header image
 
مروری بر سازمان های چپ در تبعيد چاپ
سيامند   
رفتن به
مروری بر سازمان های چپ در تبعيد
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25

 1- اعضای مستعفی، استعفای خود را پس بگيرند.

2-اين نشست کنگره تلقی نشود. به عنوان پلنوم وسيع در نظر گرفته شود.

3- مسائل مورد اختلافی که به استعفای برخی از رفقا منجرشده در اين نشست مورد بررسی  قرار گرفته و راجع به آن ها تصميم گرفته شود.

 4- زمان تشکيل کنگره و نحوه سازماندهی و تدارک عملی و نظری آن در اين پلنوم مشخص شود.

در پاسخ به اين نامه گفته شد که چون فرصتی برای تشکيل جلسه کميته مرکزی نيست، اين نامه در ابتدای جلسه خوانده خواهد شد و نشست در باره اش تصميم خواهد گرفت.

روز بعد هيئتی از طرف نشست با ما تماس گرفت و اعلام کردند که با پس گرفتن استعفاها موافقيم و از شما می خواهيم در جلسه شرکت کنيد تا در باره وضعيت حقوقی جلسه که کنگره هست يا نه مشترکا تصميم گيری کنيم.

 ما موافقت کرده در جلسه شرکت کرديم. اما نشست در همان ابتدا تصميم گرفت خود را کنگره بنامد. ما همبه ناگزير نشست را ترک کرديم، بعد از کنکره، در گزارشی که سازمان اقليت منتشر کرد ما را به عنوان مستعفيون معرفی نمود.»

 

پرويز نويدی در ادامه به تداوم کار گروه مذکور می پردازد و پروسه ی شکل گيری تشکيلاتی گرايش متبوع خود را بيان می کند:

 

« در سال 1362 برابربا 1983 کادرهای جدا شده از اقليت در خارج کشور، بعد از انتشار سه شماره کار تئوريک، که مواضع سياسی نظری اين جمع را بيان می کرد و با پيوستن برخی کادرهای اقليت در کردستان و خارج کشور، سازمان آزادی کار ايران(فدائی) را تشکيل دادند و با انتشار نشريه کار به عنوان ارگان مرکزی سازمان، فعاليت خود را ادامه دادند. در کردستان نيز تشکيلاتی با نام کميته کردستان سازمان آزادی کارايران (فدائی) ايجاد شد.»

 

از ديگر گروهبندی هايی که طی "کنگره" اقليت شکل گرفت، فراکسيون موسوم به "سوسياليسم انقلابی" بود که افراد منسوب به اين گرايش به فاصله ی کمی از اين سازمان جدا شدند. در رابطه با اين گرايش نيز نظراتِ متفاوتی ارائه شد. مهدی سامع مشروح اين واقعه را بدين ترتيب بيان کرد:

 

«در کنگره سازمان دو جبهه بندی در مقابل هم شکل گرفت. يک طرف ائتلاف 4 نظر بود که مصوبات کنگره بر اساس توافق اين 4 نظر با دو سوم آرا و يا در مواردی کمی بيشتر رسميت می يافت. طرف ديگر جريانی قرار داشت که خودش را سوسياليسم انقلابی می ناميد و تقريبا يک سوم شرکت کنندگان در کنگره از اين نظر حمايت می کردند. رهبری تئوريک اين گرايش را رحيم که در آن زمان خود را مارکسيست انقلابی می دانست و به رحيم تئوريک معروف بود به عهده داشت. رحيم از نفوذ تشکيلاتی چندانی برخوردار نبود و تنها حمايت چند تن از کادرهای قديمی سازمان مثل هاشم و زنده يادان کاظم(محمد رضا بهکيش) و بابک(محمود محمودی) از او سبب شده بود که چنين وزنی در کنگره پيدا کنند. البته اين کادرها هم به طور کامل و در همه زمينه ها با او هم نظر نبودند اما به هر حال در کنگره در يک جبهه قرار داشتند.

در جريان رای گيری برای انتخابات کميته مرکزی که حداقل رای برای انتخاب دو سوم رای شرکت کنندگان بود و قرار بود 7 نفر انتحاب شوند، هيچيک از اعضای اين جريان انتخاب نشدند. حتی تعدادی از افراد همين گرايش به رحيم رای ندادند. کسانی که انتخاب شدند هادی، توکل، نظام و من بودند. کنگره همچنين زنده ياد منصور اسکندری را که قبل از برگزاری کنگره دستگير شده بود را به اتفاق آرا به عضويت کميته مرکزی انتخاب کرد. کنگره تصويب کرد که اعضای منتخب با برگماری خود را تکميل کنند.

ما 4 نفر تصميم گرفتيم که بر اساس آرا کسب شده زنده يادان محسن شانه چی، کاظم(محمد رضا بهکيش) و هاشم را به کميته مرکزی اضافه کنيم و بعد 7 نفر کميته مرکزی رحيم، مستوره احمدزاده و احمد عطاالهی(که پس از دستگيری با بازجوها همکاری کرد و تواب شد اما بازهم اعدام شد) را به مشاور کميته مرکزی برگمار کرديم.

قرار بر اين بود که سازمان بر طبق مصوبات کنگره حرکت کنند و گرايش سوسياليسم انقلابی هم حق ارايه علنی نظرات خود را داشته باشد. در همين زمان تعدادی مقاله منتشر شد.

اما بلافاصله پس از کنگره اول زنده ياد محسن شانه چی دستگير و به فاصله کوتاهی به شهادت رسيد و در اسفند همان سال ضربه های سختی به سازمان وارد شد که آن هادی، نظام و کاظم از اعضای کميته مرکزی و تعدادی ديگر از کادرهای سازمان به شهادت رسيدند. من پس از جلسات کميته مرکزی که پس از کنگره برگزار شد به مسئوليت کردستان انتخاب شدم و در اسفند ماه که ضربات به سازمان وارد شد در کردستان بودم. قرار بود هم شاخه کردستان تقويت شود و هم بخش روابط خارجی تقويت شود. پس از ضربات وارد شده بر سازمان از کميته مرکزی سه نفر همراه با دو مشاور آن باقی مانده بودند. توکل، هاشم و من از کميته مرکزی و رحيم و مستوره از مشاوران آن.ضربات پس از کنگره تضاد بين توکل و هاشم را تشديد کرد. توکل طی نامه ای از من خواست که برای جلسه اضطراری کميته مرکزی به تهران بروم و من در حالی که در کردستان کارهای زيادی بايد انجام می دادم در ارديبهشت سال 1361 در جلسه کميته مرکزی در تهران شرکت کردم. مستوره در اين جلسه شرکت می کرد اما به ياد نمی آورم که رحيم در اين جلسه شرکت داشته باشد. خوبست که توکل، هاشم و مستوره در اين شرکت يا عدم شرکت رحيم اگر چيزی به خاطر دارند بگويند. چرا که رحيم تئوريسن جريان سوسياليسم انقلابی بود. اين جلسه بسيار پر تشنج بود. توکل تصميم داشت که هاشم را از دور خارج کند و هاشم هم که نظرات خوبی برای دفاع از سازمان در مقابل ضربات داشت جا به جا وارد بازی برنامه ريزی شده توکل می شد. من پيشنهاد کردم که بر اساس شرايط اضطراری کميته مرکزی و کادرها و فعالان سازمان که زير ضرب هستند به کردستان منتقل شوند. کميته مرکزی در کردستان به سر و سامان دادن امور بپردازد و تا انجا که می تواند با انتقال افراد به کردستان و سازماندهی جديد برای برگزاری يک نشست فوق العاده برای بررسی اختلافات و تعين تکليف با آن تلاش کند. اين پيشنهاد پذيرفته شد و قرار شد که با جديت به اجرا در آيد.

من به کردستان برگشتم و کم کم ديگران هم به کردستان می آمدند. من به توکل و هاشم گفته بودم که بخش کردستان سازمان با وجود تعداد زيادی از پيشمرگان که عضو سازمان نيستند و در تشکيلات نظامی سازمان که يک تشکيلات دمکراتيک و غير ايدئولوژيک بود فعاليت می کنند بايد خيلی صبورانه و با مسئوليت برخورد کرد و از آنها خواسته بودم که به طور مستقيم در امور اين تشکيلات دخالت نکنند و از مسير تشکيلاتی با تشکيلات کردستان رابطه داشته باشند.

در همين زمان و در حالی که پروسه انتقال به کردستان هنوز به پايان نرسيده بود من برای حل و فصل مسائل جنوب کردستان با تعدادی از مسئولان شاخه کردستان از منطفه بوکان راهی منطقه سنندج شديم و اين حرکت(کرد ها می گويند جوله) يک ماه طول کشيد.

وقتي برگشتم ديدم همه ی توصيه ها ناديده گرفته شده و توکل يک نفره تصميم به اخراج هاشم گرفته و هاشم هم از مقر مرکزی سازمان به يکی از روستاهای مجاور آن رفته و برای خوذش ارتباطات جديدی ايجاد کرده است.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.