header image
 
گفت و گو با اصغر داوری چاپ
اسد سيف   
آقای اصغر داوری، نقاش و طراح، در شمار هنرمندانی است که زندان و ‏زندانی دستمایه بسیاری از آثارش است. در همین رابطه با ایشان به گفتگو ‏نشستیم.‏

س: آقای داوری! شما از جمله هنرمندانی هستید که در تابلوهای نقاشی و ‏طرح‌هایتان، زندان و خاطرات زندان نقش برجسته دارند. با توجه به این ‏ویژگی در کارتان:‏
علت حضور این امر را در آثار خود چگونه توضیح می دهید؟
اصغر داوری:  طراحی و نقاشی ها ی ارائه شده از سوی من، پس از ترک ‏ناگزیرم از ایران بیشتر امکان انتشار یافتند. در آغاز ورودم به آلمان، با توجه ‏به درونمایه ای که در طرح ها و نقاشی هایم به نمایش می گذاشتم، به ‏جنگرژیم جمهوری اسلامی میرفتم. اینست که در آن سال ها و سال های پی ‏آیندش، بی توجه به فضای ترور جمهوری اسلامی در سراسر دنیا، امضایم را ‏پائین همه کارهایم می گذاشتم.‏
در کارهای‎ ‎‏ طراحی ام که بیشتر خطی کاریکاتوری داشتند، به موضوعات ‏گوناگونی از جمله به معرفی خمینی و ماهیت رژیم جمهوری اسلامی، که ‏بهتر از شاه به امپریالیسم امریکا خدمت می کرد، به موضوع جنگ، که ‏پیامدی جز خرابی و تاراج نیروی انسانی و سرکوب نیروهای پیشرو و به پس ‏راندن ارزش های بدست آمده در جریان قیام نداشت، به موضوع قصاص و ‏سنگسار، به حقوق زنان...و نیز به موضوع زندان می پرداختم. حضور و "نقش ‏برجسته" ی زندان و خاطرات زندان در کارهایم که شما به آن اشاره می ‏کنید، شاید از این رو باشد که خودم مدتی در زندان شاه بوده ام و خاطره ‏های بسیاری از آنجا دارم که بلحاظ جنس و بو و مزه، از زمره انواع خود در ‏رژیم جمهوری اسلامی بوده اند. گیرم من در ارائه ی تصویرموضوعات زندان و ‏تأ ثیربر بیننده، موفق بوده ام.        ‏
در میان کارهائی که بر پایه خاطره از زندان کار کردم، از جمله موضوع اعدام ‏پوران جم پور پس از زایمان ‏
فرزندش در زندان، جایگاهی ویژه در کارهایم داشته است. خاطره ی پوران ‏جم پور و حکم اعدامش به هنگام ‏
بارداری وی و ایستادگی اش دربرابر رژیم فقها، از جمله خاطرات نانوشته ای ‏است که یکی از بانوان سالخورده ی آزاد شده از زندان برایم نقل کرد. او که ‏خود از جمله همبندان پوران جم پوربوده، به خواست وی، پیش از اعدامش  ‏موهای پوران جم پور را می بافد تا بزعم وی در برابر جوخه ی اعدام پیراسته ‏باشد.‏
س: ارزش و جایگاه خاطرات منتشر شده از زندان را در خارج از کشور چگونه ‏می بینید؟
داوری: این، کوششی جانکاه است، زیرا که وصف"ال عیش"، نصف"ال ‏عیش"! باشد که دوستان زندان کشیده در جهنم جمهوری اسلامی بر من ‏این شوخی ببخشند. دوستانی که در بیرون از کشوردست به نوشتن و انتشار ‏خاطرات خود از زندان ها ی شاه یا جمهوری اسلامی می زنند، کاری ‏ارزشمند می کنند. وقتی نهایت کوشش جمهوری اسلامی مخفی نگاهداشتن ‏زندان های بیشمارش و پاک کردن آثار دهشتناک موضوعات چند گانه ی ‏قتل عام زندانیان در سه دوره ی گوناگون است و این نیز بسنده اش نیست و ‏حتا در این میان بارها دست به ویرانی گورهای دسته جمعی ‏
پراکنده ی اعدامیان هم می زند؛ گورهائی که مردم شناسائی شان نموده اند، ‏بایستی که با جدیتی هر چه بیشتر با نوشتن و انتشار خاطرات، به جنگ ‏لاپوشانی آن ها رفت و خاکی را که رژیم استبدادی جمهوری اسلامی در ‏چشم مردم می پاشد، زدود.‏
‏ واقعیت این است که این دوستان با یاد آوری و نوشتن خاطرات خود بسیار ‏آزار می شوند، ولی آنان با انتشار ‏
خاطراتشان از زندان های جمهوری اسلامی پنجره ای را بر دروغ بسته اند. و ‏ناگفته روشن است که انتشار خاطرات زندان در بیرون از کشور، سرچشمه ای ‏تلخ و ارزشمند از موضوعاتی است که می توانند دستمایه ی کارهنرمندان ‏برونمرز در رشته های شعر، نویسندگی، نمایش، تندیسگری و نقاشی قرار ‏گیرند. این، سرمایه ی بزرگ و ارزشمندی است.‏
س: میزان این تأثیر را در آثار دیگر همکارانتان چگونه می بینید؟
داوری: آنچه من تا کنون دیده ام، بسیار اندک بوده است. شاید هنوز زود ‏باشد تا از بازتاب خاطرات زندان در آثار هنرمندان نقاش و تندیسگر سخنی ‏گفت. شاید که بایستی این خاطرات خوانده شوند و مدتی در ذهنیت جامعه ‏و هنرمندش ته نشین شوند و آنجا رویشان کار شود تا به بار بنشینند.  ‏
ولی بوده اند کسانی که پیش از انتشار حتا نخستین خاطره از زندان های ‏جمهوری اسلامی به قلم شسته رفته و بی نظیر پروانه علیزاده به نام "خوب ‏نگاه کنید، راستکی ست!"، موضوع زندان را دستمایه کارشان قرار داده بودند. ‏این موضوع را شاید بتوان با حساسیت ذهن آن دسته از هنر مندان و درگیر ‏بودنشان با موضوع زندان توضیح داد. هرچه از سال های آغازین دهه شصت ‏خورشیدی و هشتاد میلادی دور شده ایم، تعداد کارها کمتر، ولی کیفیت آن ‏ها بهتر شده است تا بزرگترین و دهشتناک ترین موج کشتار یا قتل عام ‏زندانیان سیاسی در تابستان سال شصت و هفت و چند ساله ی پسینش که ‏کار در مورد زندان به بهترین شکل ارائه اش از سوی هنرمندان نقاش رسید. ‏ولی همزمان با این بهبود در ارائه ی کار، همکاران نقاش در سنجش با ‏گذشته، هر چه کم و کمتر به تصویر دیگر گوشه های موضوع زندان پرداخته ‏اند. در این میان، حساب من نیز از بقیه جدا نیست. ‏
شوک و آوار قتل عام زندانیان سیاسی ایران در زندان های جمهوری اسلامی ‏آنچنان بر دوش و ذهن جامعه فشار آورده که خود من مانده ام از کجای کار ‏بایستی آغاز کرد. کار بر روی تصاویر روزمره ی زندان در برابر پهنه ی باور نا ‏کردنی ی این جنایت تاریخی شانسی نزد هنرمند پیدا نمی کند.‏
و باری، در میان هنرمندانی که متأثر از خاطرات زندان کار کرده وکارشان را ‏اثر گذار یافته ام، میتوانم از کارهای خوب همسرم فریده رضوی نام ببرم که ‏حدود سیزده سال پیش روی دو موضوع کار کرده بود. زنانی که در کشاکش ‏مبارزه در برابر رژیم جمهوری اسلامی کشته شده بودند، و موضوع "قصاص" ‏در برابر چشمان زنان زندانی سیاسی ی یکی از زندان های جمهوری اسلامی ‏در شهر شیراز.  ‏
نیز می توانم از کار بسیار بزرگ شهرام کریمی نام ببرم که در باره ی قتل ‏عام تابستان شصت و هفت بوده.‏
دیگری سودابه اردوان است که خود خاطراتش از زندان جمهوری اسلامی را ‏نوشته و کتابش آراسته به طرح ها و نقاشی هایش از زندان است. ارزش ‏کارهای زندان او از آن روست که حاصلی از دسترنج و عشق او به ایجاد آن ‏ها در آن فضاست و نیز خط و ربطی از حرکات و سکنات زندانیان و ‏صمیمیتی است که در آن ها میتواند وجود داشته باشد، واگرنه اجرای آن ها ‏ابتدائی و از نظر هنری در پله ای پائین جا دارند.‏
دیگر از کسانی که زندان در کارهاشان بازتاب یافته، پرستو فروهر است که ‏کارهای تصویری زندان وی فاقد ‏
صمیمیت بوده اند. او در تصویر زندان، فضائی غیر واقعی و مکانیکی را ‏ارائه داده که به دل نمی نشینند

‏*‏

« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.