header image
 
بن بستی بدون هیچ گونه گریزگاه چاپ
باقر مؤمني - نويسنده و مورخ   
رفتن به
بن بستی بدون هیچ گونه گریزگاه
صفحه 2
نیروهایی که براساس تعالیم اسلامی خود می خواهند عمل کنند طبعاً در شرایط تاریخی قرن بیست و یکم جایی ندارند بویژه آن که دوران جنگ سرد میان امپریالیسم و کمونیسم پایان یافته و امپریالیست ها، برای جلوگیری از گسترش کمونیسم دیگر نیازی به نیروهای ارتجاعی ندارند.
حکومت اسلامی تا امروز هیچ گاه به این اندازه گرفتار تفرقه، بحران و بی ثباتی نبوده است. این حکومت اینک در بن بستی بدون هیچ گونه گریزگاه در بند افتاده؛ به این ترتیب که از لحاظ داخلی تمام پایگاه های مردمی خود را نه تنها از دست داده بلکه تنها احساسی که مردم ما نسبت به این حکومت دارند، نه بی تفاوتی، بلکه یکسره نفرت و کینه است. اینک مدت هاست که اعتقاد و تمایل به تغییر اساسی در حکومت و نظام در میان مردم صورتی بسیار گسترده و عمیق به خود گرفته و از آن مهمتر، مدتی است که این تمایل و اعتقاد بدون هیچ ترس و بیمی از تهدیدها و مجازات ها و سرکوب ها به صورت اعتراضات علنی و شجاعانه از جانب گروه ها و جریان های سیاسی ابراز می شود  این اعتراضات به صورتی روزافزون شکل هایی اصولی تر و گسترده تر به خود می گیرد که از جمله ی آن ها می توان از طرح مسئله ی رفراندوم و بیانیه ی 565 نفر یاد کرد.
از لحاظ خارجی نیز جمهوری اسلامی، چه در عرصه ی جهانی و چه در عرصه‌ی منطقه‌ای در زیر فشار قرار گرفته و روز بروز منزوی تر می شود: اینک دیگر کشورهای اروپایی که می کوشیدند- و هم چنان به شکل های گوناگون می کوشند- تا با استفاده از بن بست های سیاسی جهانی حکومت اسلامی ایران، به سود منافع خود بهره برداری کنند، زیر فشار امپریالیسم امریکا، و هم چنین بی اعتمادی به سیاست بازی های متزلزل و نامطمئن جمهوری اسلامی، ناگزیر شده اند در حمایت خویش نسبت به این حکومت محتاطانه تر عمل کنند. در منطقه نیز حکومت استبدادی ارتجاعی اسلامی یکی پس از دیگری پایگاه های حمایت سیاسی خود را از دست می دهد که نمونه ی آن عقب نشینی ناگزیر سوریه، یارغار آن، از بعضی مواضع سیاسی گذشته‌ی خویش است. گذشته از این ها، چنان که معلوم است کشور ما از نظر جغرافیایی اینک در تمام جهات در محاصره ی دولت های دست نشانده و یا هوادار امریکا و دولت های ناراضی و یا متخاصم عرب منطقه قرار گرفته که با ایجاد تنش های سیاسی فضای تنفسی را بر جمهوری اسلامی به کلی تنگ کرده اند.
به این ترتیب فقدان پایگاه داخلی، که در جهت گسترش رو در رویی آشکار و عمومی مردم با آن در حرکت است، از یک سو و بحران سیاسی دستگاه قدرت در ارتباط جهانی از سوی دیگر این حکومت را، که در ذات خود ضد تاریخی و بی ثبات بوده به بحران همه جانبه ی رو به توسعه و بی بازگشت گرفتار ساخته است.
این بحران موجب تفرقه ی درونی نیروهای حکومتی و بی ثباتی روزافزون قدرت شده و گروه ها و جریان های مختلف آن تلاش می کنند تا از طرق مختلف و با توسل به تاکتیک های گوناگون حیات آن را تثبیت و طولانی تر کنند: یک جریان به طور کلی راه فشار و اختناق در داخل و مقابله با خارج را در پیش گرفته؛ یکی دیگر دادن امتیاز به خارج و تشدید فشار در داخل را راه نجات خویش تشخیص داده، و سیاست سومی تصور می کند با کاهش اختناق و فشار در بعضی زمینه های داخلی و کنار آمدن با امپریالیست های جهانی می تواند قدرت حکومتی را تثبیت کند. اما این استراتژی های سه گانه نه تنها در کشاکش میان خود یک دیگر را خنثی می کنند و مانع پیشرفت و موفقیت یکی از این سه راه می شوند بلکه همگی این نیروها یا در ذات خویش و یا در برخورد با نیروهای بیرون از حکومت کمترین امکانی برای دست یابی به هدف های خود را نمی یابند:
نیروهایی که براساس تعالیم اسلامی خود می خواهند عمل کنند طبعاً در شرایط تاریخی قرن بیست و یکم جایی ندارند بویژه آن که دوران جنگ سرد میان امپریالیسم و کمونیسم پایان یافته و امپریالیست ها، برای جلوگیری از گسترش کمونیسم دیگر نیازی به نیروهای ارتجاعی ندارند و اینک پدیده های مجهول و حرامزاده ای مانند خمینی و بن لادن، که به عنوان یکی از ابزارهای جنگ سرد ساخته بودند، نه تنها دیگر مفید فایده ای نیستند بلکه به پدیده های کاملاً مزاحمی برای آن ها تبدیل شده اند.
از سوی دیگر امپریالیست ها متوجه هستند که نمی توانند به ثبات و موفقیت نیروهایی، که از یک سو حاضر به تسلیم در برابر آنان باشند و از سوی دیگر سرکوب مردم و جنبش های مردمی دست می زنند، اطمینان و به طور قطع بر آنان تکیه کنند زیرا آشکار است که مخالفت و نفرت توأم با سکوت و انتظار نسبی، و یأس و ناامیدی موقتی کنونی مردم قابل دوام نیست و هر لحظه ممکن است به صورتی انفجاری منافع آن ها را در معرض خطر جدی و اساسی قرار دهد.
جریان سوم نیز، حتا علی رغم تسلیم به امپریالیست ها، اگر بخواهد خط قرمزهای غیر قابل گزاری در برابر دموکراسی و خواست های مردم قرار دهد، موفقیتی نخواهد داشت و ناگزیر در جایی مجبور به سرکوب مردم خواهد شد و به موضع جریان دوم عقب خواهد نشست که پایان آن هم کاملاً روشن است. علاوه بر این ها تن دادن به دموکراسی و آزادی مطلقاً در ذات این حکومت و نظام نیست و در واقع در صورت تن دادن به دموکراسی و آزادی به نفی وجود خویش حکم کرده است.
در هر صورت هیچ یک از جریان ها و گروه های درونی جمهوری اسلامی، اعم از آن ها که قدرت را در دست دارند و یا آن ها که به عناوین گوناگون اختلافات فکری و تاکتیکی با اصولگرایان دارند و دست شان در عمل و قدرت کوتاه است، در شرایط بحرانی کنونی مطلقاً شانس جلب مردم و ادامه ی حکومت و نظام مذهبی، حتا به صورت تصحیح و اصلاح شده‌اش، را ندارند تا آن جا که سعادت آن را هم ندارند که مانند محمد رضا شاه و اطرافیانش در این لحظات نزع صدای انقلاب را بشنوند.
این ها البته برای نجات از بن بست کنونی قدرت و نظام به هر وسیله متوسل می شوند و از جمله می خواهند از انتخابات ریاست جمهوری نیز، هر کدام بنا به سلیقه و شعور و منافع خود، و برای تثبیت قدرت استفاده کنند اما چنان که دیده شده و دیده می شود نه ریاست جمهور اصلاح طلب و مجلس هماهنگ با آن، که میلیون ها مردم برای تخفیف موقت شرایط سخت زندگی اجتماعی و سیاسی خود به آن ها رأی دادند، توانست گرهی از کار فروبسته قدرت بگشاید و از بحران نظام بکاهد و نه روی کار آمدن مجلس رهبر پسند و ساخته و پرداخته ی دست شورای نگهبان و مجلس شورای مصلحت توانست تناقضات درونی و درماندگی های قدرت را کاهش دهد و نه حتا از گسترش این تناقضات و درماندگی ها جلوگیری کند؛ و اینک چنان که دیده می شود نه تنها درگیری میان به اصطلاح نیروهای اصلاح طلب و اصولگرا شدت بیشتری یافته بلکه بحران آن چنان نیرومند است که حتا نیروهای اصولگرا نیز نمی توانند در میان خود به کمترین توافق دست یابند، این که با همه تلاشی که از بالا و در مرکز قدرت بعمل می آید اختلاف و تفرقه ی میان این نیروها بر سر انتخاب ریاست جمهوری روز بروز فزونی می یابد و حتا ایجاد شورای هماهنگی از قدرت مندترین و معتبرترین عناصر قدرت برای دست یابی به توافق میان جریان های مختلف این نیروها نیز بجایی نرسیده است؛ و اکنون که دیگر تمام تاکتیک ها و ترفندهای عناصر و گروه های قدرت ناکام مانده زمزمه ی نامزدی رفسنجانی برخاسته و به نظر می رسد که دستگاه قدرت برای حفظ نظام مجبور شود به او امید بندد و تمام سرمایه ی خود را برای انتخاب این مهره ی سوخته، که مردم در انتخابات گذشته با قاطعیت به او پاسخ منفی دادند، خرج کند.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.