header image
 
مروری بر سازمان های چپ در تبعيد چاپ
سيامند   
رفتن به
مروری بر سازمان های چپ در تبعيد
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25

 

اما علی کشتگر در اين زمينه نظرات را خود را بدين نحو بيان کرد:

 

« ما با حزب توده و تفکر توده ای که چپ را دنباله رو و زائده اتحاد شوروی می خواست مخالف بوديم و بر آن بوديم که چپ ايران بايد مستقل از قطب های شوروی و چين، جريانی ملی و قائم به ذات باشد و منافع ملی ايران و دموکراسی را بر هر امر ديگری مقدم بدارد.

ما می گفتيم  فلسفه پيدايش جنبش فدائی آن بود که جامعه ايران پس از شکست استراتژی حزب توده به چپ مستقل که مردم آن را از خود بدانند و به آن اعتماد کنند نيازداشت. تفکر توده ای که منافع شوروی را بر منافع ملی ايران مقدم می دانست و جريان توده ای را به ستون پنجم شوروی در ايران تبديل کرده بود از۲۸ مرداد ۳۲ به بعد بيش از پيش در ايران بی اعتبار شده بود. تولد جنبش فدائی خود حاصل منطقی نقد و نفی تفکر توده ای در ايران بود. در حالی که اکثريت کادر های رهبری سازمان اکثريت از نقد مشی چريکی و نقد چپ روی های فدائيان (که همه ما در آن سهيم بوديم) به صحت تفکر توده ای رسيده بودند و بر آن بودند که سازمان فدائی بايد با قبول مبانی انديشگی و «تاريخ پر افتخار» حزب توده به اين جريان بپيوندد! ضمنا حزب کمونيست شوروی نيز از طريق ماموران خود مدام براي وحدت سازمان و حزب توده فشار می آورد و اين نيز خود از دلايل تسليم اکثريت کادرهای رهبری سازمان اکثريت به تفکر توده ای بود. به هر حال مهمترين علت انشعاب همين ها بود.

از فردای ۱۶ آذر۶۱ جريان ما که نام سازمان فدائيان خلق را برگزيد و البته حزب توده و سازمان اکثريت آن را جناح کشتگر می ناميدند (وما هم تا اندازه ای به همين نام معروف شديم)، در پی وحدت با گروههای جدا شده از سازمان و ساير جرياناتی بود که خواهان استقلال چپ از حزب توده و شوروی بودند. وحدت با سازمان اتحاد کار که خود بخشی از جريان اقليت بود (۱۹ سال پيش) بخشی از اين پروژه عمومی وحدت با همه چپ های مستقل از اردو گاه بود. اما در جريان مباحث وحدت متوجه شدم که تفکر اردوگاهی حزب توده در جريان اتحاد کار به شدت رخنه دارد و آنچه اين جريان را از حزب توده جدا می کرد نه اين تفکر بلکه صرفاٌ خط مشی سياسی متفاوت از حزب توده در قبال جمهوری اسلامی و علائق عاطفی به گذشته سازمان چريکهای فدائی خلق بود.»

 

چندی نگذشت که علی کشتگر "وحدت" با "سازمان اتحاد کار" را نيز زير پا گذاشت و از اين مجموعه جدا شد، اين بار کشتگر در بيانيه ای به تاريخ 28 آذر 1368 که در کيهان لندن انتشار داد، مسئولين سازمان مذکور را به رابطه با مسئولين رژيم بعث عراق متهم نمود و دليل جدايی خود را استنکاف از رابطه گيری با رژيم بعثی عراق و مسئولين "مخابرات" عراق خواند:

 

«معروف است که در سياست برای شکست دشمن می توان با شيطان هم متحد شد. اين عبارت تاکنون توجيه گر بسياری از زشت ترين و غير انسانی ترين اقدامات بوده است. با تکيه به اين روايت می توان با وجدان راحت توسل و تشبث به هر وسيله ای را توجيه کرد. با همين تفکر بود که استالين با هيتلر بر سر تقسيم لهستان و سرزمين های بالت پيمان محرمانه بست و امروز پنجاه سال پس از اين حادثه تاريخ روشن تر از هر زمان عواقب آن را بر ملا کرده است. با همين ديدگاه بود که کمونيست های جهان سوم از جمله خود ما براي ضربه زدن به «دشمن اصلي» با ستمگرترين حکومت هاي زمانه «بيعت» کردند. و درست با همين ديدگاه است که کميته مرکزی سازمان ما (مقصود اکثريت کميته مرکزی است) مدتی است در تلاش رابطه گرفتن با حکومت عراق است.       

ايجاد مناسبات ميان سازمان ما و سازمان امنيت عراق (اداره استخبارات عراق) هيچ مفهومی به جز در غلتيدن به زشت ترين اصل ماکياوليستی «هدف وسيله را توجيه می کند» ندارد.... حالا ديگر پرسش من اين است که چرا کميته مرکزی کوشيده است مرا که تا اين حد با سياست فوق مخالفت کرده ام مجبور کند مامور مذاکره با عراق و مستقيماٌ مسئول پيشبرد اين سياست باشم؟ چرا کميته مرکزی با اصرار عجيبی مرا بر سر دو راهی اجرای اين سياست يا پذيرش تنبيه سازمانی قرار داده است؟ تا کی می توان پشت اعتبار و هويت جنبش فدائی پنهان شد و به اين روش ها ادامه داد؟ بايد برای نيروهای سازمان و مردم روشن شود که چه کسانی می خواهند اين رابطه را بر قرار کنند؟ چه کساني هنوز پيش از آن که حتی رابطه ای برقرار شده باشد، خواهان خودداری ارگان سازمان از برخورد تند با سياست های ضد مردمی و کشور گشايانه ی عراق هستند. يک نقطه روشن در تاريخ جنبش فدائی اين است که در گذشته هرگز تسليم اين گونه روابط نشده و همواره سلامت برخورد و استقلال خويش را حفظ کرده است. بايد بر نيرو های سازمان و جنبش روشن باشد که چه کسانی با اين پيشينه درخشان جنبش فدائی بازی می کنند.

چرا رفقای کميته ی مرکزی که اکثريت آنان با اين رابطه موافق هستند، خودشان داوطلب تنظيم مناسبات سازمان با عراق نيستند و می خواهند پشت نام ديگران پنهان شوند؟ آيا اين رويه اخلاقی و انسانی است که از من مخالف اين سياست خواسته شود که يا ماموريت مذاکره با اداره ی استخبارات عراق را بپذيرم و يا به اتهام نقض اساسنامه ي سازمان تنبيه شوم؟ آيا سازمانگرایی سالم، دموکراتيک کارآ و اخلاقی ايجاب نمی کرد که در اين مساله ي به شدت مورد اختلاف، خود رفقای طرفدار اين سياست، اجرای آن را بر عهده بگيرند؟ آيا اين روش ها ادامه ی همان تفکرات کهنه و شکست خورده ای نيست که به بهانه ي تبعيت اقليت از اکثريت هويت و شخصيت سياسی و انسانی افراد را به بازی می گيرد؟»


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.