|
صفحه 18 از 25
براين اساس حزب توده استراتژی خود را تشکيل جبهه متحدی از کليه پيروان «خط امام» واصول پنجگانه ای به عنوان پلاتفرم آن جعل نمود که کوچکترين مشابهتی به واقعيت خط امام نداشتند وچون اصول خط
امام در حقيقت چيزی جز اصول ولايت فقيه نبود، استراتژی حزب توده متحد کردن کليه طرفداران ولايت فقيه ـ يعنی مرتجع ترين و ضددموکرات ترين عناصر ـ دربرابر کل جامعه بود. حزب توده سياست اتحاد بي قيدوشرط با ارتجاع طبقاتی ـ مذهبی حاکم ومبارزه با نيروهای انقلابی ودموکرات را با قاطعيت تمام پيگيری کرد.
حزب توده به مقتضای مشی حمايت گری خود، قانون اساسی جمهوری اسلامی را تکيه گاه خود قرار داده و فعاليت درچهارچوب قانون را به عنوان تنها شيوه عمده بقا و فعاليت خود برگزيد. تلاش برای کسب مشروعيت قانونی، مشروعيت از ديدگاه حکام اسلامی، حزب توده را به تائيد قوانين ارتجاعی وضد دموکراتيک موجود و انطباق خود با اين قوانين ومعيار ها وضوابط حکومتي واداشت»
سازمان پيکار در راه آزادي طبقه ي کارگر ايران
متاسفانه قادر به گرفتنِ گزارشي از مسئولين سابق سازمانِ پيکار نشديم. از همين رو به پايگاه اينترنتي انديشه و پيکار مراجعه کرده و بخشي از اطلاعات مورد نياز را از قلمِ بازماندگان اين سازمان بازگو مي کنيم.
«نظرات و عملکرد سازمان مجاهدين م- ل از سال 52 تا 57، در تابستان 1357 مورد بررسي شورايي از نمايندگان واحدهاي پايه، سازمان با حضور مرکزيت قرار گرفت و در جمع بندي انتقادات و درس هايي که از اين دوره گرفته شد، اقدامات خشونت آميزي که طي قريب 5 سال، در جريان تغيير ايدئولوژي سازمان و پس از آن در رابطه با اعضا انجام شده و نيز رفتاري که در روابط با ديگر سازمان هاي مبارز جنبش (سازمان چريک هاي فدايي خلق) رخ داده بود مورد انتقاد قرار گرفت و از چند تن از اعضاي سازمان که جانشان را در نتيجه ي اين برخوردها از دست داده بودند اعاده ي حيثيت گرديد و شورا آنان را شهداي جنبش انقلابي خواند. کنار گذاشتنِ مشي مسلحانه ي جدا از توده ي چريکي مورد تاکيد قرار گرفت و رهبري نيز که در راس آن محمد تقي شهرام قرار داشت تغيير يافت.... اکثريت شوراي مزبور و بدنه ي اصلي سازمان در تشکلي باقي ماندند که نام خود را به سازمان پيکار در راه آزادي طبقه ي کارگر اعلام کرد. اما دو جمع کوچک يکي نبرد براي آزادي طبقه ي کارگر و ديگري اتحاد در راه آرمان طبقه ي کارگر از نظر تشکيلاتي راهي جداگانه پيش گرفتند. بايد گفت که اختلاف اين دو گروه با يکديگر و هر دو با پيکار، عموما اختلافات اصولي و تئوريک نبوده، بيشتر جنبه ي تاکتيکي داشت....
سازمان پيکار ار ابتداي روي کار آمدنِ رژيم جمهوري اسلامي معتقد بود که يک قدرت دوگانه بر سرکار است يعني ترکيبي از بورژوازي ليبرال به رهبري مهدي بازرگان، و خرده بورژوازي به رهبري خميني ست و برخورد دوگانه اي مي طلبد. با توجه به سطح تکامل جنبش در آن زمان و نقاط قوت و ضعف نيروهاي چپ، چه به طور کلي و چه به طور مشخص مي توان گواهي داد که پيکار هيچ وقت به حمايت از رژيم نپرداخت و به جمهوري اسلامي راي نداد. ... حادثه ي اشغال سفارت امريکا توسط دانشجويان طرفدار خميني را از ابتدا با ترديد نگريست و هرگز آن را تائيد نکرد.... جنگ ايران و عراق را که در پائيز 59 شروع شد به ضرر توده هاي دو کشور و جنگي ارتجاعي بين دو رژيم ارتجاعي ارزيابي کرد و آن را تحريم نمود و در تبليغ عليه جنگ کوشيد و تعداد از اعضايش به همين دليل اعدام شدند. ... اين سازمان در تابستان 1360 هنگامي که اختلاف بين دو بخش از هيئت حاکمه يعني حزب جمهوري اسلامي از يک طرف و بني صدر و جريانات ليبرال از سوي ديگر شدت گرفته بود ... از نظر تاکتيکي (و برخورد به تضادهاي درون هيئت حاکمه) دچار اختلاف نظر دروني شد و سرکوب شديد خرداد 60 و ماه هاي بعد از آن هم مجالي براي بحث و يافتن راه حلي جهت اختلافات دروني که موارد متعدد ديگري را نيز شامل مي شد باقي نگذاشت. در اين سال صدها تن از اعضا و هواداران اين سازمان دستگير و اعدام شدند و در بهمن همان سال، رهبري سازمان نيز ضربه خورد. ... کوشش برخي از اعضا و هواداران اين سازمان براي بازسازي تشکيلات و حتي براي ايجاد محافل و تجمعات خود به موفقيت نينجاميد.»
سازمان رزمندگان آزادي طبقه ي کارگر
يونس پارسا بناب در «تاريخ صد ساله احزاب و سازمان های سياسی ايران» در رابطه با سازمان رزمندگان می گويد:
|