header image
 
نگاهی گذرا ‏به نمایشنامه‌های زندان چاپ
ایرح مصداقی   
رفتن به
نگاهی گذرا ‏به نمایشنامه‌های زندان
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6

نمایش مک فارلین
یکی از نمایشنامه‌‌هایی که در سال ۶۶ و به مناسبت ۳۰ خرداد در ‏گوهردشت اجرا شد نمایشنامه‌ی مک فارلین (کلت و کیک) بود.‏
‏ نویسنده و کارگردان آن فریدون نجفی آریا بود که به همراه هشت نفر ‏دیگر از زندانیان آن را اجرا کردند. ‏
موضوع نمایش  بر می‌گشت به دیدار مک فارلین از ایران و تحویل سلاح ‏به دولت وقت  ایران. ‏
از آن‌جایی که بازیگران احتیاج به گریم داشتند، نمایش در یکی از ‏سلول‌های بند و در چند نوبت اجرا شد و هر بار پانزده  نفر از زندانیان ‏می‌توانستند آن را تماشا کنند.  ‏
در این نمایش فریدون نجفی در نقش رفسنجانی و  م- ح در نقش مک ‏فارلین ظاهر شدند. کارگردانی این نمایش را مجید معروف‌خانی به عهده ‏داشت. پرویز یکی از زندانیان کرج نیز نقش خمینی را به عهده داشت و به ‏خوبی گریم شده بود.  ‏

نمایش‌های مختلف در نوروز
نمایش حاجی‌فیروز و  بابا نوروز با اجرای شعرهایی که توسط زندانیان ‏سروده می‌شد یکی از برنامه‌های اصلی جشن‌های برگزار شده در سال نو بودند.‏


پانتومیم و میان پرده
یکی دیگر از مواردی که در جشن‌ها و مراسم مختلف برگزار شده از ‏سوی زندانیان جلوه می‌کرد اجرای پانتومیم‌ و میان‌پرده‌های مختلف بود. ‏
گاه برای جلوه دادن به یک نمایش زندانیان مجبور به ساختن آلات ‏موسیقی نیز می‌شدند.  نورالله خلیل‌پور گرگری که عشق او به  سنتور تمامی  ‏نداشت و در همه عمرش آرزوی داشتن یک سنتور را داشت، در طول دوران ‏زندان از هر فرصتی برای ساختن آلت موسیقی مورد علاقه‌اش استفاده ‏می‌کرد. او در تلاش‌های ابتدایی‌اش با بستن نخ به پایه‌‌های تخت و نواختن ‏بر روی آن‌ها تلاش می‌کرد آهنگی موزون را بنوازد. نورالله بعدها تلاش کرد ‏این کار را با بستن سیم‌‌ به دو سوی جعبه‌ای انجام دهد و سرانجام با کمک ‏علی بلوریان، سازی ساخت که به سنتور شبیه بود. علی سابقاً آهنگ‌های ‏مختلف را با سنتور ابداعی خود که تشکیل یافته از لیوان‌های پر و خالی آب ‏بود به زیبایی می‌نواخت. او بعدها به کمک نورالله شتافت و با کمک یکدیگر با ‏سیم جارو و چوب جعبه‌های میوه سنتوری ساختند که صدایی فرحبخش را ‏تولید می‌کرد. نورالله عاقبت درجریان قتل عام زندانیان در سال ۶۷ بر بالای ‏دار این بار بدون سنتورش، زیباترین آهنگ زندگی‌اش را با شکوهی وصف ‏ناشدنی نواخت و جاودانه شد.‏

استفاده از هنر نمایشی در گفتار درمانی
علی – ب که سابقاً در زمینه تئاتر و هنرهای نمایشی کار کرده بود و ‏یکی از شیرین‌کاری‌هایش این بود که یک تنه آواز گروه کر کلیسا را ‏می‌خواند از تخصص خود برای درمان کسانی که لکنت زبان داشتند استفاده ‏می‌کرد. او هر روز کلاسی داشت که در آن این دسته از بچه‌ها شرکت ‏می‌کردند و هر یک با علاقه و تلاش بسیار سعی می‌کردند با اجرای ‏دستور‌العمل‌های علی بر مشکل لکنت زبان فائق آیند. آن‌ها به شکلی که علی ‏با حوصله نشانشان می‌داد لب و دهان خود را باز و بسته کرده و صداهایی را ‏تکرار می‌کردند. تمرین‌هایی که او می‌داد اعتماد به نفس آن‌ها را هنگام ‏صحبت کردن نیز بالا می‌برد. انگیزه اصلی تشکیل این کلاس‌ها چیزی نبود ‏جز عشق به بچه‌ها و تلاش برای حل یا تخفیف مشکلات و آلام همدیگر.‏
‏ ‏
تقلید صدا، رفتار و حرکات مهره‌های رژیم، ‏
چهره‌های سیاسی، اجتماعی و زندانیان
ابراهیم (عباس) محمدرحیمی یکی از استعدادهای شگرف زندان در ‏زمینه‌ی تقلید رفتار بازجویان، زندانبانان و زندانیان بود. او که دو خواهرش ‏مهری و سهیلا در جریان کشتار ۶۷ جاودانه شده بودند یکی از افراد مؤثر در ‏ایجاد جو شاداب و سرزنده در بند بود. روز و شبی نبود که او رفتار پاسداران ‏و به ویژه ناصریان یکی از عوامل اصلی قتل‌عام ۶۷ در زندان گوهردشت را به ‏صورتی کمیک و طنز اجرا نکند. سخنرانی تهدید‌آمیز ناصریان پس از قتل‌عام ‏‏۶۷ در سالن ۱۳ گوهردشت یکی از دستمایه‌های طنز او بود.‏
عباس از دقت و ریزبینی بالایی برخوردار بود. با یک نگاه گویی فیلمی از ‏رفتار فرد در ذهنش می‌گرفت و سپس آن را بازسازی می‌کرد. تقریباً چیزی ‏شبیه به اصل بود. زندانیان نیز از دست او خلاصی نداشتند. تقریباً کسی در ‏بند نبود که سوژه طنز‌های او قرار نگرفته باشد. ‏
ع – غ نیز از استعدادی شگرف برخوردار بود. یکی از جلسات درونی ‏رژیم را با تقلید صدای، خمینی، منتظری، فخرالدین حجازی، رفسنجانی، ‏بهشتی و... بازسازی می‌کرد. او  ابتدا سناریویی جالب تهیه کرده و با صدای ‏افراد فوق آن را تعریف می‌کرد. بهشتی یکی از سوژه‌های اصلی او بود. به ویژه ‏وقتی که می‌گفت: «آقای ریگان! بشنو این خروش مردم ایران است» و بعد ‏جمعیت شعار می‌داد: مرگ بر آمریکا. او همین جمله را با صدای بهشتی ‏تکرار می‌کرد و بعد به جای جمعیت شعار می‌داد: مرگ بر بهشتی. رابطه‌ی ‏منتظری، خمینی و بتول ثقفی همسرخمینی یکی دیگز از سوژه‌های او بود. ‏موضوع حول سینما رفتن منتظری و بتول دور می‌زد. در سوژه‌ای دیگر او ‏پیروزی‌ رژیم در جبهه‌های جنگ را تبلیغ می‌کرد. بعد از زدن مارش پیروزی ‏او با صدای گوینده‌ی رادیو و تلویزیون می‌گفت: شنوندگان عزیز در دقایقی ‏پیش در یورش قهرمانانه رزمندگان اسلام به قوای بعثی – صهیونیستی، ‏قزوین آزاد شد. در اینجا تازه مردم متوجه می‌شدند که «قوای صدامی» ‏قزوین را هم به تصرف خود در آورده بودند و آن‌ها خبر نداشتند. وی ‏همچنین صدای شخصیت‌های کارتونی، محمدرضا پهلوی، فریدون فرخزاد، ‏فریدون فرح‌اندوز، جان‌وین، دوبلور آلن دلون،‌ مارش جنگ و صدای ‏گویندگان اخبار تلویزیون و صدای دهها نفر دیگر را به زیبایی تقلید می‌کرد.‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.