header image
 
جنگ لبنان‏ چاپ
ژیلبر آشکار ‏Gilbert Achcar / ترجمه ی: بهروز عارفی   
رفتن به
جنگ لبنان‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4

۱- کشتی مقاصد امپریالیستی آمریکا در حال غرق‏

با گذشت هر روز، بیش از پیش، حامیان طرح ‏امپراطوری دولت بوش در خاورمیانه، کشتی در ‏حال غرق آمریکا را ترک می کنند. کمترین ‏تردیدی نیست که پیش بینی های قبلی ‏بسیاری از ناظران به واقعیت می پیوندد. تاریخ ‏به یقین دولت بوش را به عنوان ناشی ترین ‏گروهی ثبت خواهد کرد که سکان کشتی ‏امپراطوری آمریکا را در دست داشت.‏

هم اکنون، بوش و وردستانش به عنوان ‏گورکنان بلندپروازی های امپریالیستی ایالات ‏متحده پس از جنگ سرد، در حافظه جمعی ‏ثبت شده است. آنان با جسارتی بی نظیر، آن ‏شرایط مساعدی را که امپریالیسم آمریکا از زمان ‏فروپاشی دیگر قدرت بزرگ جهانی در سال ‏‏1989 به دست آورده بود، به هدر دادند.  آنان ‏فرصت منحصر به فرد تاریخی ای را ازدست ‏دادند که کراتامر (واشینگتن پست) در سال ‏‏1990، عنوان «لحظه تک قطبی» به آن داده ‏بود. (به ضمیمه مراجعه کنید) اما، اینان ‏نتوانستند از این شرایط بهره برداری درست ‏کنند، چرا که دقیقاٌ به غروری امپریالیستی مبتلا  ‏
هستند که  از خصوصیت های کراتامر، ‏فریدمن و نظایر آنهاست.مقاله اصلی مجله ‏‏«تایم» (دریکی از شماره های پیش از جنگ
جدید اسرائیل در لبنان)، با صحبت از «پایان ‏دیپلماسی کابوی» به این واقعیت بدیهی اشاره ‏می کرد که «دکترین بوش در مکان اصلی که ‏ایالت متحده در پی تحققش بود، با شکست ‏مواجه شد». مقاله اضافه میکند: «هرچند کاخ ‏سفید به روشنی تصمیم بوش برای جنگ در ‏عراق را نفی نمی کند، لیکن برخی از همکاران ‏او اکنون می پذیرند که این جنگ از زاویه منابع ‏نظامی، حمایت مردمی و اعتبار بین المللی برای ‏آمریکا گران تمام شده است. دولت بوش در ‏حالی که با بحران های دیگری نیز روبروست، هر ‏روزه هم بهای آن را می پردازد. در شرایطی که ‏ایالات متحده در جستجوی راه خروجی برای ‏مسئله عراق است، ادامه سیاست خارجی ‏تهاجمی به صورتی که دکترین بوش تکوین ‏کرده، تقریباٌ غیرممکن شده است. در سراسر ‏جهان، متحدان و نیز رقبای ایالات متحده به ‏مشکلات این ابرقدرت واقف بوده و اغلب در حال ‏بهره گیری از این شرایط هستند. هر چند ‏سرنگونی صدام حسین نقطه اوج استیلای امریکا ‏بود، اما از سه سال پیش، شاهد تضعیف فزاینده ‏توانائی واشینگتن در تسلیم جهان به اراده ‏خویش بوده ایم. (1)‏
نویسندگان مقالات مورد استناد، انتقادات خود ‏را چنین طرح می کنند: «میتوان عراق را نه تنها ‏به عنوان نخستین بلکه شاید آخرین آزمایشگاه ‏جنگ بازدارنده به حساب آورد، و این امر در ‏حال تحقق یافتن است. مشکلات ناشی از اشغال ‏عراق، نه تنها موجب انصراف رهبران تهران یا ‏پیونیانگ، در دست یابی به سلاح هسته ای ‏نشد، بلکه موجب تشویق آنان نیز گردید و علاوه ‏برآن،  از  توان نظامی آمریکا در وادار آن ها به ‏انصراف هم بسیار کاست.».‏
این ملاحظات تلخ مقاله تایم، با نوعی ‏امیدواری نیز همراه بود که همخوانان وسیعی از ‏متحدین، دولت های همدست و دیگر دست ‏نشاندگان آمریکا نیز به آن اعتقاد داشتند. همه ‏آن ها امیدوار بودند که با خروج نومحافظه کاران ‏برجسته از دولت بوش، جهت گیری جدیدی در ‏سیاست خارجی دولت آمریکا بوجود خواهد آمد، ‏دولت اسرائیل یک استثنای چشمگیر بود..  ‏تغییر برخی مهره ها در دولت بوش پس از ‏انتخاب مجدد وی، به رغم خروج «رئیس واقع ‏بین ها» کولین پاول، که البته نفوذ بسیار ‏محدودی در دولت داشت، در واقع مهر تاییدی ‏است بر «افول محافظه کاران».  دو سال پیش ‏چند تن از هواداران کلینتون این واقعه را پیش ‏بینی کرده بودند.(2)‏
با همه این حرف ها، آنچه نویسندگان مجله ‏تایم، به عنوان خاتمه دوران «دیپلماسی ‏کابوی»اعلام کردند، («یک جهت گیری جدید ‏استراتژیکی بواسطه نفوذ فزاینده وزیر خارجه، ‏کوندولیزا رایس کاملاٌ مشهود است»)، با فاصله ‏کمی پس از انتشار این مقاله، در پرتو حوادث ‏بعدی، آنگاه که اسرائیل خشن ترین تجاوز خود ‏را شروع کرد، مسجل شد که خوش خیالی بیش ‏نبوده است. صرفاٌ دیپلماسی کابوی مردانه ‏‎ ‎Cow-boyجایش را به یک سیاست کابوی ‏زنانه ‏Cow-girl‏ کاملاٌ یکسان داده است.‏
گرچه این واقعیت است که کوندولیزا رایس با ‏مهارت، ظاهر سیاست خارجی دولت بوش را ‏بزک کرده، اما هیچ تغییر محسوسی بصورت ‏عینی پدید نیامده است. رایس به عنوان رکن ‏اصلی دولت، دچار همان جنون عظمت، همان ‏بلند پروازی های مفرطی است که بقیه دست ‏اندرکاران دولت بوش بدان دچارند. ماموریت ‏رایس در رأس وزارت خارجه حکومت دوم بوش، ‏پیش از هر چیز، تعمیر کشتی سوراخ شده ‏سیاست خارجی است. و این ماموریتی است ‏کاملاٌ غیرممکن. این کشتی، بطرز اجتناب ‏ناپدیری در حال غرق در آب های تیره مرداب ‏سیاه عراق است.‏
از دست دادن کنترل عراق
‏«مافوق ابرقدرت» آمریکا که توانائی غلبه بر هر ‏ارتش عادی کره زمین را دارد – با بودجه نظامی ‏بیشتر از بودجه نظامی دویست دولت باقی مانده ‏جهان و با بودجه نظامی بیشتر از تولید ناخالص ‏داخلی همه کشورهای جهان باستثنای 14 ‏دولت – یک باردیگر در تاریخ معاصر ثابت کرد ‏که از مهار مردم شورشی ناتوان است. از تمام ‏تجهیزات پیشرفته کشتار و سرکوبی که پنتاگون ‏‏(وزارت«دفاع» آمریکا) در اختیار دارد، کار ‏چندانی بر نمی آید. برای کنترل مردم، حضور ‏نیروی نظامی ضروری است. در این زمینه صنایع ‏نظامی  نمی تواند به آسانی جای انسان را بگیرد. ‏به همین دلیل، دیکتاتورها در این مورد نسبتاٌ ‏راحت اند، زیرا آن ها می توانند به میل خود ‏مردم کشورشان را بسیج کرده و از پرداخت ‏بهای گزاف انسانی و مرگ شمار زیادی از ‏سربازان شان واهمه ای ندارند.‏
ایالات متحده قادر نشد بر ویتنام دست یابد، ‏در حالی که نسبت سربازان اشغالگر به اهالی ‏محلی ویتنام، به مراتب بیشتر از آن در عراق ‏بود. با تمام این اوضاع، تعداد سربازان آمریکا به ‏نسبت زمان جنگ ویتنام و پایان جنگ سرد، ‏کاهش اساسی داشته است. پنتاگون که از ‏روحیه خاص دوران سرمایه داری دوران ‏اتوماتیزاسیون الهام می گیرد، تصور کرد که می ‏تواند با تسلیحات پیشرفته، جای منابع انسانی را ‏پر کند. («انقلاب در امور نظامی»)  و بدین ‏منوال به دوران جنگ های «پسا قهرمانانه» وارد ‏شد. این لقب، از ابتکارات یک تحلیلگر مسائل ‏نظامی است. (3). در حقیقت آمریکا با مشکلی ‏برای پیروزی بر ارتش عراق صدام حسین به ‏روش «پسا قهرمانی» روبرو نشد. اما، باوجود ‏این، مهار جمعیت عراق به روش «پسا ‏قهرمانانه» از قماش دیگری از آب درآمد.‏
از زمان استقرار نیروهای اشغالگر در سال ‏‏2003، قدرت کنترل ایالات متحده سیر نزولی ‏داشته است. آنان ابتدا با شورش مسلحانه در ‏مناطق سنی نشین عرب مواجه شدند، شورشی ‏که مهارش با تعداد نیروهای حاضر آمریکائی ‏ممکن نشد. زیرا یک ارتش متهاجم اگر نتواند بر ‏هر کیلومتر مربع مناطق مسکونی نظارت کند، ‏نظیر آنچه ارتش های بومی انجام می دهند، ‏برای خلاصی از دست یک ارتش شورشی که بنا ‏بر اصطلاح مائوتسه تونگ به سان «ماهی در ‏آب» در محیطی مساعد تردد می کنند، به یقین ‏تنها روش مطمئن، خالی کردن آب حوض است. ‏این از دو راه عملی می شود، یا اقدام به قتل ‏عام، همانطوری که ارتش روسیه در چچن انجام ‏می دهد یا نقل مکان دادن اهالی به اردوگاه ‏های بازداشت جمعی نظیر آن چه ارتش فرانسه ‏در الجزایر و ویتنام به آن دست زد و یا تلفیقی ‏از دو روش؛ نظیر آن چه ایالات متحده در ویتنام ‏آغاز کرد ولی نتوانست به انجام برساند. زیرا ‏مردم آمریکا نمی توانستند تحملش کنند و ‏چشم روی چشم بگذارند.‏
در عراق، واشینگتن با مشکل وخیم تری نیز ‏مواجه شد که در اوایل سال 2004 آشکار شد. ‏دولت بوش – در اثر حماقت خود، در اثر چرب ‏زبانی فریبکارانه برخی از دوستان عراقی پنتاگون ‏یا تصورات احمقانه برخی دیگر – خیال کرد که ‏می تواند در میان اکثریت عراق یعنی جامعه ‏عرب شیعه محبوبیت پیداکند. نتیجه، مصیبت ‏کاملی بود، زیرا در اثر نفوذ سازمان های ‏بنیادگرای شیعه نزدیک به ایران، حمایتی که ‏دست پرورده های واشینگتن در میان شیعیان ‏خریده بودند، جنبه حاشیه ای پیداکرد. دولت ‏بوش برای تحقق امیال امپریال خود، راه دیگری ‏به جز توسل به روش سنتی «تفرقه بیانداز و ‏حکومت کن»، برایش نمانده بود. در این راستا، ‏آمریکائیان به تیز کردن مخاصمات میان سه ‏بخش اصلی جمعیت عراق، رودر روئی  اعراب ‏سنی  با شیعیان از طریق اتحاد با کردها ‏پرداختند. آمریکا، بدین ترتیب، موجب کشانده ‏شدن عراق به ورطه جنگ داخلی شده و از این ‏رو از منظر عمومی مسئله مهار اوضاع عراق را ‏بسی وخیم تر کرده است. (4)‏
تردیدی نیست که روش کوتوله های عراقی در  ‏متوقف ساختن گالیور آمریکائی، بطور بارزی ‏جسارت ایران را افزایش داد. در گرماگرم حادثه ‏‏11 سپتامبر، جورج بوش از ایران به عنوان یکی ‏از ستون های «محور شر» یاد کرده بود. ‏رفتارشدیداٌ مبارز طلبانه و حتی تحریک کننده ‏ایران نسبت به ابرقدرت آمریکائی، تنها از اینرو ‏ممکن شد که آمریکا در عراق ثابت کرد که ‏وضعیتی شکننده دارد. تهران موفق شد تلاش ‏های متحدین عرب واشینگتن را در جهت ‏گسترش کشمکش مذهبی به بقیه مناطق عرب ‏نشین جهت منزوی ساختن ایران، خنثی سازد. ‏این تاکتیک، پس از انقلاب ایران در سال ‏‏1979، با موفقیت نسبی مواجه شده بود. این ‏بار، تهران با رودست زدن به همه رژیم های ‏عرب  در ضدیت با اسرائیل، با معرفی خود به ‏عنوان چهره قهرمان آرمان های پان اسلامی، با ‏این تاکتیک به مقابله پرداخت.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.