header image
 
پافشارى بر حقيقت (فرخ نگهدار و بنيانِ انحطاط فداييان اكثريت)‏ چاپ
بهروز جليليان   
رفتن به
پافشارى بر حقيقت (فرخ نگهدار و بنيانِ انحطاط فداييان اكثريت)‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
چندى پيش آقاى فرخ نگهدار كه از اعضاى مهم رهبرى سازمان فداييان ‏اكثريت بوده است، در مجله آرش شماره 97، به پرسشى درباره كشتار عام ‏انقلابيون در تابستان 1367، با زيركى بسيار، درباره دوران دهشتناك سال ‏هاى 1360، پاسخى سياست بازانه و دروغ داده كه همانند بسيارى از ‏رياكاران تاريخ براى خود و سازمانش جز روسياهى ارمغانى نداشته است.

‏وى در پاسخ به سردبير اين مجله در نوشته اى با عنوان " جرقه هايى در ‏تاريكى" نوشته است:‏
‏" در مورد اعدام های دهشتناک سال 60 و 61 ما خيلی ازبچه های مجاهد ‏وراه کارگری و اقليتی وپيکاری و غيره را از نزديک می شناختيم. همه شان ‏بچه های کاملاً صادق و صميمی  وازجان گذشته بودند و واقعاً حاضربودند ‏برای خوشبختی مردم همه وجودشان را بدهند. در بين ما اصلا آن حسى ‏كه نسبتا به اعدام سران رژيم سابق بود، نسبت به اين بچه ها نبود. واقعاً ‏اينها را دوست داشتيم وخبراعدام هريکی شان برايمان يک خبرهولناک ‏بود."1‏
معلوم است كه دروغ گويان كم حافظه هستند، اما هر كس كه ذره اى ‏شرافت انقلابى در خود داشته باشد، آن سال هاى خون و سياهى و دهشت ‏را فراموش نمى كند و آن همه خيانت و دست بوسى اين رژيم جنايت كار ‏را نمى بخشد، در جايى كه اين روسياهان تاريخ نوشتند:‏
سرکوب بدون مماشات جريانهای سياسی که کمر به شکست انقلاب خونبار ‏مردم بسته اند و عليه آن مسلحانه دست به جنايت می زنند از ارکان دفاع ‏از انقلاب است.  خوش خيالی در اين زمينه که گويا بايد به تروريست فعلاً ‏فرصت داد تا مرتب بمب منفجر کند تا روزی سر عقل بيايد خطای بسيار ‏فاحشی است.  نيروهای امنيتی - انتظامی و همه سازمانها و نهادهای ‏انقلابی وظيفه دارند با اين شبکه های تروريست و بمبگذار به مقابله ‏برخيزند و فعاليت خود را بر شناسايی و دستگيری عوامل واقعی ترور و ‏شبکه های عملياتی تروريستها و کسانی که در اين عمليات شرکت دارند، ‏متمرکز کنند. ( كار اکثريت، شماره 132، 29 مهر ماه ۱۳۶۰ ، صفحه 5)2‏
‏ ريشه و بنيان، انحطاط فداييان اكثريت در پايگاه غير كارگرى و جدا بودن ‏از زحمتكشان جامعه بود. روى گرداندن از مردم و پيوستن به حكومت ضد ‏مردمى با توجيه، اصلاحات و تغيير حاكميت از راه دمكراسى پارلمانى و ‏غيره تنها گريز از راديكاليسمى بود كه فداييان اكثريت ديگر رنگى از آن را ‏با خود نداشتند. سازمان فداييان اكثريت در اوايل انقلاب، بيش از اين كه ‏يك سازمان كمونيستى با هدف رهايى طبقه كارگر و زحمتكشان باشد، ‏آش درهم جوشى از آرمان گرايان بسيارى بود كه فعاليت در اين سازمان را ‏به يك فعاليت جبهه گونه سوق مى دادند. با گسترش بى درو پيكرش، ‏ديگر هيچگاه يك  سازمان راديكال كمونيستى نمى توانست بماند. اگر چه ‏همين هم معلول پايگاه طبقاتى رهبران و سياست گذاران آن بود.‏
يكى ازمهمترين دلايل افزودن لقب "اكثريت" بر بخشی از سازمان چريك ‏هاى فدايى خلق پس از انشعاب در خرداد 1359 (كه موجب دو شقه شدن ‏آن شد، وجود اكثريت اعضا و هواداران جنبش فدايى در اين سازمان نسبت ‏به بخش ديگر خود بود، كه لقب «اقليت» بر خود گذاشتند) ظاهرا این ‏بوده است که به مثابه فراكسيون حزب لنينى سوسيال دمكرات هاى ‏روسيه، كه خود را بولشويك ( اكثريت) مى ناميدند، بلشویک خطاب شوند. ‏اگر چه سازمان فداييان اكثريت نه حتى همچون آن ديگر فراكسيون از ‏حزب سوسيال دمكرات روسيه، " منشويك ها" ( اقليت)، اپورتونيست و نه ‏حتى همچون سلف خود، حزب خائن توده نبودند، بلكه بسيار راست تر، ‏خائن تر و دشمن مردم تر شدند و همپاى حزب توده و در بسيارى مواقع ‏فراتر از آنها به جنگ انقلابيون و در كنار اين رژيم پليد و سياه دست در ‏خون رفقاى ما كردند و در تقویت رژیم و انحراف جنبش انقلابی کوشیدند.‏
اگرچه انحراف در سازمان چريك هاى فدايى خلق، از پيش از انشعاب در ‏خرداد 1359، آغاز شده بود و رهبرى سازمانى كه بعدها خود را فداييان ‏اكثريت نام نهادند، از همان اوان پيروزى قيام بهمن 1357، در رهبرى اين ‏سازمان لانه كرده بود، اما خيزش بزرگ مردم كشورمان براى آزادى و ‏عدالت، حضور گسترده مردم در بيشتر صحنه هاى مبارزه، وجود بسيارى از ‏سازمان ها و گروه هاى انقلابى در سطح جنبش و همچنين حضور برخى از ‏اعضا و مسئولين صادق و مبارز درون اين سازمان مجال آن همه خيانت و ‏نامردمى را نمى دادند. متاسفانه اين سازمان كه گوهر پرافتخارى در ‏جنبش كمونيستى و مردمى كشورمان بود و در كنار بسيارى از انقلابيون ‏جنگيده، براى دنيايى بهتر و زيباتر جان هاى شيفته بسيارى را فدا كرده ‏بود، به خيانت درغلتيد و به سوى حزب خائن توده كشيده شد كه سال ها ‏بود خنجر نامردمى اش را بر پشت توده ها زده بود. همان گونه كه حزب ‏توده در حول و حوش انشعاب در نشريه مردم از " تغييرى مثبت و ‏اميدبخش در موضع سازمان چريك هاى فدايى خلق"3، خبر داد.‏
با سخت شدن راه و تنگ شدن عرصه مبارزه از سوى رژيم جمهورى ‏اسلامى بر نيروهاى انقلابى جنبش، ماهيت و سرشت اين سازمان خائن ‏يكى بعد از ديگرى سر زد و نشانه هاى خيانت هاى بعدى برملا شد. ‏جنبش مردمى و انقلابى ايران در پس از قيام بهمن 1357، همچنان پر ‏جوش و خروش ادامه مى يافت و در مناطقى مانند كردستان، تركمن ‏صحرا و خوزستان نمود علنى در رسانه ها داشت. " آيت الله خمينى" ‏فرمان كشتار در كردستان را در 28 مرداد سال پيش صادر كرده بود و ‏كمى بعد، سازمان مجاهدين را منافق ناميد و آنها را بدتر از كفار خطاب ‏كرد، سازمان هاى انقلابى را منحله اعلام نمود و نشريات آنها را بست. ‏دانشگاه هاى كشور را با عنوان "انقلاب فرهنگى" بست و خون بسيارى از ‏دانشجويان را بر زمين ريخت، اما سازمان فداييان اكثريت بدون درنگ ‏ودرجريان انشعاب در نشريه كار 59 نوشتند كه:‏
‏"واقعيت اين است كه " آيت الله خمينى " رهبرى مبارزه با امپرياليسم را ‏همچنان در دست دارد. حكومت كنونى هر چند به خاطر ناپيگيرى اش از ‏پيشبرد يك مبارزه اصولى عليه امپرياليسم، همچنان كه بارها اعلام داشته ‏ايم، حكومتى وابسته نبوده و نيست. بر اين اساس ما موظفيم بيش از پيش ‏براى استقرار صلح در كردستان و جلوگيرى از گسترش دامنه جنگ در اين ‏منطقه تلاش كنيم و از تلاش هاى صلح طلبانه اى كه در برخى محافل ‏حكومت ديده مى شود استقبال مى كنيم. ما موظفيم عناصر جنگ افروز ‏حكومت و چه آن ها كه با چپ روى ها و حركات آنارشيستى خود ‏بزرگترين خيانت ها را به جنبش ضد امپرياليستى خلق ما روا مى دارند ... ‏افشا كنيم."4‏
در آن زمان در كردستان جنگ خونين مردم دلاور كرد به همراه سازمان ‏هاى سياسى كه آنها را پشتيبانى مى كردند عليه رژيم جمهورى اسلامى ‏ادامه داشت. سازمان چريك هاى فدايى خلق نيز در آنجا پايگاه و مقر ‏داشتند. تعدادى از افراد محلى و داوطلبانى از ساير نقاط ديگر نيز در اين ‏مقر به عنوان پيشمرگه اين سازمان دوشادوش مردم كرد عليه جمهورى ‏اسلامى مى جنگيدند. اما از اوايل سال 1359 و كمى پيش از اعلام ‏انشعاب، اين نيروها ديگر نمى جنگيدند. اين سازمان از درد و رنج مردم ‏كرد و ستم و تباهى كه رژيم بر آنها اعمال مى كرد آگاهى كامل داشت. ‏اين رژيم نه تنها ضد امپرياليست نبود، بلكه با سركوب كمترين خواسته ‏هاى مردم كرد نيز، آب به آسياب امپرياليسم مى ريخت. منظور اين ‏سازمان هم از نيروهايى كه " با چپ روى ها و حركات آنارشيستى خود ‏بزرگترين خيانت ها را به جنبش ضد امپرياليستى خلق ما روا مى دارند"، ‏نيز سازمان هاى كمونيستى هم چون، كومله، پيكار، وحدت انقلابى، ‏رزمندگان و اتحاديه كمونيست ها بودند. همراه فكرى فداييان اكثريت، ‏حزب توده در نشريه مردم در اين زمينه نوشته بود: ‏
‏«عملا رژيم بعثى عراق امپرياليسم آمريكا در كردستان، چون اويسى ها، ‏بختيارها، شيخ جلال، كومله، شيخ عثمان، پيكار و ... از يكسو و عمال ‏آشكار و نهان امپرياليسم آمريكا و رژيم عراق در ارتش از سوى ديگر، همه ‏و همه دست به دست هم داده اند تا جمهورى اسلامى ايران در خون خلق ‏كرد، پاسدار و سرباز غرق شود»5‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.