|
گفت و گوي آرش با محمد رضا شالگوني، داريوش همايون و فرخ نگهدار
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 8 از 11
همایون: ظاهراٌ نه واقعاٌ. من هم قبول دارم. آرش: من اعتقاد دارم که این کار انجام میشد این بهانه نه، بهانهی دیگری پیدا میکردند. طرحی بود که باید انجام میشد. سئوال این است، جمهوری اسلامی که خود بانی اصلی تشنج در رابطه با ایران و امریکا و اسرائیل است، اگر این بهانه را به دست اسرائیل و امریکا بدهد و آنها به ایران حمله کنند، جایگاه ما کجاست؟ باید برای دفاع از ایران در کنار جمهوری اسلامی بایستیم؟ آیا نمی شود سیاست سومی اتخاذ کرد و هر دو طرف مناقشه را افشاء کرد؟ وقتی حکومتی با شکنجه و کشتار دگراندیشان در داخل و دامن زدن به تشنج در سطح بینالمللی، عامل اصلی نابودی ایران است، مگر می شود برای دفاع از ایران در کنار او ایستاد؟
همایون: تا وقتی به ایران حمله نشده، موضع ما روشن است. مبارزه با جمهوری اسلامی، خنثی کردن او در هر جایی که ممکن است. چرا، چون مبارزه ما کمک خواهد کرد به کاهش خطر حمله به ایران. اگر ما دست جمهوری اسلامی را ضعیفتر بکنیم هر جور که بتوانیم. خوب مسلم است. آنها هر چه ضعیفتر بشوند به ناچار از شدت سیاستهایشان کاسته میشود و خطر حمله کمتر خواهد بود . و تصادم خطرش کمتر میشود. ولی وقتی کار به جنگ کشید، دیگر سوم ودوم ندارد. یا باید بایستید کنار آن و یا کنار این؛ کار دیگری نمیشود کرد. سیاست سوم، اکنون به درد پاک کردن پروندهها میخورد. یا گذاشتن برگهای خوب در پرونده. ما هم با این مخالفیم هم با آن، یعنی چه؟! بعدش میرسیم به آن که خوب حالا حمله شروع شده، چه کار میکنید؟ اگر ما دنبال حسن سابقه خود هستیم از این حرفها میشود گفت. من هم با این مخالفم و هم با آن. معنی ندارد این حرف. این سیاست تأثیری در قضیه نخواهد کرد. ما باید روشن باشیم: یک، چکار بکنیم که آن خطر را کمتر بکنیم و دست ما متأسفانه خیلی ضعیف است و یکی از کارهایی که میتوانیم بکنیم این است که به امریکا، هر کسی، بگوییم اگر به ایران حمله بشود با ما هم طرف هستید. آن وقت دو بار فکر میکنند. دوم، وقتی کار به حمله کشید، بدون تردید، به نظر من یک ذره هم وقت نداریم برای انتخاب خودمان. آرش: در رابطه با این که بتوانیم یک چنین امکانی داشته باشیم باید یک اپوزیسیون قوی وجود داشته باشد. این اپوزیسیونی که من میبینم بسیار ضعیف و تا حدی هم بسیار کوتوله است. برای این که بتوانيم به چنین امکانی دست پیدا کنیم چه باید کرد؟ همایون: ما باید از عوالم گذشته بیاییم بیرون. بعد از گذشت بیست و هشت سال، دیگر نبردهای سیاسی و عقیدتی دوران انقلاب را فراموش کنیم. ما در دوران انقلاب با هم یک جنگهایی را داشتیم. بیست و هشت سال گذشته، و اکنون مسایل تازهای مطرح شده که اهمیت آنها هزار برابر آن دعواهایی است که در گذشته ما با هم داشتیم. در مقابل این خطر تازهای که ایران را تهدید میکند حقیقتاٌ بازی کودکانه است که راجع به مسایل 50 سال پیش توی سر و کله ی هم بزنیم. وقتی که سپاهیان محمد پنجم قسطنطنیه را محاصره کرده بودند، بالاخره رفتند و گرفتند وارد برجها شدند، دیدند این کشیشهای مسیحی هنوز دارند راجع به این که فرشتهها چندتاشان روی سر سوزن جا میگیرند، دعوا میکنند با هم. وضع ما هم همین است. شما نگاه کنید ادبیات اپوزیسیون، انگار نه انگار که ما با یک چنین دورنمایی روبرو هستیم. نمی دانم چند وقت دیگر. آيا اکنون وقت دعواهای گذشته است؟! به نظر من نیروهای سیاسی مخالف، مهابت موقعیت را دریابند و خودشان را با موقعیت تازه آشنا کنند، و سعی کنند با هم کار کنند در زمینه هایی. لازم نیست که یکدیگر را قبول داشته باشند. ولی اگر ما بتوانیم در یک مسئلهی حیاتی ایران با هم کار بکنیم خوب لازم نیست که من و شما اختلاف بر سر هر چه داریم مانع این بشود. این سرجای خود و آن اختلاف هم سرجای خود. هر موقع نوبت آن شد باز دعوا را میکنیم. شروع کنیم با هم یک همکاریهایی. یک مطالبی بینمان رد و بدل بشود. من میبینم بعضی از نوشتههای ما در جاهای دیگر چاپ شده است و یا مقالات مخالفان ما در سامانه حزب مشروطه ايران منتشر شده است. عالی است. باید از همین جاها شروع کرد. هیچ کدام اینها قصد تبرئه کسی و یا شستشوی گذشته ی کسی و بخشودن کسی نیست. هر کس هر نظری دارد به جای خودش، قصد این است که در این زمینه حیاتی که برای همه ما به یک اندازه حیاتی است، با هم بازی کنیم در موقعی که لازم است. آرش: آقاي همايون، ممنون ازوقتي كه در اختيار ما قرار دادید.
|