هواداران پادشاهی وسلطنت نیز در زمره گروه هایی هستند که تقریبا با سکوت ازکنار کشتار67 عبور کرده و آن را عرصه ی درگیری ذهنی و نظری خود ندانسته اند. از میان معدود نظریه پردازان جناح راست که از انگشتان یک دست فراتر نمیروند، آقای داریوش همایون از معروفترین نظریه پردازان راست ایران در مطلبی که در9 سپتامبر2004 تحت عنوان "پیروزی خشم وکین" درکیهان لندن منتشرکردند. به این رویداد پرداختند. کشتار67 از نگاه داریوش همایون " زورآزمائی نابرابر دو نيروی سياسی بود که اگرچه ماموريت شان تفاوت داشت ــ جامعه بی طبقه توحيدی دربرابر جامعه بی طبقه سوسياليستی ــ در خصلت انقلابی خود تفاوتی با هم نداشتند. دژخيم و قربانی به آسانی میتوانستند جای خود را با هم عوض کنند. اگر يکی دست بالا تر نيافته بود ديگری به پيشدستی، همان را میکرد."(39) داریوش همایون بانگاهي مقصر تراش به تاريخ، در یکی ازکین توزانه ترین قضاوت های اخلاقی اش عرصه مخالفت با انديشه چپ را (که حق وی میباشد) به دشمني با آن تنزل داد. آن هم در مورد کشتاری که هنوز جامعه ایران زخم دار آن است. داریوش همایون فاجعه 67 را شرکت فعال و آگاهانه طرفین ماجرا دانست "رويدادی با شرکت فعال و آگاهانه همدستان فاجعه. هر دو سوی صف تير باران برای آن لحظه سالها کوشيده و بسيجيده بودند. خشم و کينه انقلابی يکی بر ديگری پيشی جسته بود."(40) داریوش همایون باکمی فاصله، و به کمک تیزهوشی و قلم توانایش، هرچه کرد نتوانست "گافی" که در این مورد داده را جبران کند. کیهان لندن با بازچاپ تجدید نظرشده مطلب همایون و هم چنین چاپ پاسخ داریوش همایون به برخی از زنده مانده گان کشتار67 از انتشار پاسخ جمعی اززنده مانده گان 67 به داریوش همایون، با تمام ادعای به چند صدایی داشتن سرباز زد(41). در بخشی از آن پاسخ چاپ نشده درکیهان خطاب به همایون آمده بود" شما هر چه ديوار كينه است بر سر چپ قدرت نگرفته و هميشه خون داده آوار مي کنيد. خانواده سياسی که هميشه در صف اول عدالت خواهی، مورد تهاجم دو حاکميت رفوزه شيخ و شاه قرار داشته است. به راستی آقای همايون چرا دلتان از اين کشتار خنک شده است و اين بي احساسی و بي "معرفت "- ی- غيرقابل درک را در چه معنايي بايد جستجو کرد . نکند به جهت تکميل کار ناتمامي باشد که تاريخ خونبارمان به تباهی آن شهادت داده است. ماجرای تپه های اوين را که فراموش نکرده ايد. آن جا که خوب خواهان اين ملک را سر بريديد. آيا تفاوت ها را بايد در ارقام کشته شدگان و تعداد صفرها و اين که چه کسي بيشتر کشته است، جستجو کرد و نه نفس جنايت؟ آقای همايون لطفا به ما نگوييد خمينی بيشتر از شاه کشت. و ما را به مهمانی و ضيافت قصاب ها فرا نخوانيد. آخر قرار نيست که ميان آن ها ملکه زيبايی انتخاب کنيم(42) داریوش همایون سپس در مطلبی با عنوان "بخشودن و فراموش نکردن" این چنین به پاسخ گویی و جبران مافات برآمد "موضوع اين نيست که در سراسر دوران پهلوی شمار اعدام شدگان و کشتگان زد و خوردهای چريکی به ۳۵۰ نرسيد...." هنگامی که بيژن جزنی و هشت تن از سران چريکهای فدائی خلق را در زندان به عنوان جلوگيری از اقدام به گريز از پشت به تير بستند خشونتی که بهر حال از نظر قانونی حق حکومت به شمار میرفت، به جنايتی آلوده شد که آثار خود را در اعدامهای فوری ماههای پس از انقلاب اسلامی ظاهر ساخت. حکومت، از حوزه خود بيرون رفت و شيوههای گانگستری را به خدمت گرفت. اعدام کسی مانند گلسرخی يک آدمکشی رسمی و از منطق دولت بيرون بود و تنها آتش انتقام را شعلهورترکرد."(43).
برخی سازمان های سیاسی از میان سازمان های سیاسی که اعضاء و هواداران خود را در کشتار سال67 از دست داده اند، در نوزدهمین سال گشت کشتار بزرگ تنها سازمان – اکثریت- و با فاصله ای نسبتا طولانی اقدام به برگذاری مراسم مستقل کرد. این سازمان که در اردیبهشت ماه 1364 در بیانیه ای مشترک با حزب توده ایران شعار سرنگونی سرداده بود، در سال1365 مورد هجوم همه جانبه وزارت اطلاعات قرارگرفت و تعداد بسیار زیادی از اعضاء و کادرهای سازمانی اش به زندان افتادند. از این میان تعداد فراوانی در فاجعه کشتار 67 اعدام شدند. طرح شعار سرنگونی توسط رهبری وقت فداییان از تاشکند و رهنمود این رهبری به اعزام و بازگشت بسیاری از نیروهای خارج کشور این سازمان به داخل، بهانه ای شد برای یورش پلیسی سال1365 که در آن بیش از هزار نفر(1000) از اعضاء و کادرهای سازمان – اکثریت- سر از اوین و خاوران برآوردند.(44) سازمان اکثریت و حزب توده ایران به لحاظ آماری و با احتساب ضریب جمعیتی شان نسبت به دیگر نیروهای چپ بالا ترین تعداد اعدام شده گان سال67 را در زندان به خود اختصا ص دادند(45). برگذاری آیین های بزرگداشت سالانه کشتار67 عمدتا از طرف جمعیت ها وکمیته های دفاع از زندانیان و نیروهایی که به طیف رادیکال تر و چپ نزدیکی داشته، و به آن شهره اند صورت می گیرد. برگذاری مراسم مستقل سازمانی امسال ازطرف "فدائیان اکثریت" در برلین را شاید بتوان نوعی واکنش سازمانی به تحویل نگرفتن و در حاشیه قرارگرفتن این سازمان در سالیان اخیرتعبیرکرد. اقدام به برگذاری مراسم مستقل با شناسنامه سازمانی، با هر نیت که صورت گرفته باشد در تناقض آشکاربا "فاجعه ملی" خواندن کشتار بزرگ می باشد. تلاش و فریاد تمام خانواده های جان باخته گان67 و کوشنده گان و نیروهایی که در زنده داشت این فاجعه ملی قدم برمی دارند آن است که کشتارتابستان67 جنایتی فراسازمانی است و متوجه کل خانواده بشری می باشد. سازمان مجاهدین خلق ایران اما در نوزدهمین سال گشت کشتار67 با مصاحبه تصویری با تنی چند از زنده مانده گان کشتار67 در شهر اشرف پا را فراتر از سالیان اخیر گذاشته و شهادت این زنده مانده گان را مورد داوری عموم قرار داد. این سازمان که از مجموع بیش از4000 اعدام شده (تا این لحظه ثبت شده) بیش از چهار پنجم آن به هواداران و اعضاء آن اختصاص دارد. هم چنان بر طبل تعداد30000 (سی هزار) اعدام شده- آن هم تنها مجاهد- می کوبد. نگاه تمامیت خواه و برتری طلب مجاهدین اعدام دیگر نیروها را اساسا به حساب نمی آورد. روایت جان بدربرده گان مجاهد در سال67 و مکتوب شدن آن می تواند این امکان را فراهم سازد تا با زوایای مهم و پنهان مانده آن یک ماهه جنون در آن سوی دیوار (5 مرداد ماه تا 5 شهریور) بیشتر آشنا شویم. اگر روایت ایرج مصداقی در جلد سوم کتاب4 جلدی نه زیستن نه مرگ وروز شمار کشتار67 را به عنوان تنها مجاهد زنده مانده از کشتار، که شهادتش را قلمی کرده است، را یک استثناء و تک روایت بدانیم ، تا این لحظه نیروهای زنده مانده از طیف چپ تنها راویان کشتار 67 بوده اند (46) منافع گروهی وشخصی در تنگ ترین تعابیر آن در میان برخی جریانات و تفکرات تمامیت خواه و موضوع حساب شویی با رقبای سیاسی سابق با هرنیت انجام شده، تا این لحظه به کم بها شدن نفس جنایت منجرشده است.(47) آیت الله منتظری اما از میان تمامی سرجنبانان حکومت وقت تنها کسی است که در زمان قدرت و به وقت ولایتعهدی و نیابت رهبری نظام، کاسه خود را از خمینی جداکرد. وی بعدتر با نقشه ای از قبل آماده شده و پوست خربزه ای موسوم به ماجرای بیت و مهدی هاشمی که زیرپایش سردادند و با کودتایی برنامه ریزی شده از گردونه قدرت به حاشیه پرت شد. منتظری درنامه ای به تاریخ 9 مرداد1367 خطاب به مقتدا و مرادش خمینی رسما ازاعدام ها شکایت کرده و اختلافات درون حکومت را بازتاب میدهد، نامه ایکه در ششم نوروز سال68 سر از بی بی سی درآورد و با پخش عمومی آن طشت رسوایی از بام به زمین می افتد. منتظری خود در تشریح آن رویداد به افشای ماجرای برکناری اش و هدفمند بودن نقشه مجریان و در راس آن احمدخمینی می پردازد. " نكته ديگری را كه من همين جا می خواهم عرض كنم اين است كه چه كسی باعث شد كه اين نامه من (نامه مورخه 67/5/9) به دست راديو بی بی سی برسد و حدودا پس از هشت ماه از گذشتن قضيه، در ايام عيد نوروز يعني شب پنجم عيد يك روز قبل از نامه 68/1/6، از بی بی سی پخش شود بدون اين كه هيچ توضيحی راجع به كل جريانات داده شود و جو احساسات را به عنوان دفاع فلانی از منافقين بالا ببرد و زمينه نوشتن نامه 68/1/6 منسوب به امام را فراهم نمايد; با اينكه من آن نامه را فقط برای امام و شورای عالی قضايی فرستاده بودم و در اين مدت آن را به احدی نداده بودم، البته بعضی آن نامه را در همان زمانها در دانشگاه تهران در دست آقای سيد حميد روحانی ديده بودند! من حدس میزنم دستهايی در كار بوده كه زمينه را براي نتيجه گيری نهایی آماده می کرده است"(48)منتظری درادامه ومطلع شدن از ابعاد فاجعه و بعد از علنی شدن نامه اول در نامه دوم اش به خمینی، ریز مسائل مهم دیگری را آشکار میکند. منتظری در نامه دوم با رفع تکلیف شرعی و با جسارت بیشتری رو در روی خمینی می ایستد. "چند روز بعد هم يكی از قضات خوزستان به نام حجه الاسلام آقای محمد حسين احمدی پسر آيت الله آقای آشيخ علی اصغر احمدی شاهرودی آمد پيش من خيلی ناراحت بود می گفت : "در آنجا تند تند دارند اعدام می كنند، به يك شكلی نظر اكثريت درست می کنند، خوب تشخيص نمی دهند، اينها از عمليات منافقين ناراحت هستند و افتاده اند به جان زندانيان"، من عين مطالب ايشان را نيز در نامه ای بدين شكل برای امام منعكس كردم : محضر مبارك آيت الله العظمی امام خمينی مدظله العالی پس از سلام و تحيت، پيرو نامه مورخه 67/5/9 براي رفع مسئوليت شرعی از خود به عرض میرسانم سه روز قبل قاضی شرع يكی از استانهای كشور كه مرد مورد اعتمادی می باشد با ناراحتی از نحوه اجرای فرمان حضرتعالی به قم آمده بود و می گفت : مسئول اطلاعات يا دادستان - ترديد از من است - از يكی از زندانيان برای تشخيص اينكه سرموضع است يا نه پرسيد: تو حاضری سازمان منافقين را محكوم كنی ؟ گفت آری، پرسيد حاضری مصاحبه كنی ؟ گفت آری، پرسيد حاضری برای جنگ عراق به جبهه بروی ؟ گفت آری، پرسيد حاضری روی مين بروی ؟ گفت مگر همه مردم حاضرند روی مين بروند! وانگهی از من تازه مسلمان نبايد تا اين حد انتظار داشت، گفت معلوم می شود تو هنوز سر موضعی و با او معامله سرموضع انجام داد و اين قاضی شرع می گفت من هر چه اصرار كردم پس ملاك اتفاق آراء باشد نه اكثريت، پذيرفته نشد و نقش اساسی را همه جا مسئول اطلاعات دارد و ديگران عملا تحت تاثير ميباشند. حضرتعالي ملاحظه فرماييد كه چه كسانی با چه ديدی مسئول اجرای فرمان مهم حضرتعالی كه به دماء هزاران نفر مربوط است میباشند. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته 13مرداد1367 - حسينعلی منتظری"(49) احمدخمینی اما وقیحانه و با اطمینان از برکناری منتظری چنین پاسخ گستاخانه ای را به نامه دوم منتظری میدهد "حضرت آيت الله العظمی آقای منتظری دامت بركاته پس از عرض سلام، حضرت امام فرمودند: نامه دوم جنابعالی موجب تعجب شد، شما فرد مذكور را بگوئيد بيايد تهران تا مسائلش را بگويد و مطمئن باشيد و باشد كه مساله محرمانه میماند. شما كه می دانيد من نمی خواهم سرسوزنی به بی گناهی ظلم شود ولی ديد شما در مورد ضد انقلاب و بخصوص منافقين را قبول ندارم . مسئوليت شرعی حكم مورد بحث با من است جنابعالی نگران نباشيد. خداوند شر منافقين را از سر همه كوتاه فرمايد. " 15 مرداد1367 ارادتمند، احمد خمینی."(50) و در نوزدهمین سالگشت کشتار بزرگ حکایت همچنان باقی است. هر زنده مانده از آن آتش، روایتی ناخوانده دارد "یک قصه بیش نیست و از هرزبان که می شنویم نامکرر است" شناعت و زشتی بزرگترین مخالف کشی تاریخ سیاسی ایران در سالیان اخیر، از چنان گستردگی برخوردار شده است که حتا کار به دستان اسلامی و مارگیران حوزوی نیز امروز کمتر به انکار آن جنایت دست میزنند. آن ها اما با بازی ماهرانه شان و ترجیع بند تهوع آور و نخ نما شده ی "به هرحال آنچه در گذشته اتفاق افتاده مربوط به گذشته و محصول شرایط روز بوده" جنایت را شامل مرور زمان می کنند. درس آموزی از این پلیدی و تبه کاری بی مانند، برای جنبش دموکراسی خواهی در ایران- اما- مهری است بر درستی این درس تاریخ، که جنایت و بررسی آن شاید تنها موردی است که شامل مرور زمان نمی شود و سیستم جنایت را نمی توان تامدت ها در اسارت خطا نگاه داشت و پنهان کرد. دنیا روز به روز برای دیکتاتورها کوچک تر می شود و هیچ جنایتی بدون مکافات نمی ماند. 1-از گفت و گوی نگارنده با مادر ریاحی در آلمان که شرح مفصل آن درکتاب دردست تدوین "کلاغ و گل سرخ" به همین قلم خواهد آمد 2-پیش گفته 3-نامه سرگشاده خانواده ها به خاتمی باراول1377باردوم1382-سایت های خبری وتارنمای بیداران 4-نامه سرگشاده خانواده ها به حسن حبیبی-پیش گفته 5-نامه خانواده ها به کمیسیون حقوق بشر فوریه2003-پیش گفته 6-تارنما ها وسایت های اینترنتی 7-رادیو دویچه وله به مناسبت نوزدهمین سال کشتار67 8-محمد ملکی"آقای خویینی هاشمامقصرید"تارنمای روشنگری29دی1384 9-تا18-رادیودویچه وله به مناسبت کشتار67 19-امیرفرشادابراهیمی"روایتی دیگرازاعدام ها..وبلاگ شخصی 20-21-22-پیش گفته 23-برنامه بخش فارسی رادیو فرانسه به مناسبت کشتارسال67 33تا24-پیش گغته 35-34کنترل بازی دست رفسنجانی است.دوم دام دات کام سایت شخصی نبوی 38تا36-ابراهیم نبوی کشتار 67 از یک زاویه دیگر-پیش گفته 40-39داریوش همایون"پیروزی خشم وکین"کیهان لندن-9سپتامبر2004 42-41 تداوم خشونت و كينه پاسخ جمعي از زنده ماندگان تابستان ۶۷ ، به داريوش همایون-مجله آرش فرانسه 43-داریوش همایون" بخشودن و فراموش نکردن"2006سایت حزب مشروطه ایران 44-کار-اکثریت-سال دوم دوره دوم شماره 15اردیبهشت1364 47-46-45شرح تفصیلی وچرایی ماجرا به همین قلم درکتاب"درخت بی زمین" خواهد آمد. 50-49-48-برگرفته ازسایت رسمی آیت الله منتظری