header image
 
سازمان‌دهي و مديريت :بهتر است از پروژه اتمی صرفنظر كرد چاپ
کاظم علمداری - نويسنده و جامعه شناس   
رفتن به
سازمان‌دهي و مديريت :بهتر است از پروژه اتمی صرفنظر كرد
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
نیروهای سیاسی "رادیکال" برای توجیه سیاست انفعالی خود، انتخابات را نمایشی می‌دانستند بی آنکه راه حلی به مردم نشان دهند که با تمایلات جامعه بخواند. تمام واقعیت‌های سال‌های گذشته نشان داد که انتخابات نمایشی نبود، بلکه غیر دمکراتیک و باز حذف علنی اپوزیسیون بود.

پاسخ سؤال اول‌:
رقابت انتخاباتی در ایران نمایش نیست، و نبردی هم میان جناح ها نیست. نباید وضعیت را سیاه و سفید و مطلق دید که اگر نبرد جناح ها نیست پس نمایش است و اگر نمایش نیست پس جنگ و جدال و نبرد است. ولی شک نیست که افراد اصلی نظام می کوشند که آنرا به نمایشی که نتیجه آن را پیشاپیش به سود خود تعیین کنند تبدیل نمایند. این خواست که در گذشته عملی بود امروز دیگر عملی نیست. در سطح رهبری رده اول مثل رفسنجانی و خامنه‌ای نیز راه حل یکسانی ندارند. زیرا سیاست آن دو نیز برای حل بحران  و آینده نظام یکسان نیست. یکی بحرانی‌تر شدن وضعیت ایران را خطرناک ارزیابی می‌کند و مععتقد است که نمی‌توان تحولات جهانی را نادیده گرفت و باید از بحران آفرینی‌های بیشتر پرهیز نمود، برعکس دیگری بحران را هم‌چنان عامل بقای نظام می‌داند و می‌کوشد در خارج از ابران برای غرب بحران و مشغله‌های سیاسی و نظامی بسازد .
به دلیل نا بسامانی وضعیت ایران و بن بست سیاسی، رقابت‌های درون حکومت جدی‌تر شده و مدعیان حل مشکلات نیز تعدادشان بالا رفته و تمرکز قدرت که همه گوش به فرمان رهبری باشند به مراتب کاهش یافته است. نه تنها جناح راست چند پاره شده است، اصلاح طلبان حکومتی نیز دو کاندیداهای جدی مخالف هم را در برابر هم قرار داده‌اند. اینها نمایش نیست و البته نبرد هم نیست، زیرا سر آخر همه آنها هنوز به چگونگی حفظ نظام می‌اندیشند تا منافع مردم. از میان این چند پارگی و جامعه کلافه شده، و بی لیاقتی اصلاح طلبان و جدا افتادن آنها از مردمی که به آنها اعتماد کرده بودند ممکن است بار دیگر همه به رفسنجانی روی آورند. حتا اگر رفسنجانی هم به مقام ریاست جمهوری برگردد، رفسنجانی سابق نخواهد بود. چون مشکلات امروز مشکلات سابق نیست. او می‌آید که ملاهای خشک مغزرا مهار کند، با غرب کنار بیاید، با رفرم اجتماعی راه دمکراسی را ببندد و مسیر مخاطرات پیش بینی نشده برای جمهوری اسلامی را ببندد. به هر حال جمهوری اسلامی از وضعیت دو قطبی خود خارج شده، نه تنها یک دست نشده، بلکه چند قطبی شده است.
جامعه و حکومت وارد مرحله دیگری از تحول در ایران شده‌اند. دوره اصلاحات حکومتی پایان یافته است. اصلاح طلبان حکومتی این واقعیت را درک نمی‌کنند، و یا نمی‌خواهند بپذیرند، چون به سودشان نیست. آنها سیاست نظارت استصوابی محدود اگر شامل خودشان نشود، را می‌پسندند. آنها حتا در این دوره رد سیاست استصوابی را شرط شرکت خود در انتخابات نکرده‌اند. بلکه به دنبال کاندیداهای لاغرالجثه‌ای رفته‌اند که از سوراخ شورای نگهبان رد شود. من در یکی ازمقاله‌های خود در پشتبابانی و توضیح ضرورت فراخوان رفراندوم که در سایت "ایران امروز" در چند ماه پیش انتشار یافت، نوشتم:  "عمر قدرت دوگانه، اصلاح طلبان در برابر محافظه کاران، در ایران به پایان آمده و شرایط دگرگونه شده است. این البته به معنای پایان قدرت چند ستونی و تعدد مراکز و باندهای قدرت، که حول ولی فقیه حلقه زده‌اند و همگان از یک جنس‌اند، نیست." انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم اگر چه نمایش نیست، ولی هم‌چنان رقابتی است میان خودی‌ها با پیش شرط حذف غیر خودی‌ها و خودی‌های نخاله!  اصلاح طلبان مدعی "ایران برای همه ایرانیان" باز به این شرط تن داده‌اند. این نشان می‌دهد که این شعار آنها تو خالی است. این دوگانگی آنقدر پیچیده نیست که مردم آنرا نفهمند.
تا به حال نیروی اپوزیسیون اصلاح طلب خارج از حکومت راهی جز پشتیبانی از کاندیدای جناح اصلاح طلب دولتی در برابر جناح انحصارگر که باند‌های ترور و وحشت در آن لانه کرده‌اند، نداشت. این سیاست تا دور دوم انتخاب محمد خاتمی درست بود. زیرا نخست مخالفان جمهوری اسلامی کاندیدای مستقلی نداشتند، و دوم، اصلاح طلبان حکومتی هنوز لگان لگان در برابرسیاست و قوانین سر کوبگرانه خط راست می‌ایستادند، سوم مردم با راه اصلاحات تدریجی و کم هزینه موافقند و اصلاحات طلبان دولتی آنرا انجام می‌دادند. بی توجهی به این واقعیت ها نشان از تحلیل نادرست و اشاعه  انفعال سیاسی در جامعه بود. نیروهای سیاسی "رادیکال" برای توجیه سیاست انفعالی خود، انتخابات را نمایشی می‌دانستند بی آنکه راه حلی به مردم نشان دهند که با تمایلات جامعه بخواند. تمام واقعیت‌های سال‌های گذشته نشان داد که انتخابات نمایشی نبود، بلکه غیر دمکراتیک و باز حذف علنی اپوزیسیون بود. امروز عمر این دوران بسر آمده است، بی آنکه هنوز جمهوری خواهان دمکرات بدیل مستقلی داشته باشند و یا بتوانند در انتخبات آتی نقش جدی و تعیین کننده‌ای ایفا کنند. اما تفاوت امروز با سال‌های گذشته در نگرش و انتظار مردم از اصلاح طلبان و کسب تجربه اتکا به تحول از درون نظام نهفته است. با شکست اصلاح طلبان دولتی مردم بطور وسیع قانع شده‌اند که تحول از درون نظام دیگر ممکن نیست. این یکی از مهمترین شرایط طرح درست خواست رفراندوم در این زمان است که متأسفانه گروه‌هایي از چپ و راست آنرا نگرفته‌اند. شرایط کنونی وظیفه دیگری را در برابر نیروهای جمهوری خواه مدافع دمکراسی قرار داده است. باید دید آیا این نیروها با درک درست از شرایط کنونی توان شکل دهی بدیل مستقلی را دارند و یا هم‌چنان در دنیای ذهنی خود و ایده‌آل‌ها و اتوپیاهای دور از دنیای واقعی پراکندگی‌شان را ادامه می‌دهند، یا در چرخه افکار سیاست سنتی خود و تنزه طلبی هم‌جنان دور خود می‌چرخند و با مردم کوچه و خیابان کاری ندارند. بهر حال بدون سازماندهی نوین، مخالفان هم‌چنان در نقطه صفرند. با سازماندهی سنتی، حداکثر هم تیپ و قیافه خود را می‌توانند جمع کنند، نه مردم عادی را.  خواست رفراندوم از توان سازماندهی نوین مخالفان نظام اسلامی نیز برخوردار است.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.