header image
 
چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند؟هوشنگ اسدیِ تواب و طرح «تهاجم فرهنگی» چاپ
ایرج مصداقی   
رفتن به
چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند؟هوشنگ اسدیِ تواب و طرح «تهاجم فرهنگی»
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7

‏قبل از هر چیز اشکال در جامعه‌‌ای است که اجازه می‌دهد افرادی با چنین کارنامه‌ی‌ آلوده ای، قبل از تعیین و تکلیف با گذشته ی ‏خود و روشنگری در باره ی دستگاه تواب سازی رژیم جمهوری اسلامی، دوباره تریبون‌ها را به دست گرفته و ضمن آن که برای ‏روشنفکران، نیروهای مترقی و انقلابی خط و نشان می‌کشند، درس اخلاق و آزادگی بدهند. ‏
آیا نباید به خاطر تریبون دادن به چنین افرادی به انتقاد از خود پرداخت؟ آیا این است معنی آزادی بیان و اندیشه؟ چنین بی ‌در و ‏دروازگی را کجای جهان می‌توان دید؟

مقدمه‌: ‏
‏«تهاجم فرهنگی» بهانه‌ و دستاویزی است برای سرکوب روشنفکران ‏ایرانی. اما شاید بسیاری از روشنفکران و فعالان سیاسی ندانند که مبحث ‏‏«تهاجم فرهنگی» به چه شکل و در کجا و توسط چه کسانی برای اولین ‏بار طراحی و تئوریزه شد تا مبنایی باشد برای فشردن گلوی روشنفکران ‏ایرانی. ‏
برای روشن شدن موضوع، بایستی به این مسئله پرداخت که حسین ‏شریعتمداری و حسن شایانفر که در دو دهه گذشته سردمدار مبارزه با ‏‏«تهاجم فرهنگی» در رژیم بوده‌اند در کجا و در اثر معاشرت با چه کسانی، ‏چنین تئوری‌ «توطئه»‌ای را فرموله کردند و سپس در دوران فلاحیان و ‏سعید امامی با اتکای به آن، به جان روشنفکران ایرانی افتادند و تا ‏می‌توانستند از آن‌ها قربانی گرفتند. و می‌دانیم تا رژیم هست «تهاجم ‏فرهنگی» و توطئه‌ی دشمن، همچنان مبنای فشار بر روشنفکران باقی ‏خواهند ماند. چنانچه امروز هم چنگال خونین رژیم همچنان گلوی ‏نویسندگان و روشنفکران ایرانی را می‌فشارد؛ به لیست طولانی نویسندگان ‏و روشنفکران و وبلاگ ‌نویسانی که گاه و بیگاه تحت عنوان پیش ‌قراولان ‏فرهنگ غرب و «تهاجم فرهنگی» دستگیر می‌شوند نگاه کنید. در این ‏میان.به جز آمران و عاملان قتل‌ها و فشارها که برای همگان شناخته ‏شده‌اند، چه کسان دیگری مسئول هستند؟ چه کسانی تیغ زنگیان مست را ‏تیز کردند؟ چه کسانی در پشت پرده به آن‌ها خط و ربط نشان دادند و...؟

با توجه به بضاعت اندک خود از منظر یک زندانی سیاسی سابق، بدون آن ‏که ادعایی داشته باشم، از روی احساس وظیفه و ادای دین به آزادیخواهان ‏وطنم که بر سر دار و یا میدان‌های تیر جاودانه شدند، تلاش می‌کنم به این ‏سؤال‌ها پاسخ داده و سهم توابان «ویژه» و آن‌هایی را که به خدمت رژیم ‏درآمده و کمتر از آن‌ها یاد می‌شود، در این جنایت بزرگ روشن کنم. ‏امیدوارم در این نوشته قلمم از انصاف روی برنتابد.‏‏
هرچند «غرب ستیزی» از موضع ارتجاعی و عقب مانده، ویژگی حاکمان به ‏قدرت رسیده در کشورمان بود و آن‌ها سابقه‌‌‌ای طولانی در مخالفت با ‏‏«هنر» و پیشرفت‌های فرهنگی و هنری داشتند، اما تا آن‌جا که می‌دانم ‏تئوری «تهاجم فرهنگی» در زندان‌های رژیم با مساعدت «روشنفکران» به ‏خدمت درآمده ساخته و پرداخته شد و از طریق بخش فرهنگی زندان که ‏توسط حسین شریعتمداری و حسن شایانفر اداره می‌شد به کار گرفته شد. ‏این بحث پس از دستگیری رهبران حزب توده و کادرهای فعال آن و ‏همکاری گسترده‌ی بخشی از آنان با دستگاه سرکوب رژیم، قوام و دوام ‏یافت. عبدالله شهبازی یکی از این افراد است. او پس از دستگیری ‏بلافاصله تبدیل به مسلمان دوآتشه‌ای شد و به خاطر همکاری‌های گسترده ‏با رژیم و دستخط پدرش (۱) خطاب به خمینی در سال ۴۲ به سرعت ‏مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد. او پس از آزادی بلافاصله به وزارت ‏اطلاعات رژیم که به تازگی تشکیل شده بود پیوست و با توجه به ‏توانایی‌هایی که داشت به یکی از خط دهندگان جریان «فرهنگی» رژیم ‏تبدیل شد و با پیش کشیدن تئوری «توطئه» و «تهاجم فرهنگی» آن‌چه را ‏که در آموزش‌های «حزبی» آموخته بود، در طبق «اخلاص» به رژیم ‏جمهوری اسلامی تقدیم کرد. بر اساس تئوری‌ «توطئه‌»، شخصیت‌های ‏سیاسی، روشنفکران و... عامل صهیونیسم بین‌الملل، عضو سازمان ‏فراماسونری، نماینده‌ و کارگزار کمپانی‌های غربی، مأمور سیا و اینتلیجنت ‏سرویس، وابسته به فرقه‌ی بهاییت و...  معرفی می‌شوند که بر پایه‌ی ‏‏«تهاجم فرهنگی» مأموریت خود را در کشور به مرحله اجرا در می‌آورند. ‏شهبازی «در تأسيس مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي‎ ‎سياسي [وابسته به ‏وزارت اطلاعات] ايفاي نقش نمود و به مدت يك دهه اداره امور پژوهشي ‏اين مؤسسه را به عهده‎ ‎گرفت. در سال ۱۳۷۴، در تجديد سازمان مركز ‏اسناد بنياد مستضعفان و جانبازان (۲) به‎ ‎عنوان مؤسسه تخصصي مطالعات ‏تاريخ معاصر ايران نقش فعال ايفا نمود، معاونت پژوهشي آن‎ ‎مؤسسه را به ‏دست گرفت» و به «فرهنگ سازی» مشغول شد. ‏
اگر به شماره‌های مختلف کیهان هوایی در سال‌های ۶۴-۶۶ که تحت ‏نظارت وزارت اطلاعات و دستگاه امنیتی رژیم منتشر می‌شد، مراجعه کنید ‏با مقالات بسیاری در مورد «غرب و غرب زدگی»، «تهاجم فرهنگی»، ‏تحلیل گروه‌های سیاسی و... مواجه می‌شوید. غالب این نوشته‌ها به قلم ‏‏«روشنفکران» و فعالان سیاسی به خدمت در آمده، می‌باشد. حتا بعدها در ‏‏«نیمه پنهان» کیهان نیز حضور پر رنگ «قلم» این دسته افراد دیده ‏می‌شود. ‏
هوشنگ اسدی، از اعضای مؤثر حزب توده و روزنامه نگار با سابقه ‏کیهان، یکی دیگر از کسانی بود که به خدمت رژیم درآمد و در بخش ‏فرهنگی زندان به کار مشغول شد. همکاری با سیستم امنیتی از دیرباز ‏برای او حل شده بود. اندکی پس از انقلاب و بعد از برملا شدن رابطه‌ی او ‏با ساواک، حزب توده مجبور به موضع‌گیری و رفع و رجوع این همکاری ‏شد: ‏
‏«دبیرخانه کمیته مرکزی حزب توده ایران بدین وسیله اعلام می‌دارد ‏که هوشنگ اسدی عضو حزب توده ایران است و به دستور حزب و در ‏انجام مأموریت محوله، از طریق شبکه‌ی مخفی حزب توده‌ ایران در داخل ‏ساواک رخنه کرده و در این رابطه موفق به خدمات مؤثری شده است» (۳)‏
‏«خدمات مؤثر» هوشنگ اسدی از «داخل ساواک» به حزب توده چه ‏می‌توانست باشد، خدا می‌داند و «شبکه‌ی مخفی حزب توده». هوشنگ ‏اسدی در بخش فرهنگی زندان قزلحصار به همکاری با حسین ‏شریعتمداری و حسن شایانفر پرداخت و با نوشتن مقالاتی در روزنامه ‏کیهان هوایی در جهت تئوریزه کردن توطئه‌ی «تهاجم فرهنگی» قدم ‏برداشت. از آن‌جایی که امکان دست‌یابی به اسناد درونی رژیم نیست، ‏مجبورم تنها به اسناد انتشار یافته بسنده کنم که می‌تواند بخشی از ‏واقعیت و نوک «کوه یخ» مربوطه را نشان دهد. (۴)‏
هوشنگ اسدی که خطبه‌های نماز جمعه‌‌ی خامنه‌ای در اول شهریور ۶۵ ‏در رابطه با فساد و بی‌بند و باری دوران پهلوی را شنیده بود، با تیزبینی که ‏داشت موقعیت را مغتنم شمرده و به سهم خود به منظور تئوریزه کردن ‏بحث «تهاجم فرهنگی» مقالاتی را در زندان قزلحصار نوشته و در سه ‏شماره کیهان هوایی به تاریخ ۳۰ مهر، ۷ آبان و ۱۴ آبان ۱۳۶۵ انتشار داد. ‏توضیح این نکته ضروری است که سال ۶۵ زندان قزل‌حصار دارای بهترین ‏شرایط در طول دوران خمینی بود و بنا به دلایل مختلف تقریباً فشار ‏خاصی روی زندانیان نبود. شرح کامل آن را در جلد دوم کتاب «نه‌زیستن ‏نه مرگ» آورده‌ام. ‏
لازم است اشاره کنم که تمامی برجسته‌نمایی‌ها در متن نقل‌قول‌هایی که ‏در پی می‌آید از من است. هیچ‌یک از زیرنویس‌های داخل نقل‌قول‌ها، از من ‏نیست. ‏

نشریه کیهان هوایی در صفحه‌ی بیست و شش  ۳۰ مهر ۱۳۶۵ در معرفی ‏نوشته‌ی هوشنگ اسدی و محلی که از آن‌جا مقاله نوشته شده است، ‏می‌نویسد: ‏
‏«اشاره: ‏
ارزیابی همه‌جانبه‌ی عملکرد روشنفکران ایرانی در چند دهه ‏اخیر امری است بسیار ضروری. این ضرورت وقتی مشهودتر خواهد ‏شد که زمینه تاریخی پیدایش روشنفکر به معنی امروزی‌اش مورد ‏توجه قرار می‌‌گیرد. آقای «هوشنگ- الف» در زندان قزلحصار ‏درباره زمینه‌ی تاریخی پیدایش این جریان و نیز عملکرد آن تا ‏پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سرانجام روند غربزدگی و ابتذال ‏هنر روشنفکری و روشنفکرانه از آغاز تا کنون، مقاله‌ای نگاشته‌اند ‏که بخش اول آن در این شماره و قسمت آخر، در شماره‌ی آینده درج ‏خواهد شد.»‏

مقاله‌ی معرفی شده از سوی کیهان هوایی به قلم هوشنگ اسدی که بر ‏اساس آن تئوری «تهاجم فرهنگی» جان گرفت و بعدها در روزنامه کیهان ‏توسط تیم شریعتمداری، شایانفر، «نیمه پنهان» شد و در دوران سعید ‏امامی و فلاحیان سر از برنامه تلویزیونی «هویت» در آورد و به کشتار ‏اعضای کانون نویسندگان و سرکوب جمعی مشورتی کانون نویسندگان و ‏توطئه‌ی قتل نویسندگان در سفر ارمنستان و... انجامید، چنین آغاز ‏می‌شود: ‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.