|
ژیلبر آشکار / ترجمه: بهروز عارفی
|
|
حزب الله حاصل رادیکالیزاسیون محافل شیعه لبنان است، که به دلیل قرابت مذهبی، آماده ترین محیط برای پذیرش نفوذ انقلاب ایران بود.
جنبش فرقه ای دیگری در میان شیعیان وجود داشت، موسوم به جنبش «محرومین» (امل) که بنیادگرا نبوده ولی مؤسس آن نیز یک چهره مذهبی، موسی صدر است که در سال 1978، در سفری به لیبی «ناپدید» شد. تجاوز اسرائیل به لبنان در سال 1982 موجب تقویت گرایش تندرو در درون جنبش امل شده و جناحی که طرفدار انقلاب اسلامی بود از درون آن بیرون آمد. این جناح با کمک مستقیم تهران و با اشغال صحنه مبارزه با اشغالگران، متولد شد. حزب الله با استفاده هوشمندانه از کمک های مالی ایران امکان یافت تا با تأسیس شبکه های مددکاری اجتماعی، برای خود پایه توده ای در میان جامعه شیعه بدست آورد. در ابتدا، حزب الله با رقبای خود در میان شیعیان به مبارزه ای شدید پرداخت. حزب کمونیست لبنان یکی از نیروهای رقیب بود که حزب الله در صدد نابودی اش برآمد . این حزب که ابتکار مقاومت ضد اسرائیلی را بدست گرفته بود، در مناطق شیعه نشین حضور قابل توجهی داشت. حزب الله تنها به پیکار ایدئولوژیکی با کمونیست ها نپرداخت. سوء ظن قوی وجود دارد که حزب الله مسئول قتل چندین شخصیت کمونیست مشهورشیعه تبار نیز بوده است. پس از چند سال رقابت بی رحمانه، حزب الله راه سازش و توافق با سازمان های فعال در میان شیعیان (امل، حزب کمونیست لبنان، حزب اجتماعی ملی سوریه و غیره ) را در پیش گرفت. هنگامی که در سال 2000 ، اسرائیل مجبور شد آخرین تکه از زمین های لبنان را که در 1982 اشغال کرده بود، تخلیه کند، حزب الله اعتبار حاصل از آن را – البته بدرستی- به حساب خود گذاشت ولی نقش انکار نشدنی نیروهای دیگر جناح لائیک و چپ را در مقاومت پنهان کرد. با گذشت سال ها، حزب الله دگرگون شد و وضعیت آن به عنوان حزبی توده ای بتدریج بر نقش آن به مثابه سازمان مقاومت مستولی یافت. یک جامعه شناس لبنانی با وام گرفتن از اصطلاحی که آنی کریژل برای حزب کمونیست فرانسه بکار برده، حزب الله را سازمانی «ضد جامعه» معرفی می کند. جنبش شیعه به شیوه احزاب کارگری توده ای، به سازماندهی خدمات اجتماعی رنگارنگ پرداخته است. از سال های 1990، حزب الله با حضور در صحنه سیاسی و اداری ، به یکی از نیروهای عمده سیاسی لبنان تبدیل شد. امروزه، این حزب دارای دو وزیر در کابینه و یک جناح پارلمانی است. این حزب با فاصله زیادی با سازمان های دیگر، محبوب ترین نیرو در میان شیعیان است. لذا مشکل بتوان مشروعیت آن را زیر سؤال برد. آن چه در بالا آمد، با این مطلب در تضاد قرار نمی گیرد که ایدئولوژی اصلی حزب الله بنیادگرائی است. ولی ، بنیادگرائی اسلامی انواع متفاوت داشته و متعدد است. تفاوت میان یک سازمان توده ای و یک شبکه تروریستی «جایگزین» چون القاعده، همان قدر است که میان حزب کمونیست ایتالیا و بریگادهای سرخ. هر دو جریان اخیر خود را «کمونیست» می دانستند. واشینگتن و اسرائیل، حزب الله را یک «سازمان تروریست» می دانند و آن را متهم به دست داشتن در عملیات موسوم به «تروریستی» از جمله علیه هدف های غیر نظامی در خارج لبنان می کنند، امری که اصلاٌ به اثبات نرسیده و خود حزب الله نفی می کند. ولی در هر صورت، مدت هاست که حتی یک عملیات «تروریستی» ، به مفهوم عملیاتی که عمداٌ غیر نظامیان را هدف قرار دهد، رخ نداده که قابل انتساب به این حزب باشد یا به آن نسبت داده باشند. هر چند که حزب الله یک بازوی مسلح مهم دارد، و در جنگ اخیر عملش را دیدیم، مبارزه مسلحانه – حتی مشروع ترین آن – در مقایسه با فعالیت های حزب الله به مثابه یک حزب سیاسی، جنبه ثانوی دارد. پس از تخلیه لبنان در سال 2000، عملیات نظامی پراکنده حزب در راستای جنگ فرسایشی قرار می گرفت که با اسرائیل ادامه داشت. اما، در سال 1996، حزب الله قراردادی با اسرائیل امضا کرد که علیه غیرنظامیان عملیاتی انجام ندهند و حزب الله بهتر از اسرائیلی ها آن را رعایت کرد. وانگهی، عملیات 12 ژوئیه که اسرائیل بهانه ای برای تهاجم با لبنان قرار داد، سربازان آن کشور را هدف قرار داده بود و نه غیرنظامیان را. حسن نصراله رهبر حزب الله در یک سخنرانی تاکید کرد که اگر حزب الله به شمال اسرائیل موشک پرتاب کرد – و با توجه به نوع موشک هائی که حزب الله در اختیار داشت، بصورتی کورکورانه بود – در تلافی به بمباران های اسرائیل بود که عامدانه مناطق مسکونی غیرنظامی را هدف قرار می داد. درست است که حزب الله دارای فقط چندهزار رزمنده آموزش دیده است ولی توانائی بسیج داشته و نشان داد که بصورتی هراسناک موثر است. در بنت جبریل، چند ده رزمنده طی چند روز ارتش اسرائیل را به رغم برتری فوق العاده تجهیزات و نفرات آن با شکست روبرو ساختند. اینک، در راستای شرکت این حزب در بازسازی نواحی ویران شده که با کمک ایران صورت میگیرد، بر محبوبیت حزب الله افزوده شده است. بدین نحو، امکان ندارد که از فاجعه ای که شیعه ها تحمل کردند، بتوان به ضرر حزب الله بهره برداری کرد. برعکس، کمک های سخاوتمندانه حزب الله موجب حق شناسی فزاینده و اعتبار توده ای این جریان گشته است. از ویژگی های حزب الله در مقایسه با نوع بنیادگرای اسلامی به خصلت خاص لبنان مربوط می شود. زیرا لبنان کشوری چند مذهبی است که شیعیان با وجود اینکه بزرگترین فرقه هستند، دارای اکثریت کافی برای کسب انحصاری قدرت نیستند. و از آنجا که بخش مهمی از اهالی، حتی مسلمان هم نیستند، حزب الله از اجرای برنامه بنیادگرای «جمهوری اسلامی» خود در لبنان چشم پوشید. حزب الله، همواره از نظر ایدئولوژیکی پیرو مدل ایرانی است و در لبنان، به ایفای نقش یک نیروی سیاسی فرقه ای به بازی سیاسی میان فرقه ای قناعت می کند. امروزه، حزب الله درراستای ائتلاف با ژنرال میشل اعون، چهره اصلی جامعه مسیحی مارونی به این نقش می پردازد. هم چون قریب باتفاق جریانات بنیادگرای اسلامی، حزب الله به هیچ وجه نظم اجتماعی- اقتصادی نئو لیبرال حاکم بر لبنان را نفی نمی کند. بیهوده است که هم چون برخی نیروهای چپ افراطی، این حزب را به رنگ سرخ درآورد. وظیفه ترقی خواهان پشتیبانی از حزب الله نیست. آن ها باید با محکوم کردن تجاوز اسرائیل، از حاکمیت لبنان در برابر دولت هائی که آن را نقض می کنند – یعنی اسرائیل و ایالات متحده و همچنین سوریه که در سال 1976، چپ لبنان و فلسطینی ها به سختی با آن مبارزه کردند- دفاع کنند. ترقی خواهانی که قصد دارند از مقاومت لبنان در مقابل تجاوز اسرائیل حمایت کنند، موظفند از نیروهای مترقی لبنانی که در صحنه حاضرند پشتیبانی نمایند. بدین سان، حزب کمونیست لبنان در جریان مبارزه با آخرین تهاجم اسرائیل، چند تن از اعضای خود را ازدست داد. این شرایط نسبتاٌ متداول است و در تاریخ مبارزات آزادی بخش متعدد ثبت شده که سازمان های محافظه کار به پیش برده اند. قصد به هیچوجه همسانی با هر مسیری که ترجمان استقلال وحاکمیت ملی و یا مقاومت ملی در زمانی مشخص بوده، نیست؛ بلکه باید با تجاوز امپریالیستی مقابله کرد و این یک موضع اصولی است. خود مردم باید راه خود را پیدا کنند. باید از دو مهلکه اهترازکرد. نخستین خطر این است که یک نیرو را با محک ایدئولوژی اش داوری کرده و به گفتاری مشابه با آن چه اخیراٌ بوش در مورد «اسلامی- فاشیست»بیان کرد، رسید. مهلکه دوم، این است که دفاع حزب الله از حاکمیت ملی را ضدامپریالیستی ارزیابی کرد، که خصلت ویژه اش یعنی ظاهر فریبنده مذهبی اش، بی اهمیت است. حال آن که حزب الله سازمانی است که دارای روابط اجتماعی و منشی است که بنیادگرائی مذهبی مبنای آنست. از اینرو، این حزب جریانی است راست وریشه در راست گرائی دارد. خلاصه ای از مصاحبه ژیلبر آشکار با جیم کوهن با همکاری نیکولائیدیس که در مجله Mouvements، شماره47، سپتامبر – اکتبر 2006منتشر شده است. مندرج در مجله Inprecor شماره 520، سپتامبر- اکتبر 2006
|