header image
 
مرگ و دختر بچه(كشتارهاي سالهاي 60 و 67‏) چاپ
ژاله احمدي   
رفتن به
مرگ و دختر بچه(كشتارهاي سالهاي 60 و 67‏)
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
مقدمه
شماره 97 نشريه آرش،  در بخش  ويزه كشتار زندانيان سياسي، به مسئله ‏‏”كشتار هاي بزرگ دين سالاران به قدرت رسيده از فرداي انقلاب تا كنون ‏‏(كه) نشانگر  جنايت اين دارو دسته عليه بشريت است“ مي پردازد. در اين ‏بيان مختصر و كلي،  نشريه آرش همه ابهامات و سوء تفاهمات موجود در ‏تفكر دموكراسي ”اپوزيسيون“ ايران را منعكس مي كند.

از اين رو عجيب ‏نيست كه با حركت از  نقطه اي معلوم، سر از جاهاي  نا معلوم در مي آورد.  ‏صورت مسئله در مقدمه، طرح شده به روشي معمول، پراست از داده ها و ‏جواب ها، با يك راه  حل در خود، كه گذشته از چند شگرد ”دموكراتيك“ ‏براي محو فواصل و استتار موانع، يك محاسبه ساده سرانگشتي است. اگر ‏دو عنوان اين فصل ياد بود: (قتل عام تابستان 67)  و ( به ياد ”به مرگ ‏خود آگاهان“ دهه 60)، به عنوان دو جمله معلوم براي تعريف يك جمله ‏مجهول، به روش قياس، ولومع الفارق،  بكار برده شود، حاصل جمله سوم ‏است: ”كشتار سردمداران و بلند پايگان رژيم ستم شاهي“، كه اين  به نوبه ‏خود مي تواند جمله اول باشد، در فرض اول  يك مسئله،  با دو نتيجه ‏معلوم (جمله دوم و سوم). با فرض سكوت ”جنبش ترقي خواهانه و در ‏راس آن جنبش چپ وهمراهي بخشي از روشنفكران“ در ”برابر احكام (بي ‏سابقه) اول انقلاب“  نشريه آرش با يك نظرخواهي و دعوت به موضعگيري،  ‏فرصتي ايجاد مي كند براي برخورد به موانع پوشيده، كه موجب سكندري ‏در همان قدم اول است،  براي رسيدن به  دو مرحله كشتار ذكر شده در ‏عنوان، در ليست  سه مرحله ”كشتار“ به ترتيب زير: ‏
‏ 1-كشتار سردمداران و بلند پايگان رژيم ستم شاهي در روز هاي اول ‏انقلاب
‏2-كشتار بخش وسيعي از رهبران، كادر ها و هواداران سازمان هاي سياسي ‏مخالف در سال 1360 تا 64  ‏
‏3-كشتار  بزرگ تابستان 1367‏

‏ ياد آوري و رفع يك سوء تفاهم‏
اپوزيسيون چپ ضد شاه و ضد خميني ايران، نه خود را جزئي از حاكميت ‏جديد مي دانست و نه طرف بحث  با آن بود. از اين رو نه به شكار عوامل ‏رژيم سابق و ماموران ساواك پرداخت و نه  لحظه اي خيال كرد كه ‏دادگاههاي انقلابي اسلامي  يك نوع از دادگاه است. اين چپ كه در ‏مرامش نه حرفي از كشتن بود و  نه اصولا طرفدار اعدام بود و نه سرش به ‏جائي بند، در تنها جائي  كه در توانش بود مخالفت خود را عليه محاكمات ‏عاملان رژيم و محكوميت آنان در عمل پياده كرد، اين موضع او بود.  اين ‏موضعگيري هر چند هنوز  قابل ارائه در يك سند كتبي نيست، ولي در ‏حافظه باز ماندگان آن نسل ثبت است، با اعتباري بيش از چند خاطره از ‏يك واكنش دل خنك شدگي يكي دو قرباني. اين موضع را مي توان از  ‏پاسخ اين جنبش  كه در آن زمان عمدة هنوز متشكل از عناصر چپ بود، ‏به فراخوان عمومي دادگاههاي انقلابي اسلامي، كه  قربانيان شكنجه ‏گاههاي ساواك را  دعوت به شكايت و شهادت عليه بازجويان و رئيس ‏ساواك كرد استنتاج  نمود. پاسخ افراد متعلق به اين جنبش كه بخش ‏بسيار بزرگي از زندانيان سياسي و  سياسي كار دهه پنجاه را تشكيل مي ‏دهد، بايكوت اين فراخوان بود. آن ها نه حاضر شدند از شكنجه گرانشان ‏شكايت كنند و نه در دادگاههاي اسلامي حضور يافتند. اين موضع گيري ‏بر يك منشور حقوق بشر مبتني نبود و بيش از ان كه محصول نقد ‏استالينيسم باشد از يك ظرفيت اصيل بشر دوستانه و سلامت  سياسي ‏موجود در چپ ايران نشأت مي گرفت كه هنوز در يك هيرارشي قدرت از ‏آرمان هايش دور نيفتاده بود. اين موضعگيري فرصت نيافت كه جمعبندي ‏و ثبت شود.  ‏
پيكر نحيف جنبش  چپ ايران، زير بيش از دو دهه سركوب ديكتاتوري ‏رضا پهلوي، پژمرده و درشكنجه  گاهها و زندان هاي دهه پنجاه رژيم ‏سلطنت، آش ولاش شده بود. چپ ايران در اول انقلاب هنوز جان تازه ‏نگرفته، مي بايستي همه مراحل طي نكرده را، از بازنگري، باز سازي و ‏تشكيل، تا انشعاب و اتحاد، همزمان تجربه مي كرد. هنوز قد راست نكرده ‏در خط سه  يا كه چهار،  پنج  و ...،  زير ضرب و سركوب حكومت اسلامي ‏قرار گرفت،  فرصت حمله نيافته به موضع دفاعي رانده شد، با اينهمه ‏سكوت نكرد و درهمه جبهه هاي مقاومت در كنار سركوب شوندگان تا ‏آخرين لحظه مقاومت كرد. حزب موجود ”چپ“، حزب توده، تابوت يك ‏لاشه گنديده، حاصل  سركوب هاي دهه 30 بود،  كه آن هم نه تنها در ‏مقابل جنايات جمهوري اسلامي سكوت نكرد، بلكه  تا آن جا كه در توانش ‏بود، خواهان سركوب هرچه بيشتر مخالفين جمهوري اسلامي بود. ديگري ‏سازمان چريك هاي فدايي خلق ايران بود، محصول سركوب هاي دهه ‏چهل، بخشي از جنبش سياسي به آخر خط رسيده ايران، كه در يك ‏جنبش چريكي به سيم آخرزده ، از جان گذشته و با مشت گره كرده در ‏دهان شير مي رفت و زير ساطور شكنجه گران ساواك خرد مي شد و شور ‏انقلابي اش، در دخمه هاي زندان  مچاله و بد شكل . در آستانه انقلاب ‏ايران زير اسم سازمان  فقط يك ليست بلند بالاي شهدا باقي مانده بود،  ‏يك خيل زنداني و انبوهي از هواداران  پراكنده،  و با اولين دم آزادي به ‏عناصر تشكيل دهنده خود تجزيه مي شد. اين جا اعدام هاي ”انقلابي“ را ‏مي ستود، در تركمن صحرا براي شوراهاي دهقاني مي جنگيد. چيزي ‏نگذشت كه مبارزه مسلحانه  را در چريك هاي فدائي خلق (اشرف دققاني) ‏رها كرده و تتمه آرمان انقلابي اش را در ”اقليت“، و  فدائي اكثريت شد،  ‏دنباله رو ”توده“  و عليه مخالفان جمهوري اسلامي.‏
‏ اي كاش كه اين ها سكوت كرده بودند، اي كاش كه لا اقل حالا سكوت ‏مي كردند.‏
براي اين ها و آن هاي ديگر كه رؤياي نزديكي با صاحبان فدرت دست از ‏سرشان بر نمي دارد، اين ياد بود قريانيان قبل از هرچيز يعني جاي خالي  ‏دهها هزار  قربانيان كشتارهاي سالهاي 60 و 67 و جاي خالي قربانيان ‏سركوب هاي رژيم ديكتاتوري شاه، و فرصتي است تا با اصل تكيه بر هرج و ‏مرج توده اي و بي اطلاعي اكثريت،  با همان شيوه خود  جمهوري اسلامي، ‏مرز بين عاملان  و  قربانيان جنايت را مخدوش ساخته، تقابل آن ها را ‏منكر شده و يواشكي و از در عقب، جاي اين دو را با هم عوض كنند. ‏فرصتي است تا  خوشامد گويان اعدام نصيري زنداني، توبه كنان و همراه ‏سلطنت طلبان،  نصيري رئيس ساواك را،  قرباني زندانيان سابق شكنجه ‏گاه هاي ساواك قلمداد نمايند. فرصتي است تا پشت يك ”اشتباه همگاني ‏چپ“، همراه با همكاران رژيم شاه رد خود را در همكاري با جمهوري ‏اسلامي  گم  كرده، و ياد بود قربانيان را به محاكمه انان  تبديل كنند و با ‏سهيم كردن قربانيان سال هاي 60، و 67 در مسوليت هر چند غير ‏مستقيم در اين جنايات، جنگشان را با قربانيان ادامه داده، از مخالفان اين ‏رژيم و حتي آن رژيم انتقام  بگيرند.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.