header image
 
پیرامون شناسنامه­ی «ما» چاپ
ملیحه تیره گل   
رفتن به
پیرامون شناسنامه­ی «ما»
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10

 

 

4

برای من مسلم است که پافشاری­ی هر چه بیش­تر برخی از نویسندگان شناخته شده و خوشنام «ما»  بر کاربرد شناسه­های «آوارگی» یا «غربت» یا «مهاجرت» به جای «تبعید»، الزاماً و  آگاهانه بر این موج نمی­راند. بلکه این گزینش، از تفاوت نگاه­های «ما» به جهان و از تشخیص و شناختِ متفاوتِ  افراد و گروه­های «ما» برمی­خیزد؛ منتها بر این باورم که این تشخیص­ها و شناخت­ها نمی­توانند کاملاً از تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم رویدادها و موج­های جاری در زمانه بر کنار مانده باشند. البته، دلیل دیگری نیز برای گزینش شناسه­ی «مهاجرت» و پافشاری بر آن، و خوارشمردن آفرینش ادبی به خاطر حمل نشانه­های «تبعید»، می­توان تصور کرد. یعنی می­توان این امکان را هم گشوده گذاشت که این افراد در قلمرویی گسترده­تر، و از فراز زمان و مکان به کل این پدیده نگاه می­کنند. درستی یا نادرستی­ی هر یک از گمانه­های مرا، شاید آینده به آینده گزارش دهد. اما، هیچ دلیلی در دست نیست (یا من در بررسی­های خود نیافتم) که ثابت کند نویسنده­­ای از گروه اخیر- یا کلاً از گروه­هایی که به سبب حضور افشاگری و مقاومت در اثر «تبعیدی»، شناسه­ی «تبعید» را پس می­زنند- الزاماًً، در برابر تجاوزها و بی­عدالتی­هایی که سبب­ساز کشتارها و جنایت­ها و  آوارگی­ها­ی انبوه شده، در نوشته­های خود بی­تفاوت مانده است. اتفاقاً درونه­ی بخش اعظم کل این ادبیات، خلاف آن را شهادت می­دهد. به بیانی دیگر، نمی­توانیم بگوییم که پرهیز برخی از نویسندگان ما از کاربرد شناسه­ی «تبعید» نشان دهنده­ی این است که به قول رحمانی­نژاد «گردی بر دامان [آن­ها] ننشسته است». بلکه با پشتوانه­ی ادبیات فارسی­مان در این سه دهه، می­توانیم بگوییم که در میان ما هستند نویسندگان و هنرمندانی که بر اساس تجربه­های سیاسی­/ فرهنگی/ هنری/ ادبی­ی ایران سده­ی جاری، از یک سو، و در احاطه­ی تمامی­ی مؤثرهای عرفان­زده­ و کنش­زُدای پیرامونی/ کانونی­ی کنونی از سوی دیگر، حساب ادبیات و هنر را به طور کلی از حساب کنش­های اعتراضی و مقاومت­های متعارف جدا کرده­اند. اما این جدایی الزاماً به آن معنا نیست که همه­ی آن­ها مقاومت و اعتراض را از ساحت ادبیات زوده­اند، یا به آرمان­های انسانی پشت کرده است. بلکه بسیاری از این پژوهندگان، به ویژه اگر آفرینشگر ادبی هم باشند، و به ویژه اگر از «نسل دوم» باشند، با انقلاب در زبان و فرم، اعتراض و مقاومت را از درون اثر ادبی­ی خود به بیرون منتقل می­کنند؛ و با این شورش، زیربنای «سنت»های سلسله مراتبی و فرمایشی را به چالش می­گیرند. منتها این شورش، از یک سو، به شکستن تابوها و چارچوب­های «این است و جز این نیست» انجامیده، تکثّر را گرامی داشته، و آزادی­ی انتخاب فردی را بها می­دهد، و از سوی دیگر، با زودن توان «معنا رسانی» از زبان، و کاربرد فاصله­های ذهنی در بافت اثر ادبی، خواسته یا ناخواسته، بر امکان فهم مشترک خط بطلان می­کشد. این گروه، طبیعتاً در برابر گروه پرشمار دیگری قرار می­گیرند، که نخستین گام نزدیکی به آرمان رهایی­ی انسان را در فهم مشترک می­جویند، و در نوشته­ی خود، به آرزوی تحقق آن میدان می­دهند.

 

جای شگفتی نیست که در گیر وُ دار  این پاردوکس­های­ عظیم، یک پاره­ از نویسندگان ما، با همهمه­ی واپسین تپش­های قلب هزاران اعدامی و هزاران فراری در کوره­راه­های گریز، هم­صدا باشد، و با گوش سپردن به پژواک درد ایرانی­ی زیر سلطه، بگوید من «تبعیدی» هستم. اما پاره­ی دیگرمان، با صدای  نیمایوشیج (که  در نامه­اش به احسان طبری فریاد کشید: «آقا! مردم نمی­خواهند انقلاب کنند!») هم آواز باشد، و بگوید من «مهاجر» هستم. و باز پاره­ی دیگرمان، با امید محو مرزهای نژادی/ قومی/ مذهبی، به هلهله­ی «دهکده­ی جهانی» و «جهانی­سازی» دل بسپارد، و بگوید من «جهان وطن» هستم. اما این اعلامیه­ها، چنان که اشاره کردم، الزاماً همان­هایی نیستند که درونه­ی نوشتار آن­ها صادر می­کند. مثلاً، در میان آثار ادبی یا غیرادبی­ی گروهی که از شناسه­ی «مهاجرت» سود می­جویند، اعتراض و مقاومت نسبت به نمودهای سلطه و ستم، به فراوانی دیده می­شود. و یا در میان آثار گروه­هایی که نه به شناسه­ی «تبعید» رضایت می­دهند و نه به شناسه­ی «مهاجرت»، هم، آثاری دید می­شود که در برابر «مرگ» و «تنهایی»ی انسان و یا در برابر«سنت»های سرکوبگر اجتماعی/ فرهنگی، مقاومت نشان می­دهند؛ و هم آثاری وجود دارد که، هوش خود را - جز بر صدای بندبازی­های مُد روز- بر هر صدای دیگری بسته­اند. و جای تعجب نخواهد بود اگر این گونه آثار، هیچ شناسه­ای جز شناسه­ی «تمثال کلامی» را به خود نپذیرد؛ انگار نه انگار که بیرون از این آثار - یعنی در «جهان» ی که «وطن» آن­هاست- زندگی دارد در شرارت­ زورمندان می­سوزد. نمونه­ی هر یک از این­ها را در کتاب «روایتی از سی سال ادبیات فارسی در تبعید» به دست داده­ام. اما همین جا لازم است بر یک وجه از تحولی که در طی­ی مراحل سه گانه­ی تطبیق هویت، در درون  گروه زیستی­ی سی ساله، پدید آمده، تأمل کنم. شاید دیدن نشانه­های این تحول، ما را در شناسایی­ی هویت اجزاء پیکره یاری دهد.

 5

غلامحسین ساعدی در سال 1362 در شماره­ی دوم نشریه­ی «الفبا»، ویژگی­های روان­شناختی­ی تبعید را در مقاله­ای با نام «دگردیسی و رهایی­ی آواره­ها» بررسی کرده است. با این که مقاله­ی یادشده مبنای علمی دارد، اما زبان و فضای آن آکنده است از ذهنیت خود ساعدی و تجربیات شخصی­ی او از فضایی که در آن نفس می­کشید:

 

آواره­ مدت­ها به هویت گذشته­ی خویش، به هویت جسمی و روحی­ی خویش آویزان است. آویختگی، یکی از حالات تدافعی در مقابل مرگ محتوم در برزخ است. آویختگی به یاد وطن، آویختگی به خاطره­ی یاران و دوستان، به هم­رزمان و هم­سنگران، و به چند بیتی از حافظ، و با نقل­قولی از چند از لاادریون، و گاه گداری چند ضرب­المثل عامیانه را چاشنی­ی صحبت کردن، یا مزه ریختن و دیگران را به خنده واداشتن. اما آواره مدام در استحاله است. با سرعت تغییر شکل می­دهد. نه مثل غنچه­ای که باز می­شود، بلکه هم­چون گل چیده­شده­ای که دارد افسرده می­شود، می­پلاسد، می­میرد. [...] مدام در فکر و هوای وطن بودن، پناه بردن به خویشتن خویش، که آخر سر منجر به نفرت آواره از آواره می­شود. یادشان می­رود که هر دو رانده­ی کاشانه­ی خویش­اند. از کنام گرگانی تیزدندان جان به در برده­اند. در ظاهر چنین می­نماید که مسائل عقیدتی و فکری مایه­ی این نفاق است. و ای بسا کار را به جایی می­رسانند که کاش دیگری جان از دست جلادان به در نمی­برد، فلانی حقش بود که گرفتار می­شد و به سزای اعمالش می­رسید. آواره­ها این چنین گور خیالی برای همدیگر می­کنند. (برگرفته از مقاله­ی «ما و جهان تبعید» نوشته­ی نسیم خاکسار)


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.