|
هلمت احمديان - عضو كميته مركزى حزب كمونيست ايران و سردبير نشريه جهان امروز
|
|
صفحه 3 از 3
پاسخ سوم و چهارم: بدواً بايد روى اين مسئله تاكيد كرد، كه اگر در يك جامعه متعارف رجوع به نظرسنجى و آراء مردم به نسبت بالايى موقعيت جريانات سياسى را در جامعه نشان مىدهد، اما اين قاعده در جامعهي ايران صادق نيست. حق رأى در جامعهي ايران، از قبل در سيستم رأىگيرى درون اين جامعه از مردم سلب شده است. لذا مراجعه آمارى به آرا به مثابه رأى صرف، معنايى ندارد. آنچه در اين رابطه حائز اهميت است، تعابير و بهرهبردارى سياسى از اين مسئله، چه از سوى رژيم و چه از طرف اپوزيسيون بورژوايىاش است. به اهداف رژيم قبلاً اشاره كرديم و تا آنجا كه به اهداف اپوزيسيوناش برمىگردد، ما آشكارا بىآلترناتيويى آنها را در اين عرصه هم مىبينيم. تلاش براى اثبات عدم مشروعيت رژيم كه در گذشته مىتوانست راديكالترين گزينه طيفهايى از آنها باشد، از آنجا كه به زعم آنها اين عدم مشروعيت مدتهاست حاصل شده اكنون جايگاهى ندارد و خود آنها را هم بر نمىتابد. و اگر طيفهايى از آنها در نهايت در انتخابات هم شركت كنند، صرفاً به اين دليل است كه قطبى شدن جامعه را در شرايطى كه خود آنها بىآلترناتيو هستند، خطرناك مىدانند. در مورد برخورد مردم به "انتخابات"، ارزيابى من، شركت قابل ملاحظه مردم در اين مضحكه انتخاباتى نيست. چه شركت قابل ملاحظه مردم در انتخابات دو خرداد 76 و چه عدم شركتشان در انتخابات شهر و روستا، هر دو با اهدافى كاملاً سياسى صورت گرفت و پيامهاى قابل فهمى در آنها مستتر بود. اكنون اين فاكتورها به ميزان زيادى رنگ باخته است. نكتهاى كه شما در سؤالتان به آن اشاره كردهايد يعنى «ابراز مخالفت با يك جريان و يا براى دفع شر بزرگتر» به عنوان عاملى براى تاثيرگذارى و كشاندن مردم براى رأى دادن نيز، اين بار زياد عمل نمىكند. چرا كه در داخل اكنون ميدانى به سياق گذشته براى «شر»هاى كوچكتر نمانده و اگر هم مانده باشد مردم توهمى به آنها ندارند. و اگر كسانى هم كه من آنها را گرايشات «امكان گرا» مىنامنم و اميد ناجى شدن آمريكا را براى دفع شر جمهورى اسلامى در سر مىپرورانند به نظر نمىرسد، با رأىشان به رژيم اعتبار ببخشند چون اين با اميد و آرزويشان همخوانى ندارد. با توجه به همه اين فاكتورها و با توجه به تنفرى كه مردم از رژيم جمهورى اسلامى دارند، تصور من اين نيست، كه مردم به شكل بارزى در مضحكهي اين بار رژيم كه حتا ليبرالهاى درون حكومت هم از آن دل كندهاند، شركت كنند. مردم اكنون به وضوح بيشترى دريافتهاند كه اين بازىها ربطى به مردم و منافعشان ندارد. آنچه وظيفه ماست، افشاى جار و جنجال و ترفندهايى است كه گردانندگان اين نوع شعبدهبازىها معمولاً مىخواهند در اين فرصتها پيش ببرند. گرم نگه داشتن تنور انتخابات اگر چه ناناش براى مردم نباشد، عليرغم هر تحليلى كه از مهم بودن يا نبودن آن داشته باشيم، براى رژيم مهم است. آنها مىكوشند به هر اندازه كه برايشان مقدور باشد، مردم را پاى صندوقها بكشانند، از حضورشان عكس بگيرند و بعد به حسابشان نياورند. ما بايد از همه امكاناتمان براى خنثى كردن اين سناريو جلوگيرى كنيم و به مردم بگوييم كه تنها راه خلاصى از شر جمهورى اسلامى و شرى كه در بهترين حالت آمريكا مىخواهد با كمك به استقرار نوع ملايمترى از نوع جمهورى اسلامى در افغانستان و اينك عراق دارد پياده مىكند، به هيچ يك از خواستها و آرزوهاى آنها پاسخ نمىدهد. آزادى و رفاه و حقوق اجتماعى و انسانى مردم با حضور مستقل و متحدانهي مردم كارگر و محروم و زحمتكش جامعه حاصل مىشود و اين روندى است كه بارقههايش را به صورت اعتراضات رو به گسترش كارگرى، به صورت تلاش پيشروان جنبش كارگرى براى بهرهمندى از تشكلهاى مستقل خود، به صورت اعتراضات معلمان، پرستاران و جوانان و مردم آزاديخواه و به ستوه آمده بر عليه رژيم به بهانههاى مختلف هر روزه شاهد هستيم. كمك به ارتقاى اين روند آلترناتيو ماست.
۲ مارس ۲۰۰۵
|