|
پرچم آمریکا، مثلِ لنگ حمام
|
|
|
هادی خرسندی - نويسنده و سردبير نشريهي «اصغر آقا» در تبعيد از سال ۱۳۵۸
|
|
صفحه 1 از 4 اجازه میخواهم کلاً جواب عرض کنم. چون هرچه به اعشار رفتم، جوابم قابل تقسیم به سؤالات نبود.
آمریکائی ها تازه دارند میفهمند پیکرهي فولادی صدام در بغداد را که با آن تبلیغات پائین کشیدند، مجسمهي واقعی صدام نبوده و مجسمهي یکی از بدل های او بوده است. با اینهمه ، آن عملیات سمبلیک که باد هم به کمکش آمد و پرچم آمریکا را مثل لنگ حمام ، چسباند به سروصورت صدام، کار خودش را کرد. اگر آقای بوش قصد حمله به ایران دارد لازم است ابتدا از طریق عوامل خود در ایران، ترتیبی بدهد که تعدادی مجسمهي بزرگ خامنه ای، جنتی ، شاهرودی ، رفسنجانی .... و مجسمه های کوچکتری از عسکراولادی، پرزیدنت خاتمی، حسن عباسی، ابراهیم یزدی .... در نقاط مختلف تهران و شهرستان ها برپا کنند. بدیهی است تا وقتی که تانک های عراقی دانه دانه این مجسمه ها را (که ما در اینجا به دلایل امنیتی همه شان را نام نمیبریم) پائین نکشند، اشغال ایران امکان پذیر نخواهد بود. یک مجسمهي عسکراولادی چهارتا تانک آمریکا را چپه میکند و کنده نمیشود.
در آن صحنهي تماشائی که پرچم آمریکا صورت مجسمه را پوشاند آن چند نفر (عراقی) یادتان هست که توی آن هیر و ویر پرچم ملی عراق را آوردند و پای مجسمه نمایش دادند و سعی کردند بر پایهي سیمانی مجسمه گیرش بدهند؟ ( و چه تاریخی بود لحظه) خب ما از آنجور آدم ها در ایران چند میلیونی داریم که عراقی هم نیستند! این ها برخلاف آن خانمه و شوهرش در تلویزیون؛ هنوز پرچم کشورشان را به تی- شرتی که عکس کندالیزا رایس رویش باشد ترجیح میدهند!! از سوی دیگر آقای جک استرا وزیر خارجهي بریتانیا که برای رسیدگی به اینگونه مسائل در یکی از برجهای شمال تهران آپارتمان خریده و در ایران اقامت گزیده، احتمال حملهي آمریکا به ایران را غیر ممکن خواند و به انگلیسی هم گفت: «ایمپاسیبل». جک استرا که فارسی را با لهجهي بدی حرف میزند گفت سربازان آمریکائی باید از روی جنازهي من رد شوند. اما من همانطور که قبلاً در ماهنامهي اصغرآقا اعلام کردم ، در صورتی با حملهي آمریکا موافقم که بتواند یکجور بمب به جمهور اسلامی بزند که به ایران نخورد. در آن صورت من با آمریکا همکاری هم میکنم. حتا ممکن است دوتا بمب هم خودم بزنم. در بارهي رابطه رژیم آخوندی با آمریکا، والله من از وقتی که یکی از گروگانگیرهای «لانهي جاسوسی» با یکی از گروگان ها ملاقات کرد و همدیگر را بغل کردند، راجع به رابطهي جمهوری اسلامی با آمریکا قاطی کرده ام. خیلی خوب است حکومت ها با هم کنار بیایند ولی به شرطی ما را وسط نگذارند. من حتا وقتی دیدم ناگهان ولیعهد انگلیس تصمیم گرفت به دیدار زلزله زدگان بم برود و ناغافل سر از دفتر خاتمی درآورد ، دارم شک میکنم که آیا انگلیس ها میتوانند از راه به این دوری، زلزله به بم بفرستند؟ اگر چنین نیست پس چرا زلزله در یک شهر یک سیلابی آمده که نوشتن و تلفظاش برای انگلیسی ها آسان باشد؟ چرا مثلاً زلزله در علیشاه عوض شهریار نیامد؟ (مثلش را میگویم) نهایتاً اگر آمریکا میخواهد جمهوری اسلامی را نگهدارد راه دیگری جز حمله ندارد. لااقل پرزیدنت بوش نباید فعلاً این خوابیده پارس کردنش را کنار بگذارد. شایعهي و توهم حملهي امریکا نه تنها در نتیجهي انتخابات ریاست جمهوری ، بلکه در نتیجهي شمارش آرا هم اثر میگذارد!
|