header image
 
گفت و گوي آرش با محمد رضا شالگوني، داريوش همايون و فرخ نگهدار چاپ
آرش   
رفتن به
گفت و گوي آرش با محمد رضا شالگوني، داريوش همايون و فرخ نگهدار
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11

‏ این خواست ها را خاموش نکنیم و دامن بزنیم. ‏این ها خطرناک نیستند. دموکراسی در ایران ‏بدون این ها، امکان ندارد بتواند تأسیس بشود و ‏پا بگیرد. ‏
آرش: طبیعی است که نیروی اصلی و بالفعل ‏جامعه، توده ها هستند و این نیرو هم نیاز به ‏تشکل و سازماندهی دارد. ولی تا زمانی که ‏نیروی روشنگر، نیروهای کارگر و زحمت کش به ‏یک چنین آگاهی ای نرسیده باشند و امکان ‏تماس گیری را نداشته باشند، هنوز در حد ‏انتزاع باقی خواهد ماند. امروز وقتی نگاه می ‏کنیم می بینیم که افراد و نیروهای سیاسی ‏مختلف با تعلقات طبقاتی مختلف، بسیار پراکنده ‏و منفرد هستند. در نتیجه اپوزیسیون خواهان ‏سرنگونی رژیم اسلامی، خیلی پراکنده است. و ‏این نکاتی که شما طرح کردید، در مرحله ی ‏اول به عامل سازمانده و عنصر آگاه و سازمانگر ‏نیازمند است؛ در حالی که این نیروها و عناصر، ‏در پایین ترین سطح پراکندگی و توان برقراری ‏تماس با داخل قرار دارند. حتا در بین خود ‏نیروهای داخل. حال اگر فرض بگیریم که اکثر ‏نیروهای چپ به حرف شما برسند، چگونه می ‏توان این عنصر آگاه را یک پارچه تر به حرکت ‏واداشت؟ چگونه می توان به عنوان یک نیروی ‏سیاسی در معادلات سیاسی نقش خود را ایفا ‏کرد؟ چگونه می توان بدون انتخاب طرفی در ‏این درگیری، به عنوان نیروی سوم، نقشی ایفا ‏کرد؟

شالگونی: اولاٌ با ارزیابی شما در مورد فعالان ‏چپ که در بدترین نقطه هستند، مخالفم. البته ‏چپ حتی در مقیاس جهانی هم با مشکلات ‏بسیار بزرگی روبروست و در ایران این مشکلات ‏ابعاد مضاعفی پیدا میکند.اما اکنون ما بدترین ‏روزها را پشت سر گذاشته ایم، هم در ایران و ‏هم در مقیاس جهانی.چپی که اینک در ایران ‏شکل میگیرد ( من مخصوصاً به نسل جوان چپ ‏نظر دارم ) به نظر من در مقایسه با نسلی که من ‏به آن تعلق دارم، به آگاهی ها و هشیاری های ‏بسیار امیدوار کننده ای دست یافته است. نه این ‏که با خوش بینی نگاه کنم. هر چند که آدم با ‏شک و تردید نگاه می کند باز می بیند که ‏هوشیاری هایی  که اینها نشان می دهند بسیار ‏عمیق است. خیلی از کسانی که امروز در ایران ‏خود را چپ می دانند و چپ هستند،از خانواده ‏ی سنتی چپ ایران بیرون نیامده اند. از سنت ‏های غیر چپ بیرون آمده اند. منتها با شرایط ‏فشار و نابرابری های طبقاتی به درک روشنی از ‏چالش های پیش رو دست یافته اند. حتا بعضی ‏ها که از خانواده های کاملاً مذهبی برخاسته اند ‏، به افق های سوسیالیستی و روشنگرانه و ‏برابری طلبانه میرسند.‏
مثلاٌ همین امروز، بیداری زنان ایران در مقایسه ‏با دیگر کشورهای جهان سوم، بی همتاست؛ ‏مسایلی که مطرح می کنند، میتواند در ابعاد ‏توده ای بیداری بزرگی را دامن بزند. در مورد ‏برخورد به مسئله ی سرمایه داری و بهره کشی؛ ‏برخورد به دموکراسی و دیکتاتوری و آزادی های ‏بنیادی، و مسایل دیگر ، نسل امروز چپ ما به ‏افق های رهایی خیلی عمیق تر و بهتر از نسل ‏من و شمانگاه میکند. به نظر من جای امیدواری ‏است. سازمان ها نیستند که جنبش را بوجود ‏می آورند؛ ‏
جنبش است که سازمان ها را بوجود می آورد. ‏به نظر من جنبش بزرگی در حال جوانه زدن ‏است در ایران که امید من به آن است.  نسل ‏جوانی که بیشتر آن ها هر چند از طبقات میانی ‏جامعه برخاسته اند، ولی بواسطه ی توده ای ‏شدن فقر عمومی ، و سابیده شدن طبقه ی ‏متوسط، بخش بزرگی از آن ها ناخواسته ‏پرولتریزه می شوند. و می بینند که آینده در ‏دست چه طبقاتی می تواند باشد! این ها هستند ‏که افق های تاریخی را می توانند برای ‏زحمتکشان تصویر کنند. بنابراین، به نظرم می ‏آید اوضاع بهتر از آن چیزی است که ما فکر می ‏کنیم. اگر از دید سیاسیِ سازمان های باقی ‏مانده از دوره های گذشته نگاه کنیم، واقعیت ‏این است که هیچ تشکلی، نفوذی مهمی ندارد. ‏ولی اگر به خود جنبش، خود آن مزرعه های ‏انبوهی که جوانه می زنند نگاه کنیم، خواهیم ‏دید که چشم انداز روشنی وجود دارد. انسان ‏ایرانی، بیداری بزرگی را آغاز کرده ست. اگر ‏چنین است! ما می توانیم کارهایی انجام بدهیم. ‏این کارها مسلم است که از طریق انتزاعیات و از ‏طریق متحد شدن رهبران از بالا اتفاق نخواهد ‏افتاد. از طریق دامن گرفتن از پایین اتفاق ‏خواهد افتاد. دوست دارم باز مثالی از روسیه ‏بزنم ، نه این که تنها مورد است ولی خلاف ‏متدولوژی که برخی از مارکسیست ها درست ‏کرده اند،نشان میدهد. واقعیت این است در ‏آستانه ی انقلاب 1917 سوسیال دموکراسی ‏روسیه عملاٌ نفوذ زیادی در این کشور نداشت. ‏در ژانویه 1917، لنین در سویس که آن موقع ‏در آنجا  تبعید بود، به مناسبت 9 ژانویه که ‏سالگرد انقلاب 1905 بود، در سخنرانی خود ‏ضمن مطرح کردن این که انقلاب آتی روسیه ‏انقلاب کارگری خواهد بود گفت، نسل من ‏ممکن است که این را نبیند. یک ماه بعد در ‏روسیه انقلاب اتفاق افتاد. می خواهم بگویم ‏وقتی آدمی مثل لنین یک ماه قبل از انقلاب ‏نمی توانسته حتا تصور بکند که به زودی در ‏روسیه انقلاب خواهد شد؛ و در جبهه ها خواهند ‏گفت که از کسی جز لنین دستور نمی گیرند، ‏دلیلی ندارد ما ظرفیت های بزرگی را که بحران ‏انقلابی میتواند به وجود بیاورد،نادیده بگیریم. ‏منظورم این است که ضرورتاً حزب ها نیستند ‏که حرکت های بزرگ  به وجود میاورند ، بلکه ‏برعکس ، جنبش های طبقاتی بزرگ هستند که ‏حزب ها را به وجود میاورند یا به طور کامل ‏نابود میکنند.‏
لنین می گوید: بزرگترین حزب ها و سازمان ها، ‏وقتی انقلاب شروع می شود، مثل قایق های ‏سکانی شکسته روی امواج دریا به این ورو آن ور ‏می روند. برای همین، زمانی که مردم وارد ‏صحنه می شوند، خیلی چیزها عوض می شود. ‏لااقل من و شما شانس این را داشته ایم که یک ‏انقلاب توده ای را ببینیم. من نمیگویم مردم ‏خود به خود راه خواهند افتاد، نه.مسلم است که ‏بدون حزب ها و سازمان های برخوردار از افق ‏های تاریخی گسترده، خیلی چیزها شدنی ‏نیست . چیزی که میگویم این است که این بار ‏امکانات ما در مقیاس به راستی توده ای بسیار ‏بیشتر است. امکان این که از بین همین مبارزات ‏مردم چیزهایی بیرون بزند خیلی مهم است. ‏چیزی که باید توجه کنیم اینست که خواسته ‏های واقعی اقشار مختلف مردم را حذف نکنیم. ‏از این طریق جنبش از پایین متشکل خواهد ‏شد. خواسته های اکثریت مردم ایران، طبقاتی ‏است؛ نه، فراطبقاتی. البته مسائلی از قبیل نجات ‏ایران، مخالفت با جنگ، مقابله با آمریکا، مقابله ‏با جمهوری اسلامی تنها خواسته ی کارگران و ‏زحمت کشان نیست؛ منتها کارگران اول نمی ‏آیند کشور را نجات بدهند بعد بروند سازمان ‏خود را بزنند. کارگر وقتی می خواهد سازمان ‏خود را بزند با این شعار وارد می شود: تشکل ‏مستقل حق مسلم ماست. همین طور بخش ‏های دیگر مردم ایران. قرار نیست که اقشار ‏مختلف کاری را بکنند که بخش دیگر انجام می ‏دهد. هر کس خواست مشخص خود را مطرح ‏می کند. بگذاریم که تمام گل ها بشکفند و همه ‏ی این خواسته ها به میدان بیایند؛ زیرا تمام این ‏خواسته ها برحق هستند. این ها پیش شرط ‏شکل گیری دموکراسی هستند. این ها پیش ‏شرط شکل گیری اراده ی توده ای و تاریخی ‏ملت ما هستند و اگر این ها شکل بگیرند، من ‏فکر می کنم خیلی کارها می توان کرد. و ‏طبیعی است که ما منافع مشترکی داریم. ولی ‏فراموش نکنیم که کارگران ایران با ایرانیان غیر ‏کارگر اختلافات زیادی هم دارند. مثلاٌ همه ما ‏برای حفظ ایران به عنوان یک کشور، منافع ‏مشترک داریم. و باید به یک یک اشتراکاتمان ‏برسیم. ولی کارگر ایرانی از طریق مطالبات ‏خودش می تواند به این مسایل برسد و برای آنها ‏سنگر  بکند و فداکاری کند. و اگر چنین شود، ‏هیچ نیرویی در دنیا، نمیتواند در مقابل اراده ‏اکثریت مردم این کشور بیایستد.امریکا،شاید ‏ناخواسته دارد جمهوری اسلامی را به سمتی ‏میکشاند که سمت تلاشی آن خواهد بود ولی نه ‏در جهتی که امریکا می خواهد. و جمهوری ‏اسلامی نیز در مقابله با امریکا کارهایی میکند ‏که ممکن است به تلاشی اش کمک کنند. اگر ‏مردم بتوانند از این فرصت استفاده کنند- توجه ‏داشته باشید که این جمله شرطی است – چشم ‏انداز دیگری میتواند شکل بگیرد. ما باید روی ‏این ابتکار توده ای مردم ایران نیرو بگذاریم و ‏متمرکز شویم ، راه دیگری وجود ندارد.‏
آرش: در رابطه با صحبت شما در مورد خواسته ‏های طبقاتی و این که هر طبقه و قشری، اول ‏با خواست های طبقاتی خود وارد می شود، نکته ‏ی ظریفی وجود داردو آن اینست که در جوامعی ‏مانند ایران که سرکوب بیداد می کند و علیرغم ‏همه ی این مسایل و مشکلات معیشتی مردم، ‏یکی از عریانترین و پلیسی ترین سرکوب ها ‏جریان دارد، می بینیم که اکثر اعتراضاتِ صنفی، ‏مانند معلمین، دانشجویان، کارگران و کارمندان، ‏زنان و... پس از یک دوره، بعلت نبود حمایت از ‏سوی اقشار دیگر جامعه، سرکوب می شوند. این ‏دور تسلسل بارها در ایران اتفاق افتاده است. ‏پس آن جا که در مورد جنبش توده ای صحبت ‏می کنیم، ضرورت سازمانیابی و پیوستن این ‏شبکه ها را نیز مد نظر داریم. در چنین شرایطی ‏عنصر آگاه و سازمانگر، به وضوح اهمیت و ‏ضرورت وجودی خود را به نمایش می گذارد. ‏حال چشم اندازی که وجود دارد، چه در داخل و ‏چه در خارج از کشور- 4 میلیون ایرانی که از ‏نظر روحی می توانند نقش مهمی در رابطه با ‏داخل ایفا کند- نشان از عدم توجه عنصر آگاه به ‏مقوله ی منافع مشترکِ اقشار مختلف است که ‏شما هم اشاره کردید. در واقع برای  مادیت ‏یافتن یک ایده در درجه اول خود ایده باید در ‏ذهن  طرح کننده ها تعمیق رفته باشد تا بتوان ‏مابه أزای آن را در عمل خواستار شد. حال ‏چگونه است بر سر هیچ طرح مشترکی بر سر ‏همان مشترکاتی که شما مطرح کردید، نمی ‏شود با هم به توافق رسید- هم در داخل و هم ‏در خارج- و برنامه ای مشترک برای مبارزه با ‏جمهوری اسلامی پیش برد. می بینیم، نیروهای ‏مختلف- خصوصاٌ نیروهای چپ - به هیچ وجه ‏به منافع مشترک اقشار مختلف توجه نمی کنند ‏و یا اگر می کنند بسیار پراکنده است. در واقع ‏خلق های ایران منافعی دارند که زنان ایران هم ‏دارند و همان طور کارگران ایران.‏
به نظر شما، چطور می توان حداقل، این عنصر ‏ذهنی را در این مرحله به هم نزدیک کرد تا در ‏پراتیک اجتماعی که زمین اصلی بازی است، به ‏تضعیف هم نپردازند و فرصت برای جمهوری ‏اسلامی فراهم نشود که از پراکندگی بیشترین ‏استفاده را می کند. خصوصاٌ اهمیت این برنامه ‏در رابطه با داخل زمانی خود را بیشتر به نمایش ‏می گذارد که با وجود اینترنت و انقلاب ‏ارتباطات و غیره، مرزهای جغرافیایی نقش سابق ‏خود را تا حدود زیادی از دست داده اند.‏

شالگونی: برای پاسخ به این سئوال، در وهله ی ‏اول باید یک ارزیابی از  نیروی خارج از کشور ‏داشته باشیم. اکثر نیروهای خارج از کشور، ‏مهاجران سیاسی هستند. ایران معمولاً مهاجر ‏اقتصادی زیادی به خارج صادر نکرده است. اکثر ‏این جمعیت در اثر شرایط سیاسی معینی به ‏خارج مهاجرت کرده اند. که خود این نقطه ی ‏قوت است. در ضمن هیچ نیرویی نیست که جدا ‏از منافع طبقاتی و موقعیت خودش چیزی را  ‏ببیند. مثلاٌ کسی که صاحب تجارتخانه ی ‏بزرگی در خارج است و یا شرکت ساختمانی ‏عظیمی دارد، ایا می تواند وضعیت کارگر ایرانی ‏را بفهمد؟ این نیروی خارج از کشور، نیرویی ‏نیست که به اصطلاح منافع همه ایرانیان را در ‏نظر بگیرد. بله، از یک نظر این ها نیروی الیت ‏جامعه هستند، ولی چه نوع اِلیتی؟! برای کی؟! ‏این که در مجموع نیروی خارج از کشور مخالف ‏جمهوری اسلام است تردیدی نیست. ولی این ‏که چه چیزی را به جای این می خواهد بگذارد، ‏تازه بحث ها از این جا شروع می شود. من فکر ‏می کنم در مورد خیلی از مسایل ( منظورم فقط ‏سوسیالیسم نیست ، سوسیالیزم پیش کش )مثلاً ‏مسئله ی ضدیت با این سیستم بهره کشی و فقر ‏و فلاکتی که در ایران بیداد میکند،اکثر ‏مهاجرین خارج نمیتوانند به توافق برسند.آیا فکر ‏میکنید اکثریت مهاجران ایرانی مثلاً میتوانند در ‏ضدیت با نئولیبرالیسم ( که حالا به یک اصل ‏مقدس مذهبی برای خیلی ها تبدیل شده)به ‏موضع روشنی دست یابند؟ و بپذیرند که ‏نئولیبرالیسم نمیتواند راه تأسیس دموکراسی در ‏ایران باشد؟ خیلی از مخالفان جمهوری اسلامی ‏حالا یکی از مشکلات اقتصاد ایران را همین ‏قانون کار رژیم میدانند و میگویند  مزاحم ‏کارفرمایان است. روشن است که بسیاری از اینها ‏نمی توانند مدافع منافع اکثریت مردمی باشند ‏که قرار است از چنگ جمهوری اسلامی رها ‏شوند.‏
آرش: بحث فقط در مورد اشتراکاتی است که ‏خود شما مطرح کردید و قبول دارید؟!‏

شالگونی: ببینید، بعضی ها میگویند ّبگذارید ‏اول جمهوری اسلامی را که در ضدیت با آن ‏همه اشتراک نظر داریم ، براندازیم و سپس در ‏یک نظام دموکراتیک که همه احزاب و جریانات ‏آزاد هستند ،در باره مسایل دیگری مانند اقتصاد ‏و غیره ، آزادانه صحبت بکنیم و تصمیم ‏بگیریم.اما در این جا دو چیز مهم از قلم میافتد. ‏اول این که از چپ خواسته میشود که فعلاً ‏بخشی  هویت خود را درز بگیرد و به عبارت ‏دیگر فعلاً چپ نباشد.و دوم این که از اکثریت ‏مردم کشور، خواسته میشود که با مفاهیمی ‏انتزاعی به جنگ رژیم بروند و در باره مسایل ‏حیاتی روزمره شان فعلاً چیزی مطرح نکنند. ‏این یعنی فلج کردن توان و انگیزه مبارزاتی ‏بالفعل و نقد اکثریت قاطع مردم ایران ، یعنی ‏نیرویی  که بدون به میدان آمدن آن امکان ‏براندازی رژیم وجود ندارد. تجربه همه انقلابات و ‏همه جنبش های بزرگ اجتماعی و سیاسی ‏نشان میدهد که مردم یک صخره یک پارچه ‏نیستند ، بلکه به گروه ها و لایه ها و صنوف و ‏طبقات مختلف تقسیم میشوند که هر کدام از ‏آنها در پی خواسته ها و نیاز های مشخص شان ‏با نظام سیاسی حاکم در تضاد میافتند و از ‏طریق این خواست ها و نیازهای مشخص به ‏مفاهیم و چشم اندازهای بزرگ تر و عمومی تر ‏میرسند. هیچ جنبش اجتماعی در آغاز با مثلاً ‏خواستِ "آزادی" یا "سوسیالیسم" راه نمیافتد ، ‏بلکه با خواست های بسیار مشخص و زمینی و ‏قابل لمس در زندگی روزمره مردم شرکت کننده ‏در آن جوانه میزند. همان طور که هیچ آبِی از ‏سرچشمه به صورت یک رودخانه بزرگ راه ‏نمیافتد ، از پیوستن جویبار های کوچک آغاز ‏میشود. اینها نکاتی بدیهی و خیلی ساده هستند ‏، ولی متأسفانه در بحث های بعضی جریان های ‏سیاسی نادیده گرفته می شوند.‏
آرش: با تشكر از شما كه در اين مصاحبه ‏شركت كرديد.‏

‎*                                                                     ‎


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.