|
عزت مصلی نژاد
|
|
صفحه 1 از 11 پیشگفتار شکنجه یکی از هولناک ترین جنایات انسان علیه انسان است که متاسفانه به اندازه ی تاریخ بشر قدمت دارد. اگر در گذشته های دور و دراز شکنجه را به نوعی تنبیه علیه متخلفان و مخالفان نظام های حاکم اعمال می کردند، در دوران مدرن از شکنجه به عنوان یک ابزار سیاسی به خاطر کسب اطلاعات یا گرفتن اعتراف یا ایجاد ترس و وحشت در بین مردم استفاده می کنند. در حوزه حقوق بین الملل، در هیچ زمینه ای تابدین حد قرارداد، اعلامیه، مقاوله نامه و مصوبه وجود ندارد که در رابطه با مخالفت با شکنجه و مجازات شکنجه گران. با وجود این براساس گرازشات منتشره توسط سازمان عفو بین المللی و "سازمان نگهبان حقوق بشر" (Human Rights Watch) شکنجه در نیمی از ممالک جهان اعمال می شود. در 80 کشور شکنجه به صورت منظم اعمال می شود به نوعی که مرتباً به مرگ قربانی منتهی مـــی گردد و در 50 کشور کودکان را نیز شکنــــجه می کنند.(1)
جنایت شکنجه در کلیه کشورهای دنیا به صورت مخفی و دور از چشم دیگران انجام می شود. حتی قربانیان شکنجه به خاطر ترس از دستگیری مجدد و دلایل دیگر مانند عدم یادآوری خاطرات گذشته وقدر قدرت جلوه ندادن قدرت های حاکم، داستان شکنجه ی خود را در اعماق سینه پنهان نگاه می دارند. بنابر این جنایت شکنجه همواره مورد انکار قرار می گیرد و با هاله های گوناگون پوشانیده می شود. از این لحاظ است که شکنجه تاثیر مخرب و پایداری بر قربانیان ــ بخصوص تبعیدیان شکنجه شده ، که از حمایت خانواده و زادگاه خویش محروم مانده اند ـ به جای می گذارد. شکنجه یکی از جنایات بین المللی و در واقع جنایتی ست علیه خانواده ی بشری. به همین دلیل است که سازمان ملل متحد از بدو تأسیس ، شکنجه را مطلقاً و تحت هر شرایطی ممنوع اعلام کرده است.(2) در تاریخ 10 دسامبر 1984 مجمع عمومی سازمان ملل مهمترین قانون بین المللی ضد شکنجه را مورد قبول قرارداد که "کنوانسیون ضد شکنجه ودیگررفتارها وتنبهات شقاوت بار، غیرانسانی وتوهین آمیز" (3) نام دارد. سازمان ملل متحد در اواخر سال 1997 روز 26 ژوئن را به عنوان روز جهانی همبستگی با بازماندگان شکنجه اعلام نمود. کنوانسیون بالا یکی از جامع ترین قوانین بین المللی ضد شکنجه است که هم شکنجه را تعریف می کند و هم یک نهاد بین المللی برای بازبینی عملکرد کشورها از لحاظ ارتکاب جنایت شکنجه را ایجاد می کند. از نظر این کنوانسیون شکنجه جنایتی است علیه خانواده ی بشری. کشورهای عضو باید شکنجه را غیرقانونی اعلام دارند و شکنجه گران داخلی را تحت پیگرد قرار دهند. طبق ماده 6 این کنوانسیون، اگر شکنجه گری از هر جای دنیا در کشور عضو کنوانسیون پیدا شود، باید فوراً به عدالت سپرده شود. فرد شکنجه دیده هم می تواند علیه شکنجه گران خود اعلام جرم کند و هم از آنان غرامت مالی دریافت دارد. هیچ دولتی اجازه ندارد کسی را به جایی تبعید کند که ممکن است مورد شکنجه قرار گیرد. قربانی شکنجه یا کسی که درخطر تبعید یا اخراج به جایی است که ممکن است مورد شکنجه قراردارد، می تواند تحت شرایطی به "کمیته ضد شکنجه" ملل متحد شکایت کند. طی 15 سالی که در مرکز پشتیبانی از قربانیان شکنجه به عنوان محقق و مشاور کار می کنم وظایفی را انجام می دهم که مشتمل است بر ارائه ی خدمت مستقیم به بازماندگان شکنجه در زمینه های ، مختلف تقویت روانی، مشکلات حقوقی، استقرار در جامعه ی کانادا، و مسائل و معضلات پناهندگی و مهاجرت. اگرچه یاری جویان من از کشورهای مختلف به کانادا آمده اند، لیکن اکثریت آنان را یاری جویان ایرانی تشکیل می دهند و مرکز ما موارد شکنجه، روش های شکنجه و تأثیر شکنجه را بر تبعیدیان ایرانی از بدو تأسیس خود در سال 1977 ثبت و مستند نموده است. این مقاله تلاشی است فروتنانه در راه شناخت تاثیر شکنجه بر تبعیدیان ایرانی کانادا با تکیه بر تجارب شخصی نویسنده و مدارک و گزارشاتی که در اختیار وی قرار گرفته و همچنین گواهی قربانیان ایرانی شکنجه که در جریان مشاوره با وی در میان گذاشته اند. ویژگی شکنجه در ایران متأسفانه جمهوری اسلامی ایران از لحاظ شدت و وسعت جنایت شکنجه ، دست جبارترین و ستم پیشه ترین رژیم ها را از پشت بسته است. در دنیایی که مجازات اعدام به سرعت به عنوان یکی از میراث های سده های میانه لغو می شود، ایران از معدود کشورهایی است که بی رحمانه انسان ها را اعدام و حتی قتل عام می کند. کشتار جمعی سال 1367 یکی از وحشتناک ترین جنایاتی است که هنوز هم وجدان بشری را تکان می دهد و نسل های بسیاری را آزار خواهد داد. ایران از معدود کشورهایی است که کودکان را اعدام می کند و اعدام ها را در جلوی چشم همگان به نمایش می گذارد. یکی از ویژگی های شکنجه در ایران اسلامی آمیزش آن با مذهب و جزم های دینی است. دریغ و درد که در دهه اول قرن بیست ویکم در جامعه ای که زمانی مهد تمدن بشری بود جنایت شکنجه تقدیس می شود. به عنوان مثال تجاوز جنسی که بر اساس مصوبه ی رم و اساسنامه ی دادگاه بین المللی جنایی ، جنایتی است علیه بشریت در ایران امروز به عنوان امری مقدس در زندان ها اعمال می گردد. سنگسار که جنایتی است که حتی انسان های عادی را به صورت شکنجه گر در می آورد به عنوان فعلی ثواب که پاداش اخروی دارد، مورد تقدیس و احترام قرار می گیرد. مفهوم جهنم به عنوان شکنجه گاه الهی که قبلا در کتاب های قدیمی مذهبی دیده می شد امروز در جامعه ی ایران سر از قبر به در آورده و رژیم مذبوحانه تلاش می کند که آن را به عنوان یک کالای مصرفی به خورد مردم بدهد. این مفهوم به طور مداوم درجهت شستشوی مغزی انسان ها به کاربرده می شود. رژیم به توده های مردم تلقین می کند که شکنجه های این جهانی آنان با شکنجه ی الهی در جهنم تکمیل خواهد شد. مثلا زن یا مردی را که به قتلگاه سنگسار می برند مرتبا تهدید می کنند که فکر نکنی با خوردن چند سنگ بعد از چند ساعت راحت خواهی شد، تو گناهکاری و به جرم این گناه تا ابد در جهنم الهی خواهی سوخت وشکنجه ی سنگسار در برابر عذاب اخروی تو هیچ است. تلقینات اینچنینی همراه با تحمیل قوانین شریعت بویژه قانون قصاص که آن را باید قانون بربرمنشانه ی شکنجه گران نامید از جامعه ی ایران یک جهنم واقعی ساخته است و باعث شده که هزاران نفر انسان روشنفکر و روشنی طلب از جامعه ی ایران فرار کنند.(4)
|