header image
 
پافشارى بر حقيقت (فرخ نگهدار و بنيانِ انحطاط فداييان اكثريت)‏ چاپ
بهروز جليليان   
رفتن به
پافشارى بر حقيقت (فرخ نگهدار و بنيانِ انحطاط فداييان اكثريت)‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4

در همان نشريه كار 59، كه صف سازمان فداييان اكثريت از جنبش ‏كمونيستى جدا شد و خار چشم جنبش مردم ايران گشتند، در مورد جنگ ‏در كردستان كه روزانه عده بسيارى از مردم دلاور كرد را به خاك و خون ‏مى كشيد، مى نويسند:‏
محافل جنگ افروز و سركوب گر درون هيئت حاكمه كه فاقد هر گونه ‏تجربه سياسى بوده ... هنوز به اعمال جنگ افروزانه و ضد دمكراتيك خود ‏ادامه مى دهند و درست در برابر اين محافل جريانات انحراف به چپ ‏جنبش كمونيستى و ليبرال ها روز به روز بيشتر به اعمال آنارشيستى و ‏شعارهاى سرنگونى كشانده مى شوند و ناگفته پيداست كه اين دو پيوسته ‏بر هم تاثير مى گذارند و هر يك زمينه و بستر حركات مخرب ديگرى را ‏فراهم مى كند. و اگر وضع بدين منوال پيش رود، صفوف ضدامپرياليستى ‏توده ها تضعيف مى شود و تشنج بالا مى گيرد كه نتيجه اجتناب ناپذير آن ‏قدرت گرفتن جبهه ضد انقلاب و به قدرت رسيدن حكومت دست نشانده ‏امپرياليسم آمريكاست.  بايد همه سلاح ها و قلم ها بسوى امپرياليسم ‏آمريكا و متحدان داخلى نشانه رود. ... كارگران بايد با افزايش توليد و بهره ‏ورى كار، مانع تبليغات نفاق افكنانه دشمنان خود شوند." ( كار 59، صفحه ‏دوم و ششم)6‏
پيشمرگه هاى سازمان فداييان در كردستان هنوز در صفوف مبارزان عليه ‏جمهورى اسلامى مى جنگيدند، اما از كمى پيش از انشعاب اقليت – ‏اكثريت، ماهيت ضد انقلابى اين جريان، حضور درون تشكيلاتى داشت، ‏همان گونه كه در مصاحبه اى كه با "كاروان" از فعالين آن زمان سازمان ‏فداييان در كردستان انجام داده و در سايت "سازمان اتحاد فداييان خلق ايران"، ‏گفته است:‏
‏"در نزديكى هاى انشعاب كم كم محتويات اين جزوات [ جزوات سياسى ‏درباره نظرات درون سازمانى] تغيير كرد. ... در اين جزوات به يك باره ‏كردستان از سنگر آزادگان به " كنام سلطنت طلبان" و " ضد انقلاب ها" ‏تبديل مى شد و با نفرتى از " محيط خرفت روستاها" در مقابل مدنيت " ‏شهرى " و كار سياسى در كارخانه ها صحبت مى شد."7 ‏
‏ در همان دوران حزب خائن توده كه نقش مراد و رهبرى فكرى آنها را ‏بدست گرفته بود، همراه با فداييان اكثريت در نشريه مردم مى نويسد:‏
‏"در نتيجه تلاش هاى مزورانه همين عناصر است كه لحظه هاى بسيار ‏مناسب در ماه هاى گذشته و بويژه در دوران بعد از پيام تاريخى امام ‏خمينى به مردم كردستان و تلاش هاى هيئت ويژه دولت براى كردستان و ‏طرح پيشنهادى 15 ماده اى اين هيئت از دست رفت و به عناصر و محافل ‏مخالف حل مسالمت آميز مسئله كردستان در دستگاه هاى نظامى و ادارى ‏دولت مركزى امكان داده شد كه سياست خشن خود را ... بتازانند". ( مردم ‏سه شنبه 13 خرداد 1359)8‏
در تيرماه سال 1359، در زمانى كه رژيم به كشتارهاى وسيعى در تركمن ‏صحرا و كردستان دست زده، خون بسيارى از دانشجويان مبارز را برخاك ‏ريخته بود و درست درزمانى كه هنوز چندى از شهادت دانشجويان مبارز ‏در خوزستان همچون شهيد مهدى علوى شوشترى، كورش پيروزى و يا ‏دكتر اسماعيل نريميسا كه در تيرماه همان سال در اهواز تيرباران شدند و ‏ده ها نفر ديگر كه در شهرهاى ديگر سلاخى گشتند، نمى گذشت و ‏محاكمه محمد تقى شهرام و محمد رضا سعادتى در پيش بود، فرخ نگهدار ‏و مصطفى مدنى به پابوسى محمد حسين بهشتى رفتند و در مصاحبه ‏تلويزيونى، مصطفى مدنى به بهشتى جنايت كار گفت كه: " شما صاحب ‏نظر هستيد و مى توانيد مسائل را بررسى كنيد. اعتماد وجود دارد، اگر به ‏شما اعتماد نداشتيم كه در اين حد بتوانيم، بياييم اينجا صحبت كنيم، ‏هرگز اين كار را نمى كرديم."9‏
فرخ نگهدار، پا را فراتر نهاده و در مورد جنبش مردم كردستان خود تصميم ‏مى گيرد و به بهشتى مزدور چنين پيشنهاد مى دهد:‏
‏"اگر دولت جمهورى اسلامى نظر خودش را راجع به آن طرح شش ماده ‏اى اعلام بكند كه مثلا بند يك از طرح شش ماده اى همان چيزى است ‏كه روزنامه جمهورى اسلامى از قبل پذيرفته، حداقل اين يا يك چيز ديگر، ‏يا بند دو يا ماه ديگر ... يا در حاشيه طرح شش ماده اى آيت الله نورى يك ‏چيز نوشته. اگر چنين چيزى بشود ما در اينجا تعهد مى كنيم كه متوقف ‏كنيم.... يعنى آتش بس برقرار شود. آتش بسى كه حاكميت جمهورى ‏اسلامى" است. يعنى هر نيروى خارجى و هر نيرويى كه بخواهد مسئله ساز ‏باشد، ما تعهد متقابلى هم در برابر گروه هايى كه مسئوليت كمترى ‏بخواهند احساس بكنند بر عهده مى گيريم. ما اكنون چنين وظيفه اى بر ‏عهده خود مى دانيم كه اين فضا و محيط جنگ زده را كه بين مردم و ‏نيروهاى سياسى در كردستان بوجود آمده ... حل كنيم." به نقل از متن ‏مصاحبه.10‏
عزالدين حسينى در اعتراض به سياست مماشات گرايانه و خيانت بار اين ‏سازمان در اطلاعيه ای با عنوان : "در باره سياست " ئاش به تال، گام به ‏گام" سازمان چريك هاى فدايى خلق ( اكثريت) در كردستان" به تاريخ ‏‏18 مرداد 1359 مى نويسد: سازمان چريك ها ( اكثريت) با اين برنامه ‏تدريجى همه پيوندهاى ميان خود و جنبش مقاومت خلق را بريده است تا ‏با خيال راحت تعهداتى را كه به آيت الله بهشتى سپرده است، اجرا نمايد. ‏‏(ضميمه پيكار 69، دوشنبه 3 شهريور 1359. 11‏
در زمانى كه اغلب سازمان هاى انقلابى در آن سال ها به سازمان فداييان از ‏افتادن در گنداب حزب توده هشدار مى دادند، سازمان رويزيونيستى ‏فداييان اكثريت كه ديگر قادر نبود به مرزبندى با حزب توده بپردازد، در ‏برخورد با مشى چريكى و فداييان اقليت نوشت:‏
‏" سخن سازمان همواره آن بوده است كه تا زمانى كه يك رشته تئورى ‏هاى عام و جهان شمول ماركسيست لنينيستى مورد قبول ما نباشد، بحث ‏بر سر خط و برنامه، تحليل حاكميت، تحليل موقعيت و وظايف ما هرگز به ‏نتيجه واحد نخواهد رسيد ... همان گونه كه اشتباه بزرگى خواهد بود هرگاه ‏تصور كنيم كه ما از طريق تحليل هاى متفاوتى كه از مسائل عملى كنونى ‏با " حزب توده" داريم، مرزبندى خود را با اين جريان مشخص مى كنيم. ‏درك متفاوتى كه ما از ظرفيت انقلابى و ضد انقلابى طبقات اجتماعى و ‏وظايف اساسى ماركسيست- لنينيست ها در مبارزه طبقاتى داريم، درك ‏متفاوتى كه ما با " حزب توده " از انترناسيوناليسم پرولترى داريم، ما را بر ‏آن مى دارد كه از قبل بتوانيم مشخص كنيم كه مثلا اپورتونيسم راست ‏حاكم بر " حزب توده" چه تحليلى از موقعيت مشخص امروز ارائه داده و ‏چه وظايفى را براى كمونيست ها در شرايط كنونى توصيه و تاكيد مى ‏كند." ( اكثريت و مسئله اقليت، ضميمه كار شماره 61، خرداد 1359)12‏
تا پيش از كار 59، سازمان چريك هاى فدايى خلق، حزب توده را خائن به ‏خلق، رويزيونيست و بزرگترين خطر اصلى براى كمونيست ها مى ناميد، اما ‏در كار اكثريت شماره 68، با وقاحت مى نويسد:‏
‏" بدنبال تحريكات گروه هاى تخريب و آشوب در روزهاى اخير، موج ‏جديدى از حمله به نيروهاى سياسى و دفاتر سازمان هاى ضد امپرياليست ‏و ترقى خواه آغاز شده است. اين حملات بخصوص حمله به دفتر " حزب ‏توده ايران" يكبار ديگر ثابت مى كند .... ( به نقل از مقاله: حمله به دفاتر ‏سازمان هاى سياسى را محكوم مى كنيم)13‏
در پى افشاگرى هاى سازمان هاى سياسى و انقلابى همچون، پيكار، ‏فداييان اقليت و راه كارگر اين سازمان در پى تصحيح گاف بزرگ خود ‏برآمد.‏
‏" ما بايد از آنجا كه حمله به دفاتر " حزب توده" در شرايطى اتفاق افتاده ‏بود كه اپورتونيسم چپ براى پوشاندن ورشكستگى مواضع ايدئولوژيك - ‏سياسى خود بيشترين نيروى خود را براى مخدوش ساختن مواضع ‏ايدئولوژيك - سياسى ما با اين جريان رفورميستى به كار گرفته است، ‏توضيح مى داديم كه وقتى سازمان ما خود را موظف مى داند از آزادى ‏هاى سياسى و حقوق دمكراتيك مردم دفاع كند، طبعا دفاع از جريانات ‏مدعى چپ، چه آنهايى كه مثل، " راه كارگر"، " پيكار"، " اقليت" و غيره ‏از نظر ما اپورتونيسم چپ شناخته مى شوند و چه " حزب توده" كه ‏پرچمدار اپورتونيسم راست است، به عهده هر عنصر انقلابى و مشخصا به ‏عهده هر فرد كمونيست است. ما بايد توضيح مى داديم كه نه دفاع از " راه ‏كارگر" و "اقليت" و " پيكار"  نشانه هيچ گونه تاييد از مواضع انحرافى اين ‏جريانات است نه دفاع از حزب توده به مفهوم چشم پوشى از انحرافات اين ‏جريان محسوب مى شود، ما بدون انجام هيچ يك از اين كارها و بدون ‏توضيح كافى در كار، موضع گرفتيم و از اين لحاظ انتقاد جدى بر ما وارد ‏است" ( كار شماره 71)14‏
در اواخر شهريور سال 1359، جنگ ايران و عراق درگرفت كه اغلب ‏سازمان هاى سياسى را در تحليل بر اين جنگ نامردمى به چالش خواند. ‏بيشتر اين سازمان ها و از جمله سازمان پيكار، سربلند از اين آزمون ‏انقلابى برآمده و اين جنگ خانمانسوز را جنگ سرمايه داران ايران و عراق ‏معرفى كردند. در هر دو سوى اين جنگ حكومت هاى خودكامه و تبه كار، ‏روزگار مردم را سياه كرده بودند، اما بار ديگر فداييان اكثريت در مزدورى و ‏پابوسى رژيم پليد و سرمايه دارى جمهورى اسلامى شتاب كرده و مى ‏نويسد: ‏
جنگ عراق با ايران، جنگى ميان انقلاب ايران و ضد انقلاب عراق، جنگى ‏است بين رژيمى كه در راه مبارزه با وابستگى به امپرياليسم گام بر مى ‏دارد و رژيمى كه در مسير وابستگى به امپرياليسم گام نهاده است. جنگ ‏عراق با ايران، جنگ بين رژيمى است كه از اردوى بهترين دوستان خلق ‏جدا شده و خود بطور كامل در برابر آن قرار مى دهد، با رژيمى كه در ‏جريان يك انقلاب ضد امپرياليستى و در گسترش هاى بعدى آن بدترين ‏دشمنان خلق را از پاى درآورده و خود در برابر آن قرار داده است."‏
‏" ما و همه نيروهاى ترقى خواه جهان، حق دفاع را براى تمامى ملت ها ‏كاملا عادلانه و برحق مى شماريم به همين دليل وظيفه همه نيروهاى ‏انقلابى است كه با قاطعيت با اين تجاوزگرى مرتجعين مقابله كنند و بطور ‏آشكار جانب دولتى را بگيرند كه قربانى اين تجاوزات مرتجعين شده ‏است."‏
‏"... سازمان ما در تلگرام مورخ 4 مهرماه 1359، خود به آيت الله خمينى ‏صراحتا نوشت كه در شرايط فعلى دفاع از استقلال ميهن هيچ ‏معنايى جز دفاع از جمهورى اسلامى ايران ندارد. ما اكنون قاطعانه ‏اين نظر را صحيح و صادقانه مى شناسيم و به توده ها مى گوييم كه ادعاى ‏‏"دفاع از ميهن" در برابر تجاوزات رژيم عراق، تنها به شرطى معناى واقعى ‏پيدا مى كند كه به دفاع از جمهورى اسلامى ايران در برابر تجاوزات رژيم ‏عراق و توطئه هاى امپرياليسم آمريكا بيانجامد" ضميمه كار 78. 15‏
فداييان خائن اكثريت، از آنجا كه رژيم عراق هنوز از اتحاد شوروى اسلحه ‏مى خريد، با دو دوزه بازى سياسى و  در همان نشريه كار و براى خوش ‏داشت ارباب سوسيال امپرياليست خود مى نويسد كه: سياست حاكم بر ‏رژيم عراق هنوز در تمام زمينه ها با سياست امپرياليسم همسو نيست."‏
فداييان اكثريت كاملا به صف ضد انقلاب شتافته به ياور ارتجاع بدل ‏گشتند. آنان ياور سپاه پاسداران شدند. اين ارگان ضدخلقى كه دستانش به ‏خون تركمن ها، كردها و بسيارى ديگر از زحمتكشان آغشته بود. فداييان ‏اكثريت براى اولين بار در كار شماره 77 و ضميمه كار 78، هواداران و ‏اعضاى خود را به لو دادن " وحدت شكنان" و "تفرقه افكنان" يعنى ‏نيروهاى انقلابى كه خواهان " تفرقه ارتجاع و انقلاب" و جلوگيرى از ‏‏"وحدت بورژوازى و زحمتكشان" هستند، فرامى خواند و از آنها مى ‏خواهند كه " مخالفين جنـگ" را به عنوان " روحيه شكنان" به كميته ها ‏معرفى كنند. در همان تلگرام به خمينى، خواهان درهم آميختن خون ‏فداييان با پاسداران هستند. آنها هر كس را كه كارگران را به اعتصاب ‏فرامى خواند، در همين شماره نشريه كار، "ضد انقلاب" مى خوانند و ‏خواهان برخورد شديد با آنها هستند و از هواداران خود مى خواهند كه به ‏كميته ها معرفى كنند.‏
‏" همه هواداران سازمان بايد با سپاه پاسداران، كميته ها كه نيروهاى ضد ‏امپرياليست هستند، در مقابله با توطئه هاى امپرياليسم و در دفاع از ميهن ‏در برابر تجاوزات رژيم سركوبگر عراق پيگيرانه همكارى كنند و هر نوع ‏خبر يا اطلاعى از نيروهاى ضد انقلاب به دست مى آورند بدون درنگ به ‏اين مراكز برسانند." ( كار 77، مهر ماه 1359) 16‏در همين دوران "هواداران سازمان پيكار در راه آزادى طبقه كارگر"، كه به ‏افشاى ماهيت ضد مردمى و ضد انقلابى اين جنگ در ميان مردم و بويژه ‏مردم، آوارگان و جنگ زدگان مى پرداختند. دستگير و به جوخه هاى ‏اعدام سپرده شدند. سازمان پيكار عليه اين جنگ، كه براى اربابان سازمان ‏فداييان اكثريت، " خود يك نعمت" بود، دست به افشاگرى زدند. كه از ‏جمله مى توان از رفقاى شهيد، محمد اشرفى، نفتگر اهل آغاجارى كه در ‏سوم آبان 1359، تيرباران شد، شكرالله دانشيار، كه در خوزستان و در 27 ‏مهر 1359، اعدام شد،محمود صمدى دانشجوى اهل آبادان كه در 13 ‏بهمن 1359 در ماهشهر تيرباران شد، منوچهر نيك اندام كه در سوم آبان ‏‏1359 و بدستور خلخالى جنايت كار اعدام شد، نام برد. در همين دوران ‏بود كه فداييان مزدور و خائن اكثريت، در مقابل افشاگرى عليه اين جنگ ‏خانمانسوز شعار " پاسداران را به سلاح سنگين مجهز كنيد" سر دادند. ‏سازمان فداييان اكثريت در همراهى با رژيم سرمايه دارى و ضد كارگر ‏جمهورى اسلامى همراه شده و در اوج دريوزگى به درگاه ارتجاع، كارگران ‏و زحمتكشان را به توليد بيشتر فرامى خواندند و نيروهاى كمونيست و ‏انقلابى را كه در راه آگاهى و آزادى طبقه كارگر گام مى نهادند ضد انقلاب ‏و اخلالگر مى ناميدند.‏

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.