|
باربد طاهری
|
|
سینمای زیر زمینی در ممالک مختلف جهان، تعاریف متفامتی دارد. مثلاً هم اکنون که در امریکا فستیوالی از سینمای زیر زمینی قرار است برگزار شود که در حقیقت به معنای سینمای جدا از معیارهای استودیوها است، نوعی سینمای مستقل تعریف می شود؛ در حالی که این معنا در کشورهای دیکتاتوری و زیر سلطه ی حکومت های ایدئولوژیک، معنای دیگری دارد. معنای آن سینمای تعرض، سینمای افشاگر، و سینمای جدا از معیارهای سانسور حکومتی است. ما هم سینمای زیر زمینی ایران را از این دست میدانیم. از سال 2004 به این سو تلاش گروهی از فیلمسازان و فعالین اجتماعی در تبعید، و ما «بنیانگزاران سینمای زیر زمینی» بر این است تا با یاری و همراهی با فیلمسازان و دانشجویان سینمایی در ایران، امکان تهیهی فیلمهایی را به صورت مخفیانه برای آنان فراهم کنیم؛ سپس با خروج این فیلمها چه به صورت خام و چه به شکل ندوین شده، در نمایش آنها در مجامع مختلف بینالمللی، دانشکاهها، مراکز فرهنگی و مجامع حقوق بشری، بکوشیم و تصویری راستین از آنچه در جامعه سانسور زده و پلیسی ما میگذرد را به نمایش بگذاریم. سینمای زیرزمینی، فقط فقر و ناهنجاریهای اجتماعی را به تصویر نمی کشد، بلکه، ریشه اصلی آنرا که همانا ساختار اقتصادی نظام حکومتی است، تصویر می کند. در این نوع سینما، برخلاف سینمای رسمی حکومتی که به دنبال تحکیم و تولید سیاستهای حاکمیت است، دوربین همراه و همسو می شود با مبارزات و مطالبات مردم محروم؛ و قد علم میکند در مقابل تصویری که حکومت قصد دارد به جامعه ارائه دهد. در چارچوب قوانین رسمی سینما، سینماگر ناگزیر است یا با اهداف حکومت همسو شود و یا اگر تن به تسلیم ندهد، در پشت درهای سانسور منتظر بماند؛ و نیرو و توانش را سانسور از بین ببرد. در این شرایط خفقان، راه دیگری نیست جز این که فیلمساز به سینمای زیر زمینی روی آورده و مخفیانه فیلم بسازد؛ تا جوهر اعتراضاش را برای حفظ حرمت هنر، در رگ و پی سینما تزریق نماید. در این رابطه می توان به صورت مستند، روی بسیاری از موضوعاتِ اجتماعی کار کرد. از جمله روی مسایلی چون: خرید و فروش کودکان، فروش دختر بچهها در بازار سکسِ کشورهای همسایه توسط باندهای حکومتی، و غیره... طبق آمار روزنامههای دولتی ایران، روزی 40 دختر ایرانی فقط در کراچی پاکستان به فروش میرود. باندهای قاچاق از طریق فروش دختر بچهها در بازار سکسِ کشورهای منطقه، در سال بیش از دو میلیارد دلار سود می برند. هم چنین راجع به خود سوزی و خود کشی جوانان که آمارِ وحشتناکی دارد. طبق آمار روزنامههای دولتی ایران، بیشتر کسانی که دست به خودسوزی و خود کشی میزنند را، دختران محروم و دانشجو تشکیل می دهند. هم چنین تهیهی عکس و ف5یلم از صحنهی اعدامهای علنی، شلاق زدنهای جوانان در معابر عمومی. تهیهی عکس و فیلم از حرکتهای اعتراضی. این کارها میتواند سندی باشد در افشای فیلمهای دولتی که با هزینهای کلان به فستیوالها راه مییابند. مسلم منصوری که یکی از پایهگزاران سینمای زیر زمینی ایران است، فیلمهایی در بارهی وضعیت زندگی زنانِ تن فروش به نام «گور نبشته»، زندگی زنان جنگ زده به نام «اتوپیا»، و «محاکمه» در بارهی سانسور در سینما و ادبیات ساخته است. در ضمن سه فیلم «شاملو شاعر آزادی» و «کلوزآپ لانگ شات» و «سیاهی لشگر سینما»ف در سالهای 2003 تا 2006 در بیش از 50 فستیوال بینالمللی فیلم و نزدیک به 160 مجمع بینالمللی در اروپا و امریکا و امریکای لاتین و کانادا به نمایش گذاشته است. هم چنین اکثر انجمن های مدافع حقوق زنان و نهادهای دانشگاهیِ دنیا برای مبارزه با ستمگری علیه زنان و نشاندان شرایط تأسف بار زن ایرانی، این فیلمها را نمایش، دادهاند. فیلم «کلوزآپ لانگ شات» در فستیوال تورین ایتالیا، جایزه بینالمللی منتقدان سینمایی را نصیب حود کرد. و فستیوال های برلین و آمستردام و فیلم رئال فرانسه، از آن تقدیر کردند. فیلم «محاکمه»، جایزه بهترین فیلم را در بخش فیلمهای بینالمللی هستیوال ترابیکا در نیویورک و موویآیز در روسیه را از آن خود کرد. فیلمسازانی چون مایکلمورو برناردو برتولوچی آن را تحسین کردند. بسیاری از روزنامههای اروپایی و امریکایی راجع به این فیلم، مطالبی را نوشتند. حتا روزنامههای حکومتی، «کیهان»، «ایران» ، «همشهری» و روزنامهی «انصار حزبالله» به نام «یا الثارات»، خبر ساخت این فیلم ها را انتشار دادند و نسبت به آن موضعگیری کردند. نمایش موفق این فیلمها در فستیوالها و مجامع مختلف، گواه بر این است که بزعم زدو بندهای جمهوری اسلامی با مقامات بسیاری از فستیوالها برای ارائه و تبلیغ محصولات سینمایی خود، اگر فیلمهایی مخفیانه ساخته شوند و خواستهها و مطالبات واقعی مردم را تصویر کنند، جای رشد و امکان نمایشِ گسترده خواهند داشت. ضمن این که میتوانند یاری دهندهی مبارزاتی باشند که در بطن جامعه برای بدست آوردن خواستههای انسانی جریان دارد. بعد از فیلمهای مسلم منصوری، ساخت اینگونه فیلمها در ایران کم و بیش ادامه پیدا کرده و توسط افراد دیگری دنبال می شود. تاکنون چند فیلم از این دست در خارج از کشور پخش شده است. اما سینمای زیر زمینی ایران با دو مشکل عمده روبروست: یکی مشکل امنیتی است که ساخت اینگونه فیلمها در ایران برای فیمساز خطراتی را به همراه دارد. لیلا قبادی و پیام اللهیاری که با سینمای زیرزمین ایران همکاری می کردند، بعد از مدتی از ایران خارج شدند و در خارج به صورت پناهنده زندگی میکنند. هنوز هم در کمک به سینمای زیر زمینی فعالانه شرکت دارند. در سال 2005، مونا ملاخانی در تهران هنگام فیلمیردای دستگیر می شود و تا کنون بلاتکلیف در زندان به سر میبرد. مشکل دیگری که سینمای زیر زمینی ایران با آن رئبروست، مشکل کالیسا. علیرغم تمام این خطرات و مشکلات، دستگیری و زندان، بسیاری از دانشجویان هنر، به فیلم سازی مخفیانه روی آوردهاند. ولی آنها از حمایتهای مالی تهیه کنندگان برخوردار نیستند و آنها برای تهیه یک فیلم مستند با دشواریهای بسیار روبرو هستند. ولی هم چنان چایمردی جوانان علاقمند به شرافت هنر و مبارزهی مردمی علیه ستم جاری، سینمای زیر زمینی تداوم دارد. هر چند سینمای زیر زمینی در ایران با دشواریها و شور بختیهای بسیار روبروست اما، ما مصمم هستیم تا این حرکت، بی پشتوانه نماند و در تهی دستی از نفس و توان باز نماند. تلاش ما بر این است که بتوانیم در خارج از کشور، در کنار فیلمسازان درونمرز قرار بگیریم تا به هر صورت ساخت فیلمهای مخفیانه تداوم یابد و خواستهای مردم زحمتکش و ستمدیده ما برای دستیابی به یک زندگی انسانی و آزادی، توسط دوربین فیلمبرداری به تصویر کشیده شود. در خاتمه جای آن دارد که از نیروهای ازادیخواه و متعهد به اصول آزادیِ بیان و اندیشه بخواهیم که به جای تنها اظهار تأسف کردن و به جای این که در خطوط تلویزیونی- برای ارضای وجدان خود- شعارهای مبارزاتی سر دادن، به یاری عملی با این حرکت هنری و مبارزاتی برویم. بیایید هنرمندانِ متعهد را حمایت کنیم تا سندی ماندگار بر جای ماند.
|