header image
 
ناهماهنگی مابین دو معرفت ‏ چاپ
نورایمان قهاری‏   
رفتن به
ناهماهنگی مابین دو معرفت ‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
نوشته ای که پیش رو دارید تلاشی است در بررسی برخی از ساختارهای ‏روانی که در به شکست کشاندن زندانی در شرایط  زندان و شکنجه، نقش ‏بازی می کنند. موضوع این مقاله زندانیان سیاسی ای هستند که به اشکال و ‏درجات متفاوت، به طور مقطعی یا کامل، در زندان از مواضع خود دست ‏شسته یا با زندانبانان همکاری کرده اند، و رژیم جمهوری اسلامی آنان را ‏تواب نامیده است. لازم به توضیح است با وجود اینکه نگارنده از تقسیم بندی ‏و تفکیک پذیری میان این گروه از زندانیان آگاه است، در این مقاله به این ‏تمایزات نخواهد پرداخت و صرفا به توضیح در مورد بازیافته های پژوهشی، ‏در حوزه روانشناسی، پیرامون این مسئله بسنده خواهد کرد. ‏

شکنجه
‏”جامعۀ بين المللي پزشكي“ در نشست سال 1973 خود در توكيو ‏شكنجه را اين گونه تعريف می کند: ”شكنجه اِعمال رنجي جسمي يا ‏رواني‌ست كه توجيه‌ناپذير، به عمد، سيستماتيك و خودسرانه از طرف افراد ‏يا به دستور دولتها و بدست مأمورانشان انجام ‌گيرد تا فرد را مجبور به دادن ‏اطلاعات، اعتراف، يا هر عمل ديگری كنند.“ همچنين، كانون اصلي تعريفي ‏كه سازمان ملل متحد در سال 1984 از شكنجه بدست می دهد بدين قرار ‏است: شكنجه عملي است كه به وسيله ماموران دولت، به عمد و براي ايجاد ‏درد شديد جسمي يا رواني انجام مي‌گيرد.‏
واقعیت تجربۀ شکنجه شدگان اما حاکی از آن است که "تعريفهاي ‏قانوني" شكنجه نمي‌توانند بيانگر شدت رنجي باشند كه قربانيان چنین ‏فاجعه ای متحمل مي‌شوند. در حالي كه ويژگي اصلي شكنجه وارد آوردن ‏درد به قرباني است، هدف نهايي آن به نابودي كشاندن شخصیت فردی و ‏انسانيتِ اوست. تغييري كه با اِعمال شكنجه در دنياي قرباني بوجود مي‌‌آيد، ‏همه جانبه بوده، بر تمامي روابطش تا‏ثير مي‌گذارد، و آثار جسمي شكنجه تا ‏پايان عمر با جان بدربرده همراه بوده و يادآور دوران شكنجه و زجرش ‏است.(1‏
مکانیزم هایی كه شكنجه بر اساس آن عواقب تخريبي خود را به بار می ‏آورد، و من در صفحات بعد به توضیح آنها خواهم پرداخت، مشابه همان ‏مکانیزم هایی هستند كه زيربناي تاثيرات فجایع ديگري از قبيل آدم ربايي و ‏تجربه اردوگاه هاي مرگ را تشکیل می دهند. به همین جهت، می توان گفت ‏که تجربيات تكان دهنده و ناگواری که پی در پی و مداومند، ويژگي هايي ‏مشابه داشته، باعث بروز واكنشهاي جسمي-روانيِ همسانی مي شوند. ‏تحقیقات روانشناسی تا به امروز بر این گواهی می دهند که داشتن  چند ‏ویژگی تاثيری مستقیم بر روی چگونگي بروز واكنشهای جسمي- رواني پس ‏از سانحه می گذارند. این ویژگی ها عبارتند از: پیشینه آسیب دیدگی(2)،   ‏معناي دروني و ذهنی(3)، چهارچوب سیاسی-فرهنگی، و  محيط اجتماعي و ‏ميان-فردي مربوط به وقایع ناگوار. بنابراین، عوارض ناشی از آسيب ديدگي از ‏روابط پيچيده اي تأثیر می پذیرند كه بين عوامل بيولوژيك، رواني،  ‏اجتماعي-فرهنگی، و  تجربیات شخصی انسان موجودند. ‏
جودیث هرمن(4)، روانشناس آمریکایی می گوید، دربسیاری از موارد، ‏اسارت دراز مدت باعث بروز تغییر در شخصیت قربانی می شود. قربانی ‏خشمی را که نمی تواند به زندانبان نشان دهد متوجه خود کرده و درون ‏ریزی این خشم به شکل افسردگی در او بروز می کند. او می گوید، قربانیان ‏اسارت های طو لانی و آسیب دیدگیِ مکرر دچار نوعی "عارضه بعد از ‏سانحه" می شوند که افزون بر تغییر در شخصیت، عوارض دیگری چون ‏حساسیت بیش از حد، دلهره مداوم، نا آرامی، تغییرات فوق العاده در روابط ‏میان-فردی، و محدودیت در ابتکار و نوآوری را در برمی گیرد.‏
به گفته ساپِِرتا و وان دِركُلك(5) ، متخصصین در روانشناسیِ آسیب ‏دیدگی، عملکرد و ویژگی واقعه آسيب زا اين است كه مكانيزم هاي رواني و ‏جسمي لازم برای كنار آمدن و مقابله با مشکلات را در قرباني خود از کار می ‏اندازد؛ در نتیجه، آسیب دیدگی در حالی صورت می گیرد كه منابع دروني و ‏بیرونیِ فرد براي مقابلۀ موفقيت آميز با تهديدی خارجي كافي نبوده و ناتوان ‏مي شوند. غير قابل درك بودن،  پيوند متلاشي شده(6)،  پيوند ناشي ‏از آسيب ديدگي،  و اجتناب ناپذيري چهار مکانیزم پایه ای وقايع آسيب ‏زا هستند که ماهيت حاد آسيب ديدگي، و  به طور مشخص، تأثير توانكاه ‏تجربه شكنجه را توضيح مي دهند. در ادامه به توضیح و چگونگی عملکرد ‏این چهار مکانیزم پیچیده خواهم پرداخت.  ‏
غیر قابل درک بودن.   غير قابل درك بودن به معني عدم توانايي فرد ‏در یافتن معاني برای رویدادهای ناگواری است كه خارج از محدودۀ متعارف ‏معلومات انسان بوده و قابل تلفيق  و يكپارچه شدن با تجربيات روزمره او ‏نيستند. اين دشواری در پیدا کردن معانی برای تجربیات فاجعه آمیز تا ‏حدودي بخاطر باورهاي فرد نسبت به خود و جايگاهش در جهان است.‏
گرایش طبیعی انسان به سوی باوری است که در روانشناسی اجتماعی به ‏آن فرضیۀ "جهان عادل"(7) می گویند. این فرضیه، که اولین بار توسط ‏ملوین لِرنر(8)معرفی شد،  کشش انسان به سوی این باور را توضیح می دهد ‏که جهان مکانی ست امن و عادل و "مردم هر آنچه که عایدشان می ‏شودحقشان است". بر اساس این فرضیه، از زاویۀ نگاه جامعه، هر فرد مسئول ‏اتفاقات، از جمله نابسامانی هایی است که برایش پیش می آیند.  ‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.