|
گروه تآتر دو سولی، بعد از چهل و سه سال جوان و پویاست
|
|
|
پرویز الف.
|
|
تآتر معاصر فرانسه دچار تحولات گوناگونی شده است. رشد و تنوع وسایل ارتباط جمعی، تغییرِ بافتِ سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ جامعه روی این هنر بی تأثیر نبوده است. یک بُعد تحول در دههی اخیر به گونهای تمایل داشت که از بارِ متن و میزانسن کلاسیک گریخته و بیشتر بسوی ایجاد صحنههای بُعدی گرایش بیابد. اهمیت نویسندهی تآتر و در نتیجه گفتار و متن نمایشی رو به کاهش است. درواقع حرکات هنرپیشه بیشتر به حرکات موزون و رقص نزدیک شده و سهم نورپردازی، موسیقی، اِفههای صوتی و بُعدی بشدت افزایش یافته. (نمونهی آن اجرای «کوارتت» با کارگردانی روبرت ویلسون در تآتر اُدئون). این اواخر شاهد اجراهایی بودهایم که بیشتر به نمایش رقص با همراهی موزیک و تابلوهایی با جلوهی یک اثر نقاشی شباهت داشته است تا یک اجرای دراماتیک بر اساس متن تنظیم شدهی تآتری و قواعد کلاسیک. در برنامهی سالنمای تآتری فرانسه اجراهای کوروگرافی و رقص از نظر تعداد اجرا نسبت به آثار نمایشنامههای تآتری، فزونی گرفته است. این امر از دو سال پیش در فستیوال تآتر آوینیون نیز مشهود بود، در حدی که برنامهی افتتاحیهی فستیوال، اجرای رقصی بود همراه موزیک (آزوبو Asobu اجرای ژوزف نادژ Josef Nadj) اگرچه این امر باعث ایجاد نقد و مباحثههای فراوان نیز شد. معضل دیگر تآتر در اروپا خصوصاٌ در فرانسه رشد بی سابقهی برنامههای تک نفری “One man show” است. این نوع نمایش دارای سابقه و سنت دیرپایی است و تماشاگران خاص خود را دارد. اما پدیدهی جدید از این حد گذشته است. منطقهی «گراند بلوار» در پاریس از قدیم محل اجرای نمایشنامههای معتبر و هنرنمایی هنرپیشههای معروف بوده، اما اخیراٌ این محله تبدیل شده است به حوزهی برنامههای تک نفره یا نمایشهای جوکگویی. از ده الی پانزده سالی که هنوز به فعالیت میپردازند تنها در یک تآتر نمایشنامهای دراماتیک – یعنی اجرایی بر اساس یک نمایشنامه، چند هنرپیشه و یک کارگردان همراه با دکور، لباس، موزیک و غیره... روی صحنه است! پدیدهی جدید دلایل و عوامل خاص خود را دارد که از حوصلهی این گزارش خارج است اما بطور مختصر باید از استقبال تماشاگران، عوامل اقتصادی و گسترش ذوق آسان پسندانهی حاصل از تربیت تلویزیونی یاد کرد. جالب اینجاست که اغلب این گویندگان جوک از چهرههای معروف شوهای تلویزیونی هستند؛ گویی نوعی بده و بستان بین این اجراها و تلویزیون برقرار است و به صرف اینکه در چندین برنامهی تلویزیونی شرکت کردهاند، این امر تضمینی است بر موفقیت آنها در «تآتر» و پر کردن سالنهایی که اغلب پیش فروش شدهاند. جای تأسف است که سالنهای پرشکوه «گراند بلوار»؛ با تجهیزات کامل از نظر نور و صدا و صحنه که قابلیت اجرای آثار دراماتیکِ پیچیده را دارند، در اختیار افرادی قرار میگیرد که از این امکانات کمترین استفاده را میکنند. تنها عاملی که به حساب میآید حاصل فروش این برنامههاست که با کمترین مخارج – یک گوینده – بیشترین درآمد را به چنگ میآورند و جالب اینجاست که سودآوری به اینجا ختم نشده، بلکه در ادامه با فروش فیلم و ویدئو و اجراهای دورهای در شهرهای مختلف و شرکت در فیلمهای بازاری و شوهای تلویزیونی نیز به مالاندوزی این افراد معدود افزوده میشود. در مقابل انبوه بازیگران، کارگردانها، نویسندگان، نورپردازان، دکوراتورها، طراحان لباس، مهندسین نور و صدا و سایر دست اندرکاران هنری در بیکاری بسر میبرند. بخشی از هنرمندان و تکنیسینهای بیکار با تظاهرات و اعتصابهای مختلف و در موقعیتهای گوناگون خطرِ افول و فروپاشی هنر واقعی تآتر را گوشزد میکنند. نگاهی به آخرین نمایش تآتر دو سولی اما در این میان گروه تآتر دو سولی “Théâtre du Soleil” با مدیریت آرین منوشکین موقعیتی منحصر بفرد داشته و از چهل و پنج سال پیش تاکنون بیوقفه به فعالیتهای ناب تآتری ادامه داده است. آرین منوشکین به موفقیتهای قبلی قانع نبوده و هیچگاه به تکرار خود نپرداخته و همواره در پی کشف شیوههای اجرایی مبتکرانه و بدیع بوده است. آخرین کار این گروه نمایشی است بنام وقایع زودگذر. “les Ephémères” این اجرا حاصل یک سری تمرین های بداههپردازی و گروهی است که در ورسیون کامل آن در بیست و نه تابلو و بیش از شش ساعت طول میکشد. قبل از توضیح نمایش نظری به فضای تآتری و فضای صحنهای این اجرا بیندازیم، چرا که انتخاب و خلق این دو فضا در روند اجرا و ایجاد رابطه بین موضوع و تماشاگر نقش تعیین کننده دارد. فضای تآتری، فضای صحنهای و فضای دراماتیک. صحنه و سالنی که معمولاٌ نمایشهای تآتر دوسولی در آن اجرا میشد به کنار گذاشته شده و همجوار آن فضایی تآتری با آرایشی کاملاٌ جدید و مخصوص این نمایش ساختهاند. محل تماشاگران در دو طرف گذرگاهی که محل ورود و خروج صحنههای متحرک است در نظر گرفته شده است. از دو سوی دیگر گذرگاه است که صحنهها وارد و خارج میشوند. در هر طرف ایوانی قرار دارد که یکی محل ارکستر و مسئول پخش موسیقی است، و دیگری قفسههایی پر از آرشیو. (محل طرح صحنه نمایش) به این ترتیب فضای مقابل تماشاگران که اکنون رو در رو قرار گرفتهاند فضایی است خالی و عاری از هر گونه شیئی که فضای صحنهای را بخواهد تداعی کند. این مکان همانطور که خواهیم دید صحنه نیست، بلکه واسطهای است بمنظور ارائهی فضاهای صحنهای که روی صفحههای متحرک و چرخان در نهایت ظرافت تنظیم و ترکیب شدهاند و بوسیلهی یک یا چند صحنهگردان از این محل عبور میکنند. (ماکت صحنه نمایش) تأکید بر این است که همه چیز آشکار، واضح و روشن باشد. در ابتدای نمایش دو صحنهگردان صفحهای چرخان و خالی را روی گذرگاه میآورند و دیگران وسایل صحنه را که شامل کاناپه، میز، فرش، صندلی و... است روی این صفحه آورده و دکوراتورها با پیچ و آچار، وسایل را نصب میکنند... بازیگران بعد از نصب وسایل و خلق فضای صحنهای روی این صحنهی متحرک شروع به بازی میکنند. موقعیت تماشاگر در رابطه با فضای صحنهای نیز در مقایسه با اجرا در یک سالنِ تآتر به سبک ایتالیایی، متفاوت است. اینجا تماشاگر تنها حرکت یک هنرپیشه را دنبال نمیکند بلکه به ناچار و بدلیل متحرک و چرخان بودن فضاهای صحنهای، مجبور است یک مجموعه را که شامل و حامل عمل دراماتیک است دنبال کند. مجموعهای که دائماٌ در حال تغییر است. این عامل تماشاگر را از حالت خمودگی و فرو رفتن در مبلهای تآترهای سنتی خارج کرده و به او نقشی دینامیک تحمیل میکند. میبینیم که فشرده کردن عوامل دراماتیک (دکور، هنرپیشه و وسایل صحنه) روی یک صفحهی متحرک مستقیماٌ این تحرک را از تماشاگر نیز طلب میکند. از طرف دیگر با به حرکت در آوردن و چرخاندن فضای صحنهای بطور کامل، تماشاگر بازی و اِلِمانهای صحنه را از جهات مختلف رؤیت میکند. این زاویهی متحرک دید برای همهی تماشاگران بدون استثناء میسر است؛ پدیدهای که در سالن های تآتر کلاسیک غیرممکن است. حتی در تآترهایی با صحنهی گرد یا صحنهی چرخان. و در آخر به نوعی دیگر از تحرکِ این صفحههای چرخان در رابطه با موضوع اشاره کنیم و آن مواردی است که این صحنهها در کل نسبت به موضوع مورد نمایش عکسالعمل نشان میدهند: در لحظاتی که روایت هولناک است، بمنظور القای ترس به عقب کشیده میشوند و یا در تابلویی دیگر برای استقبالِ شخصی به جلو رانده میشوند... به این ترتیب عملکرد فضای صحنهای از حالت متعارف خارج شده و صحنه آن فضای ساکن و ثابت مقابل تماشاگر نیست، بلکه فضای صحنهای در هر اپیزود با ورودِ صفحههای چرخان مرکب از وسایل صحنهای و پرسوناژهای روی آن شکل میگیرد و سپس با خروج این مجموعه، در مقابل تماشاگر فضای ساکن و ثابتِ گذرگاه میماند. لازم به توضیح است که قبل از شروع نمایش تماشاگران روی این گذرگاه قدم گذاشتهاند؛ بین این محل و جایگاه تماشاگران عامل بازدارنده از قبیل پرده یا اختلاف سطح وجود ندارد. در آنتراکت نیز از طرف بازیگران برای صرف بیسکویت و آب به این محل فرا خوانده میشوند. اینگونه است که موقعیت و کاربردِ این محل جدایی بین تماشاگر و بازیگر را دیگرگون میکند. حذف این جدایی و غریبی، تماشاگر را به سوژههای مطرح شده مرتبط کرده، او را به حوزهی وقوع نمایش راه داده و با این حضور فیزیکی تماشاگر به فضای دراماتیک رخنه کرده است. در نتیجه رابطهای سه جانبه بین بازیگر، تماشاگر و موضوع شکل میگیرد. لحظات عادی زندگی روزمره در مقابل ما همانند صفحات یک رمان ورق میخورند و با تخیل هر شخص عجین شده و اینجاست که تآتر عملکردش را بدرستی به انجام میرساند. انتخاب آرایش جدید سالن محل تماشاگر و صحنههای متحرک در ایجاد این رابطه مؤثر است و استفاده و کاربرد هنرمندانه از این عناصر و فنون است که وقایع عادی و تکراری روزمره را در خاطر تماشاگران سیال و دلنشین جلوه میدهد. موضوع نمایش: همانطور که از نام این اجرا برمیآید صحنهها حول و حوش وقایع روزانه و زودگذر زندگی جریان دارند. بر اساس این تم گروه طی تمرینات طولانی و از طریق بداههپردازی، 29 تابلو از حاصل کارشان را برای نمایش انتخاب کردهاند. صحنههایی که همهی ما کمابیش در زندگی با آنها برخورد کردهایم. لحظات غم و شادی، خشم و نفرت، عشق و حسادت... صحنههایی که اغلب در بطن خانواده جریان دارد، تقریباٌ شبیه دنیای چخوف و ایبسن با این تفاوت که صحنهپردازی و انتخاب تکنیکِ ارائهی تابلوها چنان که نقل شد، این وقایع را از رئالیسم یا ناتورالیسم جدا کرده و با ایجاد این جدایی، جزئیات برجشتهتر شده و عنصر «نمایشی» عملکرد قابل توجهی کسب میکند. برای نمونه دو تابلو را شرح میدهیم: یک باغ پرشکوه دختری غمگین بعد از مرگ مادرش خانهی دوران کودکیاش را بفروش میگذارد. جوانی خوشحال از راه میرسد و خبر تولد فرزندش را به اطلاع اقوامش میرساند و در مسیرش به خانهی فروشی برخورد میکند و به سرعت قرارداد خرید خانه را امضاء میکند... دختر لحظات خوشی را که با مادرش در باغ خانه گذرانده به خاطر میآورد... مزرعهی همسایه زن روستایی در آشپزخانه مشغول تهیهی شام است و با دقت شیرینی را تزئین کرده و در فِر قرار میدهد. مرد روستایی وارد میشود. جعبهای سیب زمینی را روی میز میگذارد. هر کدام بشقاب و قاشق را روی میز میگذارند و بیآنکه کلامی رد و بدل شده باشد به صرف شام میپردازند. مرد روستایی خسته و کوفته بنظر میرسد. سوپ اش را سر میکشد و از فرط خستگی روی میز پخش میشود و فوراٌ خرروپف میکند. زن به خوردن غذا ادامه میدهد، بیاعتناء به مرد که سرش را در بشقاب سوپ انداخته و خوابیده... زن شیرینی را از فر خارج میکند، آنرا با دقت تقسیم میکند و سهمی برای خودش در یک بشقاب میگذارد و با اشتها شیرینی را مزه میکند... در تمام طول این تابلو شخصیت ها بدون کلام و بیآنکه نگاهی به هم انداخته باشند حرکات همیشگی را تکرار میکنند. به همین منوال تابلوهای مختلف روی صفحات چرخان وارد و خارج میشوند، و هر بار در فاصلهی گذرشان شاهد بریدهای از زندگی هستیم. ریتم و آهنگ ورود و خروج صحنهها همراه با بازی درخشان اغلب بازیگران و همراهی پخش موزیک زنده این رود خروشان زندگی را در مقابل ما به جریان میآورد و علیرغم طولانی بودن اجرا گذشت زمان را حس نمیکنیم. در آخرین تابلو به همان شیوهای که اولین صحنه آغاز شد، بازیگران و صحنهگردانان تمامی وسایل صحنه را از روی صفحهی چرخان باز کرده و وسایل را خارج میکنند و نور روی صفحهی چرخانِ خالی جمع میشود و تأکیدی دوباره بر اینکه تآتر ساختهی بازیگران و تکنیسین هاست و به همین سادگی با یک صفحهی خالی شروع شد و با صفحهای خالی به پایان میرسد. ما میمانیم و گذرگاه خالی. اشاره به نظرات پیتر بروک در مورد تآتر و فضای خالیاش. اگرچه فراموش نباید کرد که دمیدن معجونی بنام تآتر در این فضای خالی حاصل تلاش گروهی است شامل بیش از چهل بازیگر و صد تکنیسین... چندین ماه تمرین و تفکر و کار جدی همراه با برنامهریزی دقیق. برگردیم به مطالبی که در ابتدای این مختصر نقل کردیم. در میان تحولات چندگونهی تآتر و در شرایطی که بحران مالی دامنگیر اغلب شاخههای فرهنگی است، حضور و ادامهی فعالیت گروه تآتر آرین منوشکین بیشتر به معجزه میماند. اگر پافشاری و پایبندی این گروه به پارهای از اصول نبود، تا بحال همانند بسیاری دیگر یا از میان رفته بودند و یا جذب سیستم پر کرده صندوق مالی با کمترین هزینه میشدند. حضور این گروه در فرانسه شانس بسیار بزرگی است. هم برای تماشاگران و هم برای علاقهمندان و دانشجویان تآتری که تازه قدم در این راه میگذارند. حمایت و پشتیبانی از چنین گروهی لازم و ضروری است. اگر در فرانسه اقامت دارید اجراهای گروه «تآتر دوسولی» را نادیده نگیرید و اگر هر کجای دیگر دنیا هستید، گوش به زنگ باشید؛ چرا که این گروه اغلب با تورهای دور دنیای خودش این شانس را برای دیگران نیز فراهم میکند تا از اجراهای تآتریاش بهرهمند شوند. پرویز الف. پاریس ژانویه 2007
|