header image
 
چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند؟هوشنگ اسدیِ تواب و طرح «تهاجم فرهنگی» چاپ
ایرج مصداقی   
رفتن به
چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند؟هوشنگ اسدیِ تواب و طرح «تهاجم فرهنگی»
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7

‏«درآمدی برعلل غربزدگی و ابتذال هنر معاصر- ۱‏
پیشتازان «تجدد ادبی» ‏
مبلغان «فرهنگ غرب» ‏

این حضرات روشنفکران، میراث دم و دستگاه طاغوت را مبادا ‏دست کم بگیرید. هرکدام برای خودشان غولی هستند! چنان برای ‏امپریالیسم شاخ و شانه می‌کشند که دنیای سرمایه‌داری را دچار تب ‏و لرز کرده‌اند. آخر، ترک عادت موجب مرض است. این آقایان و بعضاً ‏خانم‌ها یک عمر است با امپریالیسم می‌جنگند. ‏
این که حالا هم در ینگه دنیا کنگر خورده‌اند و لنگر انداخته‌اند و ‏یا در ولایت خودمان شب زنده داری‌های پاریس را خمیازه ‏می‌کشند، گولتان نزند که در اصالت وطنی آن‌ها شک کنید. ‏
از پاکی و عفاف هم که نگو! [اگر] این لاکردار امپریالیسم! ‏می‌گذاشت همین حالا سر همه چهارراه‌های دنیا، مجسمه‌هایی از این ‏‏«قدیسین» علم کرده بودند. بیخود نیست که برون گود نشسته‌اند و ‏‏«هل من مبارز» می‌طلبند. آیا فکر می‌کنید الکی است که نامزد ‏جایزه اسکار [شاملو] می‌شوند و در جریاد معتبر فرنگستان یک ‏شب در میان حکومت ایران را سرنگون می‌کنند؟ تازه تا شما این ‏خانم‌ها و آقایان را نشناسید و با دنیای «هنر» آشنا نباشید، نباید بخود ‏جرأت اظهار نظر بدهید. جانم برایتان بگوید، این دنیای ‏‏«روشنفکری» عجب دنیایی است. تکان خورده‌ای پشه را روی هوا ‏نعل می‌زنند و جای قناری به مشتری قالب می‌کنند. به همین خاطر ‏است آن یکی که دست فرح را می‌بوسید، حالا هر بامداد، ‏امپریالیسم را زهره ترک می‌کند! و آن یکی که «آزرم» [نعمت ‏میرزازاده] را در زندان مشهد کنار گذاشت و به زندانیان شلاق زد ‏حالا ملک‌الشعرای دربار سلطان مسعود غزنوی (ببخشید ‏رجوی) شده است. یا سومی که صبح به صبح جنازه‌اش را از میکده ‏می‌بردند، [اسماعیل خویی] حالا در کرسی دانشکده ‏ضدامپریالیستی رادیو بی بی سی درس مبارزه با ارتجاع می‌دهد. ‏چهارمی که در تلویزیون شاه خودش را «خراب» کرد، [غلامحسین ‏ساعدی] حالا جنازه‌اش را حلوا حلوا می‌‌کنند. و پنجمی که هر ‏وقت لازم بود سوپاپ اطمینان انتقاد را در «سیمای» شاهنشاهی باز ‏می‌کرد، حالا برای فرنگی جماعت مزقون می‌زند که کمک مالی جمع ‏کند و ... خلاصه این حضرات دنیایی دارند. از دور که نگاه کنی انگار ‏واقعاً قضیه مبارزه است و علی آباد هم برای خودش شهری است. ‏هرکدام از این حضرات را هم در طول سال‌ها، چنان در زرورق ‏تبلیغات پیچیده‌‌اند و آن‌چنان افتخاراتشان را در بوق کرده‌‌اند که به ‏نظرت می‌رسد، بله! با تحفه‌های نطنز روبرویی. اصلاً‌ انگار که حضور ‏امروزشان در غرب اتفاقی است و یا اجباری و یا از سر ضرورت ‏مبارزه در این دنیای شلم‌شوربا،هم چنان سوابق مبارزاتی به ناف این ‏جماعت بسته‌اند که «چه‌گوارا» باید پیش تک تکشان لنگ بیاندازد. ‏
هرچند، به قول معروف «مورچه چیه که کله‌ و پاچه‌اش». اما هر چه ‏باشد این جماعت به اسم هم که شده، مال این آب و خاکند. اسم و ‏رسم هم دارند، بالاخره یک روز هم که شده باید کلاهمان را قاضی ‏کنیم و ببینیم که این جنابان آقایان و خانم‌ها چه گلی به سر مردم ‏زده‌اند؟ راستی چه کرده‌اند؟‌و در طول سالها اسب هنرشان را به ‏کدام آخور بسته بودند؟ از کجا ریشه گرفته‌اند؟ آرد که را بیخته‌اند ‏و الک‌شان را کجا آویخته‌اند؟ و این موضوع خیلی شیرین است. خیلی ‏خیلی شیرین و برمی‌گردد به موضوعی بنام «هنر معاصر» که خود ‏البته بخشی از سرنوشتی است که در دورانی هفتاد و چند ساله بر ‏ملت ما رفته است.» ‏

آن‌چه در بالا آمد مقدمه‌‌ای است که هوشنگ اسدی به نمایندگی از ‏سوی تاریک‌اندیشان جمهوری جهل و جنایت برای حمله به روشنفکران و ‏چهره‌‌ های ادبی ماندگار ایران به رشته تحریر در آورده است تا در ‏سطرهای بعدی ضمن آن که به حساب «هنر معاصر» می‌رسد، تیغ ‏جنایتکاران را برای فرو کردن در گردن روشنفکران ایرانی تیز کند. او در ‏ادامه می‌نویسد: ‏

‏«هنر معاصر
‏...با پیروزی انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام جبار شاهنشاهی، ‏ساختارهای سیاسی و اقتصادی رژیم منفور پیشین که ریشه در ‏مناسبات طالمانه و غیرانسانی داشت، برچیده شد. اما در عرصه ‏فرهنگ، میراث شومی باقی ماند که حاصل تلاش طولانی و همه ‏جانبه دستگاه‌های تبلیغی و فرهنگی رژیم گذشته برای به فساد ‏کشیدن جامعه است. علیرغم موفقیت معجزه‌آسای انقلاب ‏اسلامی در محدود کردن این فرهنگ منحط، جان سختی آن، ‏چنان است که امروز پس از ۸ سال که از پیروزی انقلاب اسلامی ‏می‌گذرد، برخی جنبه‌های انحطاط فرهنگی و از جمله بی‌بند و ‏باری جنسی در قشرهایی از جامعه، از مسائل مورد ابتلاست. رئیس ‏جمهور اسلامی ایران از تریبون مقدس نماز جمعه در مورد این ‏مساله می‌گوید: ‏
‏«این بحث امروز برای جامعه ما یک بحث لازم است و یک مساله مورد ‏ابتلاست که از جنبه‌های گوناگون مورد توجه مسئولین امر قرار گرفته ‏است» (۵)‏
حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس شورای اسلامی، از ‏همین تریبون اعلام می‌‌دارد که این مسآله‌ی تنها مبتلا به جامعه ما ‏نیست، بلکه این معضل حزو «مسائل مهم روز ما و دنیاست و ‏مخصوصاً این مسئله برای دنیای اسلام اهمیت زیادی دارد و در ‏سرنوشت جوامع اسلامی تأثیر زیادی دارد. (۶)‏
جستجو در وسایل گوناگونی که در سال‌های گذشته سبب اشاعه ‏فساد فرهنگی و از جمله بارزترین شکل آن یعنی بی‌بندوباری ‏جنسی بوده‌اند، پژوهشگر را به این نتیجه می‌رساند که: «بسیاری از ‏روشنفکران، شعرا، نویسندگان، روزنامه‌نگاران، کسانی که ‏مجلات را منتشر می‌کردند، افرادی که قصه و داستان می‌نوشتند، ‏کسانی که این سینماها را اداره می‌کردند و از روشنفکران جامعه ‏محسوب می‌شدند، نه همه شان، بسیاری از آن‌ها در خدمت ‏سیاست‌های غربی و دستگاه پهلوی درآمدند و بی‌حجابی و ‏بی‌بندباری و برداشتن مرز بین زن و مرد و آزادی جنسی را با ‏زبان‌‌های گوناگون ترویج کردند. (۷)‏
و به این ترتیب نقش مستقیم هنر – به عنوان یک ابزار نیرومند ‏فرهنگی در اشاعه فساد فرهنگی آشکار می‌شود ...این ریشه یابی ‏یعنی یافتن علل «غرب زدگی» هنر معاصر و نشان دادن نقش آن در ‏بی‌بند و باری جنسی که تاکنون از آن غفلت شده، ... استفاده ‏دشمن از این وسیله هنوز هم ادامه دارد و استکبار با استفاده از بذری ‏که نزدیک به یک قرن در خاک میهن ما پاشیده می‌کوشد تا توطئه‌ ‏جدیدی را علیه انقلاب اسلامی تدارک ببیند و در این رهگذر از ‏چهره‌های سرشناسی که محصول نظام فرهنگی پیشین هستند ‏و با ترفندهای گوناگون «اعتبار» کاذبی برای خود کسب کرده‌اند نیز ‏بهترین استفاده را می‌کند. ‏
نوشته‌ی بالا آنقدر گویا هست که نیاز به توضیح در رابطه با سخافت نهفته ‏در آن نباشد. هوشنگ اسدی بعد از این مقدمه‌ چینی‌ها به ریشه‌های ‏تاریخی «غرب زدگی» در بین روشنفکران ایرانی پرداخته و در زیر تیتر ‏‏«زمینه و علل غرب زدگی هنر معاصر» چنین می‌نویسد: ‏
‏«... به این ترتیب هنرمند غرب زده، برای بیان مقصود خود، ‏ابزارهای هنری لازم، یعنی هنرهای مختلف را وارد فرهنگ ‏بومی کرد. اگر این شکل‌های هنری، مادیت فرهنگ ایرانی- اسلامی ‏را اخذ می‌کرد و به وسیله بیان آن مبدل می‌شد، نه تنها جای کمترین ‏بحثی باقی نمی‌ماند، بلکه هنرمندان با افزودن وسایل بیانی جدید به ‏فرهنگ بومی، خدمتی شایسته در حق فرهنگ اسلامی ایران کرده ‏بود، چنانچه امروز هم از همه این هنرها به بهترین نحو برای ‏رساندن پیام انقلاب اسلامی استفاده می‌شود. اما مسأله مهم ‏اینجاست که هنرمند غرب زده می‌کوشید تا با استفاده از ابزار هنر، ‏فرهنگ مورد علاقه خود، یعنی فرهنگ شرق و غرب را در جامع ما ‏تبلیغ کند. بدین دلیل خیلی بیشتر از آن که آثار و نقطه‌نظرات ‏سیاسی و اجتماعی غرب وارد ایران شود، این‌ کتاب‌های ادبی غربی ‏بود که به میهن ما راه یافت. البته بیش از همه نقاشی طبیعت گرایی ‏اروپایی به ایران رسید که در جای خود به آن خواهیم پرداخت. در ‏زمینه ادبی که ادامه آن به انتشار گسترده روزنامه‌ها در سال‌های ‏مشروطیت کشید، سهم اول متعلق به کتاب‌هایی بود که ضمن انتقاد ‏از جامعه آنروز ایران، راه حل معضلات را به شکلی از اشکال گرایش به ‏تمدن فرنگی پیشنهاد می‌کردند. مثل «سیاحت نامه ابراهیم بیگ» که ‏‏–برخی آن را اولین نوول فارسی دانسته‌اند- مستقیماً از حاجی بابای ‏اصفهانی نوشته جیمز موریه و کمدی الهدی دانته اقتباس شده است و ‏ضمن انتقاد تند از دوران ناصری، اولین زمینه‌های فکری را برای ‏پذیرش تمدن غرب آماده می‌سازد. و این کتابی است که تقریباً همه ‏مورخان مشروطه، نقش آن را در تحول فکری جامعه ایران بسیار مهم ‏ارزیابی کردند. آخوندزاده هم، قبل از آن که نظرات سیاسی خود را ‏منتشر کند، ابتدا دست به انتشار نمایشنامه‌های خود زد که در آن‌ها ‏شدیداً‌ به اسلام حمله شده است و جالب اینجاست که شارحان این ‏آثار در دوران بعدی، کسانی امثال باقر مؤمنی و فریدون آدمیت ‏هستند که یکی ریشه در حزب توده و دیگری از اخلاف یکی از ‏بنیانگذاران فراماسونری در ایران است.» (۸)‏

هوشنگ اسدی بعد از کلی آسمان و ریسمان به هم بافتن در ارتباط با ‏مذمت روشنفکران ایرانی، به بحث اصلی پرداخته و زیر عنوان «بی‌بند و ‏باری جنسی و استعمار» که بحث مورد علاقه‌ی دوران حاج داوود ‏رحمانی در زندان قزلحصار بود پرداخته و چنین می‌نویسد: ‏
‏«چرا مسأله زنان و تبع آن عشق جنسی چنین به سرعت وارد هنر ‏معاصر شد، توسط آن تبلیغ گردید و برهنگی و شهوترانی به صورت ‏یکی از موضوعات رایج هنری درآمد؟ از دیدگاه تفکر مادی این سؤال ‏بی‌مورد است. چرا که مسئله لباس و عریانی که از بارزترین ‏جلوه‌های بی‌بندوباری جنسی است، از این دیدگاه مسأله‌ای شخصی ‏بوده که به ظاهر و پوشش افراد مربوط می‌شود و بنابراین، ‏تصمیم‌گیری درباره‌ آن- بربنیاد لیبرالیسم غربی- و همچنین ‏مسئولیت ناشی از آن به عهده‌ فرد است و به اصطلاح در شمار ‏آزادی‌های فردی قرار دارد. توجه به زمینه‌های فکری و ریشه‌های ‏تاریخی رواج بی‌بندوباری جنسی  اهدافی که امپریالیسم از این ‏رهگذر به آن‌ها دست یافته است، نشان می‌دهد که «مسأله فقط به ‏همین ظواهری که گاهی در گوشه و کنار شهرها دیده می‌شود، به ‏بدحجابی و لباس نامناسب، به این اندازه مسأله محدود نمی‌شود و ‏مسأله ابعاد بسیار گسترده‌تر از این دارد». (۹)‏
جان مسأله اینجاست که به فرموده‌ی امام خمینی: «بزرگترین ‏وابستگی ملت‌های مستضعف به ابرقدرت‌ها، وابستگی فکری و ‏درونی است که سایر وابستگی‌ها از آن سرچشمه می‌گیرد» (۱۰) و ‏‏«تردیدی نیست که جهانخواران، برای بدست آوردن مقاصد شوم خود ‏و تحت ستم کشیدن مستضعفین جهان، راهی بهتر از هجوم به ‏فرهنگ و ادب کشورهای ضعیف ندارند» (۱۱)‏
بر بنیاد این تفکر بود که استکبار در ایران هم، بهترین راه یعنی ‏هجوم به فرهنگ و ادب کشور را پیش گرفت. استعمار جهانی که ‏در هر یک از کشورهای جهان به فراخور وضعیت تاریخی- فرهنگی ‏آن‌ها از شیوه‌ای استفاده می‌کرد، در اولین حضور جدی خود در ایران ‏و به دنبال شکست در نبرد تنباکو، پی‌برد که در قلب مرکز اسلام، با ‏دشمنی چنان قدرتمند روبرو است که فتوای یکی از مراجع آن قادر ‏است حتا چپق‌ها را در حرمسرای شاه قاجار بشکند و فرو ریزد. دشمن ‏متوجه شد که فرهنگ و اخلاق اسلامی در سراسر جهان اسلام و به ‏ویژه ایران، سنگری است که مردم با پناه گرفتن در آن رویین تن ‏شده‌اند بنابر این لازم بود با گرفتن این سپر از مردم، آن‌ها را خلع ‏سلاح و زمینه را برای غارت همه‌ جانبه کشور آماده کند. از این پس ‏بود که استعمار جهانی و عمال آگاه و ناآگاه داخلی آن، همه‌ی حیل ‏ممکن را بکار گرفتند تا زمینه‌ روحانی جامعه را که ناشی از تفوق ‏همه جانبه دین مبین اسلام بود، از بین برده و مادیت اخلاقی و ‏فلسفی را جانشین کنند. چرا که با گرایش جامعه به مادیگری و ‏دور شدن آن از نفخه‌ی الهی به آسانی می‌توان هر حکومت غاصب ‏شرقی یا غربی را به آن مسلط و راه غارت را برای همیشه هموار ‏ساخت. غارتگران جهانی به درستی می‌دانستند که به گفته‌ی استاد ‏شهید مطهری: «اگر انسان درعمل، شهوتران و ماده پرست و اسیر ‏شهوات گردد، تدریجاً افکار و اندیشه‌هایش هم به حکم اصل انطباق ‏با محیط، خود را با محیط روحی و اخلاقی او سازگار می‌کنند، یعنی ‏اندیشه‌های متعالی خداشناسی و خداپرستی و خدادوستی جای خود ‏را به افکار پست مادیگری می‌دهند. (۱۲) و به عبارت دیگر : ‏‏«شهوترانی‌ها و افسارگسیختی‌ها و غرق شدن در منجلاب ‏شهوت پرستی یکی از موجبات گرایش‌های فکر مادی است» ‏‏(۱۳) و زمانیکه زمینه گرایش‌های مادی، حتا در بخش‌هایی از جامعه ‏فراهم شد، شرایط برای سلطه‌ی رژیم ستمشاهی و امثال آن فراهم ‏شده است. چنانکه استاد شهید مطهری می‌نوشت: «حقیقت این ‏است که این وضع بی‌حجابی رسوا که در میان ماست و از اروپا و ‏آمریکا هم داریم جلو می‌افتیم، از مختصات جامعه‌های پلید ‏سرمایه‌‌داری غربی است و یکی از نتایج سوء پول‌ پرستی‌ها و ‏شهوترانی‌های سرمایه‌داران غرب است. بلکه یکی از طرق و وسایلی ‏است که آن‌ها برای تخدیر و بی‌حسن کردن اجتماعات انسانی و ‏درآوردن آنها به صورت مصرف کننده اجباری کالاهای خودشتان به ‏کار می‌برند.» (۱۴) بر مبنای این سیاست موذیانه استعماری بود که: ‏‏«بی‌بندوباری جنسی که از سوعات‌های غرب و یکی از آثار مخرب و ‏خبیث سرمایه‌داری غربی است» (۱۵) به طرق مختلف و از جمله به ‏وسیله هنر معاصر وارد کشور ما شد. پرداختن به مسائل شهوانی و ‏رواج آن نه تنها مستقیماً با سنن اسلامی جامعه ما در تضاد بود، بلکه ‏در هنر ایران قبل از مشروطیت هم جایی نداشت. ‏
هنر ایران که در دامان اسلام متولد شد، بالید و به یکی از شاخه‌های ‏تناور ادبیات جهان مبدل گردید و در کلیت خود، بنا به تفکر اسلامی، ‏هنری پوشیده و عفیف بود. شعر کلاسیک ایران که برخی از ‏بزرگترین شاهکارهای ادبی جهان را آفریده است، هرگز به مرزهای ‏ممنوع که همانا نمایش شهوات، برهنگی‌ها و هرزگی‌ها باشد، وارد ‏نمی‌شود. حتا جایی که شاعر به ضرورت موضوع ناگزیر می‌گردد که ‏مثلاً مانند نظامی به شرح آبتنی شیرین در چشمه بپردازد، چنان از ‏استعارات و الفاظ سمبلیک استفاده می‌کند که راه هرگونه سو‌استفاده ‏شهوانی بسته می‌شود. علت امر، این است که هنرمند اسلامی، از ‏دیدگاه اسلامی به زن می‌نگرد و آن‌چه برایش اهمیت دارد، ‏جنبه‌های انسانی زن است. مثلاً از نظرگاه فردوسی یکی از بزرگترین ‏شاعران جهان: «زن موجودی خردمند، هوشمند، دلیر و پاک‌اندیشه ‏است. پارسایی و شرم و آهنگ نرم داشتن و آهسته سخن گفتن و ‏پوشیده‌رویی در هرجای شاهنامه از صفات ضروری زنان خوب بشمار ‏می‌آید که در کنار زیبایی، تکمیل کننده صفات انسانی زن است» ‏‏(۱۶) این یکی از مباحث دلکش هنر پارسی است که در این مجال ‏تنگ، فرصت پرداختن به آن نیست. اما این اشاره هم لازم است که در ‏نقاشی ایرانی مینیاتور- هم- عیناً همان عفاف و پوشیدگی حاکم است: ‏‏«حجب و حیا و وقار و آرامش، خصیصه همیشگی آثار نقاشی است. ‏در صحنه‌هایی که به علت موضوع، هنرمند ناگزیر از نمودن برهنگی ‏می‌شود، نظیر صحنه استحمام شیرین در چشمه، تمامی اندام چنان ‏در قوطه و لنگ و گیسوان بلند پوشیده می‌شود که برای تماشای ‏چشمان حریص، تقریباً هیچ باقی نمی‌ماند.» (۱۷) و درست برخلاف ‏چنین سنت مبارکی است که، برهنگی و تبلیغ بی‌بندوباری ‏جنسی وارد هنر معاصر شده و همچنین از این‌رو ارزیابی کلی نقش ‏هر یک از این هنرها در بی‌بندوباری جنسی ضروری می‌باشد. »‏

هوشنگ اسدی در بخش دوم مقاله‌ی خود زیر تیتر بزرگ «اثرات ‏یورش فرهنگی غرب بر هنر ایرانی» پس از قلم‌فرسایی در مورد ‏‏«فرهنگ و اخلاق اسلامی»، «هنر و هنرمند اسلامی» و... کمال ‏الملک را باعث و بانی از بین رفتن «دفتر نقاشی هزار ساله‌ ایرانی» معرفی ‏می‌کند و مدعی می‌شود که پس از او «برهنگی و شهوترانی» وارد هنر ‏نقاشی ایران می‌شود: ‏
‏«رسوخ غرب به حدی رسیده بود که زمینه‌ اجتماعی برای زندگی ‏نقاشان غرب زده و تبلیغ آثار آن‌ها فراهم بود و همین زمینه آماده بود ‏که اولین تحفه‌ غرب برای هنر ایرانی – یعنی برهنگی- جای خود را ‏در آثار نقاشان باز کرد و کار به جایی رسید که یک خانم ‏مارکسیست بدن خویش را رنگ کرد و سپس بر بوم نقاشی ‏غلطید و نتیجه را به عنوان اثر هنری در یک نمایشگاه جنجالی به ‏مردم عرضه کرد و یک مارکسیست دیگر که عهده‌دار امور ‏فرهنگی دفتر فرح پهلوی شده بود، از زن خود به عنوان مدل ‏استفاده کرد و ... »‏

هوشنگ اسدی سپس  در ارتباط با شعر و شاعرانی چون شاملو، اخوان ‏ثالث، فروغ فرخزاد، یدالله رویایی و ... چنین اظهار نظر می‌کند: ‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.