header image
 
خاطراتِ خانه ی زندگان ‏(۸۵۰ کتاب و مقاله در مورد زندان)‏ چاپ
همنشینِ بهار   
رفتن به
خاطراتِ خانه ی زندگان ‏(۸۵۰ کتاب و مقاله در مورد زندان)‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
من اين روزگاران اسارت بزرگ را، نه در نوحه سرائی بر ويرانه ها و طلب ‏ُمصرّانه از آسمان‌ها، بلکه در گردآوری و آمار برداری های بر هم انباشته مان ‏صرف کرده‌ام، دارائی هائی که هيچ دشمن پيروز نمی‌تواند از ما برُبايد، يادمان ‏ها... بله يادمان ها ‏
‏                                                                                                 رومن رولان

آن چه در زیر می خوانید، تلاش چندین ماهه ی همیار خوب ماست که ‏بدون تلاش شبانه روزی او و همیاری برخی از دوستانِ مشترک، در این مدت ‏کم، امکان پذیر نبود.

یادآوری چند نکته نیز ضروری ست:‏
‏  متن به علت طولانی بودن، کوتاه شده است. همانگونه که همنشین گرامی ‏تاکید کرده است این لیست «کتاب شناسی زندان» به معنی دقيق کلمه ‏نيست. امید که  با تلاش ارزشمند گردآورنده و همیاری دیگر همبندیان، در ‏آینده ای نزدیک شاهد انتشار "کتاب شناسی زندان" باشیم..‏
                                                                          آرش


دردآور است که حديث ِ زندان و زندانی، بخش عمده ای از تاريخ کشور ما را ‏تشکيل می‌دهد، امّا این واقعّیت نشانگر اين هم هست که جامعه ما ُمرداب ‏نيست، رودِ خروشانی است که سکوت و سکون در آن راه ندارد و سنگ ‏انداختن ها نمی‌تواند راهش را سّد کند.‏
فهرست (البته ناقصِ) زير ليست کتاب ها يا مقالاتی است که پيرامون ‏‏«زندان‌های شاه و شیخ»، نوشته شده و آن‌را به آن دسته از زندانيان سياسی ‏تقديم می‌کنم که يک سينه سخن دارند که از آن همه مردم ايران است، ولی ‏آنان این مهم را که چون کوله باری بر دوش آن‌هاست، با امروز و فردا کردن ‏و دلخوشی در «زندانِ روزَمرّگی»! حبس نموده و برباد می‌دهند. ‏
اگر آثاری چون تاريخ بيداری ايرانيان و مشروطه کسروی و تاریخ سی ساله ‏نبود، اگر نظائر مکّی ‌و شعاعیان و جزنی... نيز به وقايع‌نگاری صرف اکتفا ‏نموده و امثال روزبه و پاک نژاد و سعيد محسن، پته  جنايتکاران را روی آب ‏نمی‌ريختند، نويسندگان مرتجع و «قلم‌فروش»، شيخ فضل الله نوری و ‏ناصرالملک را صوراسرافيل و سّتارخان جا می‌زدند و کودتای ۲۸ مرداد را قيام ‏ِ ملّی! و شلاق به دستان دهه شصت را مصدق! و منتسکيو! قالب می‌کردند.‏
                                                         ‏***‏
اگر « حَبْسيّه » (زندان نامه و شعر زندان) را تنها به قصیده‌ای که شاعر در ‏زندان و مربوط به حبس خود ساخته، محدود نکنیم، اگر بپذیریم که فرهنگ ‏حَبْسيّه يا فرهنگ زندان بخشي از فرهنگ مردم به شمار می‌رود و دريچه ‏هاي تاريخ را بر روي ما مي‌گشايد، نگاه‌مان به زندان نویسی و ادبیّات زندان ‏متفاوت می‌شود.‏
‏«حَبْسيّه» های خاقاني شروانی و فرّخی یزدی، «ناله از حصار نای»، و سوز و ‏گداز امثال مسعود سعد سلمان، تقدیرگرایی کور و ندیدن نظم ستم‌زا، ‏شکایت از شپش و پشه در سلّول که در سروده‌های زنداني دوره صفوي ‏‏(ابوالقاسم امري) و ملك الشعراي بهار، هم دیده می‌شود، آرام آرام جای خود ‏را به چالش کشیدن استبداد می‌دهد و به جای نقالّی و وقایع نگاری «ایام ‏مَحبَس» علی دشتی، نقادی «بزرگ علوی»، و وقایع نمایی کتاب «نه زیستن، ‏نه مرگ» می‌نشیند.‏
از تعریف رسمی‌«حَبْسيّه» که عبور کنیم، می‌توان و باید آثار ارزشمندی را ‏که زندانیان سیاسی در زندان خلق کرده‌‌اند، « حَبْسيّه » نامید. ‏
به نظر من "گنجينه‌ خواف" آیه الله مُدرّس، «رُمان نادره» سید جعفر پیشه ‏وری، نامه های سرگرد جعفر وکیلی، «تقریرات» دکتر محمّد مصدق، ‏‏«گذشت عمر» دكتر شايگان، تحقیقات عبدالحسین نوشین روی شاهنامه، ‏‏«شوهر اهو خانم» علی محمد افغانی، «زمین سوخته» احمد محمود، «پرتوی ‏از قرآن» آیه الله طالقانی، «داستان تکامل و خلقت انسان» دکتر یدالله ‏سحابی، «باد و باران» و «پديده‌هاي‌ جوّی» مهندس‎ ‎‏ بازرگان، «غزل شماره  ‏هفتِ» مهدی اخوان ثالث، «قصیده لبخند چاک چاک» محمد شمس ‏لنگرودی،‎» ‎رُمان «تاتار خندان» غلامحسین ساعدی، [همنشینی با] ‏‏«کلیدر»، محمود دولت‌آبادی، «شناخت اجتماعی هنر» علامه‌زاده،  ‏‏«آهنگ‌هاي فراموش‌شده» احمد شاملو، «سرود ايران اختر شبانه» عباس ‏رستگار، «تاریخ سی ساله» بیژن جزنی، دنیامیسم قرآن موسی خیابانی... و ‏ترجمه کتبی چون:‏
‏‌«از اعماق» اسکاروایلد «فیروز میرزا»، «هياهوي بسيار براي هيچ» شكسپير ‏‏(عبدالحسین نوشین)، «خانم وارن» برناردشاو (بزرگ علوی)، «دُن آرام» ‏شولوخوف (به آذین)، « جنگ‌ شكر در كوبا » ژان پُل سارتر (جهانگير ‏افکاری)، «منشاء حیات» ُاپارین (هاشم‎ ‎بني‎ ‎طرفي)، «تاریخ اجتماعی هنر» ‏آرنول هاوزر، (مجید امین مؤید)، «تاريخ فلسفه غرب» برتراند راسل و ‏‏«ناشناس اسرارآميز» (‏Mysterious Stranger‏) مارك توين، (نجف دريا بندري)، ‏Приключения барона из Мунчаусен‏ «ماجراهای بارون مونچهازن» (سروژ ‏استپانیان)، و آثاری در باره پاولوف و فروید... که در زندان و زیر سایه ‏دیکتاتوری تهیّه شده اند، همه و همه ــ نوعی «حَبْسيّه» است. ‏
همچنین کارهای نمایشی هنرمندانی چون: ناصر رحمانی نژاد در زندان‌های ‏قصر و قزل حصار، («انسان فقط بوسيله ی نان نمی‌‏ميرد» اثر ‏Jorge ‎Diaz، نمایشنامه «مرگ در برابر»...)، و اجرای «پردة آخر نمايشنامة ‏اتللو»، و «هملت» شکسپیر و برخی آثار «برشت» مثل «گالیله» و ‏‏«چهره‌هاي سيمون ماشار»...و «چشم در برابر چشمِ» ساعدي (توسط زنان ‏زندانی در رژیم پیشین) ــ  «حَبْسيّه» است. ‏
یادآوری کنم که در زندان های بعد از انقلاب هم، از اینگونه «حَبْسيّه »ها، ‏داشته‌ایم «مانيفست جمهوری خواهی» ‏

و...‏
البته «صاحب کار» برخی از کتبی که در زندان های جمهوری اسلامی‌نوشته ‏شده، بازجویان بوده اند و شماری از اینگونه کتب، بفرموده! نگاشته شده‌است. ‏‏(مثل خاطرات فردوست، کژراهه طبری...)‏
                                                     ‏***‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.