header image
 
درس هایی از اعتصاب اوین چاپ
شهاب شکوهی   
‏" تحریم غذای یک ماهه زندانیان سیاسی مرد در سالن3 زندان اوین ‏سال1365"‏

به تائید خیلی از زندانیان سیاسی حوادث  سالن  ٣ آموزشگاه  زندان اوین در ‏سال١٣٦٥، از مهم ترین و پربارترین دوران زندان جمهوری اسلامی بوده ‏است. در واقع بعد از اجرای سیاست سرکوب شدید زندانیان در سال های ‏‏٦٣-٦١ حرکات جمعی و اعتراضی در زندان، زیر سایه سرکوب خشن ‏حکومتی به شدت هرچه تمام تر در نطفه خفه می شد . اما به تبع تحولات ‏عمومی جامعه در سال های٦٣ ‏‎ -‎‏٦٤، جوی در زندان ها به وجود آمد که به ‏ناگزیر تغیراتی در ارتباط با نحوه اداره  زندان  شکل گرفت؛ که اوج آن در ‏برکناری حاج داوود رحمانی از مدیریت زندان قزل حصار و اسدالله لاجوردی ‏از دادستانی انقلاب معنا یافت. جناح سرکوب گر و تندرو در زندان (لاجوردی ‏و داود رحمانی) موقتاٌ از مدیریت مستقیم زندان کنار گذاشته شدند  و جناح ‏به اصطلاح «اصلاح طلب» یعنی طرفداران منتظری، میثم و ناصری مدیریت ‏را در دست گرفتند. ضرورت آرام کردن جامعه با مذاکرات پشت پرده با مک ‏فارلین و مصاحبه های مهم  با خبرگذاری های خارجی با وعده آزادی های ‏فردی به اضافه امنیت سرمایه گذاری، همه و همه به طور موقت خطر از ‏دست دادن سکان حکومت را تخفیف داد. متعاقب آن، در های بسته اطاق ‏های بندهای زندان موقتاٌ به روی زندانیان باز شد و  به قول زندانیان، میثم ‏کراسی به وجود آمد. زندانیان داغ خورده و زخمی، فرصتی پیدا کردند که در ‏جهت حداقل نیازهای به یغما برده شده ی سال های قبل، دست به اتحاد و ‏اعتراضاتی مشترک بزنند. در نتیجه آن اتحادها، اکثریت بالای زندانیان سالن ‏‏٣ توانستند تحریم غذای یک ماهه ای را سازمان بدهند که در تاریخ زندان ‏های جمهوری اسلامی کم نظیر بود.  آن حرکت، برغم آن همه کشتار و  ‏تواب سازی و روانی کردن، نه تنها درسی شد برای زندانبانان که مقاومت در ‏زندان ها نمرده است، بلکه هم چنین درسی برای زندانیان سیاسی بود که ١- ‏می توانند غرور لطمه خورده خود را باز یابند ٢-  فقط با اتحاد همه جریانات ‏سیاسی می شود حرکاتی موثر کرد. و جالب این که آن اتحاد و هم بستگی ‏در شرائطی شکل گرفت که سال های قبل از آن به علت بی اعتمادی در جو ‏ناسالم زندان و وجود تعداد قابل توجهی تواب در همه قسمت های زندان، ‏اساساٌ روحیه جمعی کم رنگ شده بود. از طرفی  غالب زندانیان جمع شده ‏در سالن ٣ دقیقاٌ از گذشته دوران زندان همدیگر، اطلاع نداشتند. هرکسی ‏ممکن بود مد ت ها در انفرادی بوده و اصلاٌ نمی دانستند که در بند های ‏دیگر چه خبر شده است. چه کسی بریده وچه کسی دارد مخفیانه همکاری ‏می کند. هنوز هم خطر سرکوب بالای سر زندانی قرار داشت. با این حال با ‏تلاش شبانه روزی زندانیان و جلسات دیوانه کننده ٢٤ ساعته، بالاخره ‏اتحادی از همه گروه های موجود در زندان به ویژه همراهی بسیاری از ‏رهبران جریانات سیاسی شکل گرفت. به دنبال آن، توافق شد تحریم غذائی ‏‏(که البته زندانبانان تحمیل کرده بودند) به مدت حدود یک ماه ادامه پیدا ‏کند. حاصل حرکت فرخنده آن شد که با اتحاد می شود مبارزه را به پیش ‏برد. به ما آموخت که ما می توانیم با دورترین تفکر سیاسی  اگر در راستای ‏منافع مشترک قرار گیریم اتحاد داشته باشیم. ما در آن زمان تمام ‏موضوعات به ظاهر‎ ‎سیاسی را که سالها برای به کرسی نشاندن آن مغز یک ‏دیگر راخورده بودیم، به کناری گذاشته و بر سر  مسائل مشخص و صنفی، ‏توافق کردیم. آن حرکت به ما آموخت که می توان با حفظ تعلقات سیاسی ‏وگروهی، روی نیازهای مشترک به همکاری و همیاری دست زد. در این جا ‏این سئوال پیش می آید (که قبلا هم از بند زنان این سوال ازما شده بود) که ‏بنابراین مرز  با سیاست راست و پرنسیب های سیاسی چه خواهد شد؟. من ‏نمی دانم جواب بقیه چه بود ولی جواب مشخص من به این سوال در رابطه با ‏منافع زندانیان و تا ثیر آن در بیرون مطرح بود. چرا که من به  این فکر ‏میکردم چرا برخی جریان های سیاسی که قبلا ما را ضد انقلاب خطاب می ‏کردند حالا حاضر شدند در یک حرکت جمعی مشترک علیه زندانبانان ‏قرارگیرند. چیزی که قبلاً عکس آن راعمل می کردند. من به پیشرفت ‏کار نگاه می کردم . حال اگر مجاهدی تا وسط کار پیش می آمد! خوش می ‏آمد، و یا  توده ای، اکثریتی که از خط مورد قبول ما دنبال روی می کرد  ‏مانعی نمی توانستیم باشیم و حتی منفردین تند رو و به  اصطلاح چپ،  که ‏کسی را هم بنده نبودند، در این حرکت شرکت کنند. که البته حرکت آن ها ‏در این اقدام جمعی بسیار عجیب بود. این حرکت نشان داد که اولاٌ- در ‏شرایط مشابه زندان جریانات سیاسی و نیرو های زندان مجبور و محکوم به ‏متحدانه عمل کردن در مقابل زندان بان خواهند بود و باید  برای پاسخگوئی ‏به معضل زندان، با هم همراه شوند. ما در همین سال ها در خارج از کشور ‏شاهد بوده ایم که بعضی از اعتراضات عمومی که با هم راهی طیف وسیعی از ‏افراد و جریانات مختلف  انجام شده، چه دست آورد های ارزنده ای داشته ‏است. در حالی که به طور طبیعی این جریانات با هم کلی بحث و اختلاف ‏نظر نیز داشته اند. مرز من در رابطه با آنها آنجاست  که منافع مردم ‏مخدوش و در نظر گرفته نشود. برای مثال  من می خواهم در یک ‏تظاهرات ضد جنگ شرکت کنم و نمی توانم مانع حضور کسی شوم. اما ‏حتماٌ، به عنوان شرکت کننده در این حرکت، موضع ام را روشن خواهم کرد؛ ‏و مسلماً مواضع کسانی را که با نظر من خوانایی ندارد، نقد خواهم کرد. ولی ‏حق شرکت آن ها را محترم می شمارم. من فقط موظف به روشن کردن ‏موضوع خودم هستم و حق انتخاب با دیگران است. ماجرای تحریم غذای ‏سالن ٣ در واقع این را روشن کرد که اساساٌ چه کسانی دلسوزانه و پیگیرانه ‏به دنبال منافع جمع زندانیان بودند و شیوه هائی که درطرح های آن ها آمده ‏بود می توانست بیان کننده اندیشه آنها باشد.  همان زمان تعدادی نیز  ‏طرحی داشتند که فقط خواهان  مذاکره بوده و طرح تقاضا برای نیازها!  طرح ‏دیگری تنها خواهان درگیری با پاسدار ها بود. و نکته جالب این که ضرورت ‏مبارزه مشترک همه آن ها را واداشت تن به رای نصف به علاوه یک بدهند و ‏همین طور هم شد. از این رو ما می توانیم طرح هائی داشته و معقولانه بر ‏روی آن ها توافق کنیم و به صورت بسیار وسیع  و موثر بر تلاش هایمان در ‏خارج ازکشور رنگی تازه ببخشیم. من در این جا طرح کلی را بر اساس تجربه ‏مقاومت سالن ٣ مطرح کردم با این امید که رفقای بازمانده از آن دوران ‏زوایای دیگری را مورد بحث قرار دهند. بر اساس تجربه مشخص، زندانیان ‏سالن ٣ بدون آن که پرنسیب های شان مخدوش شود در یک حرکت ‏اعتراضی و در مقابله با پلیس،  از راست ترین تا چپ ترین گرایشات ‏همراه شدند. همکاری ما (خصوصا همکاری زندانیان سیاسی سابق که ‏بسیاری شان حتا دیگر سازمانی نیز نیستند. در موارد مشخصی هم چون ‏بزرگ داشت ها ویادمان ها) در بیرون از زندان، بدون آن که پرنسیب های ‏یمان مخدوش شود، امکان پذیر خواهد بود. از طرفی اگر باور داریم که همه ‏گی مان  به نیروی بزرگ برای سرنگونی احتیاج داریم،  نمی شود در عرصه ‏های کار مشترک از قبل تعریف شده، هم دیگر را تحمل نکنیم. من در ‏نوشته کوتاه خود با این مثال سعی در طرح بحث و راه کارهای عملی ‏اتحاد های مشخص وتعریف وتوافق شده  زدم. چرا که موقعیت زندان ‏با بیرون فرق دارد و مسلم است افراد و جریاناتی که امروز نیز دارند ‏با جمهوری اسلامی هم کاری می کنند از این قاعده مستثنا هستند، و ‏پیشنهاد همکاری دادن به آن ها، همانا  بره را به دهان گرگ نزدیک ‏کردن است.  ‏

 

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.