|
صفحه 7 از 11
همایون: کاملاٌ صحیح است. ولی پیش از این در رابطه با سئوال قبلی، باید بگویم که شرطه دوم اینست که نیروهای سیاسی، همه و یا دستکم بیشترشان بگویند که مسئلهی اصلی امروز برای آنها حفظ ایران است. و این از همه چیز مهمتر است. و در نتیجه ما نباید ناراحت بشویم اگر بگوییم که در صورت حمله به ایران و یا تجزیه ایران، ما در کنار جمهوری اسلامی هم حاضریم قرار بگیریم. نباید بترسیم. این آخرین مطلبی است که خلع سلاح میکند همه را. یعنی امریکاییها میفهمند که با ما هم طرف هستند. همه باید بفهمند. شما میخواهید جمهوری اسلامی را ضعیف کنید حالا پدر ایران را هم در بیاورید؛ نه، نه، ما در این مورد با جمهوری اسلامی منافع مشترک پیدا میکنیم. فقط در اینجا. اول باید این مملکت را نگهداشت. در مورد سئوالی که مطرح کردید، خوشبختانه در این زمینه اختلافی وجود ندارد. تا آنجا که مربوط به حقوق مردم ایران است، زبان و یا هر چیز دیگری که میخواهد باشد دیگر جای بحثی وجود ندارد وقتی شما و دیگران میگویيد که طرفدار اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای آن هستیم؛ و حقوق دموکراتیک میخواهیم؛ عدم تمرکز میخواهیم و مردم هر که را که میخواهند انتخاب کنند که کارهایشان را اداره کنند. من به شما سندی میدهم که بخشی از منشور حزب مشروطه ایران است؛ و در همین زمینه است. ما از نظر سازمانهای قومی به عنوان مخالفترینشان شمرده شدهایم، اگر این سند را بخوانند - که بارها برای آنها ارسال کردیم و جوابی هم ندادهاند- میبینند که ما در هیچ موضوع اساسی یک ذره هم کوتاه نیامدهایم. هر چه که در تصور میگنجد داده شده است. فقط ایران یکی است و بیشتر نیست. ایران یکی بیشتر نیست با فدرالیسم نمیخواند. فدرالیسم مقدمهی تجزیه ایران است. میخواهند به زور کشور را تکه تکه کنند و بعد بیایند با هم یکی بشوند. و وقتی این تکه پارهها به اختیار خودشان یکی شدند با اختیار خودشان هم روزی میروند. آرش: در واقع شما موافق حق تعیین سرنوشت هستید.؟ یعنی هر کس میتواند داوطلبانه انتخاب کند که میخواهد به کجا تعلق داشته باشد؟
همایون: تمام ایرانیها، نه تنها یک تکه یا گوشهای از ایران برای خودش. مردم هر دهی هم حق دارند در تمام امور خود آگاهانه انتخاب کنند. شما نگاه کنید در ایران حدود شصت زبان وجود دارد، نمی شود عدهای دور هم جمع شوند و بگویند که ما میخواهیم تعیین سرنوشت کنیم و یک حکومت فدرال هستیم. همه ایران باید در این حق تعیین سرنوشت شرکت کند. معیار، آزادی در بکار بردن زبان است. شما میتوانید به هر زبانی که دلتان میخواهد تکلم کنید، کتاب چاپ کنید، رادیو داشته باشید تلویزیون داشته باشید. ولی زبان نباید دیواری بکشد بین انسانها. ما سه هزار سال است که به عنوان ایرانی در این سرزمین داریم با هم زندگی میکنیم. آرش: شما احتمال می دهیدکه امریکا به ایران حمله کند. و در ضمن معتقد هستید که در این صورت باید در کنار جمهوری اسلامی از سرزمین ایران دفاع کرد. در واقع در این درگیری یا باید کنار امریکا بود و از حملهی نیروی خارجی دفاع کرد یا در کنار ارتجاعیترین حکومت قرن بیست و یکم یعنی جمهوری اسلامی ایستاد و دفاع کرد؛ چنان که در جنگ ایران و عراق اتفاق افتاد و ارتجاع داخلی تقویت شد و دست به کشتارهای عظیم زد. به نظر شما آیا میشود راه دیگری اتخاذ کرد؟
همایون: این کاری است که ما تا به حال انجام دادهایم و بر ضد ارتجاع مبارزه کردهایم. حالا هم میگوییم ما با رژیم اسلامی مسئلهی وجودی داریم. من از ریخت اینها بیزارم و از زندگی که اینها میکنند بیزارم؛ از همه چیزشان، و در این شکی نیست. ما راجع به یک موقعیتی داریم صحبت میکنیم که بعداٌ ممکن است پیش بیاید. الان مبارزه ما با این رژیم برقرار است. و اصلاٌ عامل بوجود آمدن این بحران، خود رژیم است. یک، به دلیل سیاستهای تبعیض آمیز، تمام مناطق ایران را آشفته کرده است. مردم به حق، آنها که در تبریز برای تظاهرات به خیابانها ریختند به حق بودند، آنها که در بلوچستان به خیابانها ریختهاند و میجنگند به حق هستند؛ نه این که من با جندالله موافق باشم. در واقع مسئول تمام این بحرانها رژیم جمهوری اسلامی است. علاوه بر این مسئولند که این بحران اتمی را مصنوعاٌ راه انداختهاند و دنیا را به هم ریختهاند برای این که بیشتر بر سر کار بمانند و قدرت بیشتری پیدا کنند، با آینده مملکت دارند قمار میکنند و این به جای خود محفوظ است. ولی من هم در مقابل حرف آقای مککین میگویم: هر آپشنی، هر گزیداری بهتر است از حملهی نظامی به ایران. آرش: وقتی شما میگویید هر آپشنی بهتر از حمله نظامی است در واقع با تحریم اقتصادی، موافق هستید. شما میدانید که در مورد عراق هم همین کار را کردند و تحریم اقتصادی باعث شد که صدام در مرحلهی اول تحریم را بهانه قرار دهد و مردم را سرکوب کند؛ در اثر فشار صدام، روحیه ای در مردم عراق به وجود آمد که طرفدار دخالت نظامی آمریکا درعراق شدند. مردم، طرفدار بوش شدند و امید خود را برای سرنگونی صدام، به قدرت نظامی آمریکا بستند که امروز سرنوشتاش را میبینند. آیا امکان دارد که همین اتفاق در رابطه با ایران نیز تکرار شود؟
همایون: به نظر من تحریم به قدری آبکی و ضعیف خواهد بود که قابل مقایسه با تحریم عراق نخواهد شد؛ و آسیبی به جمهوری اسلامی نخواهد زد. جمهوری اسلامی از هر راهی آن را جبران خواهد کرد. فکر نمیکنم که مردم در ایران، خواستار حمله امریکا بشوند بابت فشاری که دارد تحمل میکند. ولی این هست که اگر تحریم به جایی نرسید و اثر نکرد و حتماٌ هم نخواهد کرد، آنوقت آن کسانی که میگویند دیدید که چارهای جز حمله نیست دست انها باز میشود و خطر آنجاست. آرش: همانطور که گفتید شما مخالف حمله نظامی آمریکا به ایران هستید؛ نظر شما در مورد کسانی که برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران، موافق حملهی آمریکا هستند چیست؟
همایون: اگر توجه کرده باشید نمیگویم تنها، ولی مؤثرترین مقاومت در مقابل این افراد، حزب مشروطه ایران و جنبش رفراندوم است. در هر جبههای در مقابل اینها ایستادهایم و میگوییم کارهایی که اینها دارند میکنند و امتیازهایی که میدهند به امید این که یک "پکج" ، بستهای را بردارند ببرند هر جایی که دلشان میخواهد تحویل بدهند، این ها با آینده ایران بازی میکنند و نمیگذاریم؛ محال است که بگذاریم. هر کس دست از این کارها بردارد با او همکاری میکنیم. تا زمانی که اینها دست به چنین کارهایی میزنند، جلویشان خواهیم ایستاد و نمیگذاریم قدمی بردارند. آرش: در سئوال اول نیز به نوعی اشاره کردم که حملهی نظامی اسرائیل به فلسطین و لبنان، در دنباله طرح خاورمیانه بزرگ که از مدتها پیش در دستور سیاست خاورمیانهای آمریکا قرار داشته است، صورت گرفته است؛ کشته شدن حریری، خروج 30 هزار سرباز سوریه از لبنان، همه دنباله طرحی است که میخواهند در رابطه با ایران پیاده کنند. از طرفی هم جمهوری اسلامی ایران از این مسئله استفاده کرده بود و با تقویت حماس و مجهز کردن حزبالله لبنان به موشکهای ساخت ایران، قصد داشت به کمک سوریه در بازی سیاسی منطقه، سهم و نقش زیادتری ایفا کند. و اسرائیل هم به دنبال منافع تجاوزگرانه خود از شرایط استفاده کرد و با حمله به لبنان و فلسطین، دوباره سالها لبنان را به عقب برد. و حق السکوت سوریه نیز پرداخته شد. به نظر شما در رابطه با مسئلهی خاورمیانه، چه سیاستی را باید پیش برد؟
همایون: آنچه اتفاق افتاد اين بود: اسرائیلیها و امریکاییها، نگران این 17 هزار موشک و راکتی بودند که جمهوری اسلامی در لبنان مستقر کرده بود. این یک تهدید مستقیم در رابطه با اسرائیل بود که مبادا دست از پا بر علیه جمهوری اسلامی خطا کند. این تهدید برداشته شده است. در نتیجه خطر حمله به ایران مقداری افزایش یافته، برای این که قدرت بازدارنده جمهوری اسلامی در لبنان ضعیف شده است. از آن طرف هم سوریه میخواست که دوباره برگردد. میخواست با کمکی که به حماس و جمهوری اسلامی میکند در سیاست لبنان تأثیر بیشتری داشته باشد. حزبالله در تدارک یک کودتا گونه بود برای کنترل کامل لبنان. و این برای آنها یک زورآزمایی بود که فکر میکردند که میبرند و از آن استفاده میکنند و دوباره تسلط سوریه را برقرار میکنند. از این بابت شکست خوردند. از نظر نظامی به نظر من وضع ما خطرناک شده است. هر چند خوشحالم که از نظر سیاسی و دیپلماتیک دست نظامی جمهوری اسلامی ضعیف شد. پیروزی دیپلماتیک و شکست نظامی هر دو برای ایران پیامدهایی خواهد داشت. آرش: جمهوری اسلامی دست از سیاستهای ماجراجویانه خود بر نخواهد داشت و مرتب نیز در حال تهدید کردن است. اسرائیل و آمریکا نیز به دنبال طرح از پیش نوشتهی خود هستند. همان طور که گروگانگیری دوسرباز اسرائیلی ظاهراٌ بهانهای شد برای حملهی اسرائیل به لبنان.
|