|
صفحه 6 از 25
«نخست بايد مسئله آمدن جناح چپ اکثريت را به سازمان اقليت توضيح دهم. نيروهای تشکيلات ما شديدا نسبت به آنها موضع داشتند. اين موضع گيری بيش از آنکه به اختلافات نظری که وجود داشت ارتباط داشته باشد، به ماندن آنها در درون تشکيلات اکثريت، در مقطع حساس انشعاب اقليت و اکثريت در سازمان و چرخش مصطفی مدنی به سوی اکثريت در آن مقطع، ربط پيدا میکرد. ما مدتها تلاش کرديم، تشکيلات را قانع کنيم که آمدن آنها به نفع اقليت است و جريان اکثريت را بيشتر منفرد خواهد ساخت. اختلافات درونی آنها هم پس از جدا شدن از اکثريت به حدی رسيده بود که در آستانه از هم پاشيدگی بودند. تعدادی از آنها حتا قبل از کنگره به سازمان ما پيوسته بودند. کنگره سازمان، وحدت با آنها را رد کرد، اما پذيرفت که می توانند به سازمان بپيوندند. گروهی از آنها آمدند و تعدادی ديگر به خارج رفتند.»
شرح ماوقع توسط «سياوش» اما متفاوت از ديگران است. در شرح جزئيات ارائه شده توسط او در زمانِ "وحدت" با اقليت، جناح چپ خود به دو جناح اکثريت و اقليت تقسيم شده بود، و اکثريت جناح با اقليت کنگره (گرايش سوسياليسم انقلابی) نزديک تر بود و نه گرايش مستعفيون :
«مسئله ی وحدت ميان "جناح چپ" و "اقليت" از همان بدو جدايی "جناح" از "اکثريت" مورد مذاکره ی ميان دو سازمان بود. "جناح چپ" با ارسال سندی کتبی به رفقای مرکزيت "اقليت" در همان هفته های آغازين انشعاب از "اکثريت" رفرميست و سازشکار تنظيم شد، تمايل خود را نسبت به وحدتی اصولی با "اقليت" اعلام داشت. اين پيشنهاد با استقبال رفقای مرکزيت "اقليت" مواجه شد و به سرعت به يکی از موضوعاتِ مورد مذاکره ی ميان دو جريان مبدل گشت. در طی مذاکرات، رفقای مرکزيت اقليت که فاقد درکی اصولی از وحدت ميان جريانات کمونيستی بودند، با استناد به گذشته ی مشترک، علقه های مشترک و خصائل انقلابی دو جريان، ادغام هر چه سريع تر دو جريان در يک ديگر را عنوان می کردند. ... "جناح چپ" به رفقای "اقليت" پيشنهاد نمود که موضوع مباحثات مربوط به وحدت ميان دو جريان بر حول محور مبانی ايدئولوژيک تنظيم گردد... با اعتقاد به اينکه گسست قطعی از خط راست، تنها در صورت گسستِ قطعی از مبانی فکری اين جريان ميسر و ممکن است، به رفقای "اقليت" پيشنهاد نموديم که مباحثات پيرامون درک از مقولات زير سازمان يابد:
1- انترناسيوناليسم پرولتری
2- مقوله ی انقلاب به طور عام و انقلاب دمکراتيک به طور خاص
3- بحران در جنبش چپ
4- مبحث دروان
5- مصوبات کنگره های 20 و 22 حزب کمونيست شوروی که مقوله ی راه رشد غيرسرمايه داری غيرلنينی از جمله نکات آن است.
... از اين دوره به بعد روابط ميان "جناح چپ" و "اقليت" وارد مرحله ی جديدی شد، مرحله ای که دو نيرو در کنار روابط و همکاری های معمول تشکيلاتی، يکديگر را نيز در جريآن مباحثات ايدئولوژيک و سياسی درونی خود قرار می دادند.... بازتاب نقطه نظرات مطروحه از سوی "جناح چپ" و برخورد به اين نظريات در داخلِ "اقليت"، شکل گيری نقطه نظراتی بود که پروسه ی اوليه ی پيدايش گرايشات کنونی درون اقليت و منشعب از آن می باشد ("گروه مستعفی"، جريان "سوسياليسم انقلابی" و " گروه توکل")»
اما در رابطه با گروه موسوم به «مستعفيون» نيز نظراتی متفاوت از جانب مسئولين مختلف ارائه شده است. مهدی سامع در شرح انشعابات معتقد است:
« در مورد جدائی جريانی که در آن موقع «مستعفيون» ناميده شدند، بايد توجه داشت که کادرها و اعضای اين جريان نقش مهمی در شکل گيری اقليت داشتند و بنابرين جدايی آنها يک چالش جدی برای سازمان بود. مدتی پس از 30 خرداد سال 60 آنها به اين نتيجه رسيدند که انقلاب شکست خورده و ما با دوران رکود جنبش مواجه هستيم و بنابرين بايد تاکتيک های خود را بر اساس اين تحليل تعين کنيم. در هيات سياسی که شامل حيدر، توکل، هاشم، زنده ياد منصور اسکندری و من بود نظر حيدر طرفدار ديگری نداشت. در جريان تدارک کنگره و اندکي قبل از برگزاری کنگره که تاريخ آن را به ياد ندارم اين جريان از سازمان استعفا دادند. آنان براي اين عمل خود هيچ بيانيه و يا نوشته توضيحی در سطح جنبش منتشر نکردند. البته ناگفته نماند که اين رفقا از هيچ امکاناتی نيز برخوردار نبودند و در آن شرايط بسيار سخت اگر هم می خواستند (برای من روشن نيست که می خواستند يا نمی خواستند) بعيد بود بتوانند به طور موثر نظر خود را منتشر کنند.
به هر حال در اولين روز کنگره تعداد زيادی از شرکت کنندگان در کنگره خواستار دعوت از آنها به کنگره با رعايت تمامی حقوق اعضای کنگره شدند. اين مساله پذيرفته شد و اين رفقا به کنگره امدند. در اينجا کسانی که مخالف شرکت آنها بودند از مساله رسميت داشتن شرکت افراد در کنگره (که برای همه افراد شرکت کننده رای گيری می شد) استفاده کرده و به جای رعايت ضوابط يکسان برخورد تبعيض آميز و البته بر خلاف اصول دمکراتيک انجام دادند و به حيدر رای مخالف دادند. حيدر اکثريت رای لازم را کسب نکرد اما بقيه رفقای اين جريان رای لازم را به دست آوردند. من و تعداد ديگری از شرکت کنندگان در کنگره به شدت به اين نحوه برخورد مخالفت کرديم. يادم می آيد که حماد شيبانی خيلی عصبانی شده بود و رئوف کعبی و زنده يادان محسن شانه چي(رئيس کنگره)، نظام (يدالله گل مژده) و منوچهر کلانتری هم به اين نحوه برخورد اعتراض داشتند.
کسانی که به طور فعال برای حذف مستعفيون از کنگره تلاش می کردند تا جايی که من به ياد دارم توکل، رحيم و زنده يادان کاظم(محمد رضا بهکيش)، هادی(احمد غلاميان لنگرودی) و بابک(محمود محمودی) بودند. نظر هاشم را يادم نيست و خوب است که روايت خود را از اين رويداد بنويسد.
پس از اين رای گيری، مستعفيون کنگره را ترک کردند و بدين ترتيب جدايی شکل نهايی به خود گرفت. اين رويداد در زمستان سال 1360 اتفاق افتاد و بعيد می دانم که بخش تدارکات امکاناتی در اختيار آنها گذاشته باشند. تا نظر خودشان چه باشد».
|