|
صفحه 14 از 25
اما، توکل در رابطه با چهارم بهمن میگوید:
«وقتی که ما در سال 1364 درحال تدارک کنگره دوم بودیم و مسائل برنامه ای و اساسنامه ای در تشکیلات مورد بحث بود، آنها مواضعی را مطرح کردند که با موازین ایدئولوژیک-سیاسی و تشکیلاتی کمونیستی هیچ سازگاری نداشت. من همان موقع در نوشته ای مواضع شان را نقد کردم و گفتم که آنها از نظر سیاسی، رفرمیستاند و به لحاظ شیوه و سبک کار، آنارشیست. آنها با برخی از عناصر ناراضی در تشکیلات کردستان مناسبات محفلی و مافوق تشکیلاتی برقرار کرده بودند. قرار ما این بود که در اسفند ماه کنگره سازمان را تشکیل دهیم. در گزارش به تشکیلات هم آن را مطرح کرده بودیم . رفقائی که قرار بود از داخل به کردستان بیایند، آمده بودند. وقتی که آنها دیدند جز همین چند نفری که در کردستان هستند، کسی با آنها نیست و درکنگره در اقلیت محض قرار می گیرند، دست به یک ماجراجوئی تاسف بار زدند. در 4 بهمن 1364 از کمیته کردستان پیامی از طریق بی سیم به کمیته رادیو ارسال می شود که این افراد به اتفاق گروهی از پیشمرگان مسلح به قصد تسخیر مقر رادیو حرکت کرده اند و قبل از ترک مقر آنتن بی سیم را نیز قطع کرده اند که امکان ارتباط و خبر دهی نباشد. رفقای کمیته کردستان، پس از وصل مجدد آنتن، موفق می شوند که این پیام را برسانند. کمیته رادیو در یک نشست اضطراری تصمیم می گیرد که نیروهای مسلح حفاظت از رادیو اجازه ورود مسلح به هیچ فردی را به مقر ندهند. چنان چه کسی می خواهد وارد مقر شود، اسلحه خود را در روابط عمومی تحویل می دهد و سپس وارد مقر رادیو میشود. اما آنها نه تنها از دادن اسلحه خودداری می کنند، بلکه رفیقی که از آنها می خواهد اسلحه خود را تحویل دهند به گلوله بسته میشود. نیروهای مسلح حفاظت از رادیو متقابلا به آنها شلیک می کنند. در نتیجه این واقعه تاسف با ر 3 تن از رفقای رادیو و 2 تن از آنها جان خود را از دست می دهند. آنها سپس انشعاب کردند و نام "سازمان چریک های فدائی خلق ایران- شورای عالی" را بر خود نهادند و بعد هم به سازمان دیگری پیوستند.»
پس از حادثه چهارم بهمن، اقليت به دو قسمت منشعب گشت که يکی بنام همان اقليت و ديگری بنام شورای عالی به فعاليت سياسی ادامه دادند. اقليت بفاصله کمتر از يکسال پس از واقعه 4 بهمن دچار دو انشعاب پياپی ديگر شد که دو گروه با يک اسم مشترک يعنی همان اقليت و گروه سوم بنام «هسته اقليت» فعاليت جديدی را آغاز کردند. «شورای عالی» بعد از سالها فعاليت با سازمان فدائی به وحدت رسيد.»
همان طور که يدی شیشوانی و ديگر اعضای پيشين اقليت در گزارش های خود اطلاع می دهند، در پی اين انشعابات و جدايی ها، توکل سازمان "فدائيان اقليت"، مستوره احمدزاده "هسته ی اقليت" و حسين زهری "سازمان چريک های فدايی خلق ايران" را بنا نهاده و به فعاليت های خود ادامه دادند. از ديگر گروه و سازمان هايی که پس از اين انشعاباتِ متوالی پايه گذاری شدند، "سازمان اتحاد فدائيان کمونيست" بود. يدی شيشوانی در بابِ اين جريان می گويد:
««سازمان اتحاد فدائيان کمونيست از هيچکدام از گروه هائی که در پروسه انشعابات و پاشيدگي های اقليت بوجود آمدند، منشعب نشد. ...عده ای از اعضا و کادرهای کمونيست سازمان به اين نتيجه رسيدند که برای بازسازی تشکيلات خود و در پاسخ منطقی به نيازهای مبارزاتی پيش روی ، ضروريست که چهارچوب های نظری و تشکيلاتی گذشته را در تمامی ابعاد برنامه ای وسبک کاری مورد بررسی ونقد قرار بدهند . ... اين اقدامات از اواخر دهه شصت با برگزاری سمينار ها و جلسات متعدد آغاز شد و همزمان نشريه اي تحت عنوان «به پيش» منتشر شد. تا سال 75 مجموعا 9 نشست عمومی برگزار گرديد همراه آن مباحث علنی در به پيش منتشرشد. واين اقدامات به همراه مبارزه مشترک شرکت کنندگان دراين پروسه انجام ميگرفت. سرانجام در نشست نهم تصميم گرفته شد تا از آن پس تحت نام سازمان اتحاد فد ائيان کمونيست به فعاليت خود تداوم بخشيم .نشريه کار نيز تحت عنوان کار کمونيستی منتشر شود و نشريه به پيش منعکس کننده نظرات و مباحثات تئوريک باشد ...».
اما، پس از انشعاب اوليه ی اقليت و اکثريت، سازمان اکثريت نيز با تحولاتی روبرو شد. مهدی سامع در گزارش مفصل خود از انشعابات سازمانِ چريک های فدايی خلق ايران، اين انشعاب در اکثريت را بدين سان تصوير می کند
«در سال 1360 در جريان اكثريت نيز يك انشعاب اتفاق مي افتد. در آذرماه 1360 عده اي از اكثريت به علت مخالفت با وحدت اكثريت با حزب توده از اكثريت جدا شدند. بعد از 30 خرداد 1360، جريان اكثريت به طور كامل از جمهوري اسلامي حمايت و حتي اقدامات سركوبگرانه جمهوري اسلامي عليه نيروهاي انقلابي را تائيد مي كرد ... جناح فرخ نگهدار مصمم بود كه آخرين گام را در جهت ادغام در حزب توده بردارد ولي با موانع بسيار روبرو مي شد. در اين رابطه در آذر 1360 عده اي از اكثريت جدا شدند ولي نام خود را تغيير نداده و خود را مدافعان بيانيه 16 آذر مي ناميدند. علي كشتگر، زنده یادان: هیبت الله معینی (همایون)، بهروز سلیمانی، مهرداد پاکزاد و ... شناخته شده ترين فرد از جداشدگان بود. جناح فرخ نگهدار و حزب توده به شدت به جداشدگان حمله نمودند و آنها را عمال امپرياليسم كه مي خواهند مانع شكوفايي جمهوري اسلامي شوند اعلام كردند. پس از اعلام بيانيه "16 آذر" جناح علي كشتگر فعاليت مستقل خود را تحت نام «سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت» (پیرو کنگره)، آغاز كرد و پس از ضربات رژيم به حزب توده، عمده افراد اين جريان به اروپا آمدند. پس از اين انشعاب، جناح فرخ نگهدار خط وحدت با حزب توده را پيگيري نمود كه با ضربه به حزب توده، اين مسأله موقتاً متوقف شد و اکثر مسئولين اصلي اكثريت به اتحاد شوروي سابق رفتند.... جناح علي كشتگر «سازمان فدائیان خلق ایران» (پیرو کنگره)، پس از آمدن به اروپا، ابتدا پسوند (اكثريت) را از نام خود برداشتند و در ابتدا سياست راديكالي در پيش گرفتند، اما به تدريج به اين در و آن در زدند. ... اين جريان در خرداد 1368 با "سازمان آزادي كار ايران (فدايي)" وحدت كرد و "سازمان فدايي" را به وجود آوردند. اما اين وحدت ديري نپاييد و در اسفند 1368 دوباره انشعاب كردند. علي كشتگر و بعضي از دوستان قديمش دوباره "سازمان فدائيان خلق ايران" را اعلام كردند و در تير ماه 1371 در نشريه شماره 80 خودشان به نام "فدايي" مقاله اي تحت عنوان "توضيح در مورد نشريه فدايي و سازمان" منتشر كردند كه رسماً خود را منحل اعلام كردند.»
|