header image
 
چشم­های حیرانِ عکس­های کهنه می­پرسند چاپ
بهروز شیدا   
رفتن به
چشم­های حیرانِ عکس­های کهنه می­پرسند
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
پرسش­هایی در مورد پنج مکتبِ رمان نویسی؛ تشابه­ها و تفاوت­های پنج رمان غربی و چهار رمان فارسی

 رمان چیست؟ ندای بازی؟ ندای اندیشه؟ ندای زمان؟1 حماسه­ی بی­فرجام؟ جست­وجوی راه گریز؟ صحنه­ی ظهور صداهای دیگر در جهان تک­صدایی؟ شکل­های گوناگون رمان چه­گونه­ چه می­گویند؟ کجا چرا متولد شدند؟ شکل­های گوناگون رمان در ایران چه وقت چه­گونه متولد شدند؟ متولد شدند؟ می­پرسیم. می­خوانیم. می­یابیم. نمی­دانیم. بپرسیم؟ می­خواهیم بپرسیم رئالیسم قرن هیجدهم میلادی، رئالیسم قرن نوزدهم میلادی، جریان سیال ذهن، رمان نو فرانسوی، رمان پسامدرنیستی جاپای خویش را در رمان فارسی چه­گونه چه وقت به­جای گذاشته­اند؟ به­جای گذاشته­اند؟ از زمینه­ها و تعریف­ها می­گذریم؛ از پنج رمان غربی و چهار رمان فارسی، به­سرعت، می­گذریم. بپرسیم؟

 

۱

به روایتِ گئورک لوکاچ پخته­گی­ی رمان در تقابل با طفولیتِ حماسه قد برمی­افرازد. در جهانِ رمان کمالی نیست. با طلوع رمان سفر مقصدمند به پایان می­رسد؛ راه بی­مقصد آغاز می­شود. راه انسان مسئله­دار در جهانی که گره­ها را پیچیده می­کند؛ کور می­کند. قهرمان رمان به سوی هیچ­جا نمی­رود؛ به سوی خویش حرکت می­کند. در جهان رمان تعارضِ فرد و جهان راهی برای حل نمی­­یابد، معنا در واقعیت رسوخ نمی­کند، فرشته بر دیو پیروز نمی­شود. روان­شناسی­ی قهرمان رمان اهریمنی است. او می­خواهد خود راه زنده­گی را بیابد؛ جهان می­خواهد خود را تثبیت کند؛ جدال چنین آغاز می­شود. در جدال جاری در رمان میل قهرمان به کمال در برابر ناکاملی­ی جهانی می­ایستد که مصیبت بر آن حاکم است. رمان حماسه­ی جهان بی­خدا است؛2 آوردگاهِ انسان مسئله­دار: «شکل درونی­ی رمان باید به مثابه فرایند سفر فرد مسئله­دار به سوی خویش درک شود؛ سفری از اسارتی تیره، در واقعیتی ناهم­گون و  برای آدمی بی­معنا، به سوی خودشناسی. پس از نیل به خودشناسی، زنده­گی­ی آدمی را  ایده­آلی روشن می­کند، که معنای ماندگار زنده­گی است. اما، جدال میان آن­چه هست و آن­چه باید باشد، در محیط زنده­گی­ی رمان، در محیطی که حوادث در آن رخ می­دهند، هرگز از میان نمی­رود؛ نمی­تواند هم از میان برود. تنها می­توان به بالاترین حد سازش دست­یافت ...»3 رمان­نویسانِ قرن هیجدهم در دورانی به صحنه پا گذاشتند که کمال حماسه از جهان رخت بربسته بود. دیگر معراجی در کار نبود؛ جهان می­خواست عرفی شود.

   رمان در دورانی متولد شد که سرمایه­داری فرایند عرفی کردن اجتماع را آغاز کرده بود؛ در دورانی که در آن انسان در پیروزی­ی بازار، امکان رشد می­یافت؛ امکان تحقق آرمان آزادی می­یافت؛ امکانِ تحقق همه­ی استعداد­های زمینی؛ امکان رهایی از بند­های آسمانی.4 رمان در دورانی متولد شد که فلسفه با سابقه­ی قرون وسطایی­اش پیوند گسسته بود. فیلسوفان به این درک رسیده بودند که حقیقت در آسمان ریشه ندارد؛ که از طریق ادارک دست­یافتنی است. رنه دکارت و جان لاک از بنیان­گذاران فلسفه­ی زمینی اند؛ نوعی رئالیسم. رنه دکارت معتقد است که حقیقت نه تبلور امری کلی که روی­کردی به­تمامی فردی است؛ که انسان همه­ی ماهیت خویش را از اندیشه می­گیرد. رنه دکارت برای جسم و روح دو جهان جدا قائل است. جهان جسم درجا می­زند، جهان روح اما، رشد می­کند. رشد جهان روح برخاسته از اندیشه­ای است که خدا در وجود انسان به ودیعه گذاشته است.

   رنه دکارت پیرو نوعی خرد ذهنی است که از یک­سو در اندیشه­ای خدایی ریشه دارد، از سوی دیگر از گزینش آزادانه­­ی انسان سر برآورده است. رنه دکارت اندیشه­ی خدایی و ذهنیت انسانی را درهم می­آمیزد تا بگوید این هردو از جنس اراده­ اند؛ هم از این رو است که تردید هم­چون یقین چیزی انسانی است. در جهان رئالیستی­ی رنه دکارت حقیقت هم در دست انسان است هم در چشم­انداز خدا. زبان نیز جز این نیست. زبان تبلور حقیقتی خدایی است از گلوی انسان. به روایتِ رنه دکارت ذهن انسان جهان بیرونی را بر مبنای توانایی­ی فطری درمی­یابد؛ بر مبنای تصوری که در نگاه به جهان بیرونی فعال می­شود. جهان بیرونی تصوری به ذهن ما منتقل نمی­کند. ذهن ما است که در نگاه به جهان بیرونی مفاهیم مشترک را درمی­یابد؛ زبان را می­یابد.5

   جان لاک شاید اندیشه­ی رنه دکارت در مورد زبان را به زبانی دیگر بیان می­کند؛ زبان  آمیخته­ای است از توان خدایی و انسانی؛ زبان جزئی است که از کل می­آید؛ نشان توان انسانی برای اشاره به جهانِ چیزها: «انسان می­تواند صداهای معنادار  بسازد. خدا انسان را به عنوان موجودی اجتماعی آفریده است. او را نه تنها با غریزه و ضرورتِ هم­راهی با هم­نوعان ساخته است؛ که با زبان نیز مزین کرده است؛ به مثابه ابزاری پُراهمیت و  پیوندگاه مشترکِ اجتماع ... واژه­ها، در نهایت، از عقیده­­های دلالتی­ی احساسی برمی­آیند ...»6


مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.