header image
 
پیرامون شناسنامه­ی «ما» چاپ
ملیحه تیره گل   
رفتن به
پیرامون شناسنامه­ی «ما»
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10

 

البته، پرسش­های پراکنده­ای در زمینه­ی اجزاء متشکله­ی «ادبیات فارسی»  در گوشه و کنار متن­های ما مطرح شده است، اما با اطمینان می­توان گفت که تاکنون بحثی گسترده و پیگیر درباره­ی لزوم اندیشیدن جدی به اجزاء پیکره­ی عظیم این ادبیات و یافتن پاسخ­های نظری برای آن، در جامعه­ی نویسندگان و اندیشمندان ما گشوده نشده است. منتها، از نظر عملی، به عنوان­هایی مانند «ادبیات مقاومت»، «ادبیات زندان»، «ادبیات سیاسی»، در جستارها و تارنماها برمی­خوریم، که نشان دهنده­ی لزوم باز کردن چتر پدیده­ای است که ما آن را «ادبیات فارسی» می­نامیم. این ضرورت، البته نه تنها با افزایش عددی­ی عنوان­های یادشده، بلکه به سبب درونه­ی متوسعی است که هر یک از این ژانرها در دهه­ی گذشته به نمایش گذاشته­اند. به بیانی دیگر، در انبوه متن­هایی که زیر عنوان­های «ادبیات مقاومت» یا «ادبیات زندان» یا «ادبیات سیاسی» یا «ادبیات پژوهشی» جمع­بندی می­شوند، اینک و به کرات به متن­هایی برمی­خوریم که نه تنها از زبان و بیان «اعلامیه» یا «دفاعیه­»ها­ی سیاسی و عنصر تبلیغی فاصله گرفته­اند، بلکه به لحاظ ساختارهای ذهنی و بافتار کلامی، به عنصر «کشف/ شناخت» نزدیک شده­اند. به عنوان مثال، و فقط یک مثال از انبوه این گونه متن­ها، خواننده­ام را به نوشته­های حمید حمید – در قلمروهای «ادبیات سیاسی/ فلسفی/ پژوهشی»- رجوع می­دهم.(2)

 

حال اگر همه­ی نوشتار فارسی­ی این سه دهه را در ترکیب «ادبیات فارسی» بگنجانیم، درونه­ی بسیاری از آن­ها از همان ابتدا، نه تنها شناسه­ی «تبعید» را پس می­زدند، بلکه شناسه­ی «مهاجرت» نیز بر آن­ها قابل اطلاق نبود، و هنوز هم نیست. به عنوان مثال، جستارهای فرهنگی، مثل اکثر نوشته­های آرامش دوستدار یا شجاع­الدین شفا، یا کتاب «تئوری­ی شعر»(3) نوشته­ی اسماعیل نوری علا، یا نوشته­های داریوش آشوری درباره­ی «زبان»، یا کتاب «درآمدی بر نقد ساختارهای زیبائی­شناسی» (4) نوشته­ی عباس سماکار، تنها به این دلایل که نویسندگان آن­ها مقیم «کشور خارج از کشور»(5) هستند و در ایران قابل چاپ نیستند (یعنی بر اساس شاخصه­های بیرونی)، ممکن است واژه­ی تبعیدی را به خود ­بپذیرند، و نه الزاماً به لحاظ  مختصات درونی­ی متن. در عین حال، این معادله در مورد بخش عمده­ی «ادبیات زندان» معکوس است. چرا که، درونه­ی متن­های این ژانر، در تمام طول سه دهه، شناسه­ای جز «تبعید» را به خود نپذیرفته­اند. و فهرست این ناهمگونی­ها را می­توان هم­چنان ادامه داد. همین ناهمگونی­ها و ناهمخوانی­ها، در محدود کردن «ادبیات فارسی» به آفرینش­های ادبی، در جستارهای ما نقش تعیین کننده­ای داشته است. گزینش این قلمرو محدود، ضمن این که خطر نادیده­گرفتن اجزاء کل «ادبیات فارسی» را در پی دارد، اما در عوض خطر لغزندگی در هویت­یابی­ را کاهش می­دهد. چرا که درونه­ی آفرینش­ ادبی، صرف نظر از این که نویسنده­ی آن خود را «مهاجر» بداند یا «تبعیدی»، یا «جهان وطن»، و فارغ از این که پژوهشگر از این ویژگی­ها خبر داشته باشد یا نه، با هر رویکردی که به آن نزدیک شویم، متر و معیاری از هویت خود را به دست می­دهد. همین متر و معیارهای درونی بوده که بسته به جهان­بینی­ی هر یک از پژوهشگران، و بسته به روش هر یک از آن­ها در تحقیق و در تحلیل متن، تاکنون شناسه­های «تبعید» یا «مهاجرت»، یا «خارج از کشور»، یا «برون­مرزی» را متبادر کرده است.  

 

2

درباره­ی شناسه­های یادشده، به ویژه شناسه­های «تبعید» و «مهاجرت»، در نقد و نظرها و جستارهای ما، سخن­های مستدل بسیار رفته است. برخی از نویسندگان این جستارها، کم یا بیش، فشرده یا گسترده، دلایل گزینش خود را به صورت نظری تبیین کرده­اند. و برخی از آن­ها نیز، بدون ورود به بحث نظری، یکی از این شناسه­ها را برگزیده­اند و به کار می­برند. با در نظر گرفتن ویژگی­های نه چندان مشترک در مجموعه­ی این جستارها، می­توان کل آن را با قید احتیاط به سه گروه تقسیم کرد. گروهی از تحلیلگران، که اصولاً از منظر تاریخی به کل پدیده نگاه می­کنند، عناصر زمان و مکان معین را- که در این ادبیات بار آشکارا سیاسی دارد- از دوش پدیده برداشته­اند، و کل آن را با شناسه­ی «مهاجرت» شناسایی کرده­اند. گروه دیگری با سنجه­های زیبایی­شناختی­ و تئوری­های ادبی به سراغ شناسه­پردازی برای آفرینش­های ادبی رفته­اند. این گروه، در عین حال که  شناسه­ی «تبعید» را برای برخی از آثار ادبی پذیرفته­اند، آثار «تبعید» را به سبب حمل خطاب­ها و ارجاعات، از ادبیت و از گوهر هنری تهی می­بینند، و از این چشم­انداز، «ادبیات مهاجرت» را بر«ادبیات تبعید» و حتا بر «ادبیات مهاجران» برتری داده­اند؛ بدون آن که برای کل پدیده شناسه­ای پرداخته باشند. گروه سوم تحلیلگرانی هستند که این ادبیات را به عنوان پاسخ ادبی به تجربه­ی تبعید برآورد می­کنند، و از این چشم­انداز، با اتکاء بر عناصر روان­شناختی و جامعه­شناختی­ی این متن­ها، «پاسخ»های مشترک به «تجربه­»های مشترک در این ادبیات را شناسایی کرده­اند و در این رهگذر به شناسه­ی «تبعید» رسیده­اند.

 

مثال­های مشخص از این گروه­ها:  مجید روشنگر، در حالی که تفاوت شناسه­های «تبعید» و «مهاجرت» را مرور کرده، و در حالی که هم اختیار و هم اجبار نویسنده در ترک وطن را به ملاحظه گذاشته، کل آفرینش­های ادبی را با شناسه­ی «ادبیات مهاجرت» (literature of migrancy) شناسایی می­کند.(6)  میرزا آقا عسگری (مانی)، ضمن متمایز کردن برخی از ویژگی­های شعرِ «شاعران مهاجر» از شعر «مهاجران شاعر»، عنوان گردآورده­ی خود را «شاعران مهاجر و مهاجران شاعر» گذاشته است و در سراسر پیش­گفتار آن کتاب نیز از شناسه­ی «مهاجرت» سود برده است.(7) به نظر می­رسد که گزینه­ی رضا براهنی نیز شناسه­ی «مهاجرت» باشد.(8) چون در مقاله­های متفاوتِ او مکرراً به این شناسه برمی­خوریم. احمد کریمی حکاک، روزبهان، و سهراب رحیمی نیز، در سخن گفتن از ژانر «شعر»، از شناسه­ی «مهاجرت» سود جسته­اند.(9)  پیمان وهاب­زاده در جستاری در قلمرو «شعر»، با رویکردی زیبایی­شناختی/ فلسفی­، «شعر مهاجرت» را از «شعر تبعید» و حتا از «شعر مهاجران» متمایز کرده است.(10)  اسماعیل نوری علا،  با رویکردی روان- جامعه­شناختی، ابتدا، با تکیه بر شاخصه­­های «اجبار» و «اختیار»، «شعر تبعید» را از «شعر مهاجرت»، جدا کرده، و سپس شاخصه­های دیگر هر یک را  به بررسی گذاشته است.(11)  محمود فلکی، با این که در برخی از نوشته­هایش شناسه­ی «غربت» را به کار برده است (او گردآورده­ای هم دارد با عنوان «داستان­های غربت»)، اما در بیش­تر جستارهایش از شناسه­ی «مهاجرت» سود می­برد(12).  بهنام باوندپور، در عنوان فرعی­ی کتابِ «انهدوانا» - گردآوره­ی شعرهای هفده شاعر- از شناسه­ی «خارج از کشور» استفاده کرده است.(13) شناسه­ی «خارج از کشور» در عنوان دو جلد «کتاب­شناسی­ی داستان کوتاه» نوشته­ی داریوش کارگر نیز به چشم می­خورد. (14) فرامرز سلیمانی، از چشم­اندازی فرازمانی/ فرامکانی، میان شناسه­های «مهاجرت، تبعید، برون­وطنی، آوارگی، پناهندگی، غربت [...]» تفاوتی نمی­بیند.(15)  علیرضا زرین، از هر دو شناسه­ی «تبعید» و «مهاجرت» استفاده کرده است.(16) ناصر مهاجر، برای گردآورده­­ی خود، عنوان « 23 داستان کوتاه ایرانی در تبعید» را برگزیده، و در بخش «درآمد» کتاب، ضمن یاد کردن از «آفریده­های مهاجرت»، به «تبدیل­پذیری»ی این دو شناسه نیز اشاره کرده است.(17) مسعود نقره کار، در جلد چهارم از مجموعه­ی «بخشی از تاریخ روشنفکری­ی ایران»،(18) ضمن اشاره به شناسه­ی «مهاجرت» در عنوان فرعی­ی کتاب، در متن سخن، بیش­تر از شناسه­ی «تبعید» استفاده کرده است.  نسیم خاکسار، در تمام متن­هایی که من در این زمینه از او خوانده­ام، شناسه­ی «تبعید» را به کار برده است.(19) مهدی فلاحتی، با این که در یک مقاله، هر دوی این شناسه­ها را به صورت مترادف به کار برده،(20)  در اکثر نوشته­هایش بر شناسه­ی «تبعید» پافشاری دارد.(21) پرویز صیاد، بر شناسه­ی «تبعید» پافشاری دارد، و نام یکی از کتاب­های او «راه دشوار سینمای در تبعید» است.(22) محسن حسام، رمانی به نام «تبعیدی­ها» دارد. حسن حسام در نوشته­های غیرادبی­ی خود شناسه­ی «تبعید» را به کار می­برد، و در نوشته­ی مورد استناد من، این شناسه را حامل «اعتراض» نویسنده برآورد می­کند.(23) مسعود مافان (مدیر فصلنامه­ی باران)  و پرویز قلیچ­خانی (مدیر فصلنامه­ی آرش)، در سرمقاله­ها و یادداشت­های خود معمولاً از شناسه­ی «تبعید» استفاده می­کنند. من نیز از طریق شناسایی­ی بن­مایه­ها و درون­مایه­های روان­شناختی و جامعه­شناختی­ در ژانرهای شعر و داستان و نقد، به شناسه­ی «تبعید» رسیده­ام.(24) اسماعیل خویی، نسیم خاکسار، رضا اغنمی، منصور خاکسار و مجید نفیسی، ویراستاران و مدیران ادواری­ی دفترهای نوزدگانه­ی «نامه­ی کانون نویسندگان ایران در تبعید» و کلیه­ی نویسندگان عضو این کانون، حتا اگر در نوشته­ی خاصی اعلام شناسه نکرده باشند، با پذیرش عضویت در این کانون، شناسه­ی «تبعید» را برگزیده­اند. افزون بر تحلیلگران منفرد در قلمروهای ادبیات یا سینما یا هنرهای دیگر، بسیاری از نهادهای فرهنگی و هنری و ادبی نیز شناسه­ی «تبعید» را بر پیشانی دارند، و دلایل آن را نیز در اساسنامه­های خود آورده­اند؛ که در اکثر آن­ها، به تعهد هنر و ادبیات در قبال آرمان رهایی­ی انسان، اشاره شده است.(25) من تاکنون در میان نهادهای هنری/ فرهنگی، به عنوان­هایی مانند «هنر در مهاجرت» یا «سینما در مهاجرت» یا «تئاتر در مهاجرت» برنخورده­ام.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.