header image
 
چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند؟هوشنگ اسدیِ تواب و طرح «تهاجم فرهنگی» چاپ
ایرج مصداقی   
رفتن به
چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند؟هوشنگ اسدیِ تواب و طرح «تهاجم فرهنگی»
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7

‏«...ما هنوز عاشقيم. تا هستيم و- به گفته تلخ فرخ نگهدار- انتظار ور ‏افتادن نسلمان را می‌کشيم، در انتظاريم. فرزندان باکره از کلاله ‏گلسرخ بال خواهند گشود و اين بار مادر خود "انقلاب" را دشنام ‏خواهند داد و براه آزادی خواهند رفت. و من نگرانم. سخت ‏نگرانم. روسای "قبايل کهن سال استبداد" و کوتوله های پيرو ‏آنها را می‌بيينم که لباس ديگر کرده اند و فرياد "آزادی" سر ‏می‌دهند. آماده اند تا باکره آزادی بر فراز ايران بال بگشايد و او را اين ‏بار به نام "آزادی" تصرف کنند.» (۵۱)‏

چه کسی با سابقه‌ای که ذکر گوشه‌ای از آن به شکل مستند رفت، «لباس ‏دیگر» کرده و «فریاد آزادی» سر می‌دهد؟ ملاحظه می‌کنید من و امثال ‏من شده‌ایم «کوتوله‌های پیرو» روسای «قبایل کهن سال استبداد» و ‏هوشنگ اسدی و فرخ نگهدار شده‌اند «آزادیخواه» و «شاخه‌ ‏شمشاد‌های پیشگام» و مبلغ ضد «خشونت» و «نفرت». تنها راه ‏بهروزی مردم ایران و رسیدن به آزادی هم این است که ابتدا به ‏مادر خود، «انقلاب» دشنام دهند. حرف اصلی هوشنگ اسدی هم ‏این است که چرا به جای او و «فرخ نگهدار»، موسی خیابانی را ‏‏«سردار» نامیده‌ام.‏
‏ ‏
حتا «نوشابه امیری»، همسر هوشنگ اسدی نیز از نگاه او متأثر است. او ‏در مصاحبه با مجله زنان در تیرماه ۷۵ از تأثیر همسرش هوشنگ اسدی بر ‏زندگی‌اش می‌‌گوید و اضافه می‌کند روزنگامه‌نگاری است که پیش از انقلاب ‏در مصاحبه با خمینی شرکت داشت. او خاطره‌اش از آن روز را که ربطی به ‏مطلب «مردان تأثیر گذار» در زندگی او ندارد، چنین بیان می‌کند: ‏
‏«مهم خیره شدن در مردی بود که حضورش به اتاق حال و هوای دیگری ‏داده بود؛ مردی که رهبر انقلاب اسلامی ایران بود. با چشمانی سخت نافذ. ‏‏... و آن گاه که نوبت سؤال کردنم رسید، بین‌مان صحبت از امکان ‏استبداد رفت. سکوت بر اتاق حاکم شد. بنی‌صدر آب دهانش را قورت ‏داد. سید ‌احمد‌آقا اندکی جا به جا شد و حضرت آیت‌الله گفت:‌«اسلام ‏دیکتاتوری ندارد.» کسی پشت سرم نفسی عمیق کشید. چه کسی بود؟ ‏نمی‌دانم. واقعیت آن است که در آن روز خود نیز نمی‌دانستم که چه کردم. ‏حالا که به سن عقل رسیده‌‌ام و کم نمی‌خوانم و کم نمی‌شنوم که گویی ‏در سرزمین ما آزادی میراث نیست و کسان بسیاری صاحبان هر ‏اندیشه‌ای جز خود را مستحق مرگ می‌دانند، مدام فکر می‌کنم آن امام ‏که اکنون بر [کهکشان]راه شیری آسمان می‌گذرد، درس بزرگ تحمل ‏سخن مخالف را چگونه آموخت. آری، هر کس جز امام خمینی ‏می‌توانست خون مرا حلال کند. » (۵۲) ‏
در جایی که نیازی به مجیز گویی نیست و فشاری روی فرد نیست، نوشابه ‏امیری که به اعتراف خود تجربه‌ها کرده و به «سن عقل» رسیده است، ‏خمینی را مظهر «تحمل سخن مخالف» معرفی می‌کند. اگر تاریخ معاصر ‏کشورمان را نمی‌دانستم و با پوست و گوشتم یک دهه جنایت و کشتار به ‏فرمان خمینی را لمس نکرده بودم، فکر می‌کردم او در باره «قدیسی» ‏صحبت می‌کند که آزارش به مورچه هم نرسیده است. راستی شما که ‏گذشته را به خاطر دارید آیا انسان فرهیخته‌ای مانده بود که خمینی ‏خون‌اش را حلال نکرده باشد؟
برای شناخت چهره‌ی هوشنگ اسدی کافیست نوشته‌ی سال ۶۵ او در ‏مورد زنده یاد غلامحسین ساعدی را بگذارید کنار نوشته «در سوگ ‏کشته خویش» که در سال ۸۴ در وصف شاهرخ مسکوب نوشته است. ‏اسدی می‌نویسد: ‏
‏«قاتلان مسکوب و هدایت و ساعدی و دیگرانی که رفتند و خود ما ‏که خواهیم رفت، حکومت‌ها نیستند، مائیم. و همه تنها و تنها از این ‏رو که با اندیشه هم مخالفیم. گرگان حتی اگر بودیم، وقت ‏گرسنگی یکدیگر را می‌دریدیم. اما ما انسان‌های فرزانه که بوی ‏عطر می‌دهیم، با اتوموبیل‌های شیک آمده‌ایم، لباس‌مان اگر گران ‏نیست، مرتب و نظیف است هیچکدام اصلا گرسنه نیستیم. هر کدام ‏از یک مثقال تا چند خروار حرف و نوشته و ادعا داریم و اگر مدعیان ‏نجات جهان با نسخه‌های کهنه و نو نیستیم، رهبران نحله‌های ‏عملی و فکری برای نجات سرزمین مادری از چنگال امپریالیسم و ‏استبداد در میانمان کم نیست: مشت نمونه خروار مردمان ایرانیم. همه ‏ما را دست استبداد به خاک غربت کوچانده. همه رهروان ناچار یک ‏راهیم. فقط و فقط با هم اختلاف نظر داریم. و همه میراث دار یک ‏سرنوشت شومیم»‏‎ ‎‏ (۵۳)‏‎  ‎
یک بار دیگر مطلبی که هوشنگ اسدی در رابطه با غلامحسین ساعدی ‏نوشته بود و در بالا آمده را بخوانید، بنا به گفته‌ی هوشنگ اسدی آیا او ‏‏«گرک» و بدتر از «گرگ» نیست؟ آیا گرگ‌ها این درصد از دورویی را ‏دارند؟ آیا این نشانه‌ای از خبث طینت نیست کسی که چنان نوشته‌ای را ‏راجع به زنده یاد غلامحسین ساعدی نوشته حالا طلبکار شده ضمن زیر ‏سؤال بردن نقش حکومت‌، دیگران را قاتل او معرفی کند؟
هوشنگ اسدی در مکتب حزب توده پرورش یافته، برای مطرح کردن ‏خود و پیش برد نظرات و اهدافش و در جایی که منافعش اقتضا کند ‏ممکن است هر دروغی را به عنوان حقیقتی مسلم به شما قالب کند. نگاه ‏کنید رو به فیدل کاسترو در مقاله‌ی  «زودتر بمیر رفیق» چه می‌نویسد: ‏
‏«رفتار تو را چگونه توجيه کنم وقتی نلسون ماندلا به سرزمين‌هائی ‏نمی‌رود که در آنها زندانی سياسی هست. آری نلسون همان که قدرت ‏را به عاشقان قدرت واگذاشت و دفاع از حقيقت را برگزيد.» (۵۴)‏
جالب آن‌که کاسترو هنوز به ایران نرفته و ماندلا پس از قتل‌عام ‏زندانیان سیاسی و هنگامی که هنوز خون آن‌ها بر زمین خشک ‏نشده بود به ایران رفت و حتا گل بر مقبره‌ی خمینی بزرگترین ‏دشمن آزادی و بشریت گذاشت. آیا ایران جزو سرزمین‌هایی نبود و ‏نیست که زندانی سیاسی هم دارد؟! اشتباه نشود من نه دشمنی با ماندلا ‏دارم و نه دوستی با کاسترو. ضمن آن‌که بعضی‌ از رفتارهای ماندلا را ‏محکوم می‌کنم، از رفتارهای کاسترو هم حمایت نمی‌کنم. لابی‌گری ‏نمایندگان کاسترو برای رژیم را در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و در ‏جریان پایمال کردن حقوق مردم رنجدیده‌ی ایران از نزدیک و به چشم ‏خود دیده‌ام و با آن‌ها مجادله هم کرده‌ام. قصد من در این‌جا روشن ‏ساختن دروغی است که در لباس حقیقت به مردم تحویل داده می‌شود. ‏
تازه نلسون ماندلا ۳ سال پیش هم قرار بود به ایران برود که با فشارهای ‏بین‌المللی سفرش را لغو کرد. اما همان موقع به عربستان سفر کرد و ‏میهمان خاندان سلطنتی عربستان سعودی بود. شاید به زعم آقای اسدی ‏عربستان در زمره‌ی کشورهایی که زندانی سیاسی دارد و یا حقوق بشر در ‏آن‌جا نقض می‌شود، نیست.‏
درفشانی‌های امروز هوشنگ اسدی را با نقل‌قول‌های مستقیمی که از ‏مقاله‌های گذشته‌اش آورده‌ام، مقایسه کنید. این شاهکار و نمایشی بی‌‌نقص ‏و تمام عیار از پررویی است! توهین مضاعف به جامعه‌ی روشنفکری ایران ‏است. با این همه، اما در پایان این گفتار، باید به این نکته‌ی بسیار مهم و ‏درخور تأمل و توجه، اشاره کنم: ‏
مسئله‌ی من اصلاً هوشنگ اسدی و امثال ایشان و اندازه و عیار قباحت و ‏وقاحت‌شان نیست. این نوشته تنها با این انگیزه نگاشته شده که نشان دهم ‏جمهوری اسلامی و حامیان و وابستگانش برای لوث کردن ارزش‌های ‏مبارزاتی، برای کم‌رنگ کردن مقاومت جانانه‌ی نیروهای انقلابی در جامعه ‏و زندان‌، چگونه و با چه ابزاری و توسط چه کسانی، سیاست‌های پیچیده و ‏مزورانه‌اشان را برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنند. ‏
بایستی توجه کرد امروز امثال هوشنگ اسدی‌ها از در دیگری وارد ‏شده‌اند تا در راستای لوث کردن ارزش‌های مبارزاتی انجام وظیفه کنند. ‏آن‌ها تلاش می‌کنند به‌زور و در پوشش نقد، ظاهر شبه مدرنیستی بر ‏فریبکاری‌هاشان بپوشانند و چه خیال باطلی! ‏
موضوع مخالفت با نقد و انتقاد نیست. در همین دو- سه دهه‌ی اخیر ‏تلاش‌های ارزنده‌ و با اعتباری در زمینه‌ی نقد اندیشه و فرهنگ از سوی ‏روشنفکران، فعالان سیاسی و هنرمندان ایرانی مخالف نظام ارتجاعی ‏جمهوری اسلامی، در شکل‌های گوناگون تحقیقی، علمی و ادبی و هنری ‏انجام گرفته و تأثیر مثبت، مشخص و معین آن را، هرچند محدود و ناچیز، ‏می‌توان در عرصه‌های گوناگون دید.‏
اما در پوشش نقد یک خط مشخص و روشن از سوی رژیم هم به چشم ‏می‌خورد و آن جا انداختن این مسئله است که تمامی روشنفکران، مبارزان، ‏هنرمندان و کسانی که با جمهوری اسلامی مخالف بوده و آشکار یا پنهان با ‏
آن در ستیز بوده‌اند، «خود شاهان مستبد کوچکی» هستند! و این یعنی ‏گیج کردن و مأیوس کردن نسل جوان. این یعنی قطع کردن پیوند جوانان ‏با نیروهای انقلابی. این یعنی برافراشتن سدی که بتواند راه بر انتقال ‏آموزه‌ها و تجربه‌های خونین و گرانبهای چندین دهه مبارزات آزادی‌خواهانه ‏نسل‌های پیشین به نسل جوان را، اگر نتواند بربندد، دست‌کم تا مرز ‏ناممکن‌ها، دشوار کند. من بارها در پیوند با شناخت دقیق رژيم و ‏سیاست‌های پیچیده‌ی آن، به ویژه در میان اپوزیسیون و ایرانیان خارج از ‏کشور، تلاش و پافشاری کرده‌ام تا اهمیت حیاتی این موضوع را تا حد ‏امکان با ارايه اسناد و بررسی و تحلیل کردن آن‌ها گوشزد کنم. پیروزی در ‏مبارزه با رژیم، در گروی درک واقع‌بینانه و هوشیارانه از ماهیت جمهوری ‏اسلامی، سیاست‌ها و شیوه‌ها و روش‌هایی است که از سوی آن و حامیان و ‏وابستگانش به‌کار گرفته می‌شود. این ترفند‌ها را باید شناخت و  پیش از ‏به‌هدر رفتن نیروها، نسبت به آن حساس و هوشیار بود.‏

مارس ۲۰۰۷‏


زیر نویس ها:‏

‏*توضیح ضروری: ‏
نشریه‌های مورد استفاده قرار گرفته در این نوشته از «آرشیو اسناد و ‏پژوهش‌های ایرانی در برلین» تهیه شده است. در اینجا لازم است ضمن ‏قدردانی از زحمات و کوشش‌های پیگیر مسئولان این مرکز که با امکاناتی ‏محدود گنجینه‌ای گرانبها را در خارج از کشور فراهم کرده‌اند، از دوست ‏خوبم خانم گلرخ جهانگیری که زحمت پیدا کردن این اسناد را متحمل ‏شد، سپاسگزاری کنم. ‏

‏۱ حبیب‌الله خان شهبازی پدر وی، در سال ۴۳ و به دنبال شورش خوانین ‏فارس، دستگیر و اعدام شد. وی در نوشته‌ای خطاب به خمینی خود را ‏سرباز و فدایی او معرفی کرده بود و اعلام داشته بود که برای برقراری ‏احکام اسلام و قرآن آماده‌ی جانبازی است.‏
‏ ۲ منوچهر صانعی از کارمندان سابق دربار که به عنوان کارمند در مرکز ‏مزبور بر روی اسناد و مدارک کار می‌کرد به همراه همسرش فیروزه ‏کلانتری، در ۲۸ بهمن ۷۵ مفقود شدند و جسدشان ۵ روز بعد در ۳ ‏اسفند‎ ‎در حالی که با ۱۳ ضربه چاقو کشته شده بودند، کشف شد. فهمیه ‏دری گورانی همسر سعید امامی نیز در همین مرکز مشغول به کار بود.‏
‏۳  نامه مردم شماره‌ی ۱۹ به تاریخ ۷ خرداد ۱۳۵۸. نکته جالب این که ‏هوشنگ اسدی وجود چنین اطلاعیه‌ای را نیز تکذیب می‌کند! بر روی ‏اینترنت و سایت‌های وابسته به حزب توده اکثریت قریب به اتفاق ‏شماره‌های نشریه «نامه مردم» هست. اما این شماره ناپدید شده است. در ‏آرشیو مراکز فرهنگی و پژوهشی و کتابخانه‌هایی که پیگیری کردم نیز این ‏شماره موجود نیست!‏
‏۴  هوشنگ اسدی در سال ۶۷ از زندان آزاد و فعالیت مطبوعاتی خود را در ‏نشریه‌ی گزارش فیلم پی گرفت و مدتی نیز سردبیر این نشریه بود. وی در ‏سال ۸۱ همراه همسرش نوشابه‌ی امیری از کشور خارج و مقیم فرانسه ‏شد. وی تا کنون صحبتی در مورد مقالاتی که در زندان بر علیه روشنفکران ‏ایرانی  نوشته و در روزنامه‌های رژیم انتشار یافته به میان نیاورده است!‏
‏۵  حجت‌الاسلام خامنه‌ای – خطبه‌های نماز جمعه – جمهوری اسلامی ۱ ‏شهریور ۱۳۶۵.‏
‏۶ حجت‌الاسلام رفنسجانی- خطبه‌های نماز جمعه- جمهوری اسلامی – ‏‏۲۶ مرداد ۱۳۶۵.‏
‏۷ حجت‌الاسلام خامنه‌ای – خطبه‌های نماز جمعه – جمهوری اسلامی ۱ ‏شهریور ۱۳۶۵.‏
‏۸  دکترعبدالحسین زرین کوب. ‏
‏۹ حجت‌الاسلام خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱ شهریور ۱۳۶۵. ‏
‏۱۰  نقل از صحیفه‌[سخنان خمینی] شهریور ۱۳۶۵. ‏
‏۱۱ نقل از صحیفه‌[سخنان خمینی] شهریور ۱۳۶۵.‏
‏۱۲ استاد شهید مطهری، علل گرایش به مادیگری، صفحه‌ی ۱۰۹. ‏
‏۱۳ استاد شهید مطهری، علل گرایش به مادیگری، صفحه‌ی ۱۱۰. ‏
‏۱۴  استاد شهید مطهری، مسئله‌ی حجاب صفحه‌ی ۷۸. ‏
‏۱۵ حجت‌الاسلام خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱ شهریور ۱۳۶۵.‏
‏۱۶  کیهان ۳۰مرداد ۶۵. ‏
‏۱۷ سروش ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۳. ‏
‏۱۸ فروغ فرخزاد، آژنگ جمعه، ص ۱۳۳۹. ‏
‏۱۹  یدالله رویایی.‏
‏۲۰  محمد مسعود بهار عمر. ‏
‏۲۱  هوشنگ گلشیری در داستان بره گمشده‌‌ی راعی ‏
‏۲۲ علی دشتی در کتاب‌های فتنه، آشوب و ..‏
‏۲۳  به آذین در داستان غروب رمضان‏
‏۲۴  احمد محمود در داستان بلندهمسایه‌ها. ‏
‏۲۵  جمال میرصادقی داستان شبچراغ. ‏
‏۲۶  حجت‌الاسلام خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمه، جمهوری  اسلامی، اول ‏شهریور ۱۳۶۵. ‏
‏۲۷  حجت‌الاسلام خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمه، جمهوری  اسلامی، اول ‏شهریور ۱۳۶۵.‏
‏۲۸  حجت‌الاسلام خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمه، جمهوری  اسلامی، اول ‏شهریور ۱۳۶۵.‏
‏۲۹  حجت‌الاسلام خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمه، جمهوری  اسلامی، اول ‏شهریور ۱۳۶۵.‏
‏۳۰  سخنرانی هزارخانی در مجالس یادبود ساعدی- ۱۴ دی ۱۳۶۴. ‏
‏۳۱  هدایت‌الله متین دفتری، دفترهای آزادی، ویژه ساعدی، بهمن ۱۳۶۴. ‏
‏۳۲  سروش آزادی، دفترهای آزادی، ویژه ساعدی، بهمن ۱۳۶۴، صفحه‌ی ‏‏۱۲۶.‏
‏۳۳  دفترهای آزادی صفحه‌ی ۱۲۹.‏
‏۳۴  دفترهای آزادی صفحه‌ی ۱۲۹.‏
‏۳۵  دفترهای آزادی صفحه‌ی ۱۲۹.‏
‏۳۶  آزادی ، ارگان جبهه دمکراتیک ملی، شماره‌ی ۱۴، ۲۹ فروردین ‏‏۱۳۵۸.‏
‏۳۷  دفترهای آزادی، صفحه‌ی ۱۳۰. ‏
‏۳۸  دفترهای آزادی، صفحه‌ی ۱۳۰.‏
‏۳۹  دفترهای آزادی- ص ۱۰ – به نقل از محافل سلطنت طلب.‏
‏۴۰  کیهان ۲۸ دی ۱۳۵۶.‏
‏۴۱  کیهان ۲۹ فروردین ۱۳۵۹.‏
‏۴۲  کیهان ۵ بهمن ۱۳۵۶[۱۳۵۷].‏
‏۴۳  هدایت‌‌الله متین دفتری – دفترهای آزادی –ص۲. ‏
‏۴۴  هدایت‌الله متین دفتری – دفترهای آزادی- ص ۲.‏
‏۴۵  تهران مصور ، ۲۰ مرداد ۱۳۵۸. ‏
‏۴۶ ‏phttp://news.gooya.eu/columnists/archives/056575.ph
‏۴۷ ‏http://news.gooya.eu/columnists/archives/057359.php
‏۴۸  ‏http://baztab.com/news/58980.php
‏۴۹  ‏http://news.gooya.eu/columnists/archives/057359.php
‏۵۰  ‏http://www.kayhannews.ir/851129/2.htm#other205‎
‏۵۱  ‏http://news.gooya.eu/columnists/archives/057359.php
‏۵۲   مجله زنان شماره ۲۹ سال پنجم تیر ۷۵. ‏
‏۵۳  ‏http://akhbar.gooya.com/columnists/archives/027292.php
http://news.gooya.eu/columnists/archives/051613.php ‎‏۵۴ ‏



« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.