|
نوشته: جان بلامی فاستر/ برگردان: مرتضی محیط
|
|
صفحه 1 از 5 برگرفته از: مجله مانتلی ریویو، فوریه 2007
مایلم تحلیل خود را از آنچه که «بوم شناسی تخریب» (The Ecology of Destruction) مینامم، با اشاره به فیلم «بسوزان!» (Burn) ساخته گیللو پونته کوروو آغاز کنم. (1) این فیلم برجسته و حماسی را میتوان به عنوان زبان رمز سیاسی و محیط زیستی برای اوضاع امروز در نظر گرفت.
فیلم، صحنهای خیالی از اوضاع جزیرهای در دریای کارائیب بنام «بسوزان» را در اوائل قرن 19 نشان میدهد. جزیره «بسوزان» یکی از مستعمرات پرتغال است که تنها محصول آن نیشکر توسط بردگان تولید میشود و باید به بازار جهانی عرضه گردد. در ابتدای صحنه اول فیلم به بیننده گفته میشود که نام جزیره از آنجا گرفته شده که تنها راه سلطه پرتغال بر این جزیره نابودی کامل جمعیت بومی جزیره با آتش زدن و سوزاندن تمامی جزیره و ساکنین آن و سپس وارد کردن بردگانی از افریقا بجای سکنه اصلی آن بوده است تا بتوان به کشت نیشکر پرداخت. سِر ویلیام واکِر (که نقش او را مارلون براندو بازی میکند) از مأمورین انگلیسی است که وظیفهاش برانداختن حاکمیت پرتغالیها بر جزیره است. او از یک سو دست به تحریک و آشوب در میان بردگان افریقائی میزند و از سوی دیگر اقلیت کوچک سفیدپوست را برمیانگیزد تا از حکومت پرتغال اعلام استقلال کنند. هدف او استفاده از شورش بردگان برای شکست پرتغال و برگرداندن حاکمیت به اقلیت سفیدپوست و زمیندار جزیره است؛ اقلیت کمپرادوری که تابع امپریالسم انگلیس باشند. ویلیام واکر در این مأموریت موفقیت کامل بدست میآورد و لشکر بردگان مسلح و پیروزمند و رهبر آنها هوزه دولورِس را قانع میکند که پس از شکست پرتغالیها اسلحهی خود را زمین بگذارند. نتیجه ماجرا بوجود آمدن یک نومستعمره زیر حاکمیت اقلیت کوچک سفیدپوست زمیندار است؛ در حالیکه طبق قوانین تجارت آزاد جهانی، حاکمان واقعی جزیره همانا شرکتهای تجارت شکر انگلیسی است. ویلیام واکر پس از انجام این مأموریت، برای انجام مأموریتی دیگر از سوی وزارت دریاداری انگلیس به سرزمین دیگری بنام هندوچین فرستاده میشود. داستان فیلم ده سال بعد یعنی سال 1848 از سر گرفته میشود. در این موقع در جزیره «بسوزان» انقلاب دیگری به رهبری هوزه دولورس برپا شده است. ویلیام واکر این بار توسط شرکت انگلیسی تجارت شکر سلطنتی آنتیل به عنوان مشاور استخدام شده و به جزیره برگردانده میشود. وظیفه او شکست دادن انقلاب جدید بردگان پیشین است. حاکمان جدید جزیره به او میگویند که شکست این انقلاب کار مشکلی نخواهد بود چرا که فقط ده سال بیشتر از ماجرای قبلی نگذشته است و اوضاع همان است. ویلیام واکر به آنها پاسخ میدهد که اوضاع همان است اما مسئله چیزی متفاوت است. و در سخنانی که ما را به یاد دیدگاه مارکس میاندازد میگوید: «بسیاری مواقع گذشت فقط ده سال میان دو دوره تاریخی میتواند برای نشان دادن تضادهای یک قرن کافی باشد». برای جنگیدن با شورشیانی که دست به جنگ چریکی سرسختانهای زدهاند سربازان انگلیسی به جزیره آورده میشوند. ویلیام واکر برای شکست دادن نیروهای چریکی دستور میدهد تمامی مزارع نیشکر در سراسر جزیره به آتش کشیده شوند. او در پاسخ به اعتراض نماینده حافظ منافع شرکت انگلیسی تجارت شکر به آتش زدن این مزارع توضیح میدهد: «این است منطق سود... برای پول در آوردن باید ساخت اما برای ادامه پول در آوردن لازم است دست به تخریب و ویرانگری بزنیم». و بعد به او یادآوری میکند که نام این جزیره (بسوزان!) از همین منطق سرچشمه میگیرد. طبیعت این جزیره باید نابود شود تا اینکه بتوان به مدت صدها سال دیگر روی زمین آن از نیروی کار بهرهکشی کرد. قصد من البته در اینجا توضیح کل این فیلم فوقالعادهی پونته کوروو نیست بلکه رسیدن به یک سلسله نتیجهگیریهای پراهمیت از این تمثیل در جهت درک رابطهی سرمایهداری با طبیعت است. زمانی جوزف شوپیتر نظام سرمایهداری را بخاطر «تخریب سازندهاش» تجلیل میکرد (2). اما صحیحتر آن خواهد بود که سرمایهداری را بعنوان نظام «سازندگی ویرانگر» بهبینیم. جستجوی بیامان سرمایه در جهت یافتن جولانگاههای تازه برای استثمار و انباشت هر چه بیشتر مستلزم تداوم ویرانگری طبیعت موجود و روابط اجتماعی پیشین است. استثمار طبقاتی، امپریالیسم، جنگ و نابودی محیط زیست حوادث جدا از هم تاریخی نیستند بلکه پدیدههای سرشتی و بههم پیوسته توسعه سرمایهداریاند. علاوه بر آن همیشه این خطر وجود داشته است که این سازندگی ویرانگر به آن چیزی تبدیل شود که ایستوان مزاروش آنرا «تخریب کنترل ناپذیر» مینامد؛ و سرنوشت نهائی سرمایه همین است. در آن صورت منطق ویرانگر نهفته در سود سلطه پیدا کرده و نه تنها زیربنای شرایط تولید را به نابودی میکشد بلکه خود زندگی را نابود میسازد. امروز بر همهی ما آشکار و عیان است که چنین تخریب کنترل ناپذیری ویژگی کل اقتصاد سرمایهداری را تشکیل میدهد و سراسر جهان را در بر میگیرد (3).
|