|
ابوالحسن بني صدر - اولين رئيس جمهورِ اسلاميِ ايران
|
|
صفحه 3 از 3
پاسخ سوم: نوع عمل هر جامعهای در گرو اندازه شفافیت وجدان همگانی مردم است. مردم ایران رژیم را نمیخواهند. اما در تحریم کردن یا شرکت کردن در انتخابات، تنها یک عامل و آنهم بیزاری از رژیم تعیین کننده نیست. در صورتی که گرایشهای مردم سالار بتوانند هدف و روشی را پیشنهاد کنند که الف - در مردم ایران، شعور همگانی به نظام سیاسی مؤسس بر اساس آزادی و استقلال در دسترس را پدید آورد و ب – بدیل توانائی را پیشنهاد کند که خروج از استبداد تاریخی را میسر و بلکه قطعی بگرداند، وسیعترین تحریمها و بسا بیشتر از آن، جنبش همگانی برای برداشتن واپسین مانع از سر راه مردم سالاری میسر میشود. پس، پرسش شما « مردم چه خواهند کرد ؟ » باز می گردد به پاسخ عملی مردم سالارها به این پرسش: چه اندازه از مثلث زورپرست فاصله و هویت یک بدیل مردم سالار را پیدا خواهند کرد و تا کجا خواهند توانست، در فعالیتی همآهنگ، جامعه را از فرصت بزرگی که زمان در اختیارش گذاشته است و اندازه تأثیر تحریم انتخابات بر حفظ کشور از خطرها از خارج و گذار به جنبش همگانی برای استقرار مردم سالاری، آگاه کند . پاسخ چهارم: پاسخ: پاسخها به سه پرسش شما ، توصیه این جانب به عنوان یک شهروند ایرانی هستند. با وجود این، این یادآوریها را بر آن پاسخها می افزایم : 1 – ایرانیان نسبت به تحقیر بسیار حساس هستند. هدف و روشی که پذیرفتن تحقیر اساس آن باشد، بر فرض که پذیرفته شود، ملتی را که با یک رشته جنبشها، سرانجام رژیم پهلوی را بمثابه دست نشانده بیگانه و، بنا بر این، مظهر حقارت ملی، بر انداخت، به حقارت خود دادن است. ملتی که به حقارت خو کرد، نه تنها رشد نمیکند که در معرض انحطاط و انقراض قرار میگیرد. بنا بر این، هر روشی که ابتکار عمل را بدست قدرت خارجی بسپارد، از آنجا که بنایش بر ناتوان فرض کردن مردم است، هم نقض استقلال در تمامی معانی آنست و هم تحقیر ملت ایران است و هم ویرانگرترین مخدرها است. و نیز، هر روشی که بنایش بر پذیرفتن وضعیت باشد که به مردم تحمیل شده است، معتاد کردن مردم به حقارت است . بنا بر این: 2 – این توانائی، کرامت انسان – که بشهادت نوروز، ایرانیان در شمار نخستین اقوامی بودهاند که روز معرفت بر کرامت انسان و همه آفریده ها و زیست همآهنگ در طبیعت آبادان را نوروز خواندند و جشن گرفتند - و حقوق ذاتی انسان هستند که میباید به یاد مردم آورد و راه حلها که به مردم پیشنهاد میشوند، می باید بر کرامت و حقوق ذاتی انسان، اساس بجویند . 3 – بهنگام خطاب به مردم، منطق صوری را نباید بکار برد. منطق صوروی روش قدرتمداری است و قصد از بکار بردنش، غافل کردن مردم از حقوق فردی و حقوق ملی خویش است. برای مثال، انتخابات را حق مردم خواندن، دروغی است برای غافل کردن مردم از حق حاکمیت. توضیح این که انتخاب کردن وسیله است برای تحقق بخشیدن به حق حاکمیتی که هر فرد ایرانی دارد. با نبود امکان عمل به حق حاکمیت، «انتخاب» کردن، نه تنها وسیله عمل به حق نیست که اعتراف به صغارت و محرومیت از حق، بنا بر این، تسلیم شدن به بدترین نوع تحقیر است. باز، آن نوع «واقع بینی» که متضمن غفلت مردم از واقعیتی باشد که حقوق فردی و جمعی آنها هستند، مثل این سخن که «واقعیت اینست که رژیم برجاست و هزینه اصلاح آن از هزینه جانشین کردن آن بیشتر است» غافل کردن مردم ایران از حقوق انسان، از کرامت انسان، از حقوق ملی و از ثروتهای ملی و دیگر نیروهای محرکه است که برای برپا ماندن این رژیم تخریب میشوند. بنا بر این، هر هدف و روشی که به مردم پیشنهاد میشود، می باید متضمن غفلت از هیچ حقی از حقوق، از کرامت انسان و از نیروهای محرکهای نباشد که وقتی در رشد بکار نمیافتند، بضرورت، در تخریب کار میافتند . در انطباق به این سه توصیه، به مردم ایران یادآور میشوم: نه تهدید آقای بوش و نه جو ترسی که رژیم میسازد، نباید آنها را از فرصت تاریخی بی مانندی غافل کند که نسل امروز ایران پیدا کرده است. اگر بخواهد این فرصت را مغتنم بشمارد، میباید نه تنها فرصت «انتخابات» را برای ابراز اراده خویش بر جانشین استبداد کردن مردم سالاری ابراز کند – که حداقل کار تحریم همگانی چنین انتخاباتی است - ، بلکه فرصتها از پی هم ایجاد کند و در آنها، جنبش همگانی را برای استقرار مردم سالاری همگانی بگرداند و تا پیروزی ادامه دهد . نوروز بر شما و خوانندگان شما مبارک و سال نو، سال بازیافت کرامت و حقوق انسانی و ملی همه ایرانیان باد .
|