|
سازماندهي و مديريت :بهتر است از پروژه اتمی صرفنظر كرد
|
|
|
کاظم علمداری - نويسنده و جامعه شناس
|
|
صفحه 3 از 4
پاسخ سؤال سوم: باید خواست ها را از واقعیت ها جدا کرد. اینک من و شما چه میخواهیم با آنچه میتواند رخ دهد و ممکن است لزوماً یکسان نیست. من عقیده دارم که جامعه ایران مانند حکومت آن پراگماتیستی عمل میکند. هما نگونه که در مقالهای پس از انتخابات مجلس هفتم، و در توضیح دلایل شرکت نسبی مردم در انتخابات مجلس نوشتم (آن مقاله در چند نشریه از جمله در روزنامه شرق در ایران چاپ شد) در مناسبات پراگماتیستی، مردم سود و زیان خود را در نظر می گیرند نه اصول عقیدتی و ایدئولوژیک را. کما اینکه در انتخابات شوراهای شهر و روستا و انتخابات مجلس هفتم نیز چنین کردند. در انتخابات ریاست جمهوری نیز اگر اپوزیسیون کاری فراتر از تحریم منفعلانه نکند اتفاق دیگری جز آنچه در دو انتخاباب پیشین رخ داد روی نخواهد داد. یعنی در یک انتخابات بی رونق حد اکثر وضعیت کنونی ادامه می یابد. زیرا در صدی از مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد و در نبود سیاست روشن مخالفان، و مهم تر از همه نبود تشکیلات نوین و رهبری و مدیریت سیاسی بطوز طبیعی یکی از کانیداهای نظام با درصدی پائین تر از گذشته برنده خواهد شد. با توجه به توضیحاتی که در پاسخ به سؤال اول شما دادم جامعه از مرحله انتخاب بد از بدتر عبور کرده است و بیشتر پراگماتستی عمل میکند. یعنی برایش چندان مهم نیست که آن کاندیدای بد هم انتخاب شود. مهم این است که چه کسی می تواند مشکلاتاش را حل کند. نسل جوان بر خلاف نسل من و شما، خوب یا بد، به دنبال آرمان و ایدهآلها نیست و ایدئولوژیک عمل نمیکند. اگر اپوزیسیون جمهوریخواه از تشکیلاتی جدی و نوین برخوردار می بود میتوانست انتخابات بیرمق ریاست جمهوری را، حتا در شرایط اعمال نظارت استصوابی، به رفراندوم تعیین کنندهای بدل سازد. اما در شرایط پراگندگی مفرط نیروهای اپوزیسیون، و وچود ادعاهای بی پایه رهبری طلبانه بسیاری از افراد و گروه ها، و آرمان گراییها، و خود محور بینیها تشکیلات قابل توجهای در ایران به سادگی شکل نخواهد گرفت. مشکل نخبه کشی در فرهنگ ایرانی مزید بر علت شده است. کسانی هم کارشان این است که نگذارند دیگران رشد کنند، چون میدانند خودشان در آن قد و قواره نیستند که جامعه پسند باشند. به نظر من فراخوان رفراندوم خود فرصتی بود و هست که اپوزیسیون صاحب تشکیلات نوین و مدیریت و رهبری شود، ولی عدم همکاری و حتا سماجت برخی در تخریب آن، و ایجاد شک و شبهه و بد بینی در میان مردم، ادامه کار را دشوار و این حرکت را کند کرده است. تجربه نشان خواهد داد که مخالقان فراخوان رفراندوم قادر نخواهند بود گره سیاسی ایران را از طریق دیگری بگشایند. هیچ خواستی اساسیتر و همگانیتر و دمکراتیکتر از رفراندوم وجود ندارد که اپوزیسیون حول آن تجمع یابد. با شکست اصلاح طلبان دولتی و غلبه جو ناامیدی و بد بینی نسبت به سیاستمداران، خواست رفراندوم میتواند به ناامیدی جامعه نیز پایان دهد.
|