header image
 
گفت و گوي آرش با محمد رضا شالگوني، داريوش همايون و فرخ نگهدار چاپ
آرش   
رفتن به
گفت و گوي آرش با محمد رضا شالگوني، داريوش همايون و فرخ نگهدار
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11

گفت و گوي آرش‏ با فرخ نگهدار‏


آرش: اقای نگهدار: از شما ممنونم که در ‏این مصاحبه شرکت کردید.‏
در یک ساله‌ی اخیر، مسئله‌ی بحران ‏هسته‌ای محور برخوردِ حکومت‌گران جمهوری ‏اسلامی با دولتمردان امریکا، بوده است.هر چند ‏که به اعتقاد من، چنان که در مورد بمب ‏شیمیایی عراق شاهد آن بودیم، مسئله‌ی بمب ‏اتم ایران نیز، علت اصلی برخورد امریکا با ایران ‏نیست. همان‌طور که شاهد هستیم قبل از آن در ‏ماجرای یازده سپتامبر، امریکا از ایران، به عنوان ‏یکی از محورهای شر در رابطه با تروریسم، نام ‏برد. در واقع طرح خاورمیانه‌ای امریکا، یکی از ‏دلایل این بحران است. چنان که حمله اسرائیل ‏به لبنان به بهانه‌ی گروگان گرفتن دو سرباز ‏اسرائیلی، حمله به حزب‌الله لبنان و حماس ‏فلسطین، همه نشان از محاصره بیشتر ایران ‏دارد. به همین خاطر، بحران هسته‌ای محور این ‏درگیری‌ها می‌شود. حال به نظر شما در چنین ‏شرایطی امریکا- حتا اسرائیل- به ایران حمله ‏خواهد کرد یا نه؟ و آیا طرح خاورمیانه‌ای امریکا ‏که این روزها بیشتر در محافل امریکایی شنیده ‏می‌شود که ایران بزرگ خطرناک است! تا چه ‏حد در این بحران نقش دارد؟

فرخ نکهدار: با تشکر از شما که این ‏فرصت را در اختیار من گذاشتید!‏
اگر یک ‌ماه یا پیشتر، این سئوال را مطرح ‏می‌کردید، شاید جواب‌‏‎ ‎‏ خیلی ها متفاوت بود. ‏همان زمان در ته ذهن من این حدس و گمان ‏وجود داشت که بحران هسته‌ای قاعدتاٌ نباید ‏منشاء جنگ دیگری در منطقه شود. به زبان ‏دیگر یعنی  وسایل و امکانات برای گریز از این ‏فاجعه به حد کافی وجود داشت منتها بسیار ‏پنهان تر از امروز.‏
امروز- اگر از من بپرسید- مقداری از این ‏نشانه‌ها می گویند که بحران هسته‌ای ایران راه ‏حل دیگری هم جز رویارویی، تحمیل محاصره ‏یا مجازات اقتصادی یا تحمیل جنگ و برخورد ‏نظامی دارد. زمانی نشانه‌های این خوش بینی در ‏ذهن من بیشتر شکل گرفت که خانم کندولیزا ‏رایس وزیر خارجه‌ی امریکا شد. این جابجایی ‏قوی ‏ترین نشانه شکست سیاست سهل انگارانه و ‏هوس آلود "خاورمیانه بزرگ" از راه های نظامی ‏بود. این یک چرخش بزرگ بود وقتی خانم ‏رایس گفت ایالات متحده مایل است در ‏مذاکرات هسته‌ای با ایران، مشروط به توقف ‏غنی سازی، شرکت کند. امریکا سطح توقع ‏خودش را برای همراه شدن با یک راه حل ‏صلح‌آمیز کمی، اما نه به حد کافی، پایین آورده ‏و آن را به سطح توقع اتحادیه اروپایی نزدیک ‏کرده است. آقای جرج بوش که 4 سال پیش ‏ایران را محور شیاطین می نامید و از طرح ‏امریکا برای تغییر رژیم سخن می گفت حالا ‏لحنش کاملا عوض شده و مدام می‌گوید که به ‏ایرانی‌ها احترام می‌گذارد و نمی‌خواهد با قدرت ‏ایران رو در رو شود. او تاکید می‌کند که راه حل ‏صلح‌آمیز وجود دارد. مثلا او از سفر «نوری ‏المالکی» به ایران و توافق‌های او با ایران حمایت ‏کرد. او اذعان می کند که ایران به عنوان یک ‏شریک می‌تواند در حل و فصل مسایل منطقه و ‏حل و فصل بحران هسته‌ای با امریکا همکاری ‏کند. رفتار امریکا نشان می دهد که دستگاه ‏رهبری آن کشور از شعار مضحک و خطرناک ‏‏«محور شیاطین» - حد اقل در رابطه با ایران - ‏فاصله گرفته و مایل است (گرچه هنوز مصمم ‏نیست) که به "همکاری مشروط" با ایران هم ‏بیاندیشد. ‏
از سوی دیگر ما شاهد یک تحول بسیار مهم ‏دیگر بودیم که در تاریخ بیست و هشت ساله‌ی ‏پس از انقلاب بی سابقه بوده. منظورم سفر ‏دوازده روزه‌ی آقای خاتمی به امریکا و تأیید و ‏حمایت تلویحی رسمی رئیس جمهوری امریکا از ‏آنست. این سفر برای گشایش باب گفتگو بین ‏ایران و امریکا در ابعاد وسیعتر صورت گرفته ‏است. صحبت‌هایی هم که آقای خاتمی در این ‏سفر می‌کند گویای این هست که زمینه‌ی ‏گسترش گفتگو میان دو کشور در ابعاد مختلف ‏در حال فراهم شدن است. موضع‌گیری‌های آقای ‏خاتمی در زمینه مسایل میان اسرائیل و ‏فلسطین و هم چنین در مورد بحران هسته‌ای و ‏نیز کشته شدن یهودیان و هم چنین در مورد ‏روابط ایران امریکا نشان ‌داد که سطح بالایی از ‏عقلانیت دیپلماتیک و واقع بینی در بیان و زبان ‏او به کار رفته است.‏
با این حال سئوال اینست که آیا خاتمی به ‏عنوان یک گرایش معترض یا ناراضی از ‏سیاست‌های حاکم بر ایران چنین کلماتی را به ‏کار برده است و یا نوعی از گرایش غالب بر ‏فضای سیاسی ایران را منعکس می‌کند. آیا آقای ‏خاتمی موضع اپوزیسیون درون سیستمی را ‏نمایندگی می‌کند یا چشم‌اندازهای ممکن برای ‏اتخاذ سیاست توسط جمهوری اسلامی را ترسیم ‏می‌کند؟ ‏
ارزیابی من تعبیر دوم است، یعنی آقای ‏خاتمی حداکثر پتانسیلی که جمهوری اسلامی ‏ایران در عرصه سیاست‌گذاری در زمینه‌های ‏مورد بحث را می‌تواند عرضه کند منعکس کرده ‏است. نظر به این که ما تا به امروز این شناخت ‏را از آقای خاتمی داریم که ایشان مؤمن به این ‏بوده که «بدون رهبرم هرگز»، طبعاٌ یا منطقاٌ ‏می‌توان نتیجه گرفت که این سفر با مخالفت یا ‏نارضایی رهبر جمهوری اسلامی ایران صورت ‏نگرفته است. بنابراین نوعی از توافق یا تمکین ‏رهبری باید در فحوی این سفر نهفته باشد. به ‏این دلیل من می‌گویم که حرکت آقای خاتمی ‏به نوعی حد پتانسیل تغییر در جمهوری اسلامی ‏ایران را بازتاب می‌دهد، نه حد دامنه مخالف ‏خوانی در جمهوری اسلامی ایران را. در رفتار ‏سیاسی آقای رفسنجانی هم چنین عناصر ‏راهجویی و راهگشایی برای کنترل بحران با ‏غرب کاملا قابل مشاهده است.  حتی در کنه ‏عمل آقای لاریجانی نیز ظرفیت تغییر‎ ‎‏ و تعدیل ‏قابل تشخیص است. با این حال مواضع اعلام ‏شده توسط آقایان خامنه ای و احمدی نژاد در ‏روزهای اخیرآن چنان نومید کننده و غیر واقع ‏بینانه است که هر کس در آنها تامل کند می ‏بیند نرمش محتمل امریکا ایشان را به نزدیک ‏بینی و غره شدنی بیش از حد تشویق کرده ‏است. آقای خامنه ای دارد راه هایی را مسدود ‏می کند که هزینه باز کردن آن برای ایران ارزان ‏نخواهد بود. ‏
بنا بر این من هنوز نمی توانم بگویم که ‏چرخش مثبت در مواضع امریکا، که احتمال ‏وقوع آن هست، قطعا در ایران هم واکنشی ‏مساعد تولید خواهد کرد. این امر امروز بیش از ‏همه به حد امکان تعدیل یا تغییر در مواضع ‏آقای خامنه ای مربوط است که من از کم و ‏کیف آن مطلع نیستم.‏
آرش: جمهوری اسلامی طی سال‌ها ‏حکومت خود نشان داده که هر زمان با بحران ‏داخلی روبرو شده-حتا در برخورد با آزادی های ‏فردی در جامعه- با طرح مسایل فرعی سعی در ‏پوشاندن بحران اصلی و کشاندن بحث و ‏درگیری به راه های غیر اصلی و پوشاندن ‏مشکلاتش، تا در موقع مقتضی آن را جمع و ‏جور کند. شما که به خوبی با موضع آقای ‏خاتمی آشنایی دارید می دانید که بدون نظر ‏رهبری تا کنون کاری انجام نداده است؛ این ‏سئوال پیش می آید که آیا مذاکرات خاتمی با ‏آمریکا و گفتگو در بیشتر مسایل جاری، باز ‏بدلیل بن بست و بحرانی نیست که جمهوری ‏اسلامی در سیاست خارجی و داخلی گرفتار ‏آنست و دنبال راهی بهتر - براساس منافع دراز ‏مدت خودش-  برای بیرون آمدن از آن می ‏گردد؟ ‏

نگهدار: نمی توانم با قطعیت بگویم با توافق ‏خامنه ای بوده. بین فرستادن خاتمی به ‏مأموریت امریکا تا عدم مقابله با این سفر فاصله ‏است. به هر حال ما از رفتار ده ساله ی آقای ‏خاتمی می توانیم نتیجه بگیریم که اگر سفر وی ‏با مخالفت صریح رهبری مواجه بود چنین ‏سفری انجام نمی گرفت. ‏
شاید از زاویه دیگری بتوانیم با قاطعیت ‏بیشتری اظهار نظر کنیم، فاکت ها و اطلاعاتی ‏که در مورد وضعیت کسب و کار در ایران و در ‏یک ساله اخیر انتشار پیدا کرده ما را به حد ‏کافی می تواند قانع کند که فشار سنگین از ‏جانب صاحبان کسب و کار به نمایندگان ‏خودشان یا حلقه هایی که واسط بین آن ها و ‏حکومت هستند، به حکومت وارد شده که ‏علیرغم افزایش قابل ملاحظه قیمت نفت، اقتصاد ‏ما با مشکلات فوق العاده جدی مواجه است و ‏باید این وضع تغییر پیدا کند. ما اطلاع داریم که ‏تمام قراردادهای نفت و گاز که با طرف خارجی ‏بوده، در یک ساله اخیر به حالت تعلیق، توقف ‏یا برگشت در آمده. تمام قراردادهای عمده ی ‏اقتصادی که در اقتصاد کشور و پروژه های ‏عمرانی کشور می توانست رونق و تحرکی ایجاد ‏کند از سوی طرف خارجی به حالت تعلیق در ‏آورده شده اند. امریکا تمام امکانات خود را بسیج ‏کرده که طرف های خارجی ایران پای خود را ‏کنار بکشند. در اثر تلاش های خانم رایس نوعی ‏‏«امبارگو» در عمل بر ایران تحمیل شده و تا ‏همین جا به ایرانی های هوشمند فهمانیده که ‏هزینه بنیادگرایی در سیاست خارجی بر اقتصاد ‏ایران تا کجاست. ‏
طرف های خارجی مهم ترین قراردادها با ‏ایران پروژه های عمرانی و ساخت و ساز ‏بلاتکلیف شده اند. کارخانه ها با مشکل گرفتن ‏سفارش از خارج و دادن سفارش، مواجه اند. ‏
از سوی دیگر هم تغییراتی که دولت ‏احمدی نژاد در زمینه مدیریت اداری و اقتصادی ‏کشور ایجاد کرده  که طیف وسیعی از مدیران و ‏متخصصان، به خصوص بخش خصوصی را به ‏شدت نگران کرده است. تهدیدهای رئیس ‏جمهور علیه صاحبان کسب و کار اعتماد به ‏آینده و رغبت به سرمایه گذاری های بزرگ را ‏کاهش داده و به فرار سرمایه ها و تخصص ها ‏دامن زده است. این نگرانی ها، اعم از این که ‏واقعی باشند یا نباشند، مدیران طراز اول کشور و ‏طیف صاحبان کسب و کار و صنعت را به اعلام ‏نارضائی و  اعمال فشار برای تغییر یا تعدیل در ‏سیاست خارجی تشویق کرده است. ‏
تاثیر اقدامات امریکا در بازار و اقتصاد ایران ‏این شده است که طیف وسیعی از طبقه حاکمه ‏ایران، به دنبال تسخیر قوه مجریه توسط ‏تندروها نارضایی خودشان را از رفتار دولت ‏احمدی نژاد با دنیا بروز بدهند. نارضایی طبقه ‏حاکمه و طبقات متوسط و تشدید فشار آن ها بر ‏‏"حلقه های واسط" در حکومت زمینه نوعی ‏همآهنگی و همدلی را بین طیف گسترده ای از ‏شرکای قدرت پدید آورده است


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.