|
مهدی اصلانی
|
|
صفحه 2 از 7 در سال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد شاهد آن بودیم که حکومتیان به بهانه طرح "ساماندهی" خاوران و بانیت پاک کردن نشانه های جرم ،می خواهند در خاوران دار و درخت برپا دارند و با گل کاری آنجا طرحی به نام "ساماندهی" را پیش برند. این امر با مقاومت شدید خانواده ها به فرجام نرسید. حرف و درخواست خانواده ها –اما- روشن بود "اگرقرار برگل کاری و ساماندهی است خودمان انجام می دهیم شما تنها به ما بگویید چه تعداد را اینجا پنهان کرده اید و اجازه گزاردن سنگ قبر را بدهید" و حکومت ناچار به عقب گردشد. دولت آبادگر و مهرورز!! مهر و آبادگری اسلامی اش را می خواست باگورستان ها آغاز کند. می خواستند خاوران را "ساماندهی"کنند يعنی آنكه آنجا جدولی بكشند و گلی بكارند و دار و درختی بر پا سازند؛ يعنی كه بگويند اينجا يك گورستان عادی است، با تعدادی انسان معمولی كه آرام آن زير خفتهاند و ديگر هيچ. يعني كه نگويند هبت را با آن پيراهن چهارخانه در وقت ملاقات و آن لبخندي كه از نوزاد دشمناش حتا دريغ نمی داشت به کجای آن دشت سرخ پنهان کرده اند. یعنی آنکه نگويند انوش وحمید منتظری وحاج محسن و آقا محمود و جليل وخوشابی و جهانبخش و رياحی ها و فرشاد اسفندیاری و "شامیت" را در میان کدامین یک از کانال های فاضلاب پنهان کرده اند و یعنی آنکه بعد از پاکسازی تاریخ کمربه قتل جغرافیای جنایت ببندند. مادر ریاحی-که یاد و جایش همیشه سبز باشد- شیر زنی که پسران نازنین و رشیدش را در کشتار از دست داده بود و آرزو و وصیت اش آن بودکه وی را نیز درخاوران دفن کنند ، آن روزهای خون را چنین توصیف میکند: "هر بار که میرفتیم نشانه ای را به صورت فرضی قرار می دادیم. گاهی باطناب از دیوار تا گوری فرضی را متر می کردیم و چوبی را در زمین فرو می کردیم که مثلا این جا جای صادق است. نشانه دیگری قرار می دادیم که مثلا آنجا هم خانه ابدی جعفر است و ...هر بار می رفتیم می دیدیم سنگ ها را شکسته اند و با بولودوزر آن جا را صاف کرده اند. یک بار کانال حفر کرده بودند که می خواهیم از اینجا کانال فاضلاب بکشیم. اعتراض می کردیم. همه مادران با هم .من و مادر معینی و مادر لطفی و دیگر مادران. تحقیرمان می کردند، فحشمان می دادند، گاهی کتکمان میزدند، دستگیرمان کرده و به حبس می بردند و..."(2) . کار مداوم خانواده ها در بر پایی یادمان های سنتی هم چون آیین جمع شدن در نوروز هر سال و عید مبارکی بر گور عزیزان در شروع سال نو و هم چنین سالروز و بزرگداشت آن در دهم10شهریور هر سال - که این روز با توافق خانواده ها به عنوان سال گرد کشتار شناخته شده است- در داخل کشور روند رو به رشدی از آگاهی رسانی و تبدیل این فاجعه به حافظه جمعی در برداشته است. نقل روایت شاهدان و جان بدربردگان آن کشتار مخوف با دسترسی سهل تر به امکانات خبر رسانی در سالیان اخیر، هم چون شبکه جهانی اینترنت، برخی شبکه های تلویزیونی، چاپ خاطرات و دست نوشته ها و مقالات شاهدان دست اول، و قابل دسترس بودن آن در داخل کشور، تماما در خدمت عریان کردن جنایت و به نمایش گذاشتن آن نزد افکار عمومی قرارگرفته است. قبل از آن اما در دوره اصلاحات! نامه سرگشاده خانواده های قربانیان کشتار67 به ریاست جمهور وقت محمد خاتمی که خود به هنگام کشتار بزرگ در کابینه میرحسین موسوی وزارت ارشاد را سرپرستی میکرد بی پاسخ ماند. درخواست خانواده ها بسیار ساده و روشن بود. آن ها حتا مجازات آمرین را نخواسته بودند. "بگویید بچه هایمان را کجا پنهان کرده اید؟ واجازه دهید برایشان سنگ قبر بگذاریم." رياست محترم جمهوری اسلامی ايران به استحضار میرساند كه متن زير قبلا به مسئولين ذيربط ارائه شده است ولی از آنجا كه پاسخی دريافت نشده است جهت پيگيری به اطلاع شما میرسانيم تاريخ فوت و محل دفن بسياری از اعدام شدگان پس از انقلاب اسلامی به ويژه جان باختگان سال ١٣٦٧ كه جنازه هايشان را در گورهای دسته جمعی دفن كردند برای خانواده های داغدارشان مشخص نشده و هيچ يك از ارگانهای مربوطه در اين زمينه پاسخگو نيستند يكی از مكان هائی كه عده ای از دگرانديشان و اعضای احزاب و گروه های سياسی را در آن به شكل انفرادی يا دسته جمعی دفن كرده اند مزار خاوران – جنب قبرستان ارامنه – است كه با گورستان بهائی ها مشترك بوده و خانواده های داعدار با محدوديت ها و فشارهای عديده ای روبرو هستند از جمله الف – اجازه هيچگونه نشانه گذاری بر خاك مزار را ندارند. ب – گورستان بهائی ها هر روز گسترش می يابد و بر جنازه های عزيزان ما مرده دفن می شود بسياری از عزيزان ما را در مكان های ديگری كه برما معلوم نيست دفن كرده اند ما بازماندگان و خانواده های داغدار از مسئولين مربوطه مصرانه میخواهيم كه1 – اسامی ، زمان فوت و محل دفن عزيزان ما را اعلام نمايند. ٢– از دفن اموات ديگر بر خاك جان باختگان ما جلوگيری نمايند. چراكه اين مكانها ناخواسته بر ما تحميل گرديده و ما را از آن گريزی نيست. ولی برای تازه درگذشتگان بهائی می توان چاره ای انديشيد و محلی ديگر در اختيارشان گذاشت. ٣ – مانع نشانه گذاری و گل كاری در مزار و محل خاك سپاری عزيزان ما نشوند. رونوشت به كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد. و گزارشگران محترم حقوق بشر سازمان ملل متحد"(3). بی پاسخ ماندن اینگونه دادخواست های ابتدایی از طرف مسئولین که خود شریک جرم تلقی می شوند تا به امروز ادامه دارد. دادن نشانه های گور و اسامی قربانیان یعنی اعتراف به جنایت ، و پاسخ به پرسش های بی جواب بعدی خانواده ها. جنبش همیشه پیگیر و در گیر مادران، بی هیچ گونه هراس از قرق بانان وگزمه گان حکومتی از همان زمان آشکار شدن ابعاد جنایت در سال اول، پیگیر وضعیت عزیزانشان بودند. پیشینه این امر به نامه اول خانواده ها به حسن حبیبی وزیر دادگستری برمی گردد. حبیبی که خود سمت مهمی را در کابینه جنگ داشت و از مسئولان درجه اول و تصمیم گیرنده در حکومت به شمار میرفت، نامه و دادخواهی خانواده ها را هم چون محمد خاتمی بی پاسخ گذارد " آقای دکتر حبیبی وزیر دادگستری شما را به عنوان وزیر دادگستری جمهوری اسلامی مورد خطاب قرار می دهیم. در ماه های اخیر اقدامات هولناکی در زندان های کشور ما بوقوع پیوسته است. اعدام هزاران تن از زندانیان سیاسی که اکثر قریب به اتفاق آنان قبلا محاکمه شده و حکم دریافت کرده و دوران محکومیت خود را سپری می کرده اند و حتی دوران محکومیتشان سپری شده بوده، موجی از حیرت و تاثر در افکار عمومی ایران و جهان برانگیخته است و همگان جویای پاسخی درخوربرای این اقدام می باشند.ما که مادر و پدر و بستگان این قربانیان هستیم، هر لحظه از خود مبپرسیم چرا باید چنین بی رحمانه، این فرزندان برومندمان را به خاک و خون کشند؟. ادعاهائی که می خواهند اینان را به عملیات نظامی این یا آن گروه در مرزهای کشور منتسب کنند، با توجه به اوضاعی که در زندانها حاکم بوده، به طور کلی باطل است، چرا که فرزندان ما در سخت ترین شرایط بسر میبردند، ملاقاتهای 15 روز یکبار آن هم به مدت ده دقیقه از پشت شیشه و بوسیله تلفن و محرومیت اینان از داشتن هر گونه وسیله ارتباط با خارج زندان، که ما آن را در هفت سال اخیر از نزدیک تجربه کرده ایم، حقانیت ادعاهای ما را به اثبات میرساند ماسئوال میکنیم : اگراقدامات مقامات قانونی بوده است، چرا اعدامها از چشم همگان پنهان نگاه داشته شد؟ ماسئوال میکنیم: اگر این اقدامات موجه بوده چرا صریحا اعلام نمیگردد؟، چرا باید ملاقاتها که حق طبیعی هر فرد زندانی است قطع شود؟
|