header image
 
مروری بر سازمان های چپ در تبعيد چاپ
سيامند   
رفتن به
مروری بر سازمان های چپ در تبعيد
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25

 

«در مورد مهدی سامع، ما انشعابی نداشتيم. مهدی سامع مسئول تشکيلات کردستان بود. در تشکيلات کردستان يک، دسته بندی ميان پيشمرگان شکل گرفته بود. هرج و مرج و رقابت های نا سالم باعث گرديد که 11 تن از پيشمرگان سازمان در يک عمليات، دردرگيری با نيروهاي جمهوری اسلامی، جان خود را از دست بدهند. اين مسئله بحران را در تشکيلات کردستان به نهايت رساند. تمام  پيشمرگان يکی از مقرهای سازمان در اعتراض به مهدی سامع ، مقر را ترک کردند و رفتند. وضعيت دشواری پيش آمده بود. وی ديگر نمی توانست به خاطر اشتباهاتی که در اداره تشکيلات داشت، در مسوليت‌های خود باقی بماند. خود وی اين اشتباهات را نمی پذيرفت. کميته مرکزی به خاطر اين اشتباهات وی را از عضويت کميته مرکزی و مسوليت شاخه کردستان بر کنار کرد. قرار شد وی تا برگزاری کنگره مسوليتی نداشته باشد و کنگره در مورد وی تصميم نهائی را بگيرد. اما وی اين تصميم را نپذيرفت و به اتفاق يک عضو ديگر سازمان زينت ميرهاشمی تشکيلات را ترک کرد و به مجاهدين خلق پيوست. بعد از اين بود که کميته مرکزی حکم اخراج وی را صادر کرد».

 

روايتِ يدی شيشوانی از اين واقعه اما متفاوت از توکل است:

 

« بعد از ضربه سال 60 مهدی سامع و توکل که از کميته مرکزی باقي مانده بودند به کردستان منطقه آزاد رفته بودند. مهدی سامع که مسئول کميته کردستان هم بود بتدريج با توکل اختلاف پيدا کرد و آشکارا مي گفت که طرفدار مجاهدين است و اتحاد عمل و غيره با آنها را تبليغ و تشويق مي کرد . درسال 61 پلنوم وسيع سازمان که درآن همه مسئولين سازمان از جمله خود من تشکيل شد قرار شد کنگره تا چند ماه ديگر برگزار شود اما باقيمانده کميته مرکزی خواستند که کميته مرکزی تا برگزاری کنگره موقتاٌ ترميم شود که بنا براين با نظر توکل و مهدی، حسين زهری که قبل از آن مسئول خارج کشور شده بود و در پاريس اقامت داشت و امور مالی و غيره را دردست داشت، بعلاوه مستوره احمد زاده، به کميته مرکزی انتصاب شدند. با انتصاب اينها و آمدن مصطفی مدنی، توکل تقويت شد و بتدريج محفل بازی و اختلافات تشديد شد. انتقادات به کميته کردستان با مسئوليت مهدی بالا گرفت ودرهمين زمان دريک عملياتی  نابرابر نزديک به 20 نفر تعداد دقيق يادم نيست از کادرهای نظامی و پيشمرگه درمواجه با نيروی ارتش و سپاه شهيد شدند که اين امر چنين وانمود شد که مهدی سامع بدون حساب و کتاب و صرفاٌ برای نشاندادن عملکرد کميته کردستان باعث اين ضربه بوده  و در نتيجه تشديد اختلاف، بالاخره مهدی سامع هم تحت عنوان معروف عناصر نفوذی بورژوازی به همراه چند تن از هوادارانش درکردستان، اخراج شدند و بعد از سرگردانی و بالاخره با ايجاد مقری به کمک مجاهدين، سازمان چريکهای پيرو هويت را تشکيل دادند که ادعا داشتند طرفدار نظرات بيژن هستند».

 

و بالاخره مهدی سامع که خود از چهره های اصلی اين انشعاب است بدين سان به بازگويی مفصل آن می پردازد:

 

«پس از جدايی هاشم، مساله ترميم کميته مرکزی و تشکيل يک نشست وسيع مهمترين مساله بود و اين در حالی بود که از شاخه کردستان همچون پشت جبهه هم استفاده می شد. کسانی که به کردستان آمده بودند يکباره با يک تجمع از نيروهای سازمان مواجه می شدند و هرکسی می خواست به نوعی نظراتش را در اين تجمع پيش ببرد. من نسبت به اين که هر کسی به نوعی در شاخه کردستان محفل ايجاد می کرد هشدار داده بودم. به هر حال از کميته مرکزی من و توکل مانده بوديم و از مشاوران کميته مرکزی مستوره. ما اول مستوره را وارد کميته مرکزی کرديم و بعد حسين زهری را. همچنين زينت ميرهاشمی، زنده يادان نفيسه ناصری(نسترن) و اشرف بهکيش را به مشاوران کميته مرکزی انتخاب کرديم. اين اقدام اعتراض زيادی را بر انگيخت. من معتقد بودم که ترميم کميته مرکزی درست بوده و ما تا برگزاری نشست وسيع که برای سه ماه آينده برنامه ريزی کرده بوديم ناچار بوديم اين کار را بکنيم و به خصوص اين که کنگره هم در مورد ترميم کميته مرکزی در هنگامی که تعداد کافی راي نياورده بودند به کميته مرکزی منتخب اختيار داده بود. در مورد افراد هم بيشترين اعتراض روی حسين زهری بود. بعضی از افراد هم می گفتند که بايد از تشکيلات نظر خواهی می شد. مدافع حسين زهری(بهرام) که بيشترين اعتراض در مورد او بود توکل بود و علت آن هم اين بود که همه امکانات تدارکاتي سازمان و به ويژه ارتباط مسايل مالی در خارج که قبلا همه اينها در مسئوليت هادی بود، پس از ضربات در اختيار حسين زهری قرار گرفته بود. توکل توضيح می داد که اين انتخاب تا نشست وسيع است و پس از آن تصميم جمعی خواهيم گرفت.

در اين زمان شاخه کردستان بسيار فعال بود و چندين عمليات مهم انجام داد که در آن تعدادی از کادرهای برجسته سازمان در بخش کردستان به شهادت رسيدند. سازمان روي اين عمليات بسيار تبليغ می کرد و پس از ضربات اسفند سال 1360 دوباره سازمان جان گرفته بود. روزنامه کار هم در تهران منتشر می شد. توکل تمام تلاشش اين بود که تهران را تقويت کند. نظر من اين بود که بايد همه افرادی که زير ضرب هستند به کردستان منتقل شوند و پس از آن که کاملا از نظر امنيتی سازمان چک شد، مساله سازماندهی در تهران مورد توجه قرار گيرد. سرانجام نشست وسيع تحت عنوان «پلنوم وسيع» برگزار شد. اين نشست بسيار پر تشنج بود. مهمترين اشکال اين نشست اين بود که به جزئيات می پرداخت. بسياری می خواستند خرده حسابهای گذشته را تصفيه کنند. موضوع شاخه کردستان در اين نشست و اين که اين شاخه «پرولتری» نيست و گرايش «ليبرالی» در آن مسلط است از مسائل داغ اين نشست بود. تعدادی از رفقای شرکت کننده عجله داشتند که شاخه کردستان که بسياری از نيروهايش تازه وارد سياست شده بودند را به حزب تبديل کنند. بحث در مورد اين نشست زياد است. اما به هر حال اکثريت شرکت کنندگان از تصميمات کميته مرکزی با اين شرط که به زودی برای تدارک کنگره سازماندهی شود پشتيبانی کردند.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.