراهای برجسته یی مثل آقای شهیار قنبری و مسعود امینی و اردلان سرفراز ‏و... همین طور که جلوتر می رفتم، حس می کردم که این فضای  نورانی، ‏ظاهری است. شنا کردن در این فضای نورانیِ صحنه ی خوانندگی، تبحر و ‏بلدی خواصی لازم داشت که من با آن آشنا نبودم. تنها عشق به خواندن و ‏برای مردم خواندن چیزی بود که توانست مرا در این محیط پر آشوب، حفظ ‏کند. هر چند که در این رهگذر، ضربات و لطمات فراوانی خوردم و خوردیم. ‏خصوصاٌ دهه ی 1350، که برای محیط موسیقی ما، دهه ی بسیار حساسی ‏بود. دهه ای که بلاهای فراوانی بر سر من، ایرج جنتی عطایی وعده ی ‏دیگری که اسم بردم آمد؛ در واقع، ترانهِ به گونه های مختلف، مورد هجوم ‏قرار گرفت.‏
این دوره با بینش خاصی برای من آغاز شد. دوره ای که درد جامعه در ترانه ‏های خوب ترانه سرایان ما، خصوصاٌ ایرج جنتی عطایی انعکاس می یافت. و ‏البه همراه با ملودی های آهنگساز های بسیار خوبی مثل زنده یاد بابک بیات، ‏شماعی زاده، مرحوم واروژان و چند نفر دیگر.‏
زمانی که من برای اولین بار با ایرج در شمال ایران روبرو شدم، احساس کردم ‏که هم زبان و گُم شده ای را پیدا کرده ام. در آن زمان حس می کردم که ‏مانند یک انسان گرسنه دلم می خواد که ترانه های ایرج را یکی پس از ‏دیگری بر صحنه، فریاد کنم.‏
قلیچ خانی: در واقع برخورد اولیه شما با ایرج جنتی عطایی به عنوان ترانه ‏سرای معترض باعث شد که انگیزهای اعتراض در وجود خود شما، تقویت ‏بشود. در واقع چیزی در وجود شما در قلیان بود که ترانه های ایرج کبریتی ‏به آن زد. به نظر من در آن شرایط اجتماعی، شهامت می خواست که کسی ‏این ترانه ها را بروی صحنه ببرد و شما در واقع به چنین ریسکی دست زدید ‏و البته هزینه ی آن را هم، پرداختید.‏

داریوش: ‏
راستش بیشتر ما در جامعه ای بزرگ شده بودیم که همیشه با نوعی برخورد ‏دیکتاتور مآبانه روبرو بودیم. از خانواده گرفته تا معلم در مدرسه، و پلیس در ‏کوچه و بازار. تا چشم باز کردیم که خودمان را بشناسیم، متوجه شدیم که ‏اکثراٌ در حال زورگویی به ما هستند. این مسئله در شکل گیری روحیه من ‏بی تأثیر نبوده است. هر چند که مسئله ی مضمون ترانه بسیار مهم است.‏
قلیچ خانی: به نظر من جوهره ای در وجود شما وجود داشته که باعث شده ‏است با برخورد با ترانه سرایان خوب ، تقویت شود. روزی در مورد این مسئله ‏با آقای جنتی صحبت می کردیم و او در مورد همین روحیه اعتراضی و ادامه ‏کاری آن در وجود شما، می گفت : «پاسخ گرفتن از جامعه، بسیار مهم بود. ‏وقتی یک آرتیست جوان که تازه شروع به کار حرفه ای کرده و در ضمن ‏کارهایی نیز می کند که شهامت زیادی می خواهد، بلافصل از مردم جواب ‏می گیرد و این جوابی که مردم به داریوش دادند، در تقویت روحیه و ادامه ‏کاری داریوش بسیار تأثیر داشت.»‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.