header image
 
پرچم آمریکا، مثلِ لنگ حمام چاپ
هادی خرسندی - نويسنده و سردبير نشريه‌ي «اصغر آقا» در تبعيد از سال ۱۳۵۸   
رفتن به
پرچم آمریکا، مثلِ لنگ حمام
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4

پاسخ سؤال دوم‌:
با توجه به آن چه گفتم‌، فكر نمي‌كنم انتخابات آينده‌، از نظر منافع مردم‌، حادثه‌ي پراهميتي باشد‌. و نظر جناح‌هاي مختلف رژيم در باره‌ي رابطه با امريكا و مشكلات اقتصادي كشور هر چه باشد‌، نمي‌تواند اين انتخابات را به حادثه‌اي مهم و هيجان انگيز براي مردم تبديل كند‌. به دليل اين كه اولاً بعيد است چگونگي رابطه با امريكا به مسئله‌ي انتخاباتي مهمي تبديل شود‌. زيرا همه‌ي جناح‌هاي حكومتي (لااقل تاكنون‌) سعي كرده‌اند در مقابل تهديدات امريكا جبهه‌ي متحدي داشته باشند‌. آن بخش از اصلاح طلبان حكومتي سابق كه حالا به مدافعان سينه چاك امريكا تبديل شده‌اند‌، گرچه هنوز پيوندهايي با بعضي جريان‌هاي داخلي رژيم دارند‌، ولي از محدوده‌ي اصلاح طلبي خارج شده‌اند . بنابراين نمي‌توانند در انتخابات و كارزارهاي قانوني آن وارد شوند‌. ثانياً كليد «‌عادي كردن مناسبات با امريكا‌» اصلاً در دست جمهوري اسلامي نيست كه بشود آن را به بحث انتخاباتي تبديل كرد‌. تمام شواهد نشان مي‌دهد كه اين امريكاست كه نمي‌خواهد با جمهوري اسلامي كنار بيايد‌، وگرنه جمهوري اسلامي حاضر به معامله با امريكاست و هر جا كه امريكا پذيرفته‌، با آن همكاري كرده است‌. مثلاً بسياري از مقامات امريكايي مي‌پذيرند كه جمهوري اسلامي در افعانستان و عراق و تاجيكستان با امريكا همكاري كرده است‌. اما مسئله اين است كه آن‌ها به اين حد از همكاري قانع نيستند‌. مخصوصاً سياست سازان اصلي حكومت بوش جاي ترديدي باقي نگذاشته‌اند كه خواهان «‌تغيير رژيم‌» در ايران هستند و اين جناح‌هاي مختلف رژيم را به هم نزديك مي‌كند و مسئله رابطه با امريكا را به يك مسئله امنيتي حياتي براي رژيم تبديل مي‌كند‌. طبيعي است كه چنين مسئله‌اي نمي‌تواند به يك مسئله انتخاباتي‌، يعني موضوع بحث و مشاجره در ميان جناح‌هاي حكومتي تبديل شود‌.
اما حمله ي امريكا به ايران در هر سطحي كه باشد و به هر بهانه‌اي كه صورت بگيرد‌، جز مصيبت براي مردم ايران و نقض حق حاكميت اين مردم و حتا به خطر انداختن موجوديت ايران معنايي ندارد و حتماً بايد به وسيله‌ي همه ايرانيان طرفدار دموكراسي و استقلال كشور محكوم شود‌. مردمي كه براي آزادي و دموكراسي و حق حاكميت‌شان مبارزه مي‌كنند‌، جز مخالفت و مقابله ي قاطع با هرنوع دخالت قدرت‌هاي خارجي در تعيين سرنوشت‌شان چاره‌ي ديگري ندارند‌. كساني كه مداخله‌ي امريكا در ايران را براي رهايي از چنگ جمهوري اسلامي لازم يا مفيد مي‌دانند‌، دانسته يا ندانسته‌، در مسير تبه‌كارانه‌اي پيش مي‌روند و كارشان جز مردم فروشي معناي ديگري نمي‌تواند داشته باشد‌. مخالفت با مداخله امريكا در ايران نه بايد به كنار آمدن با جمهوري اسلامي بيانجامد و نه به كاستن مبارزه براي سرنگوني آن‌. برخلاف نظر شايعِ عاميانه‌، پيكار براي دموكراسي در ايران فقط در يك جبهه پيش نخواهد رفت‌. ما ناگزيريم هم زمان هم با جمهوري اسلامي بجنگيم و هم عليه هر نوع مداخله امپرياليستي (‌خواه نظامي باشد‌، خواه سياسي‌) بايستيم‌. تصادفاً يكي از محتمل‌ترين و آني‌ترين نتايج مداخله امريكا در ايران‌، تقويت رژيم جهنمي جمهوري اسلامي در مقابل جنبش آزادي و برابري خواهي مردم ايران خواهد بود‌. تجربه‌ي عراق شاهد زنده‌اي است در برابر ما‌. بمباران هوايي و محاصره‌ي اقتصادي 12 ساله‌ي عراق نه تنها نتوانست رژيم صدام حسين را بيندازد‌، بلكه موقعيت آن را در مقابل مردم عراق تقويت كرد‌، مردم عراق را به خاك سياه نشاند و طبق آمارهاي رسمي بيش از 500 هزار كودك عراقي را به كام مرك فرستاد‌. در واقع كشتار مردم عراق از طريق آن محاصره ي اقتصادي جهنمي به مراتب بيشتر از كشتاري بوده كه اشغال جنايت‌كارانه‌ي آن كشور توسط امريكا و متحدان‌اش تاكنون به دنبال داشته است‌. امريكا (‌و اسرائيل‌) مي‌كوشند تلاش جمهوري اسلامي براي دست يافتن به سلاح هسته‌اي را دليل موجهي براي بمباران نيروگاه‌هاي ايران نشان بدهند‌. اما چنين بمباراني در خوش بينانه‌ترين ارزيابي‌، براي مردم ايران مصيبتي خواهد بود به مراتب بزرگ‌تر از مصيبت چرنوبيل‌. به عبارت ديگر امريكا و اسرائيل مي‌خواهند براي جلوگيري از خطرات احتمالي سلاح هسته‌اي جمهوري اسلامي‌، نقداً يك آلودگيِ معادل با يك بمباران بزرگ هسته‌اي در فضاي زندگي مردم ايران به راه بيندازند‌. امريكا هم اكنون اين آلودگي را در عراق به وجود آورده است‌. بنا به محاسبات كاملاً علمي و مستند‌، اورانيوم تخليه شده‌اي كه از طريق به كارگيري مهمات ويژه در عراق مورد استفاده قرار گرفته‌، حدود 127 تن تخمين زده مي‌شود كه راديو اكتيو ناشي از آن معادل تقريباً ده‌هزار برابر بمب اتمي است كه امريكايي‌ها در ناگازاكي انداختند‌. ترديدي نيست كه ما حتماً بايد با تلاش‌هاي جمهوري اسلامي براي دست يافتن به سلاح هسته‌اي مخالفت كنيم‌. در كشوري كه دومين ذخاير نفت و گاز جهان را دارد‌، ما حتا به انرژي هسته‌اي (‌جز در سطح كاربردهاي علمي‌) هم نيازي نداريم‌. انرژي هسته‌اي حتا در كشورهاي پيش‌رفته‌ي جهان يك منبع دائمي خطر محسوب مي‌شود و به همين دليل با مخالفت افكار عمومي مترقي تمام اين كشورها روبروست‌. معلوم است كه چنين منبعِ مخاطره‌آميزي در جمهوري اسلامي (‌كه حتا آمار سيل و زلزله را به درستي به اطلاع مردم نمي‌رساند‌) صدها بار خطرناك‌تر مي‌تواند باشد‌. اما مخالفت با برنامه‌هاي هسته‌اي جمهوري اسلامي نبايد به استقبال از حمله‌ي امريكا به ايران بيانجامد‌. زيرا چنين چيزي جز نقد كردن يك خطر احتمالي معناي ديگري ندارد‌. از همه اين‌ها گذشته طرح‌هاي امريكا براي خاورميانه و ايران صريح‌تر از آن است كه بتوان ناديده‌شان گرفت‌. امريكا خواهان «‌تغيير رژيم‌» در ايران است و اين براي دل‌سوزي به مردم زجر كشيده ي ايران نيست‌، براي روي كار آوردن يك حكومت دست نشانده در اين كشور است‌. حكومت دست نشانده‌ي امريكا در ايران‌، در بهترين حالت مي‌شود چيزي در حد همان ديكتاتوري پهلوي (‌چه به صورت سلطنتي باشد و چه به صورت جمهوري‌) كه مردم ايران يك ربع قرن پيش از چنگ آن به زير عباي خميني پناه بردند‌.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.