|
مهدی اصلانی
|
|
صفحه 3 از 7 چرا فرزندان ما را در حصاری که حتی بسیاری از مسئولین نیز بعنوان "نامحرم" در آنجا تلقی میشدند گروه گروه به جوجه های اعدام سپرده اند؟ ما سئوال می کنیم : چرا مقامات با بازدید یک هیئت بی طرف بین المللی از زندانها و مذاکره با زندانیان و خانواده های زندانیان و قربانیان مخالفت مینماید؟ ما سئوال میکنیم : کدام اصل قانون اساسی به مقامات این اجازه را داده است که چه در گذشته و چه در حال حاضر محاکمات خود را در پشت درهای بسته و آنهم در شرایطی که زندانی حق حتی یک کلام دفاع از خود راندارد انجام دهند؟ ما سئوال میکنیم : کدام محکمه، به چه اتهامی، در چه تاریخی، حکم اعدام عزیزان ما را صادر کرده است؟ آنهم در شرایطی که پرنده مثلا بنیاد نبوت ماهها مورد بررسی قرار میگیرد، در حالی که اتهامات و جرائم آنها برای تمام مردم ایران مثل روز روشن است ما سئوال میکنیم : کدام قانون اجازه داده است که حکم اعدام دسته جمعی صادر کنند؟. و هزاران سئوال ریز و درشت دیگر...ما خانواده های قربانیان فاجعه اخیر و خانواده های زندانیان سیاسی خواستار اقدام فوری ، جدی و مسئولانه شما هستیم. و خواستهای زیر را با شما در میان میگذاریم 1-تاریخ محاکمه، مدتی که محکمه مشغول بررسی پرونده هر یک از قربانیان بوده، دلیل محاکمه دوباره، و محل محاکمه برای تک تک قربانیان اعلام دارید.2- محل دفن و تاریخ اعدام کلیه قربانیان را به خانواده های آنان اطلاع دهید.3- وصیت نامه های قربانیان را به خانواده های آنان مسترد کنید.4- تعداد و اسامی اعدام شدگان را اعلام نمائید. 5-به دلیل اینکه این اقدام ناقص صریح اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی و اعلامیه جهانی حقوق بشر است، ما علیه مسئولین این فاجعه دردناک اعلام جرم می کنیم و خواهان آن هستیم که اینان بازداشت و در یک محکمه علنی محاکمه گردند.6- ما خواهان موافقت جمهوری اسلامی، با بازدید یک هیئت بین المللی برای بررسی وضعیت زندانهای کشور و اجازه مذاکره این هیئت با زندانیان سیاسی و خانواده های قربانیان فاجعه اخیرهستیم.امضاء گروه کثیری از خانواده های شهدای قتل عام اخیر زندانیان سیاسی رونوشت.1- دفتر آیت الله العظمی منتظری2- دفتر سازمان ملل متحد در ایران.3- آقای خاویر پرز دکوئیار دبیر کل سازمان ملل متحد.4- کلیه سازمانها و محافل بشر دوست و مترقی"(4).نامه سرگشاده دیگری که ازطرف خانواده ها ی فاجعه67 خطاب به گزارشگران کمیسیون حقوق بشرسازمان ملل نگاشته شد و به طور مستقیم افزون بر شکایت خانواده ها،طرح دادخواهی را نیز به میان کشید "به : هيئت محترم گزارشگران کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد ازسوی : خانواده های داغدار شهدای زندانی فاجعه ملی سال1367بازديدکنندگان عزيز اميد داريم بعد از گذشت يک دهه بانگ دادخواهی ما را به محافل و مجامع، سازمان ها و مراجع انساندوست و دمکرات برسانيد، به آنان که نداهای بشريت ترقی خواهی را شنوا هستند و برای داد ستانی از دشمنان بشريت تلاش مي کنند عزمشان گرامی باد.فرزندان دختر و پسر، شوهران و همسران، پدران ما را از سال ١٣٦٠ ايراني دستگير کردند به جرم عدالتخواهی در سلول های انفرادي، بيابان ها، محوطه های نظامی، زيرزمين ها، اعماق دره ها در حفاظت سيم های خاردار، ديوارهای بلند، مجاورت جريان های بي حفاظ برق فشار قوی، جزیره های متروک و ... مدت های طولانی زير شديدترين شوک های فيزيکی وروانی در معرض شکنجه قرار دارند. به دور از خانواده ها و بدون ملاقات، بدون هواخوری، بدور از آفتاب و در تاريکی و يا در مقابل نورهای خيره کننده و صداهای دلخراش. بوسيله بازجويان مخصوص نظامی و پاسدار ظلم بدون حق استفاده از وکيل مورد بازجويی همراه با شکنجه قرار دادند. ارتباط عاطفی آنها را با خانواده قطع کردند یا زير مراقبت دقيق داشتند. در مراجعات به خانواده ها جواب مي دادند که اينان ضدانقلاب و ضد دين و اسلام هستند و تعزير و آزار آنها خود. نوعي صواب و عبادت است.سرتاسر دوران دهه ٦٠ عزيزان ما را به جرم های پيش گفته که همگی تصنعی و اتهام واهي بود از آسايش و زندگی عادی و ديدار خانواده محروم داشتند. اغلب خانواده تحت تکفل عزيزان زندانی خود بودند و زندانی بودن نان آور خانواده آنها را نيز از زندگی عادی و گذران روزمره در فشار و تنگنا قرار داده و اکنون نيز مي دهد. از آن گذشته در راه اشتغال و کار و زندگی روزمره ی خانواده هايیاين زندانيان نيز محدوديت های بسياری ايجاد کرده و حتي بسياری از فرزندان آنان را از تحصيل در دانشگاه محروم نمودند. سرانجام نیز در مرداد ماه تا اواخر سال ١٣٦٧ آن تعداد را که از شکنجه ها سالم و يا عليل باقی مانده بودند به ميدان های تير بردند و حتی کسانی را که دوره زندانشان تمام شده بود و چشم براه آزادی بودند به جوخه های اعدام سپردند بدين سان در نبود آمار و پنهانکاری از لحاظ محل اعدام و مکان خاک سپاری تنها با حدس و گمان، هر خانواده در مجاورت گورستان ارامنه و ساير اقليت ها محلي را یافتند، که اعدام شدگان را در گورهای دسته جمعی با لباس زندانی به خاک سپرده يافتند. در دره های کوهستان ها و بيابان های متروک نیز اجساد تلاشی شده شهيدان زندانی يافته شد و آنجا را مزار شهيدان فاجعه ملي سال ١٣٦٧ نام نهادند. اينک خانواده هاي بسياری گوستان خاوران را نمادی از قتل گاه زندانيان شهيد خود می دانند. و با وجود مزاحمت های پليس در آنجا گردهم می آيند و یاد عزيزان خود را گرامی مي دارند. مصاحبه کنندگان عزيز از آغاز دهه شصت تا پايان اين دهه تعداد اين اعداميان را در گورستان خاوران از دو هزار نفر تجاوز می کند. اين رقم را هم از روی حدس و گمان می گوئيم و حتم داريم که بيشتر هم هستند. اما اگر نام نمي بریم تامين نداريم. همه ما خانواده ها به خاطر فقدان عزيزان و نان آوران خود در فشار و محدوديت بسر مي بريم اين را تحمل می کنيم اما آنچه را انتظار داريم اينست که خون های عزيزان ما پايمال شده است بهمین جهت از شما خواهانيم که در مراجع ذيصلاح بازگو کننده سختی ها و خونخواه عزيزان ما باشيد. اينان قربانيان تماميت خواهی حکومتی هستند که پيوسته تبليغ مردم سالاری و دينداری مي کند. ما میخواهیم جامعه جهانی و بشريت صلح دوست و ترقی خواه آنها را به پاسخگويی در برابر ما. ملت ايران وتاريخ وادار نماید.با تشکر. خانواده زندانيان سياسی اعدام شده و شهيد فاجعه ملی سال ١٣٦7ايران"(5) فشار به خانواده ها و ایجاد سد و مانع در راه برگذاری مراسم یادمان در خاوران که درسالیان بعد از کشتار، به طور مستمرو مدام برسرخانواده ها سنگینی میکند درنوزدهمین سالگشت کشتاربزرگ همراه با تهدید و بازداشت و فشاربرخانواده ها ادامه یافت.سرسپرده گان حوزه وچاه در نوزدهمین سالگرد کشتار بسیاری را با تهدید های تلفنی ،و بستن راه های منتهی به خاوران به خانه نشینی محکوم کردند، اما با همه تهدیدات و در زیر سایه فشار های امنیتی خبرهای منتشره برحضور حداقل 3000 نفره خانواده ها شهادت میداد(6) برخورد برخی از طرد شده گان و وامانده گان از قدرت رادیو دولتی آلمان(دویچه وله) در نوزدهمین سال گشت کشتار 67 در دو گفت و گوی تلفنی و ارسال یک نمابر، نظر سه تن از حکومتیان و بازمانده گان از گردونه قدرت را جویا شده است. صریح ترین و کوتاه ترین پاسخ یا دعوت به سکوت را سعید حجاریان مغز متفکر و تئوریسین اصلی اصلاح طلبان حکومتی بیان کرده است." رادیو دویچهوله گزارش می دهد که «به مناسبت سالگرد اعدام های سال 67 به سراغ بسیاری کسان که از خودی ها هستند یا بودهاند رفتیم تا علت این سکوتشان را جویا شویم ولی متاسفانه عمدتا دعوت به گفتوگو را نپذیرفتند. شاید گفت و گوی "شکوفه منتظری" مصاحبه گر جوان دویچه وله که خود از خانواده ی قربانیان سال67 می باشد را بتوان نوعی دادخواهی نیز تلقی کرد. مرگ فروشان اسلامی پدر وی زنده یاد حمیدمنتظری را در کودکی غارت شده اش و در زمان وقوع جنایت، ربوده اند و در خاوران پنهان کرده اند. رادیو دویچه وله" با ارسال نمابری به آقای سعید حجاریان، که در بنیانگذاری دستگاه امنیتی حکومت نقش مهمی داشته است، پرسشهایی را در مورد اعدامهای ۶۷ طرح کردیم و امید داشتیم وی به آنها پاسخ گفته و به صورت مستقیم به موضوع بپردازد. این پاسخ را از ایشان گرفتیم: "با اینکه آن موقع من معاون سیاسی استانداری اهواز (خوزستان) بودم، معالوصف باید این پرونده باز باشد و اصلاحطلبان روی آن موضع بگیرند. اما اکنون که شرایط در داخل کشور مساعد نیست و رسانهها و احزاب و نهادهای جامعه مدنی قوی نیستند، امکان پرداختن به این موضوع وجود ندارد."(7) سعید حجاریان که در گذشته ای نه چندان دور از معاونین و تصمیم گیرندگان اصلی، کلیدی ترین بخش وزارت اطلاعات، یعنی واحدگزینش این وزارت خانه بوده است نمی گوید از ماجرا خبرنداشتم (که صد درصد مطلع بوده است) بلکه می گوید "من آن موقع معاون سیاسی استانداری خوزستان بودم" پاسخ اطلاعاتی سعیدحجاریان دال برآنکه " زمان مناسب آن فرا نرسیده است". فرار از نکبت و تباهی است که دامنگیر همه حکومتیان و آن هایی که آگاهانه تا به امروز سکوت کرده اند میباشد. به راستی تئوریسین ارشد اصلاحات چقدر با این باور ظاهری و نظر دیروز خود فاصله دارد؟ او که دیروز از موضع یک رهبر اصلاح طلب شعار "دانستن حق مردم است" را می داد. امروز توصیه به سکوت می کند. و از آن بدتر آنکه شانه از بار مسئولیت خالی می کند. حجاریان اولا: باگفتن این جمله اطلاعاتی و دو پهلو "من آن موقع معاون سیاسی استانداری خوزستان بودم" منصب کلیدی خود و شعور مخاطب را تاپایین ترین حد ممکن تنزل می دهد. توگویی معاون سیاسی استانداری مهمترین استان در دوره جنگ و شاهرگ حیاتی اقتصاد ایران درآن موقعیت، شغلی عادی مانند رانندگی تاکسی بوده است. یا در زندان اهواز در تابستان67 آب از آب تکان نخورده است، و کسی را اعدام نکرده اند. این انکار و فرار به جلو تنها به حجاریان ختم نمی شود. تمام مقام های اطلاعاتی در ویکرد به ماجرای کشتار های حکومتی، از آن جاکه دستانی آلوده دارند، سیاستی مشابه اتخاذ می کنند.
|