پس از سال ها سکوت، امروز در تبعید شاهد پدایش پربار «ادبیات زندان» هستیم. زنان و مردان زندانیِ سابقِ پراکنده در اروپا و امریکای شمالی، حکایت تجربه ی خود را از زندان های مخوف رژیم اسلامی، به شکل کتابِ خاطرات چاپ می کنند؛
در سایت های اینترنتی بحث و جدل و نقدهای متعددی در مورد هر کتاب و نوشته صورت می گیرد؛ هر روز در این سایت ها مطالبی نو، مصاحبه ای تازه و یا نگاهی نو، به بحث های گذشته دیده می شود. نشریات گوناگون، شماره های ویژه در مورد زندانیان دارند و نشریات سازمان های چپ، یاد قتل عام زندانیان را در سال های 1360 و 1367 و نام اعضای جانباخته ی خود را زنده نگه می دارند. ما امروز حتا کتابی تحت عنوان «فرهنگ اصطلاحات زندانیان سیاسی» تألیف (اعظم کیا کجوری) داریم، که گواهی است بر نهادی شدن پدیده ی زندانیان سیاسی هم در زندان و هم بعد از رهایی. علاوه بر این خاطراتِ مکتوب، در چند سال اخیر کارهای هنری گوناگونی نیز از زندانیان و یا در مورد زندان نیز ارائه داده شده. کتاب «یادنگاره های زندان» اثر پرارزش سودابه اردوان که مجموعه ای است از نقاشی های سودابه در باره ی زندگی، تلاش، بیم و امید در طول هشت سال اسارت در زندان، قیلم زیبای مسعود رئوف «درختی که به یاد می آورد» (The Tree that Remembers) ، یکی از با ارزش ترین کارهای هنری زندان در زندان است. فیلم کوتاه پر ارزش شهرزاد ارشدی و امین ضرغامی به نام «نهراسیدند از مرگ» و فیلم گیرای پانته آ بهرامی به نام «از این فریاد، تا آن فریاد»، همه گواه بر این دارد که مبارزه ی زندانیان سیاسی علیه استبداد ادامه دارد و عرصه های نوینی از مقاومت آفریده اند. نمونه ی دیگر این مبارزه، CD شیرین می باشد به نام «اوج غریب یک صدا». شیرین روی جلد این CD می گوید «این مجموعه متعلق به نسلی است که راویتش برای جوانان، هنوز ناگفته مانده است. من که برآمده از این نسل هستم، بیانی از روایت خود را در زبان موسیقی پیدا کرده ام.» در حالی که این مجموعه غنی و با ارزش در دسترس ماست، اما، در تحلیل از آن ها و گسترش دانش و آگاهی از آنچه بر نسلی پر شر و شور و انقلابی گذشت، کم کاری شده است. محققینِ آکادمیک، حتا آن ها که به زبان فارسی آشنا هستند، کشتار انقلابیون زندانی را شایسته ی تحقیق نمی دانند. این بی توجهی موضعی سیاسی است نه آکادمیک. به همین دلیل هم به زبان های دیگر از جمله انگلیسی مطالب بسیار کمی در مورد زندانیان سیاسی سال های 1980- 1990 داریم. باید بپرسم چرا به بزرگترین جنایت ضد بشری تاریخ معاصر ایران، کم توجهی می شود؟ بعد از نزدیک به بیست سال، هنوز رسیدگی به قتل عام هزاران زندانی سیاسی در دستور کار هیچ نهاد بین المللی و ایرانی حقوق بشر به طور جدی قرار ندارد. آمریکا و قدرت های اروپایی و رسانه هایشان بده بستان های سیاسی و دیپلماتیک و جلب پشتیبانی رژیم اسلامی از حمله نظامی امریکا به افغانستان و اشغال عراق، از بسیاری جنایت های رژیم اسلامی علیه مردم ایران، چشم پوشیده اند و تنها لفاظی های احمدی نژاد علیه اسرائیل و یا ساختن «قریب الوقوع» بمب اتمی ایران را برجسته می کنند. اما نکته ی جالب در این جاست که علی رغم مسکوت ماندن این جنایت ها، صحنه ی بین المللی و داخل کشور پر از فعالیت و سر و صدا حول حقوق بشر «خودی ها» و «اصلاح» جریانی ایست که در تثبیت این رژیم و بزک کردن چهره ی کریه آن دست داشته اند و دارند. پراکندگی، تفرقه، بی سازمانی، بی برنامگی، ناپیگیر بودن و مقطعی بودن کارزارهای سازمان ها و فعالین سیاسی، لطمه ی بزرگی به جنبش سیاسی خارج از کشور زده است. در چند سال اخیر هم که بیشتر روند اصلاح طلبانه پیش گرفته و سرخوردگی سیاسی بر آن حاکم است. به نظر من زمان آن رسیده که به خودآئیم و منسجم و متشکل و پیگیر این سکوت را بشکنیم. پروژه ی تحقیقی من در مورد «زندانیان سیاسی زن: خاطرات، یادها و هنر زندان» هدف اش شکستن این سکوت سیاسی و علمی- آکادمیک است. این پروژه در چند سال اخیر به شکل بخش ثابتی از «فستیوال فیلم عدالت در زندان» در تورنتو، کانادا درآمده است. در این فستیوال همه ساله فیلم های مختلفی در مورد زندان و زندانیان در سراسر دنیا به نمایش گذاشته می شود. در فوریه 2007 هنرمندان مهمان در این فستیوال، پانته آ بهرامی و سودابه اردوان بودند. فیلم «از این فریاد تا آن فریاد» ساخته ی پانته آ بهرامی است و بر اساس کتاب «یادنگارهای زندانِ» سودابه اردوان ساخته شده است. پانته آ بهرامی ساکن آلمان است و خود چهار سال تجربه ی زندانِ جمهوری اسلامی را دارد. تز دکترای خود را در مورد «نقش زن در سینمای متفاوت در قبل و بعد از انقلاب در ایران» نوشته است. کارهایش بیشتر ساختن فیلم های مستند است که محتوای انتقادی، اجتماعی و سیاسی دارند. دو فیلم پانته آ، «اسلام، هویتم یا دلیل گریزم؟» و «از این فریاد تا آن فریاد»، در جشنواره های بین المللی به نمایش گذاشته شده اند. سودابه ی اردوان، نقاش، مجسمه ساز و هنرمندی است ساکن سوئد. خود را «از فعالین و مبارزان راه آزادی، دموکراسی و جنبش پیشرو زنان» می داند که «هشت سال از بهترین سال های زندگی خود را در زندان های مخوف اوین و قزلحصار به سر برده و از بازماندگان فاجعه ی ملی سال سال 67 می باشد». (برگرفته از پشت کتاب «یادنگارهای زندان»). سودابه و پانته آ، علاوه بر شرکت در «فستیوال فیلم عدالت در زندان» در یک سمینار که به زبان فارسی برگزار شد نیز شرکت کردند. در هر دو برنامه کار هر دوی این هنرمندان بسیار مورد استقبال قرار گرفت و به بحث های مهمی دامن زد. از جمله جایگاه این آثار هنری در پیش برد پروژه ای بزرگتر برای به محاکمه کشیدن رژیم جمهوری اسلامی. پانته آ و سودابه، معتقدند که نسل زندان کشیده باید تجربیات خود را به نسل جوان بعد از انقلاب منتقل کند تا بتوانیم از تکرار این جنایات جلوگیری کنیم. هر دو تأکید داشتند که فرم و محتوای هنری کارشان در حالی که فضای خشن و جانفرسای زندان و شکنجه را نشان می دهد اما تبلیغ خشونت نمی کند بلکه بیانگر مخالفت شان با شکنجه و اعدام است. آن ها یادآور شدند که مسئله زندان نه شخصی و نه ملی است؛ بلکه مسئله ای بین المللی است که مطرح کردن آن تنها وظیفه ی زندانیان نیست؛ وظیفه ی عدالت خواهانه و انسلان دوستانه ی هر فردی است. پس از اتمام سمینار به زبان فارسی، گردهمآیی با حضور عده ای از علاقمندان و فعالین سیاسی به منظور طرح برنامه هایی مشخص جهت گستره تر کردن پروژه ی تحقیقی من و درگیر شدن عده ی بیشتر برای بنیان نهادن «کمیسیون حقیقت یاب در تبعید» تشکیل شد. دو نکته ی اصلی بحث شد: اول: مطرح کردن جنایت زندان در سطح وسیع تر جامعه ی کانادا و تهیه ی مطالب بهتر به زبان انگلیسی تا بتوانیم نیروهای بشردوست و آگاهِ هنرمند، فعالین سیاسی، مسئولین دولتی، شخصیت های ادبی، آکادمیک و غیره را درگیر کنیم. تماس با مطبوعات، رادیو و تلویزیون برای تهیه ی مطلب و به نمایش گذاشتن فیلم های زندان جزو پیشنهادات عملی بود. دوم: در گیر کردن بیشتر زندانیان سابق برای بازگویی خاطرات خود، فراهم کردن امکانات مناسب برای آن ها که بتوانند از هر وسیله ای، کلام، رنگ، حرکت، استفاده کنند تا تجربیات خود را بنویسند و یا بشکل نقاشی، تئاتر، رقص و موسیقی بیان کنند. در این جهت، پیشنهاد شد که برنامه های متنوع تری در شهر به زبان انگلیسی برگزار شود. برای انجام این برنامه ها پیشنهاد شد که نیروی نسل دوم، نسل دانشجوی آگاه و مسلط بر زبان انگلیسی و فرانسه، یاری گرفته شود تا بتوانیم این تجربیات را به آن ها منتقل کنیم. در این جمع توافق شد که اقدامات زیر را به طور مشخص انجام دهیم:
1) با سازمان های حقوق بشر کانادا تماس بگیریم و مدارک دقیق و منظمی را در اختیار آن ها قرار دهیم. 2) با سازمان های سیاسی همکاری کنیم تا اسناد، مدارک و اطلاعات مربوط به زندانیان را دقیق جمع آوری کنند و در اختیار سازمان های حقوق بشر قرار دهند. 3)ازرسانه های گروهی، سیاستمداران، روشنفکران، شخصیت های هنری، ادبی و علمی برای پشتیبانی کمک بگیریم. 4) از دانشکاه ها بخواهیم تحقیق و تدریس در رابطه با زندانیان سیاسی را گسترش دهند.
در پایان باید تأکید کنم که برنامه ی رژیم جمهوری اسلامی از بین بردن آثار جنایت های خود می باشد. خاوران، قبرستان دسته جمعی زندانیان سیاسی، را می خواهند ویران کنند و محل بعضی از شکنجه گاه ها و زندان ها را می خواهند به دانشگاه تبدیل کنند. ما باید با این پاک سازی تاریخی مقابله کنیم و بگوییم که این دانشگاه ها باید بدست انقلابیون ساخته شوند و نه به دست رژیمی که تنها برای محو کردن جنایت های خود دست به این اقداماتِ عوام فریبانه می زند. هم چنین وظیفه ی نسل ماست که این تاریخ را زنده نگه داریم، این که چگونه این رژیم نسل انقلابی، از جان گذشته و فداکار را از بین برد تا بتواند به قدرت برسد. بارها گفته ام که من مانند خیلی از آزادیخواهان دیگر مخالف زندان، سکنجه و اعدام هستم و بدون هیچ تردیدی از حق آزادی هر زندانی دفاع می کنم. امام به امثال آقای گنجی می گویم: «نه فراموش می کنم و نه می بخشم» بلکه سعی می کنم به منظور تضمین آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و گسترش جامعه ی مدنی برای آینده ایران، جنایت رژیم اسلامی را در مجامعه بین المللی به عنوان یک جنایت ضد بشری به ثبت برسانم. اگر بنا نهادن «زندان سیاسی» و ایجاد «زندانی سیاسی مؤلفه ای از اعمال قدرت سیاسیِ هر دو رژیم پهلوی و اسلامی بوده است، مبارزه ی زندانیان سیاسی نیز بمثابه ی یکی از جنبش های اجنماعی جدید وارد عرصه ی تاریخ ایران شده است. استبداد اسلامی، مانند استبداد سلطنتی، راه را بر نشر خاطرات زندان، پخش ثار هنری، و تبلیغ و ترویج مقاومت بسته است، اما مبارزه به شکل های گوناگون در درون زندان و خارج آن، حتا در قبرستان ها بویژه در قبرستان خاوران، و در همبستگی خانواده های زندانیان سیاسی ادامه دارد. در این شرایط، ؟؟؟؟ گسترده ی ایرانی به عرصه ی مهمی از رشد جنبش زندانیان سیاسی تبدیل شده است. این جنبش همه ی عرصه های مبارزه را در بر می گیرد- سیاست، قانون، ئانش، فرهنگ، ایدئولوژی، تئوری، زبان- و خارج و داخل را به هم گره می زند. اما باید متوجه باشیم که دو عرصه ی خارج و داخل برابر نیستند. اعمال قدرت- چه توسط رژیم و چه توسط جنبش زندانیان- در هر یک از این دو عرصه متفاوت است. اگر رژیم اسلامی در ایران و بویژه در زندان به شیوه ی «فعال مایشاء» عمل می کند، زمینه ی اعمال قدرت اش در خارج از کشور محدودتر است. بر عکس، جنبش زندانیان سیاسی در خارج از کشور از امکانات بسیاری برخوردار است که بکار گرفتن آنها بستگی به آگاهی، اراده ی ما و بینش سیاسی ما دارد. جنبش زندانیان سیاسی می تواند مانند هر جنبش اجتماعی یا در خدمت تعدیل قدرت سیاسی حاکم قرار گیرد یا به سرنگونی آن بپردازد. در چند ماه آینده از طرف پروژه ی تحقیقی من، کارگاه هایی (آتلیه) در زمینه ی خاطره نویسی برای زندانیان سیاسی ترتیب داده می شود. کارگاه هایی با شرکت چند وکیل حقوق بشر و حقوق بین المللی برنامه ریزی می کنیم تا روش سندیابی و جمع آوری مدرک قانونی و دقیق را یاد بگیریم. از هنرمندان و هنر دوستان دعوت شد که برای تولید برنامه های هنری، رقص، موسیقی، آواز، تئاتر و نقاشی که بیانگر مبارزه و مقاومت زندانیان زن باشد با این پروژه همکاری کنند. التیام روح و جان زندانیان سابق که در بین ما زندگی می کنند، وظیفه ماست. از این رو زمینه ی کار بسیار وسیع است. علاقمندان به یاری در این پروژه و یا دریافت اطلاعات بیشتر می توانند با من (شهرزاد مجاب) تماس بگیرند: