|
گفت و گوي آرش با محمد رضا شالگوني، داريوش همايون و فرخ نگهدار
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 6 از 11
گفت و گوي آرش با داريوش همايون
آرش: آقای همایون، با تشکر از این که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. حملهی اسرائیل به فلسطین و لبنان با تأیید آمریکا، کمک به حزبالله لبنان و حماس توسط رژیم جمهوری اسلامی، طرح خاورمیانهی بزرگ امریکا، مسئلهی بحران هستهای، همه این موضوعات به اضافهی گردنکشی رژیم اسلامی ایران، ملاقاتهای مختلف در واشنگتن، طرحهایی برای ایران کوچک در منطقه، نگرانی هایی را در رابطه با ایران بوجود می آورد. نظر شما در رابطه با خطر تجزیه ایران و حل مسئلهی ملی در ایران چیست؟
داریوش همایون: از پانصد سال پیش که ایران بر اثر جنگها و حملات خارجی شروع به تجزیه کرد و تکههایی از اطراف ایران کنده شد و به سرزمینهای دیگری پیوست،همیشه ایران در معرض یک تنشی بوده است میانِ قدرت مرکزی و مناطق مرزی، مناطق مرزی ایران با آنکه بخشی از سرزمینشان و مردمانِشان به جاهای دیگر رفته بودند، آن ارتباط را برقرار نگه داشته و رفت و آمد میکردند. آنها همیشه یک چشم به آن طرف مرز داشتند و یک چشم به این طرف مرز؛ که کاملاٌ طبیعی است. این حالت ویژه در مواقعی که ایران نیرومند بود به سود ایران کار میکرد چون اینها بازوان ایران بودند در آن سوی مرزهای ایران؛ ولی چون بیشتر این پانصدسالهی ما در ضعف و پراکندگی گذشته، هر موقع که ایران ضعیف شده است و قدرت مرکزی رو به ضعف نهاده، این تنش میان مناطق مرزی و حکومت مرکزی افزون شده و گاه کار را به جاهای خیلی باریک کشانده است. ایران دست کم در سدهی بیستم، دو سه بار نزدیک بود که تجزیه بشود. و حقیقتاٌ یک وضع خارقالعاده پیش آمده، که تجزیه نشده و ایران پا برجا مانده است. اکنون با توجه به این که اولاٌ گسترش ارتباطات در همهجای دنیا به افزایش آگاهیهای قومی کمک کرده است و از طرفی وضع ایران آشفتهتر از هر وقتی است در این پنجاه شصت سال گذشته؛ و حکومت مرکزی با این که خیلی سرکوبگر است، ولی خیلی ضعیف است و در بسیاری از مناطق ایران، قدرت او را به صورت خیلی خطرناکی چالش میکنند؛ اگر کار به از هم پاشیدن قدرت مرکزی در ایران بکشد، تجزیه را باید خیلی جدی گرفت. ما میبینیم که در جمهوری آذربایجان، رسماٌ صحبت از اتحاد آذربایجان جنوبی و شمالی میکنند، تا مناطق پایین کُرد نشین را منطقه آذربایجان میدانند. در کُردستان دو حزب قومی وجود دارد که این احزاب چشمشان به بیرون از ایران است و یواش یواش این دامنه نگاه به اسرائیل و امریکا کشیده است و صحبت از ملت کُرد میکنند و حق این ملت، که یک کشوری را در آینده تشکیل بدهند ـ هر وقت صلاح دانستند و خواستند. در بلوچستان، عدهای جندالله، یعنی طالبان تشکیل دادهاند و مشغول کشت و کشتار هستند و البته جمهوری اسلامی هم متقابلاٌ. و در خوزستان نیز عدهای راه افتادهاند که ما اصلاٌ عرب هستیم و این سرزمین مال عربستان است و ربطی به ایران ندارد. وقتی انسان این مسایل را میبیند و وقتی میبیند که هر وقت جمهوری اسلامی در مقابل امریکا گردنکشی میکند، یکی آنجا پا میشود و میگوید که خوب درست است که ایران کارتهای زیادی برای بازی دارد، ولی فراموش نکنید که ایران دچار مسایل خیلی شدید قومی است و ناراحتیهایی در مرزهایش وجود دارد؛ و در نتیجه یک هشداری است که اگر شما جای دیگری شلوغ کنید، اینجا هم قابل شلوغ کردن است. و وقتی ما خبر جلسات را میشنویم، در واشنگتن یکی پس از دیگری، و میروند صحبتهایی میکنند، آنجا هم عدهای دیوانه هستند و حرف هایی میزنند خیلی صریح؛ و نقشه چاپ میکنند و ایران را هفت تکه میکنند، و بر روی تکهای هم مینویسند فارسستان! واقعاٌ عجیب است. آرش: این سیاستی که امروز آمریکا در پیش گرفته، جدا از ضعف حکومت مرکزی، طرح امریکا و اسرائیل که ایران بزرگ را در منطقه خطرناک میدانند و در واقع موافق ایران تکه تکه شده هستند؛ چقدر در این میان نقش بازی میکند؟
همایون: نه من فکر نمیکنم. امریکاییها میدانند که اگر کار به تجزیه بکشد، چه صندوقِ پاندورایی درش باز خواهد شد؛ در ایران و در منطقه. امریکاییها در عراق هم سعی میکنند از تجزیه عراق جلوگیری کنند. ایران که جای خود دارد. ولی به عنوان یک لولو، و به عنوان یک ورق متقابل بر ضد جمهوری اسلامی به طور روزافزونی دارند از این موضوع قومی استفاده میکنند. و این استفاده روز افزون، و گردن کشی جمهوری اسلامی در مسئلهی اتمی، ممکن است که کم کم کار را جدی بکند. یعنی آن محاسبات از بین برودـ محاسباتی که اگر ایران تجزیه بشود چه اتفاقاتی در منطقه میافتد. یک سناتور امریکایی که امسال کاندیدای ریاست جمهوری است، برای حزب جمهوریخواه، که بخت زیادی هم دارد، زبان حال تمام دستگاه حکومتی امریکا را گفت که: هر گزیداری، هر "آپشنی" از جمهوری اسلامی مسلح به بمب اتمی، بهتر است. یعنی چه؟! یعنی ما میدانیم که اگر به ایران حمله بشود، اگر جنگ بشود چه مخاطراتی برای ایران، برای امریکا و برای منطقه، برای هرجایی در پیش خواهد بود. با این همه دورنمای جمهوری اسلام مجهز به سلاح اتمی، از تمام آن احتمالات بسیار خطرناک، بدتر خواهد بود. وقتی کار به اینجاها میکشد دیگر محاسبهی عاقلانه متأسفانه فراموش میشود، وقتی اینها میگویند هر چه بشود بهتر از این است که جمهوری اسلامی به سلاح اتمی دست پیدا کند. ما باید حقیقتاٌ نگران باشیم که خوب از هر وسیلهای برای ضعیف کردن جمهوری اسلامی -که متأسفانه ضعیف کردن ایران است- استفاده خواهند کرد. الان دم دستترین وسیله برای ترساندن جمهوری اسلامی برای راهانداختن آشوب در ایران و گشودن یک جبههی تازه بر علیه جمهوری اسلامی همین تحریکات در مناطق قومی است. که متأسفانه گروههایی چه در محل و چه بیرون از مرز و چه در میان مخالفانِ غیر قومی دائماٌ دامن میزنند به این موضوع و زمینه را فراهم میکنند. آرش: به نظر شما نیروهای مخالف رژیم جمهوری اسلامی، در مقابل چنین سیاستی، چه سیاستی را باید در پیش بگیرند؟
همایون: اولین کاری که ما باید بکنیم اینست که روی این آتش نفت نریزیم. به این معنا که، وقتی میبینیم که یک چنین کانون های خطری وجود دارد و میبینیم کشورهایی در خارج ایران که اصلاٌ دیگر برایشان فرق نمیکند که سرنوشت ایران چه بشود و به هر کاری دست میزنند که جلوی این رژیم را بگیرند ویا از شرً این رژیم به یک صورتی خلاص بشوند، ما دیگر زمینه برای سوء استفاده از موضوع قومی در ایران، فراهم نکنیم. کسانی که امروز علم فدارالیسم علم میکنند و دم از حقوق سیاسی اقوام میزنند،به تمامیت ایران ضربه میزنند. این کارها نزديکتر میکنند احتمالی را که گفتم. یعنی به دست این سازمانهای قومی وسیلههای بیشتری میدهند برای این که بروند پیش امریکاییها و یا اسرائیلیها که آقا ما در بین نیروهای سیاسی ایرانی زمینه داریم و فکر نکنید که یک سازمان کوچک هستیم و شما به ما اعتنایی نمیکنید. و ببینید که طیف سیاسی در ایران طرفدار ماست و میگوید که این مملکت باید فدرال بشود. در عراق فدرال شده این طرف هم میتواند فدرال شود. مرز هم که اصلاٌ وجود ندارد. یا آذربایجانیها که رفتند در واشنگتن جلسه کردند میگویند ببینید آقا اینجا ستم میکنند. به ها به ما می گويند سوسک و توهین میکنند و فردا بروند و بگویند که فارس زبانها هم طرفدار ما هستند و آنها هم میگویند شما باید فدرال باشید. و باید به عنوان قوم حقوق سیاسی داشته باشید. اولین کاری که باید بکنیم باید متوجه باشیم که شعارهایی که بیست سال پیش میدادیم، اصلاٌ خطری نداشت، مطرح نبود، مسئلهای نبود؛ ولی امروز وسیلهای میتواند بشود بر ضد ایران. بر ضد همهی نیروهای اپوزیسیون. یعنی اینها هم اگر پس فردا مملکت به چنان روزی بیافتد به هیچ یک از هدفهایشان نخواهند رسید. اینها میخواهند جایگزین جمهوری اسلامی بشوند که این حرفها را میزنند. کُردها را جمع کنیم، عربها را هم جلب کنیم، مجاهدین را هم جلب کنیم. مجاهدین هم که میگویند بیایید جمع بشویم. اینها را هم جلب کنیم و خوب برویم به امریکاییها بگوییم ما یک جبهه بزرگ نیرومند درست کردیم. ولی جبهه به اصطلاح نیرومندی که درست کردید اگر مملکتی وجود نداشته باشد که این جبهه در آن به قدرت برسد و یا گوشهای از مملکت را بگیرند و بدهند به اینها! دیگر ارزشی ندارد. به نظر من باید تجدید نظر بکنیم در برنامههای بیست سی سال قبل. یک وقتی چپ ایران (متأسفانه الان بخشی از مشروطهخواهان نیز به این حرف ها پیوسته اند) میگفت دموکراسی یعنی فدراسيون، حقوق ملی، حق تعیین سرنوشت و از این صحبتها. ولی امروز مسئله چیز دیگری است. مسئله خود موجودیت چپ ایران است که زیر سئوال خواهد رفت! چپی دیگر باقی نخواهد ماند. آرش: در چنین شرایطی که یک پارچگی ایران مورد تهدید است، آيا نیروها و سازمانهای مختلف سیاسی، چه چپ و چه ملی و چه مشروطهخواه، برای حفظ یک پارچگی ایران، بهتر نیست قبل از هر حرف و شعاری، برنامهی عملی خود را در برخورد با مسئلهی ملی ساکنین ایران ارائه دهند تا خلقهای ایران بدانند که نیروی سیاسیای که خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامیهستند اگر روزی در ایران حتا به عنوان یک جمع به قدرت رسیدند، و حکومت مرکزی قویای هم بوجود آوردند، چه برنامهای در رابطه با مسئلهی ملی در ایران دارند؟! آیا با زور و تهدید و سرکوب- هم چنان که در سابق صورت گرفته- میخواهند یکپارچهگی ایران را حفظ کنند یا برنامهای دموکراتیک و انسانی برای حل این معضل بزرگ و قدیمی دارند؟ در چنین حالی آیا مردم بهتر نمیتوانند تصمیم بگیرند و انتخاب کنند؟
|