|
شکافبندیهای درونی همچنان ادامه خواهد داشت.
|
|
|
مهرداد مشایخی - جامعه شناس سياسي و عضو شوراي همآهنگي اتحاد جمهوريخواهان ايران
|
|
صفحه 1 از 3 شرکت در انتخابات غیرآزاد کنونی، حتا اگر با نیت افشاگری از حکومت انجام شود، درمجموع ضرری بیش از نفع خواهد داشت.
پاسخ اول: نظام سیاسیای که از دل انقلاب 1357 بیرون آمد از همان ابتدای امر مبتنی بر جناحهای گوناگونی بود که دارای تفاوت دیدگاهها و گاه تضاد منافع بودند. ایدئولوژی «اسلام سیاسی» و رهبری کاریزماتیک آیتالله خمینی پوششهائی بودند که در کوتاه مدت به متحدالشکل جلوه دادن حاکمیت کمک میکردند؛ با این حال هیچیک قادر به نامرئی کردن «جناحبندیها» نبودند. ابتدا جبهه ملی و نهضت آزادی و بنیصدریون از بلوک قدرت جدا شدند و اندکی دیرتر هواداران آیتالله منتظری و چپگرایان اسلامی به کنار رانده شدند. اصلاحطلبان حکومتی نمونه اخیر این فرایند تجزیه درون بلوک قدرت است و مسلما ً آخرین آن نخواهد بود؛ فرایند بازتولید شکافبندیهای درونی همچنان ادامه خواهد داشت. این جناحبندیها معلول عوامل گوناگونی بوده و هستند. ازجمله، تفاوت منافع طبقاتی، قشری، محفلی، گروهی، نظری (قرائتهای گوناگون از اسلام)، برخورد به مسائل روز داخلی یا جهانی و نظائر آن. صرفا ً چنین نیروهای افراطی سیاسی درون طیف اپوزیسیون «ترجیح دادهاند» که بجای دقت در این دقائق، حاکمیت را یکپارچه و باصطلاح «سروته یک کرباسی» ارزیابی کنند. ازجمله چپگرایان مارکسیست انقلابی، مجاهدین، سلطنت طلبان و نظائر آن. این گروهبندیها به نادرست میپندارند که درصورت پذیرش تفاوتهای جناحی ناچار به «مماشات طلبی» و «سازشکاری» خواهند شد. برای نمونه، اینها حتا از کاربرد واژه «اصلاح طلبان» اسلامی وحشت دارند و معمولا ً آن را درون گیومه و یا با پیشوند «به اصطلاح» بکار میبرند! معمولا ً چنین نگاههای افراطی همواره به انتخابات ایران به صورت «خیمهشب بازی» و ابزاری برای «سرگرم کردن» مردم نگریستهاند و بس. به دلائلی که برمن نامعلوم است آنها میپندارند که با پذیرش تضادهای درونی حاکمیت و بازتاب آن در جریان انتخابات این نیروها (مخالفان) ناچار به شرکت در بازی انتخاباتی و سمتگیری با یکی از جناحهای حکومتی خواهند بود! بهررو، به باور من حاکمیت همواره تلاش کرده و میکند که به انتخابات ظاهری پلورالیستی و دموکراتیک بدهد و از این طریق ضریب مشارکت مردم را افزایش دهد. ولی این تلاش فرصت طلبانه حکومتگران به معنی نادیده انگاشتن تضادهای واقعی که درحال حاضر میان گروهبندیهای سیاسی متفاوت درون طیف اقتدارگرا ـ محافظهکار و همچنین مابین این طیف و طیف اصلاحطلب اسلامگرا وجود دارد نمیباشد. مهمترین زمینههای این تفاوتها، برپایه ارزیابیهای نظری گوناگون از موقعیت جامعه در مواجهه با مشکلات همهجانبهای قرار دارد که پایههای حکومتگران را به لرزه درآورده است. به عنوان مثال، چگونگی برخورد با آمریکا، ضرورت اصلاحات سیاسی، خصوصی سازی اقتصادی، درجه وفاداری آنها به برنامههای اتمی، سختگیریهای مسلکی نسبت به زنان و جوانان از جمله مبرمترین مسائلی هستند که حکومتگران را سخت درگیر یافتن «راهحل»هائی که آنها را از مخمصه کنونی نجات بخشد، کرده است. بنابراین پرسش اساسی آن نیست که آیا انتخابات بیان چالشی واقعی میان جناحها هست یا نه. بنابراین پرسش آنست که این میزان از تضاد به راه حلی مناسب میانجامد.
|