|
نگاهی گذرا به نمایشنامههای زندان
|
|
|
ایرح مصداقی
|
|
صفحه 3 از 6
ترور صدوقی در نماز جمعه یزد در این نمایشنامه اسمی از صدوقی برده نمیشود ولی همه چیز دال بر عملیاتی است که در نماز جمعه یزد صورت گرفت. صدوقی دارای عبا، عمامه و ریش است. در صحنهی اول، گوینده اخبار تلویزیون به ذکر چند خبر از استان یزد پرداخته و به یکی از صحبتهای «آیتالله صدوقی» امام جمعه و نماینده خمینی در استان یزد اشاره میکند که در پاسخ به عملیاتهای مسلحانه مجاهدین که منجر به کشته شدن تعدادی از مسئولان و نیروهای رژیم شده ضمن توصیف شهادت و آرزوی شهادت میگوید: «مرغابی را از آب میترسانید؟» صحنه بعدی نماز جمعه یزد را نشان میدهد. پشت صحنه: مسئول عملیات و فردی که قرار است عملیات انتحاری بر علیه صدوقی را اجرا کند نشان داده میشوند. گفتگوها حول و حوش عملیات، دلایل انجام آن و رسالتی است که فرد به دوش میکشد. ناگهان صدای انفجاری به گوش میرسد. صدای انفجار توسط کوبیده شدن یک چوب به پیت پنیر تولید میشود. پاسداران در صحنه مسلح هستند. اسلحهی آنها شبیه به ام ۳ است. در نمایش از تایلیور ( قطعهای فلز که تخت را به پایه وصل میکند) برای درست کردن اسلحه پاسداران استفاده شده بود. در صحنهی آخر نمایشنامه اطلاعیه مجاهدین در این رابطه خوانده شده و سپس سرود اجرا می شود.
هواپیما ربایی شرایط سختی در کشور حکمفرما است. به خاطر جنگ و به منظور جلوگیری از فرار افراد از کشور، مرزها بسته است و به سختی کسی میتواند از کشور خارج شود. بسیاری در آروزی خروج از کشور به سر میبرند. تعدادی هواپیما در مسیرهای داخلی و بویژه تهران شیراز و بندرعباس ربوده شده و به خارج برده میشود. جوانان بسیاری هستند که آرزو میکنند مسافر چنین هواپیمایی بوده و بدون دردسر قادر به ترک کشور میشدند. نمایش هواپیماربایی بازتاب تمایلات درونی زندانیان و بخش زیادی از جوانان کشور بود. پرده اول داخل هواپیما را نشان میدهد. مهماندار از مسافرین محترم میخواهد که کمربندهایشان را محکم ببندند. یکی از مسافرین با خود صحبت میکند: «این چهارمین بار است که بلیت گرفته ام و این مسیر را آمده ام تا بلکه هواپیما ربوده شود» ! هواپیما به فرودگاه شیراز نزدیک میشود. مهماندار از "مسافرین محترم" میخواهد که کمربندهایشان را ببندند. مسافر یاد شده در حالی که ناامیدی و غم و اندوه از سر و رویش میبارد زیر لب میگوید:«این دفعه هم موفق نشدم» ناگهان صدایی از بلندگوی هواپیما به گوش میرسد: «هواپیما ربوده شده، خشنود باشید»! مسافر خوش شانس با کوله و چمدان خوشحال و خندان از هواپیما خارج میشود تا هر چه زودتر در سرزمین موعود تقاضای پناهندگی دهد.
جمهوری خیلیم این نمایشنامه اشارهای دارد به سیاستهای رژیم در دوره «اصلاحات» در زندان. این دوره که از اواسط سال ۶۳ آغاز شد و تا اواخر ۶۵ ادامه داشت. در این دوران به مانند «دوم خرداد» از فشارها کاسته میشود. این دوره پس از حضور گنشر وزیر خارجه آلمانغربی که به نمایندگی از سوی اروپا به ایران آمده بود آغاز شد و تغییراتی در سیاستهای رژیم داده شد. جمهوری خیلیم در واقع اشارهای است به وضعیت جمهوری اسلامی. در ابتدا سرود جمهوری خیلیم با ملودی سرود جمهوری اسلامی خوانده میشود: سرود شد جمهوری خیلیم به پا که هم پول دهد، هم دلار به ما.. خیلیم الهی ها(اهالی خیلیم) قبل از آمدن گنشر، همه ریش داشتند، در سرزمین آنها موسیقی حرام بود، کتک و شکنجه خوراک روزانه بود. برای بیان آن روزگار از صحبتهای نمایندگان مجلس استفاده میشد اما در دوران اصلاحات وقتی میخواستند زندانیها را اعدام کنند ابتدا آمپول بیهوشی زده و سپس آنها را اعدام میکردند. اعتصاب کارگران شیلات موضوع این نمایشنامه حول محور اعتصاب کارگران شیلات شکل گرفته بود. در خلال روایت مبارزه و اعتصاب کارگران، بخشی از داستان زندگی عبدو، ماهیگیر فقیری که در قایقش زندگی میکند و در اثر آتش گرفتن قایق میمیرد نیز بازگو میشود. زندگی او و چگونگی مرگش بعدها بهانهای برای خلق ترانههای فولکوریک شد. در خلال نمایش شعر عبدو به زبان گیلکی خوانده میشد: بیا عبدو پیر گجمه خوس بیا عبدو خاموشه تی فانوس بیا عبدو بسوخته تی کومه بیا آب ببرده آب رو دمیه (پارو رو آب برده) بشو آن بشو آن به امید صید ماهی بهرنان بدمون بدمون به انتظار جغلان
سرود رهایی این نمایشنامه بر اساس سرود رهایی مجاهدین اجرا شد. سرود رهایی اشاره دارد به تبیین هستی و خلقت: ای خدا، ای خدا، ای حقیقت، ... در اجرای این نمایش شش نفر شرکت داشتند و میتوان با مسامحه گفت که نمایش به شکل نوعی از باله و حرکات موزون اجرا شد.
نمایشنامه آرش این نمایشنامه بر اساس شعر آرش سیاوش کسرایی تنظیم و اجرا شد. بیوک بابا صحاف، بازیگر نقش آرش در این نمایشنامه بود. بیوک خود در جریان کشتار ۶۷ اینبار نه در صحنهی نمایش که در نبردی واقعی چونان آرش جان خود را فدای آزادی مردماش کرد.
|