header image
 
جنایت بدون مکافات!؟ چاپ
مهدی اصلانی   
رفتن به
جنایت بدون مکافات!؟
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7

‏ ایشان با نگاهی هندسی و مهندسی ریاضی شان مسئولیتی مشترک ‏وپنجاه پنجاه برای طرفین درگیری های خونین دهه 60  قایل هستند. وی ‏آشکارا با حکمی که هنوز با نگاه امنیتی شان صادر میفرمایند سهم گروههای ‏سیاسی  به زعم ایشان مسلح و اسدالله لاجوردی آیشمن و قصاب اوین را ‏یکسان می دانند. دویچه وله: "پس نمی‌شود همسان سازی کرد و به قول ‏شما دو طرف دعوا را مقصر دانست" سازگارا: "برای قضاوت هنوز زود است. ‏اما شاید بتوان در ایجاد آن فضای جنگ، سازمان‌های مسلحی چون ‏مجاهدین خلق و فدائیان اقلیت و گروه‌های مسلح کرد را همان قدر مقصر ‏دانست، که امثال آقای لاجوردی را. چرا که این‌گونه به نظر می‌رسیدکه آن‌ها ‏هم برای دست به اسلحه بردن عجله داشتند.. از اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایشان ‏این‌گونه برمی‌آمد و هیچ‌گونه حاضر نبودند به مسیر صلح‌آمیز اعلامیه‌ی ۱۰ ‏ماده‌ای دادستانی گردن بگذارند"(16) بااین نگاه مقصر تراش و ریاضی می ‏توان به  کنه و عمق نگاه آقای سازگارا حداقل در اعدام نیروهای مجاهد در ‏سال67 پی برد. سازگارا که به گفته خود چند ماه بعد از کشتار از آن مطلع ‏میشود، "تازه وقتی ما متوجه شدیم، چند ماهی از ماجرا گذشته بود. زیرا ‏آن‌ها به تدریج به خانواده‌ها خبراعدام را می دادند"(17) وی هم چنین تاکید ‏دارد "باید صبر کرد تا اسناد این حکومت منتشر شود و آدم‌هایی مثل آقای ‏پورمحمدی، وزیر فعلی کشور، که از عاملان کشتار بودند به سخن در آیند. ‏مطمئناً از دل وزارت اطلاعات باید منتظر بود تا این اسرار منتشر شود و کم و ‏کیف این فاجعه و دلایل این تصمیم‌گیری عجیب منتشر شود"(18) ‏
‏.بسیاری ازحکومتیان گذشته اما، چون درزمان وقوع جنایت در موقعیت ‏تصمیم گیری نبوده اند ویا اساسا نمی توانستند درآن موقعیت قرارداشته ‏باشند. به جهت حساسیت اجتماعی که هرساله در واکنش به کشتار بزرگ رو ‏به فزونی دارد به واکنش و تحلیل ماجرا پرداخته اند. اگر بتوان در برخی از ‏اینگونه برخوردها و واکنش ها ، درجه ای از پوزش خواهی و انتقاد از خود را ‏مشاهده کرد (نظیربرخورد اکبرگنجی). دربرخی از آن ها جز فرصت طلبی ‏سیاسی سراغی نمی توان گرفت.‏
‏ امیرفرشادابراهیمی، ازتشکیل دهندگان سابق "انصار حزب الله" که در ‏سال67 و در زمان کشتار بزرگ به عنوان یک بسیجی رزمنده 12 ساله ‏مشغول خدمت در جبهه ها  بوده است. در واکنش به آن جنایت، ضمن ‏‏"قتل عام حکومتی" خواندن تابستان67 با دادن برخی اطلاعات غلط!  ‏جوهره حرف و مطلبش را اینگونه بیان میکند  "من امروز بزرگترین خطر را ‏برای ایران هاشمی می دانم، تکلیف خامنه ای و احمدی نژاد معلوم است، هر ‏دو در دایره حجتیه ای ها و مشتی پاسدار وحشی جنگ طلب گرفتار هستند ‏و نهایت ضرری هم که به ایران می رسانند شروع آتش جنگ در ایران ‏هست......"(19). وی سپس با نقل داستانی که از نظر زمانی دچار مشکل ‏جدی می باشد و با واقعیت آن سال ها خوانایی ندارد معتقداست که بعد از ‏حملات مغزی و بیماری خمینی، ،هاشمی رفسنجانی و احمد خمینی اجازه ‏دیدار با خمینی را به کسی نمیدادند. "رفسنجانی و سید احمد خمینی هر ‏دو در جماران در دفتر امام مانع از هرگونه دیدار و یا جلسه مستقیمی با وی ‏می شدند و حتی نزدیکترین اعضای دفتر نیز از جمله مجید انصاری و یا آیت ‏الله موسوی خوئینی ها برای دیدار با خمینی با مشکل مواجه بودند ، سید ‏احمد و رفسنجانی با ایجاد آن سد اعلام می داشتند که کارتان را بگوئید ما ‏خلاصه شده اش را به امام می گوئیم و نتیجه را به شما اعلام می کنیم ‏‏.اینگونه بود که خمینی عملا از بسیاری از حواث آن روزها دور بود و یا اصلا ‏اطلاعی نداشته است و به واقع رهبر ایران در دو سال آخر عمر خمینی این ‏دو بودند."(20) امیر فرشاد ابراهیمی سپس با اطلاعاتی سراپا جعلی یادآور ‏می شود "در ایام آن قتل عام ها و اعتراض آیت الله منتظری و هم چنین ‏تعدادی از نیروهای خط امامی هم چون مجید انصاری به عملکرد لاجوردی ‏در زندان اوین که گاها حتی در یک شبانه روز تعداد اعدامها به صد تن ‏میرسید مجید انصاری مصمم می شود موضوع را به اطلاع خمینی ‏برساند"(21) اولاٌ  اعتراض منتظری به آن اعدام ها قاعدتا باید به سال ‏‏1367برگردد و نه قبل از آن. دوماٌ طبق گفته خود امیرفرشاد ابراهیمی، ‏بیماری خمینی و مانع تراشی هاشمی و احمدخمینی باید به سال های بعد ‏از1366 برگردد و نه قبل از آن. مهم تر از همه، آن که لاجوردی در اواخر ‏سال 1363 از دادستانی انقلاب برکنار می شود و تا سال 1368 بعد از کشتار ‏بزرگ هرگز به اوین باز نگشته، و مسئولیت اجرایی نیز نداشته است. (دراین ‏تاریخ وی – نیمه شهریور68- عهده دار پست خدماتی  ریاست سازمان زندان ‏ها می شود). امیرفرشاد ابراهیمی اما ول کن ماجرا نیست و با سناریویی که ‏بی شباهت به فیلم های هندی نمی باشد مجید انصاری را هم چون "رمبو" ‏به بالای درخت می فرستد و می نویسد "مجید انصاری مصمم می شود ‏موضوع را به اطلاع خمینی برساند به جماران می رود که سید احمد و ‏رفسنجانی مانع دیدار می شوند و می گویند به امام اطلاع می دهیم (که ‏البته از این کار نیز عملا سر باز می زنند) ، تا اینکه نهایتاٌ مجید انصاری در ‏نیمه های شب هنگامی که خمینی در ایوان جماران قصد خواندن نماز شب ‏داشته اند از غفلت پاسداران اطراف وی استفاده می کند و موضوع را به اطلاع ‏خمینی می رساند و می گوید همین امروز بیش از دویست نفر را لاجوردی ‏در اوین اعدام کرده است آنهم به بدترین وجه ممکن و ماجرای کشتن یک ‏زن را شرح می دهد که شیلنگ آب را به پشت وی فرو کرده اند و پس از ‏ترکیدن روده هایش او کشته شده است مجید انصاری می گوید در بعد از ‏این گفتگو خمینی سجاده نماز را جمع می کند و به انصاری می گوید قلم و ‏کاغذ بیاور این از نماز شب هم واجب تر است و فرمان تحقیق از زندان اوین ‏و بازداشت لاجوردی و محاکمه وی را مینویسد انصاری فردایش به اوین می ‏رود و به فرمان خمینی تحقیق از کمیت و کیفیت اعدام ها را آغاز می کند و ‏حکم بازداشت لاجوردی را از سوی خمینی به اطلاع وی می رساند ، پس از ‏این ماجرا ری شهری ، رفسنجانی و خامنه ای و محسن رفیقدوست به ‏جماران می روند وسید احمد و ری شهری ، رفسنجانی و خامنه ای عمامه ‏هایشان را بر می دارند و جلوی خمینی می گذارند و می گویند با این کار ‏دیگر آبرویی برای ما و نظام نمی ماند و ما کنار می کشیم ، رفیق دوست ‏اعلام می کند که این کار شکاف بزرگی در جبهه ها ایجاد می کند و عملا ‏نظام ساقط می شود و خمینی را مجاب می کنند از بازداشت لاجوردی و ‏محاکمه وی صرفنظر کنند و اعدامها را بسیار محدود می شمارند و حرفهای ‏انصاری و موسوی خوئینی ها و ... را توطئه منتظری و باند مهدی هاشمی می ‏خوانند برای سرنگون کردن وی می خوانند ، که با این کار و با استفاده از زود ‏باوری و ساده لوحی خمینی و البته اعتمادی که خمینی به آنها داشته مانع ‏از هر گونه تماس نزدیک طیف انصاری و دیگر نیروهای خط امامی با وی می ‏شوند . خمینی حکم را پس می گیرد و البته هاشمی با ترفندهای دیگر نیز ‏مانع از هرگونه اقدام افرادی مثل موسوی تبریزی و مجید انصاری و موسوی ‏خوئینی ها در دستگاه قضائی و از جمله دادستانی و زندان اوین می ‏شود"(22).‏

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.