header image
 
ويژه نامه ي فروغ فرخ زاد چاپ
نجمه موسوی‏   
رفتن به
ويژه نامه ي فروغ فرخ زاد
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23

نامه پلنگ خانوم به فروغ فرخ زاد

اكبر سردوزامي

 
من پلنگ خانومم، گربه‌ی اکبر آقا
فروغ جونم، که الهی که خودم فدای هر چیز تو ‏باشم هر روز، من همین حالا خودم به تنهایی ‏نامه‌تو خوندن کردم، دل من برای تو خیلی بازم ‏بیش‌ترم درد اومدش توش الان، بعدش اون وخ ‏نمی‌دونم که باید چه کار کنم، چراچونکه نامه‌‌ی ‏تو رو قلیچ خانی داده، گفته به من خودش یعنی ‏به تنهایی که من باید زودی بخونم الان، بعدش ‏اون وخ واسه تو یکی خودم نامه فرستاده کنم، ‏عین ِ که من شوور تو بوده بودم همیشه، بعدش ‏اون وخ اسم من پرویز اون بوده بوده. امماکن من ‏گول هیچ پرویزی رو هیچ وخ اصلاً نمی‌تونم که ‏بتونم بخورم، چراچونکه من خودم پلنگ خانوم ‏هستم حالا مثلا، و تا که دنیا همه‌ش بوده بوده، ‏من خودم هی همیشه پلنگ خانوم بوده بودم، ‏بعدش اون وخ هیچ نمی‌خوام که یکی پرویز باشم ‏که تو رو بند زده به دست و پای خوشگلت که من ‏الهی که بمیرم که برات،‌ بعدش اون وخ ‏نمی‌خوادش که بخوادش که یکی اگزیستانسیال ‏خوشگل هی خودت داشته باشی، بعدش اون وخ ‏هر چی که دلت می‌خواهد هی بکنی،‌ آزاده، رها ‏رها از همه‌ی هر چی جهان، خوشت بیاد.‏
من خودم عین ِ تو هستم همیشه، هیچی من ‏قانون اصلاً نمی‌خوامش که بخوام تو زندگانی من ‏هیچ وخ اصلاً داشته باشم، که بگه که پس نباید ‏من میگو بخورم، یا نباید که برم شب‌ام توی حیاط‌ ‏مون، چراچونکه مرض مرغ اومده توی جهان،‌ من ‏می‌خوام عین‌ِ خودت اگزیستانسیال تازه خیلی ‏بازم بیش‌ترم داشته باشم، هر چی من دلم ‏می‌خوادش که بخوادش بکنم،‌ هیچی پرویز توی ‏دنیا اون نتونه که بتونه واسه من خط بنویسه که ‏بگه اگزیستانسیال تو اون ورِ اون خیلی کج استش ‏مثلا، این جوری باید که بتونه که باشه، جور دیگه ‏هیچی نباید که بخوادش که ‏
باشه، بعدش اون وخ بگه که میگو نخور، کوچه ‏نرو، یه دونه کُس به گربه‌ی سیاه اصلاً تو نباید که ‏بری توی حیاط زودی بدی، چراچونکه گربه‌ی ‏سیاه جن هستش اون، اینفلواینزا اون بازم ‏بیش‌ترم توی خودش قایم داره، چی چی داره، ‏چی چی نمی‌دونم نداره مثلا، بعدش اون وخ من ‏دلم می‌خواد به هر گربه که هر رنگی داره خوشم ‏می‌آد، یه دونه کُس خودم به اون زودی بدم، ‏بعدش اون وخ خیلی هی خوشی بیادش تو تنم، ‏شعر بشه، شادی بشه، تولد تازه بگیرم من یه دونه ‏همیشه، امماکن قانون الان اون می‌گه پلنگ ‏خانوم هیچی نباید توی کوچه اون یه وخ پیدا ‏باشه، چراچونکه یه دونه اینفلواینزای پرنده‌ اومده ‏اون تو جهان، یه گربه رو تو جرمنی اینفلواینزا ‏کرده اون تو تنش، کشتونده توی خودش.‏
ای فروغ جون که الهی که خودت همیشه پاکیزه ‏بمونی توی دنیا شب و روز، تو نباید که بذاری که ‏یکی غصه بشینه به دلت، چراچونکه یه کسی که ‏خیلی باز بیش‌ترم خاک به سرش بوده بوده، گفته ‏بوده به شوورت که اون تو رو دیده بوده تو لاله‌زار ‏یواشکی می‌رفته بودی تو خودت با یه کسی که ‏کُس بدی تو سینمای کوچه ملّی مثلا، که سه تا ‏فیلم نشون می‌دادش همیشه، امماکن یکی بلیط ‏می‌گفت آدم باید بده، بعدش اون وخ بغل ستون ‏اون کون‌ام می‌دادن یه کمی یه وختایی. تو نباید ‏که از این حرفای اون که خاک بر سرش بوده، ‏غصه بگیره به تنت،‌ رنجوری هی داشته باشی، ‏چراچونکه من خودم عین تو بودم همیشه، هر ‏کسی خاک به سرش بوده بودش، اون به من حرف ‏زده پشت سرم، گفته که گربه اگه پلنگ خانوم ‏اون باشه، تازه باز زیادترم همیشه بی‌چشم و رو ‏استش مثلا، پس نباید هیچی میگو تو بدی اون ‏بخوره، بعدش اون وخ هر کسی تا که یه وخ منو ‏می‌دید تو کوچه‌ها، سنگ می‌زد توی سرم، دُمب ‏منو هی‌ می‌کشید، تا که ساعت صبح می‌شد، شب ‏که می‌کرد، همه‌ش خودم رنجوری داشتم تو ‏جهان با مردُما، امماکن بازم همیشه من فرارم ‏کردم از هر کی که بود،‌ اومدم توی کپنهاگ ‏پناهنده خودم یکی شدم، تا بتونم باز من بیش‌ترم ‏همیشه آزادی خودم داشته باشم با هر کسی، رها ‏رها برم توی هر جا که می‌خوامش که بخوام، ‏بعدش اون وخ تازه من خودم به تنهایی بازم ‏فهمیدم که تو دانمارک چقد بلا سر اجدام اوورده ‏بودن همیشه هر کی که بود،‌ چراچونکه توی ‏دانمارک اونا گربه‌ها رو، تو یکی قوطی می‌کردن ‏خمره‌ای یعنی که بودش مثلا که توی تاریخ ‏خودش بوده بوده، بعدش اون وخ همه‌شون چوب ‏می‌زدن به خمره‌هه تا که چوباش همه‌شون ‏شکستگی داشته بشه، خورد بشه، امماکن خورد ‏نمی‌شد اون هیچی مثلا،‌ چراچونکه چوب اون ‏خیلی بازم سفت بودش، بعدش اون پلنگی که ‏عین خودم زیاد بیچاره بودش، توی خمره اون ‏همه‌ش هی تق و تق صدا می‌رفتش تو گوشش ‏می‌ترقّید ترق ترق ترق، امماکن کاری نمی‌تونست ‏هیچی که بتونه بکنه، چراچونکه خمره‌هه، ‏همه‌جاش بستگی‌ داشتش مثلا، باز نبود هیچ ‏جایی از اون اصلاً، بعدش اون وخ، اون پلنگه هی ‏باید تقه می‌رفتش تو گوشش، هی جیگرش با ‏زهره‌هاش آب می‌شد تا که یکی شاه بشه، خمره ‏رو اون یعنی بتونه بشکونه،‌ خورده کنه،‌ بعدش اون ‏وخ خیلی‌ وخ چوبی می‌خوردش اون خودش به ‏تنهایی توی سر پلنگه که اون تو بودش،‌ دست و ‏پای اون بازم شکسته می‌شد یه کمی، تا که اون ‏زنده بودش رنجوری با اون بودش صبح و شبا.‏

ای فروغ جون عزیز، که الهی که سلامت باشی ‏تو زندگانی همیشه، من خودم عین خودت بوده ‏بودم تا که جهان بوده بوده، چراچونکه هی همیشه ‏یه کسی پشت سرم رفته بوده یه چیز بد گفته ‏بوده، یکی گفته بود که من جن هستم، یکی اون ‏می‌گفت که بی‌چشم و رو هستم مثلا، بعدش اون ‏وخ هر کسی که دور من بوده بودش،‌ اون خودش ‏خیلی‌ تازه بیش‌ترم پرویز شاپور بودش، همه‌ش ‏می‌خواستش که بخوادش که یکی بند ببندونه به ‏دست و پا و پنجول خودم، امماکن هیچ نتونستش ‏که بتونه که یکی کارای این جوری کنه،‌ ‏چراچونکه یکی آزادگی اون توی تنم بوده بوده، ‏عین خودت، تا که جهان بوده بوده.‏
ای نامه که می‌روی به سویش،
هی بوس بشو بوسه بشو به تار مویش
‎*                                                              ‎

 


مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.