header image
 
مسلوب‌الحق بودنِ میلیون‌ها تن از مردم ايران چاپ
توکل - از رهبران سازمان چريك‌هاي فدايي خلق (اقليت‌)   
رفتن به
مسلوب‌الحق بودنِ میلیون‌ها تن از مردم ايران
صفحه 2

پاسخ سوم‌:
اما در مورد حمله احتمالی آمریکا نیز باید گفت که اگر منظور برافروختن جنک باشد، عجالتاً احتمال چنین حمله‌ای نیست. علت آن هم در وهله نخست بن‌بستی است که آمریکا در عراق با آن رو به رو شده است. اگر آمریکا پس از دو سال از سرنگونی صدام، هنوز قادر به مهار این کشور نشده  و روز به روز برتعداد تلفات ارتش آمریکا افزوده می‌شود، باید فکر حمله نظامی به ایران از مخیله زمام‌داران کاخ سفید بیرون رفته باشد.
امریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی با معضلی رو به رو نخواهد شد، همان گونه که برای سرنگونی صدام با مانعی رو به رو نشد. معضل آمریکا آنجاست که از جانب توده مردم در کشوری  پهناور نظیر ایران، با چنان مقاومتی رو به رو خواهد شد، که حتا یک ارتش یک میلیونی هم برای مهار آن، کافی نخواهد بود. روشن است که عواقب این مسئله به ایران محدود نخواهد شد، بلکه تمام منطقه خاورمیانه را فرا خواهد گرفت. دیگر به این مسئله  هم نمی‌پردازیم که در ایران به مراتب بیش از عراق،  پای منافع  قدرت های دیگر ازجمله اروپا در میان است که به ویژه پس از برملا شدن ناتوانی‌های نظامی آمریکا در عراق، هیئت حاکمه آمریکا نمی‌تواند آنها را نادیده گیرد. این البته نافی عملیات ایذائی از سوی آمریکا وحتا بمباران تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی نیست.
اما حتا اگر آمریکا در شرایطی هم می‌بود که می‌توانست دست به حمله نظامی بزند، موضع ما کمونیست‌ها صریح و روشن است. ما مخالف جدی و سرسخت سیاست‌های جنگ‌طلبانه، تجاوزکارانه و توسعه‌طلبانه امپریالیسم آمریکا هستیم.
ما که به خوبی ماهیت امپریالیسم آمریکارا می‌شناسیم وبه اهداف ومقاصد آن آگاهی داریم،  بر سر حمله نظامی به عراق نیز با سیاست جنگ‌‌طلبانه آمریکا و انگلیس، شدیداً مخالفت نمودیم و ماهیت ادعاهای فریبکارانه سران حکومت آمریکا را بر ملا کردیم. امروز دیگر فجایعی که امپریالیسم آمریکا در عراق به بار آورده است، بر کسی پوشده نیست. صدام سرنگون شد، اما شرایط اسف‌بار توده‌های مردم عراق نه تنها بهبود نیافت، بلکه به مراتب وخیم‌تر شد. در همین مدت کوتاه ۲ سالی که از اشغال عراق می‌گذرد، ارتش آمریکا ده‌ها برابر صدام، مردم عراق را کشتار کرده است. ده‌ها هزار تن از مردم عراق به بند کشیده شده‌ و توسط ارتش آمریکا وحشیانه شکنجه شده‌اند. بیکاری، فقر و بدبختی ابعاد کم نظیری به خود گرفته و عراق اکنون با چنان هرج و مرجی رو به روست که دیگر، چیزی به نام امنیت برای مردم وجود ندارد. ماجراجوئی دار و دسته بوش، می‌تواند در ایران وضعیتی وخیم‌تر از عراق پیش آورد. لذا واضح است که ما باید با هرگونه حمله احتمالی آمریکا به ایران مخالف باشیم. جرا که چنین حمله‌ای از جهات مختلف، علیه توده‌های مردم ایران خواهد بود. مسئله سرنگونی جمهوری اسلامی و تحقق مطالبات مردم ایران، مسئله‌ای مربوط به توده‌های کارگر و زحمتکش است و سرانجام هم آنها از طریق یک انقلاب با این رژیم ارتجاعی، تسویه حساب خواهند کرد. این مسئله ربطی به آمریکا ندارد.

پاسخ چهارم‌:
اکنون بپردازیم به سوال آخر. مردم ایران اکنون به آن درجه از آگاهی سیاسی رسیده و تجربه اندوخته‌اند که دیگر حتا چشم‌داشت اصلاحات بسیار محدود را هم در چارجوب جمهوری اسلامی نداشته باشند. وقتی که امروز می‌بینیم گروه‌های بورژوائی که زمانی مردم را به دنباله‌روی از خاتمی و تحقق مطالبات‌شان، در چارچوب جمهوری اسلامی فرا می‌خواندند، امروز به ترفند دیگری روی آورده و شعار رفراندم سر می دهند، این خود بیانی از این واقعیت است که آنها نیز دریافته‌اند که مردم دیگر به چیزی کمتر از رفتن رژیم تن نمی‌دهند.
۸ سال پیش وقتی که خاتمی با حمایت و تبلیعات گسترده بورژوازی داخلی و بین‌المللی به عنوان کاندیدای"اصلاحات" وارد میدان شد، اوضاع متفاوتی نسبت به امروز وجود داشت.
در آن ایام، بخش قابل ملاحظه‌ای از جمعیت ایران به او و سپس به گروه‌های هم‌فکرش در انتخابات مجلس ارتجاع رأی دادند. مسئله هم بر خلاف آنچه که در سؤال مطرح شده است،  صرفاً این نبود که "برای ابراز مخالفت خود بایک جریان و یا برای دفع شر بزرگتر" به این جناح رأی دادند. بلکه بخش بزرگی از مردم ایران تحت تاثیر تبلیغات بین المللی، در دام توهم گرفتار آمدند و چنین می‌پنداشتند که واقعاً پای اصلاحات در میان است. این بخش از مردم اساساً جوانانی بودند که تجربه سیاسی نداشتند و از همین رو به حمایت از خاتمی و دار ودسته موسوم به "اصلاح‌طلب‌» برخاستند. اما همین بخش از مردم، به زودی به ماهیت "اصلاح طلبان حکومتی" پی بردند و از آنجائی که گزینش‌شان بین بد و بدتر نبود، بلکه  تصورشان تغییر اوضاع بود،  در برابر این جناح قرار گرفتند و به رو در روئی با آن بر خاستند. آن گروه از مردم نیز که انتخاب‌شان بین بد و بدتر بود، آنها هم ،اکنون دیگر تفاوتی میان دو جناح و سیاست‌های آنها قائل نیستند. پس بی دلیل نبود که اکثریت بزرگ مردم، انتخابات شوراهای اسلامی و مجلس ارتجاع اسلامی را بایکوت کردند. بنا بر این هیچ دلیلی نیست که بر خورد مردم  در انتخابات دوره نهم  ریاست جمهوری رژیم، متفاوت باشد.
مردم ایران در عمل و در تجربه آموخته‌اند که هیچ انتخاباتی و هیچ جناحی از رژیم نمی‌تواند بهبودی ولو کوچک در وضعیت آنها و تحقق مطالبات‌شان پدید آورد. بنابراین، خواهان بر افتادن آن هستند. آنچه که اکنون توده‌های کارگر و زحمتکش مردم در پی آن هستند، شیوه‌ها و روش‌های سرنگونی رژیم است. گسترش مبارزات در شکل اعتصاب، راهپیمائی و تظاهرات، چیزی که اکنون با آن رو به رو هستیم، گام نهادن در مسیری ‌است که در تداوم خود به اعتصاب عمومی سیاسی، قیام و انقلاب خواهد انجامید. تنها از این طریق است که مردم می‌توانند با استقرار یک نظام شورائی بر سرنوشت و مقدّرات خود حاکم گردند. لذا توده‌های مردم ایران، این انتخابات فرمایشی و ضد دمکراتیک رژیم را نیز بایکوت خواهند کرد وبیش از پیش به اشکال فراقانونی روی خواهند آورند.



« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.