header image
 
پیرامون شناسنامه­ی «ما» چاپ
ملیحه تیره گل   
رفتن به
پیرامون شناسنامه­ی «ما»
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10

و نبودی مگر/ انکار روشنایی./

نفرین کولیانت بدرقه باد!/ - ماه کپک زده!

(میرزاآقا عسگری- مانی)

 

ادبیاتی که در بیرون از مرزهای ایران به زبان فارسی تولید می­شود، مستقل از این که با کدام یک از شناسه­های «تبعید» یا «مهاجرت» یا «برون مرزی» یا «خارج از کشور» یا «آوارگی» یا «غربت» شناسایی شود، سه دهه است که به حیات بالنده­ی خود ادامه داده است، و تا جایی که نیروهای مولد این ادبیات به زبان فارسی می­اندیشند، این فرایند هم­چنان ادامه خواهد داشت.

اما لزوم شناسه­پردازی، نه در زمان تولید یا انتشار این ادبیات، بلکه زمانی فوریت یافته که ما در صدد سخن گفتن یا پژوهش در زمینه­ی آن بوده­ایم. یعنی در نخستین گام سخن، به ناگزیر  از خود پرسیده­ایم که این «ادبیات» را با چه هویتی شناسایی کنیم؟ بگوئیم «ادبیات فارسی» در «چه» یا در «کجا»؟ بدین گونه، بدون نیاز درونی­ی هر متن به «شناسنامه»، و صرف نظر از این که نویسنده­ی آن خود را تبعیدی یا مهاجر یا آواره یا جهان وطن بداند، مجموعه­ی نوشتار فارسی از زمان و مکان تولد خود طلب هویت کرده است. و «ما»، برای پاسخ­ به این مطالبه ناگزیر بوده­ایم که این ادبیات را - در عالم نظر- به اجزاء درونی­ی آن تجزیه کنیم، و مفاهیم و شکل­بندی­های درونی­ی هر یک از اجزاء را در پیوند با کل به ملاحظه بگذاریم، تا به شناسه یا شناسه­هایی برای بخشی از پدیده یا برای کل آن دست یابیم. بنا بر این الگوی ذهنی، کل پدیده عبارت بوده از دو عنصر:  «موضوع شناخت» (ادبیات فارسی)، و «شناسه»ی آن (تبعید یا مهاجرت یا...)، که دومی تابعی است از 1) اجزائی که ما در اولی شناسایی کرده­ایم، و 2) عناصر و شکل­بندی­هایی که در هر جزء کشف کرده­ایم. و این هر دو، بستگی­ی مستقیم داشته است با جهان­بینی­ی شخصی­ی هر یک از «ما» و رویکردی که برای تحقیق برگزیده­ایم. 

 

هدف من در این گفتار عبارت است از بررسی­ی روندهایی که این «ما»ی منتشر - در درازنای سه دهه­ی گذشته- در زمینه­ی فرایندهای شناسه­پردازی برای ادبیات خود طی کرده ­است، و چرایی­ی تنگناهایی که در این زمینه با آن­ها روبه­رو بوده ­است؛ بدون آن که برای تنگناهای مورد اشاره­ام، راه حلی ارائه دهم. با این که من – به دلایلی که خواهم آورد- بر شناسه­ی «تبعید» پافشاری دارم، در سراسر مقاله­ی حاضر، هم برای مجموعه­ی نویسندگان بیرون از ایران، و هم برای ادبیاتِ این مجموعه، از شناسه­ی «ما» استفاده کرده­ام. چرا که این واژه، هم تکثر شکل­بندی­های عینی و ذهنی­ی این ادبیات را متبادر می­کند، و هم از تحمیل شناسه­ی گزیده­ی من به کل پدیده، جلوگیری می­کند. از آن جا که رویکرد این جستار، در قلمرو روان­شناسی­ی اجتماعی می­گنجد، به واژه/ مفهوم «ما» هم رسیدگی کرده­ام. 

 

1

در نخستین نگاه به «موضوع شناخت»، این پرسش­ معتبر پیش می­آید که منظور ما از عبارت «ادبیات فارسی» چیست؟ اجزاء درونی­ی این پدیده کدام­ها هستند؟ آیا منظور ما از «ادبیات فارسی»، تنها آفرینش­های ادبی است؟ یا، افزون بر آفرینش­های ادبی، حجم انبوه ژانرهای دیگر نوشتاری، مانند  متن­های سیاسی، پژوهشی، خاطرات، خاطرات زندان، مصاحبه­ها و مناظره­ها، گزارش­ها، کتاب­های تاریخ، نقد و نظرهای سیاسی/ اجتماعی/ فرهنگی/ هنری، نقد ادبی، اظهار نظرهایی ظاهراً غیررسمی (آماتوریک، وبلاگی) را نیز دربرمی­گیرد؟ اگر همه­ی این ژانرها را باید زیر چتر «ادبیات فارسی» بپذیریم، تکلیف متن­هایی که با عنوان «اطلاعیه»، «بیانیه»، «نامه­های سرگشاده»، «فراخوان» و مانند این­ها، به فراوانی در برون­مرزهای ایران منتشر شده، چه می­شود؟ آیا این متن­های کوتاه، اما گاه سرنوشت ساز را هم می­توان در مجموعه­ی «ادبیات فارسی» گنجاند؟  این پرسش­ها، به ویژه، زمانی پیش می­آیند و پاسخ­های مشخصی را طلب می­کنند، که در صدد نقد جامعه­شناختی/ فرهنگی­ی این «ادبیات» باشیم. به بیانی دیگر، نمی­توان به نقد فرهنگی­ی این ادبیات پرداخت، اما مثلاً، «فراخوان کانون نویسندگان ایران در تبعید» در مورد «جشنواره­ی نزدیک دوردست» را- که ده­ها نقد و نظر را به دنبال آورد و پیامدهای آن در ترکیب و حتا موجودیت این کانون دست بُرد- به میدان مطالعه راه نداد. چرا که، دست­مایه­ی نقد فرهنگی/ جامعه­شناختی­ی ادبیاتِ یک دوره، بینش­ها و کنش­های نویسندگان آن دوره است در برخورد با پدیده­های انسانی و رویدادهای اجتماعی. و اهمیت نقد فرهنگی­ی ادبیات یک دوره- به نوبه­ی خود- در این است که افزون بر شناسایی­ی ویژگی­های دوره­ی در حال گذار، برای  نویسندگان و پژوهشگران آینده­ی تاریخ­های سیاسی، اجتماعی­­، فرهنگی، و ادبی نیز­ به مثابه مواد خام عمل می­کند. به سبب همین اهمیت است که رسیدگی به پرسش­های بالا، و دست­یابی به پاسخ­های نسبی، یا دست کم قراردادی، نه تنها از ابتدایی­ترین قدم­های شناسه­پردازی، بلکه نخستین گام پژوهش جامعه­شناختی/ فرهنگی درباره­ی «ادبیات فارسی» برشمرده می­شود.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.