|
ابوالحسن بني صدر - اولين رئيس جمهورِ اسلاميِ ايران
|
|
صفحه 1 از 3 هر روشی که ابتکار عمل را بدست قدرت خارجی بسپارد، از آنجا که بنایش بر ناتوان فرض کردن مردم است، هم نقض استقلال در تمامی معانی آنست و هم تحقیر ملت ایران است و هم ویرانگرترین مخدرها است.
پاسخ اول : قدرت فرآورده تضاد است . برای اینکه از میان نرود، می باید بر خود بیفزاید و متمرکز شود. لذا، دائم میباید یکی را به دو تقسیم و یکی از دو را حذف کند. از اقبال انسانها، قدرت نمیتواند تقسیم به دو ضد را در بیرون مجموعه قدرت مدار بکند. با بیرون از مجموعه میتواند تضاد بسازد. و بدیهی است تا زمانی که بتواند در بیرون ضد بتراشد و با آن ضد مدار بسته بوجود آورد، نیازش به تقسیم کردن به دو در درون کم است. از این رو، در مبارزه با استبدادیانی که دولت را تصرف میکنند، کوشش اول می باید جلوگیری از تشکیل مدار بسته با ضدی از جنس استبدادیان باشد. سعی در ایجاد « مخالف منفی » یا بدیلی که همان هویت استبدادیان را نداشته باشد و بیان آزادی اندیشه راهنما و هدفش باشد، موفقیت اصلی و بزرگ، همین است. چرا که با جلوگیری از پدید آمدن مدار بسته میان گروه های زور پرست، استبدادیان ناگزیر میشوند، در درون خود، مدار بسته با یکدیگر را بوجود آورند. از این پس، جریان تقسیم به دو و حذف یکی از دو، تا انحلال قدرت ادامه خواهد یافت. و چون مردم سالارها موفق شدند مانع از ایجاد مدار بسته میان رژیم با زورپرستهای رقیب استبدادیان حاکم بگردند، شاهد وسعت گرفتن ، شدت و شتاب گرفتن تقسیم به دو و حذف یکی از دو هستیم . با وجود این، موفقیت بدیل مردم سالار در جلوگیری از تشکیل مدار بسته میان رژیم و دو رأس دیگر مثلث زور پرست، زودتر از این می باید به نتیجه میرسید. روی کار آمدن آقای بوش و مدار بستهای که با رژیم بوجود آورده است، موجب تأخیر شده است. هر اندازه بدیل مردسالار در حالی کردن این واقعیت به وجدان جهانی، از جمله به وجدان همگانی مردم امریکا، موفقتر شوند که نمی باید گذاشت رژیم با ایجاد مدار بسته با قدرتی چون امریکا، عمر استبداد را طولانی کند، روند تقسیم به دو، در درون رژیم وسعت، شدت و شتاب بیشتر خواهد گرفت. با عنایت به این قاعده عمومی که هر قدرتی از آن پیروی میکند، پاسخ شما اینست که برخوردها در درون رژیم جدی هستند. از پیش از مجلس هفتم، قوت گرفتن مافیاهای نظامی – مالی محسوس بود . اینک مافیاهای «پیر» بسختی نگران تصرف دولت از سوی مافیاهای «جوان» – به قول آقای مرعشی ، رادیکالهای جدید – هستند. بنا بر این، مبارزه انتخاباتی میان نامزدهای این دو دسته، جدی است. از این پس، محل برای دو فرض بیشتر نمی ماند : الف - در صورتی که موفق شوند از نامزدشدن آقای هاشمی رفسنجانی جلوگیری کنند و یا بر فرض نامزد شدن، اسباب شکست او را فراهم آورند و نامزد مافیاهای نظامی – مالی رئیس جمهوری شود، جریان انحلال قدرت استبدادی و تحول سیاسی کشور شتاب میگیرد به دو شرط: یکی شرکت مردم در وسیعترین تحریم ممکن انتخابات و دیگری، توانائی بدیل مردم سالار ، از راه مراجعه به وجدان جهانی، بر ناگزیر کردن دولتهای امریکا و اروپا به پذیرفتن این حق که ابتکار عمل از آن مردم ایران و بدیل مردم سالار است و باید باشد. ب – در صورتی که موفق نشوند و آقای هاشمی رفسنجانی بتواند خود را تحمیل کند. و در رابطه با امریکا، از الگوی قذافی پیروی کند، در درون زیر دو فشار قرار میگیرد: مافیاهای نظامی- مالی و دستگاه ولایت مطلقه فقیه که آلت فعل این مافیاها است و فشار بدیل مردم سالار که به ضرورت بزرگ میشود و مردم. باز، در صورتی که تحریم بغایت وسیع باشد، با توجه به انحطاط دو رأس دیگر مثلث زورپرست، کشاکشهای درونی رژیم وسعت و شدت و شتاب خواهد گرفت . فرض سومی هم بنظر گروههای سیاسی در درون کشور رسیده است و آن، ناگزیر شدن رژیم به باز کردن فضای سیاسی، پیش از انتخابات ریاست جمهوری، است. اما این فرض موضوع پرسش شما نیست و با این حال، در پاسخ به پرسش دوم شما، می پردازم :
|